حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢

  

 

شهید سیّد جواد موسوی

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢

 

 

حضرت فاطمه( علیه السّلام ) می فرمایند:

  • هرکس عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد٬ خداوند برترین مصلحتش را به سوی او پایین می فرستد.

 

منبع : بحار الانوار(ج٢ص٢۴٩)

--------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 95

اعتقادی، تاریخی

دوران جاهلیبت و نعمت بعثت

خدا پیامبر اسلام را به هنگامی مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگدانی بودند، در فتنه ها به سر می برند، هوی و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تکبّر به لغزش های فراوانش کشانده بود، و نادانیهای جاهلیّت پَست و خوارشان کرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در نصیحت و خیر خواهی نهایت تلاش را کرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حکمت  و موعظه ی نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 94

اعتقادی، اخلاقی

1- وصف خدای سبحان

برتر و بزرگ است خدایی که اندیشه های ژرف، حقیقت ذات او را نمی توانند درک کنند، و گمان زیرک ها آن را نمی یابد، آغازی است که نهایتی ندارد تا به آخر رسد، و پایانی ندارد تا ایّام او سپری گردد.

 2- وصف پیامبران آسمانی

پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت گذارد، و در بهترین مکان ها استقرارشان داد. از صُلب کریمانه ی پدران به رحم پاک مادران منتقل فرمود، که هرگاه یکی از آنان در گذشت، دیگری برای پیش برد دین خدا به پا خاست.

3- وصف پیامبر اسلام و اهل بیت(علیه السّلام)

 تا اینکه کرامت اعزان نبوّت از طرف خدای سبحان به حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) رسید. نهاد اصلی وجود او را از بهترین معادن استخراج کرد، و نهال وجود او را در اصیل ترین و عزیز ترین سرزمین ها کاشت و آبیاری کرد، او را از همان درختی که دیگر پیامبران و اَمنیان خود را از آن آفرید به وجود آورد، که عترت او بهترین عترت ها، و خاندانش بهترین خاندان ها، و درخت وجودش از بهترین درختان است، در حرم أمن خدا رویید، و در آغوش خانواده ی کریمی بزرگ شد، شاخه های بلند آن سر به آسمان کشیده که دست کسی به میوه ی آن نمی رسید. پس، پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پیشوای پرهیزکاران، و وسیله ی بینایی هدایت خواهان است، چرغی با نور درخشان، و ستاره ای فروزان، و شعله ای با برق خیره کننده و تابان است، راه و رسم او با اعتدال، و روش زندگی او صحیح و پایدار، و سخنانش روشنگر حقّ و باطل، حکم او عادلانه است. خدا او را از زمانی مبعوث فرمود که با زمان پیامبران گذشته فاصله طولانی داشت و مردم از نیکوکاری فاصله گرفت، و امّت ها به جهل و نادانی گرفتار شده بودند.

4- نصیحت به مردم

خدا شما را بیامرزد، اعمال نیکو براساس نشانه های روشن(1) انجام دهید، زیرا که راه، روشن است، و شما را به خانه أمن و امان دعوت می کند. هم اکنون در دنیایی زندگی می کنید که می توانید رضایت خدا را به دست آوردید. با مهلا و آسایش خاطری که دارید. اکنون نامه عمل سرگشاده، و قلم فرشتگان نویسنده در حرکت است، بدن ها سالم و زبان ها گویاست، توبه مورد قبول و اعمال نیکو را می پذیرند.

(1):راه و رسم آشکار عترت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 93

سیاسی، اعتقادی، تاریخی

(برخی از مورّخان نقل کرده اند که این سخنرانی امام (علیه السّلام) پس از حادثه ی جنگ نهروان در سال 38 هجری ایراد شد).

1- ویژگی های علمی و سیاسی امام علی (علیه السّلام)

پس از حمد و ستایش پروردگار؛ ای مردم! من بودم که چشم فتنه را کندم، و جز من هیچ کس جرأت چنین کاری را نداشت، آنگاه که امواج سیاهی ها بالا گرفت و به آخرین درجه شدّت خود رسید. پس از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید.(1) سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، نمی پرسید از چیزی که میان شما تا روز قیامت می گذرد، ونه از گروهی که صد نفر(2)را هدایت یا گمراه می سازد، جز آن که شما را آگاه می سازم و پاسخ می دهم.

و از آن که مردم را بدان می خواند و آن که رهبریشان می کند و آن که آنان را می راند، و از آنجا که فرود می آیند و آنجا که بارگشایند و آن که از آنها کشته شود و آن که بمیرد، خبر می دهم.

آن روز که مرا از دست دادید، و نگرانی ها و مشکلات بر شما باریدن گرفت، بسیاری از پرسش کنندگان به حیرت فرو رفته می گویند سرانجام چه خواهد شد؟ که گروه بسیاری از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرومانند.

2- خبر از فتنه های آینده

 این حوادث هنگامی رخ نشان می دهد که جنگ در میان شما طولانی شود، و دنیا چنان بر شما تنگ گردد که ایّام بلا را طولانی پندارید، تا روزی که خداوند پرچم فتح و پیروزی را برای باقیمانده ی نیکان شما به اهتزار در آورد(زمان ظهور حضرت حجّت الله تعالی فرجه الشریف) فتنه ها آنگاه که روی آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت کنند حقیقت چنانکه هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آیند شناخته نمی شوند، و چون می گذرند، شناخته می شوند، فتنه ها چون گِرد بادها می چرخند، از همه جا عبور می کنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرینند و از برخی شهرها می گذرند.

3- خبر از فتنه های بنی امیّه

آگاه باشید! همانا ترستناکترین فتنه ها در نظر من، فتنه بنی امیّه بر شما است، فتنه ای کور وظلمانی که سلطه اش همه جا را فرا گرفته و بلای آن دامنگیر نیکوکاران است. هر کس آن فتنه ها را بشناسد نگرانی و سختی آن دامنگیرش گردد، و هر کس که فتنه ها را نشناسد، حادثه ای برای او رخ نخواهد داد.

به خدا سوگند بنی امیّه بعد از من برای شما زمامداران بدی خواهند بود، آنان چونان شتر سرکشی که دست به زمین کوبد و لگد زد و با دندان گاز گیرد و از دوشیدن شیر امتناع ورزد، با شما چنین برخورداری دارند، و از شما کسی باقی نگذارند، جز آن کس که برای آنها سودمند باشد یا آزاری بدانها نرساند. و بلای فرزندان امیّه، بر شما طولانی خواهد ماند چندان که یاری خواستن شما از ایشان چون یاری خواستن بنده باشد از مولای خویش یا تسلیم شده از پیشوای خود.

 فتنه های بنی امیّه پیاپی با چهره ای زشت و ترس آور، و ظلمتی با تاریکی عصر جاهلیّت، بر شما فرود می آید. نه نور هدایتی در آن پیدا، و نه پرچم نجاتی در آن روزگاران بچشم می خورد.

4- سرانجام تلخ و دردناک بنی امیّه

ما اهل بیت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)  از آن فتنه ها در امانیم و مردم را بدان نمی خوانیم، سپس خدا فتنه های بنی امیّه را نابود، و از شما جدا خواهد ساخت مانند جدا شدن پوست از گوشت، که با دست قصّابی انجام پذیرد! خدا با دست افرادی، خواری و ذلّت را به فرزندان امیّه می چشاند که به سختی آنها را کنار می زنند، و جام تلخ بلا و ناراحتی و مصیبت را در کامشان می ریزند، و جز شمشیر چیزی به آنها نمی دهند، و جز لباس ترس بر آنها نپوشانند.

در آن هنگان، قریش دوست دارد آنچه در دنیاست بدهد تا یک بار مرا بنگرد، گرچه لحظه ی کوتاهی(به اندازه کشتن شتری) باشد، تا با اصرارچیزی را بپذیرم که امروز پاره ای از آن را می خواهم نمی دهند.

 

 (1): همه مورّخان و صاحب نظران اعتراف کردند، در طول تاریخ اسلام کسی جز امام علی (علیه السّلام) به هرپرسشی پاسخ نداد، و هر کس ادّعا کرد و گفت از من بپرسید تا پاسخ دهم، رسوا شد و نتوانست به هر سوالی جواب لازم گوید.

(2): ابن ابی الحدید می گوید چون کمتر از عدد ((صد)) چیزی بحساب نمی آید، امام این عدد را مطرح فرمود.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 92

سیاسی، اعتقادی

(پس از قتل عثمان آنگاه که مردم هجوم آوردند تا با امام (علیه السّلام) بیعت کنند، در روز جمعه 25 ذی الحجّه سال 35 هجری در مدینه فرمود )

علل نپذیرفتن خلافت

مرا واگذارید و دیگری را به دست آرید(1)، زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است، و چهره های گوناگون دارد و دل ها بر این بیعت ثابت و عقل ها بر این پیمان استوار نمی ماند، چهره افق حقیقت را( در دوران خلافت سه خلیف) ابرهای تیره ی فساد گرفته، و راه مستقیم حق نا شناخته  ماند. آگاه باشید، اگر دعوت شما را بپذیرم، براساس آنچه که می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن، و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم.اگر مرا رها کنید چون یکی از شما هستم که شاید شنواتر،و مطیع تر از شما نسبت به رئیس حکومت باشم، در حالی که من وزیر ومشاورتان باشم بهتر است که امیر و رهبر شما گردم.

(1): شکّی نیست که امام علی (علیه السّلام)  از طرف خدا به امامت منصوب شد و 120 هزار حاجی از سراسر بلاد اسلامی در غدیر خم به امر خدا و ابلاغ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) با امام بیعت کردند، امّا پس از 25 سال انحراف سیاسی مردم در خلافت، و تغییر ارزش ها، امام در این سخنرانی اتمام حجّت می کند، که می فرماید: ((مرا واگذارید))  یعنی شما تحمّل حکومت عدل را ندارید. امام، طلحه و زبیر را در پیشاپیش جمعیّت می دید که فریاد بیعت سر می دهند، و می دانست آنان از اوّلین گروه های آشوب طلبی هستند که پس از چند ماه، جنگ جَمَل را بر آن حضرت تحمیل خواهند کرد.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 91

اعتقادی، علمی، معنوی

(مسعدة بن صدقه از امام صادق(علیه السّلام) نقل کرد، روزی در مسجد کوفه شخصی به امام علی(علیه السّلام) گفت: خدا را آنگونه توصیف کن که گویا چشم سر او را دیده ایم، امام به خطابه برخاست، مسجد پر از مردم شد، در حالی که خشکناک بود و رنگ صورت امام تغییر کرده بود فرمود)(1)

1- خداشناسی

ستایش خدایی را سزاست که نبخشیدن بر مال او نیفزاید، و بخشیدن او را فقیر نسازد، زیرا هر بخشنده ای جز او، اموالش کاهش یابد، و جز او هر کس از بخشش دست کشد مورد نکوهش قرارگیرد.، اوست بخشنده ی انواع نعمت ها و بهره های فزاینده و تقسیم کننده ی روزی پدیده ها، مخلوقات همه جیره خوار سفره ی اویند، که روزیِ همه را تضمین، و اندازه اش را تعیین فرمود. به مشتاقان خویش و خواستاران آنچه در نزد اوست راه روشن را نشان داد، سخاوت او در آنجا که از او بخواهند، با آنجا که از او درخواست نکنند، بیشتر نیست. خدا اوّلی است که آغاز ندارد، تا پیش از او چیزی بوده باشد، و آخری است که پایان ندارد تا چیزی پس از او وجود داشته باشد. مردمک چشم ها را از مشاهده خود بازداشته است. زمان بر اونمی گذرد تا دچار دگرگونی گردد، و در مکانی قرار ندارد تا پندار جابجایی نسبت به او  روا باشد. اگر آنچه ازدرون معادن کوه ها بیرون می آید، و یا آنچه از لبان پر از خنده صدف های دریا خارج می شود، از نقره های خالص، و طلاهای ناب(2)، دُرهای غلطان، و مرجان های دست چین، همه را ببخشد، در سخاوت او کمتر اثری نخواهد گذاشت، و گستردگی نعمت هایش را پایان نخواهد داد، در پیش او آنقدر از نعمت ها وجود دارد که هرچه انسان ها درخواست کنند تمامی نپذیرد، چون اوبخشنده ای است که درخواست نیازمندان چشمه ی جود او را نمی خشکاند، و اصرار و درخواست های پیاپی او را به بخل ورزیدن نمی کشاند.

2- صفات خدا در قرآن

ای پرسش کننده، درست بنگر، آنچه را که قرآن از صفات خدا بیان می دارد، به آن اعتماد کن، و از نور هدایتش بهرهبگیر، و آنچه را که شیطان تو را به دانستن آن وا می دارد، و کتاب خدا آن را بر تو واجب  نکرده، و در سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامان هدایتگر (علیهما السّلام) نیامده، رها کن و علم آن را به خدا واگذار، که این نهایت حقّ پروردگار بر تو است. بدان، آنها که در علم دین استوارند، خدا آنها را از فرو رفتن در آنچه که بر آنها پوشیده است و تفسیر آن را نمی دانند، و از فرو رفتن در اسرار نهان بی نیاز ساخته است، و آنان را از این رو که به عجز و ناتوانی خود در برابر غیب و آنچه که تفسیر آن را نمی دانند اعتراف می کنند، ستایش فرمود، و ترک ژرف نگری آنان در آنچه که خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن درعلم شناسانده است.

پس به همین مقدار بسنده کن! و خدا را با میزان عقل خود ارزیابی مکن، تا از تباه شدگان نباشی.(3)

اوست خدای توانایی که اگر وهم وخیال انسانها بخواهد برای درک اندازه قدرتش تلاش کند، و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد، و قلب های سراسر عشق مشتاقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید،و عقل ها با تلاش وصف ناپذیر از راه های بسیار ظریف و باریک بخواهند ذات او را درک کنند، دست قدرت بر سینه ی همه نواخته بازگرداند، در حالی که در تاریکی های غیب برای رهایی خود به خدای سبحان پناه می برند و با ناامیدی و اعتراف به عجز از معرفت ذات خدا، باز می گردند، که با فکر وعقل نارسای بشری نمی توان او را درک کرد، و اندازه ی جلال و عزّت او در قلب اندیشمندان راه نمی یابد. خدایی که پدیدها را از هیچ آفرید، نمونه ای در آفرینش نداشت تا از آن استفاده کند، و یا نقشه ای از آفریننده ای پیش از خود، که از آن در آفریدن موجودات بهره گیرد، و نمونه های فراوان از ملکوت قدرت خویش، و شگفتی های آثار رحمت خود، که همه با زبان گویا به وجود پروردگار گواهی می دهند را به ما نشان داده که بی اختیار ما را به شناخت پروردگار می خوانند.

در آنچه آفریده آثار صنعت ونشانه های حکمت او پدیدار است، که هر یک از پدیده ها حجّت و برهانی بر وجود او می باشند، گرچه برخی مخلوقات، به ظاهر ساکت اند، ولی بر تدبیر خداوندی گویا، و نشانه های روشنی بر قدرت و حکمت اویند!

 خداوندا! گواهی می دهم، آن کس که تو را به اعضای گوناگون پدیده ها و مفاصل به هم پیوسته که به فرمان حکیمانه تو در لابلای عضلات پدید آمده، تشبیه می کند، هرگز در ژرفای ضمیر خود تو را نشناخته، و قلب او با یقین اُنس نگرفته است، و نمی داند که هرگز برای توهمانندی نیست. و گویا بیزاری پیروان گمراه از رهبران فاسد خود را نشنیده اند که می گویند: (( به خدا سوگند ما در گمراهی آشکار بودیم که شما را با خدای جهانیان مساوی پنداشتیم))

دروغ گفتند مشرکان که تورا با بُت های خود همانند پنداشتند، و با وَهم و خیال خود گفتند پیکری چون بُتهای ما دارد، و با پندار نادرست تو را تجزیه کرده، و با اعضا گوناگون مخلوقات تشبیه کردند.

خدایا! گواهی می دهم آنان که تو را با چیزی از آفریده های تو مساوی شمارند از تو روی برتافته اند و آن که از تو روی گردان شود براساس آیات محکم قرآن، و گواهی براهین روشن تو، کافر است. تو همان خدای نامحدودی هستی که در اندیشه های نگُنجی تا چگونگی ذات تو را درک کنند، و درخیال و وهم نیایی تا تو را محدود و دارای حالات گوناگون پندارند.

3- وصف پروردگار در آفرینش موجودات گوناگون

آنچه را آفرید با اندازه گیری دقیقی استوار کرد، و با لطف و مهربانی نظمشان داد، و به خوبی تدبیرکرد. هر پدیده را برای همان جهت که آفریده شد به حرکت درآورد، چنانکه نه از حد و مرز خویش تجاوز نماید و نه در رسیدن به مراحل رشد خود کوتاهی کند، و این حرکت حساب شده را بدون دشواری به سامان رساند تا براساس اراده او زندگی کند.

پس چگونه ممکن است سرپیچی کند؟ در حالی که همه ی موجودات از اراده ی خدا سرچشمه می گیرند، خدایی که پدید آورنده موجودات گوناگون است، بدون احتیاج به اندیشه و فکری که به آن روی آورد، یا غریزه ای که در درون پنهان داشته باشد، و بدون تجربه از حوادث گذشته، و بدون شریکی که در ایجاد امور شگفت انگیز یا ریش کند، موجودات را آفرید، پس آفرینش کامل گشت و به عبادت و اطاعت او پرداختند، دعوت او را پذیرفتند و در برابر فرمان الهی سستی و درنگ نکردند و در اجرای فرمان الهی توقف نپذیرفتند. پس کجی های هرچیزی را راست، و مرزهای هریک را روشن ساخت، و با قدرت خداوندی بین اشیاء متضاد هماهنگی ایجاد کرد، و وسائل ارتباط آنان را فراهم ساخت، و موجودات را از نظر حدود، اندازه، و غرائز، و شکل ها، و قالب ها، و هیئت های گوناگون، تقسیم واستوار فرمود، و با حکمت و تدبیر خویش هریکی را بهس سرشتی که خود خواست درآورد.

4- چگونگی آفرینش آسمان ها

فضای باز وپستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون اینکه بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های  آن را به هم آورد، و هر یک را با آنچه که تناسب داشت و جفت بود پیوند داد، و دشواری فرود آمدن و برخاستن را بر فرشتگانی که فرمان او را به خلق رسانند یا اعمال بندگان را بالا برند آسان کرد.

درحالی که آسمان به صورت دود و بخار بود به آن فرمان داد، پس رابطه های آن را برقرار ساخت، سپس آنها را از هم جدا کرد وبین آنها فاصله انداخت، و بر هر راهی و شکافی از آسمان، نگهبانی از شهاب های روشن گماشت، و با دست قدرت آنها را از حرکت ناموزون در فضا نگهداشت، و دستور فرمود تا برابرفرمانش تسلیم باشند.

 و آفتاب را نشانه ی روشنی بخش روز، و ماه را، با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد، و آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد، و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد(4)تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب وروز تفوت باشد، و قابل تشخیص شود، و با رفت و آمد آن ها شماره ی سالها، و اندازه گیری زمان ممکن باشد.

پس در فضای هرآسمان فلک آن را آفرید، و زینتی از گوهر های تابنده و ستارگان درخشنده بیاراست، و آنان را که خواستند اسرار آسمان ها را دزدانه در یابند، با شبهات های سوزان تیرباران کرد، و تمامی ستارگان از ثابت واستوار، و گردنده و بی قرار، فرود آینده وبالا رونده، و نگران کننده و شادی آفرین(5)را، تسلیم اوامر خود فرمود.

5- ویژگی های فرشتگان

سپس، خداوندی سبحان برای سکونت بخشیدن در آسمان ها، و آباد ساختن بالاترین قسمت از ملکوت خویش، فرشتگانی شگفت آفرید، و تمام شکاف ها و راه های گشاده آسمان ها را با فرشتگان پر کرد، و فاصله جوّ آسمان را از آنها گستراند، که هم اکنون صدای تسبیح آنها فضای آسمان را پر کرده: در بارگاه قدس، درون پرده های حجاب و صحنه های مجد و عظمت پروردگار، طنین انداز است.، در ماورای آنها زلزله هایی است که گوش ها را کر می کند و شعاع های خیره کننده ی نور، که چشم ها را از دیدن باز می دارد، و ناچار خیره بر جای خویش می ماند.

 خدا فرشتگان را درصورت هایی مختلف و اندازه های گوناگون آفرید، و بال و پرهایی برای آنها قرار داد، آنها که همواره در تسبیح جلال و عزّت پروردگار به سر می برند، و چیزی از شگفتی های آفرینش پدیده ها را به خود نسبت نمی دهند ودر آنچه از آفرینش پدیده ها که خاص خداست، ادّعایی ندارند:

(( بلکه بندگانی بزرگوارند، که در سخن گفتن از او پیشی نمی گیرند . به فرمان الهی عمل می کنند))

خدا فرشتگانی را امین وحی خود قرار داد، و برای رساندن پیمان امر ونهی خود به پیامبران، از آنها استفاده کرد، و روانه ی زمین کرده، آنها را از تردید شبهات مصونیّت بخشید، که هیچ کدام از فرشتگان از راه رضای حق منحرف نمی گردند.

آنها را از یاری خویش بهره مند ساخت، و دل هایشان را در پوششی از تواضع و فروتنی و خشوع  آرامش درآورد، درهای آسمان را بر رویشان گشود تا خدا را به بزرگی بستایند، و برای آنها نشانه های روشن قرار داد تا به توحید او بال گشایند.

سنگینی های گناهان هرگز آنها را در انجام وظیفه دل سرد نساخت، و گذشت شب و روز آنها را به سوی مرگ سوق نداد، تیرهای شک وتردید خلل در ایمانشان ایجاد نکرد، و شک و گمان در پایگاه یقین آنها راه نیافت، و آتش کینه در دل هایشان شعله ور نگردید،حیرت و سرگردانی آنها را از ایمانی که دارند و آنچه از هیبت و جلال خداوندی که در دل نهادند جدا نساخت و وسوسه ها در آنها راه نیافته، تا شک وتردید بر آنها تسلط یابد.

6- اقسام فرشتگان(6)

گروهی از فرشتگان در آفرینش ابرهای پرآب، و در آفرینش کوه های عظیم وسربلند، و خلقت ظلمت و تاریکی ها نقش دارند، و گروهی دیگر، قدم هایشان تا ژرفای زمین پایین رفته، و چونان پرچمهای سفیدی دل فضا را شکافته اند، و در زیر آن بادهایی است که به نرمی حرکت کرده و در مرزهای مشخّصی نگاهش می دارد.

7- صفات والای فرشتگان

اشتغال به عبادت پروردگار، فرشتگان را از دیگر کارها بازداشته، و حقیقت ایمان مان آنها و معرفت حق، پیوند لازم ایجاد کرد، نعمت یقین آنها را شیدای حق گردانید که به غیر خدا هیچ علاقه ای ندارند.

شیرینی معرفت خدا را چشیده و از جام محبّت پروردگار سیرآب شدند، ترس و خوف الهی در ژرفای جان فرشتگان راه یافته، و از فراوانی عبادت قامتشان خمیده و شوق و رغبت فراوان، از زاری و گریه شان نکاسته است. مقام والای فرشتگان، از خشوع و فروتنی آنان کم نکرد، و غرور وخودبینی دامنگیرشان نگردید، تا اعمال نیکوی گذشته را شماره کنند، و سهمی از بزرگی و بزرگواری برای خود تصوّرنمایند. گذشت زمان آنان را از انجام وظایف نرنجانده و از شوق ورغبتشان نکاسته تا از پروردگار خویش ناامید گردند.

از مناجات های طولانی، خسته نشده، و اشتغال به غیر خدا آنها را تحت تسلط خود در نیاورده است، و از فریاد استغاثه و زاری آنها فروکش نکرده و در مقام عبادت و نیایش دوش به دوش هم همواره ایستاده اند، راحت طلبی آنها را به کوتاهی در انجام دستوراتش وادار نساخته، و کودنی و غفلت و فراموشی بر تلاش و کوشش و عزم راسخ فرشتگان راه نمی یابد، و فریب های شهوت، همّت های بلندشان را تیر باران نمی کند.

فرشتگان، ایمان به خدای صاحب عرش را ذخیره ی روز بی نوایی خود قرار داده و آن هنگام که خلق به غیر خدا روی می آورد آنها تنها متوجّه پروردگار خویشند، هیچ گاه عبادت خدا را پایان نمی دهند، و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهی و اطاعت پروردگار سُست نمی کنند، آنچه آنان را شیفته اطاعت خدا کرده بذر محبّت است که در دل می پرورانند، و هیچگاه دل از بیم و امید او بر نمی دارند.

عوامل ترس آنها را از مسئولیت باز نمی دارد تا در انجام وظیفه سستی ورزند، طمع ها به آنان شبیخون نزده تا تلاش دنیا را بر کار آخرت مقدّم دارند، اعمال گذشته خود را بزرگ نمی شمارند، و اگر بزرگ بشمارند امیدوارند، و امید فراوان نمی گذارد تا از پروردگار ترسی در دل داشته باشند.

8- پاک بودن فرشتگان از رذایل اخلاقی

 فرشتگان درباره ی پروردگار خویش به جهت وسوسه های شیطانی اختلاف نکرده اند، و برخوردهای بد باهم نداشته و راه جدایی نگیرند.کینه ها و حسادت ها در دلشان راه نداشته و عوامل شک وتردید و خواهش های نفسانی، آنها را از هم جدا نساخته، و افکار گوناگون آنان را به تفرقه نکشاند است.

فرشتگان بندگان ایمانند، و طوق بندگی برگردن افکنده و هیچ گاه با شک وتردید وسُستی، آن را بر زمین نمی گذارند. در تمام آسمان ها جای پوستینی خالی نمی توان یافت مگر آن که فرشته ای به سجده افتاده، یا در کار و تلاش است. اطاعت فراوان آنها بر یقین و معرفتشان نسبت به پروردگار می افزاید، و عزّت خداوند عظمت او را در قلبشان بیشتر می نماید.

9- چگونگی آفرینش زمین

زمین را به موج های پرخروش، و دریاهای موّاج فرو پوشاند، موج هایی که بالای آنها به هم می خورد و در تلاطمی سخت، هریک دیگری را واپس می زد، چونان شتران نر مست، فریاد کنان و کف بر لب، به هر سوی روان بودند.(7)

پس، قسمت های سرکش آب از سنگینی زمین فرو نشست و هیجان آنها بر اثر تماس با سینه زمین آرام گرفت.

زیرا زمین با پشت بر آن می غلطید و آن همه سر و صدای امواج ساکن و ارام شده، چون اسب افسار شده رام گردید.

خشکی های زمین در دل امواج، گسترد، و آب را از کبر و غرور و سرکشی و خروش بازداشت، و از شدّت حرکتش کاسته شد، و بعد از آن همه حرکت های تند ساکت شد، و پس از آنهمه خروش و سرکشی متکبّرانه به جای خویش ایستاد.

پس هنگامی که هیجان آب در اطراف زمین فرو نشست و کوه های سخت و مرتفع را بردوش خود حمل کرد، چشمه های آب از فراز کوه ها بیرون آورد و آب ها را در شکاف بیابان ها و زمین های هموار روان کرد، و حرکت زمین را با صخره های عظیم و قلّه کوه های بلند نظم داد، و زمین به جهت نفوذ کوه ها در سطح آن، و فرو رفتن ریشه ی کوه ها در شکاف های آن و سوار شدن بر پشت دشت ها و صحراها، از لرزش و اضطراب باز ایستاد.

10- نقش پدیده های جوی در زمین

و بین زمین و جو فاصله افکند، و وَزِش بادها را برای ساکنان آن آماده ساخت، تمام نیازمندیها و وسائل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیّا فرمود، آنگاهیچ بلندی از بلندی های زمین راکه آب سرچشمه ها ونهرها به آن راه ندارد وانگذاشت، بلکه ابرهایی را آفرید تا قسمت های مرده ی آن احیا شود، و گیاهان رنگارنگ برویند.

قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند، و با به هم خوردن ابرها، برق ها درخشیدن گرفت، و از درخشندگی ابرهای سفید کوه پیکر، ومتراکم چیزی کاسته نشد. ابرها را پی در پی فرستاد تا زمین را احاطه کردند، و بادها شیر ِ باران را از ابرها  دوشیدند، و بشدّت به زمین فرو ریختند، ابرها پایین آمده سینه بر زمین ساییدند، و آنچه بر پشت داشتند فرو ریختند که در بخش های بی گیاه زمین انواع گیاهان روییدن گرفت، و در دامن کوه ها، سبزه ها پدید آمد.

11- زیبایی های زمین

پس زمین به وسیله باغ های زیبا، همگان را به سرور و شادی دعوت کرده، با لباس نازک گلبرگ ها که برخود پوشید، هر بیننده ای را به شگفتی واداشت.(8) و با زینت و زیوری که از گلوبند گل های گوناگون، فخرکنان خود را آراست، هر بیننده ای را به وجد آورد، که فرآورده های نباتی را، توشه و غذای انسان، و روزی حیوانات قرار داد. در گوشه و کنار آن درّه های عمیق آفرید، و راه ها و نشانه ها برای آنان که بخواهند از جادّه های وسیع آن عبور کنند، تعیین کرد.

 12- داستان زندگی آغازین آدم(علیه السّلام) و اعزام پیامبران(صلی الله علیه و آله و سلّم)

هنگامی که خدا زمین را آماده زندگی انسان ساخت و فرمان خود را صادر فرمود، آدم(علیه السّلام) را از میان مخلوقاتش برگزید، و او را نخستین و برترین مخلوق خود در زمین قرار داد. ابتدا آدم را در بهشت جای داده و خوراکی های گوارا به او بخشید و از آنچه که او را منع کرد پرهیز داد و آگاهش ساخت که اقدام بر آن، نافرمانی بوده و مقام و ارزش او را به خطر خواهد افکند. امّا آدم(علیه السّلام) به آنچه نهی شد، اقدام کرد(9) و علم خداوند درباره او تحقّق یافت، تا آن که پس از توبه، او را از بهشت به سوی زمین فرستاد، تا با نسل خود زمین را آباد کند، و بدین وسیله حجت را بر بندگان تمام کرد، و پس از وفات آدم(علیه السّلام) زمین را از حجّت خالی  نگذاشت و میان فرزندان آدم(علیه السّلام) و خود، پیوند شناسایی برقرار فرمود، و قرن به قرن، حجّت ها و دلیل ها را بر زبان پیامبران برگزیده آسمانی و حاملان رسالت خویش جاری ساخت، تا اینکه سلسله ی انبیاء با پیامبر اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) به اتمام رسید و بیان احکام و انذار و بشارت الهی به سر منزل نهایی راه یافت.

13- آفرینش امکانات زندگی

روزی ِ انسان ها را اندازه گیری و مقدّر فرمود، گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت بگونه ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی درآمیخت، و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران شادی وسرور را با غصّه و اندوه نزدیک ساخت، اَجل وسرآمد زندگی را مشخّص کرد، آن را گاهی طولانی و زمانی کوتاه قرار داد، مقدّم یا موخّر داشت، و برای مرگ، اَسباب و وسائلی فراهم ساخت، و با مرگ، رشته های  زندگی را در هم پیچید و پیوندهای خویشاوندی را از هم گسست تا آزمایش گردند.

14- تعریف علم خداوند

خداوند از اسرار پنهانی مردم و از نجوای آنان که آهسته سخن می گویند و از آنچه که در فکرها بواسطه ی گُمان خطور می کند، و تصمیم هایی که به یقین می پیوندد، و از نگاه های رمزی چشم که از لابلای پِلک ها خارج می گردد، آگاه است. خدا از آنچه در مخفی گاه های دل ها قرار دارد، و از اموری که پشت پرده ی غیبت پنهان است، و آنچه را که پرده های گوش مخفیانه می شنود، و از اندرون لانه های تابستانی مورچگان، و خانه های زمستانی حشرات، از آهنگ اندوهبار زنان غمدیده و صدای آهسته قدم ها، آگاهی دارد.

خدای سبحان از جایگاه پرورش میوه در درون پرده های شکوفه ها، و از مخفی گاه غارهای حیوانات وحشی در دل کوه ها، واعماق درّه ها، از نهانگاه پشّه ها بین ساقه ها و پوست درختان، از محل پیوستگی برگ ها به شاخسارها، و از جایگاه نطفه ها در پشت پدران، آگاه است.

خدا از آنچه پرده ی ابر را به وجود می آورد و به هم می پیوندد، و از قطرات بارانی که از ابرهای  متراکم  می بارند، و از آنچه که گردبادها از روی زمین برمی دارند، و باران ها با سیلاب آن را فرو می نشانند و نابود می کنند، از ریشه گیاهان زمین که میان انبوه شن و ماسه پنهان شده است، از لانه پرندگانی که در قلّه بلند کوه ها جای گرفته، و از نغمه های مرغان در آشیانه های تاریک، از لؤلؤهایی که در دل صدف ها پنهان است، و امواج دریاهایی که آنها را در دامن خویش پروراندند آگاهی دارد.

خدا از آنچه که تاریک شب آن را فراگرفته، و یا نور خورشید برآن تافته، و آنچه تاریکی ها و امواج نور، پیاپی آن را در بر می گیرد، از اثر هر قدمی، از احساس هر حرکتی، و آهنگ هر سخنی، و جنبش هر لبی، و مکان هر موجود زنده ای، و وزن هر ذره ای، و ناله ی هر صاحب اندوهی اطلاع دارد.

خدا هر آنچه از میوه ی شاخسار درختان و برگ هایی که روی زمین ریخته و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون وجنین که به شکل پاره ای گوشت است، و پرورش دهنده انسان و نطفه آگاهی دارد، و برای این همه آگاهی، هیچ گونه زحمت و دشواری برای او وجود ندارد و برای نگهداری این همه از مخلوقات رنگارنگ که پدید آورده دچار نگرانی نمی شود، و در تدبیر امور مخلوقات، سُتی و ملالی در او راه نمی یابد، بلکه علم پروردگار در آنها نفوذ یافته و همه ی آنها را شماره کرده است، و عدالتش همه را در برگرفته و با کوتاهی کردن مخلوقات در ستایش او، باز فضل و کرمش تداوم یافته است.

15- نیایش امیرالمومنین(علیه السّلام)

خدایا! تویی سزاوار ستایش های نیکو، و بسیار و بی شمار تو را ستودن اگر تو را آرزو کنند پس بهترین آرزویی، و اگر به تو امید بندند، بهترین امیدی.

خدایا! درهای نعمت بر من گشودی که زبان به مدح غیر نو نگشایم،

وبر این نعمت ها غیر از تو را ستایش نکنم، و زبان را در مدح نومیدکنندگان، و آنان که مورد اعتماد نیست باز نکنم. خداوندا! هر ثناگویی از سوی ستایش شده پاداشی دارد، به تو امید بستم که مرا به سوی ذخائر رحمت و گنج های آمرزش آشنا کنی. خدایا! این بنده ی توست که تو را یگانه می خواند، و توحید و یگانگی تو را سزاست، و جز تو کسی را سزاوار این ستایش ها نمی داند. خدایا! مرا به درگاه تو نیازی است که جز فضل تو جبران نکند، و آن نیازمندی را جز عطا و بخشش تو به توانگری مبدّل نگرداند. پس در این مقام رضای خود را به ما عطا فرما، و دست نیاز ما را از دامن غیر خود کوتاه گردان که((تو برهر چیز توانایی.))

(1):توحید شیخ صدوق ص48

(2):اشاره به علم: تلژلوژیteltg,togy (فلز شناسی) و متالوژیmetaliogy(استخراج فلزّات)

(3):اثبات این حقیقت که عقل یکی از ابزارهای شناخت است و نباید به آن اصالت داد که اشاره به نقد راسیونالیسم(اصالت عقل) دارد.

(4):اشاره به: مترولوژی metrology( شناخت پدیده های جوّی)

(5): امروزه دانشمندان، این حقیقت را به اثبات رسانده اند که حرکت ستارگان و انفجارهائی که در کرات بالا به وجود می آید در شادی ونگرانیف و وضع روانی وعصبی مردم روی زمین أثر می گذارد، که در پدید آمدن اضطراب های روانی، درگیریها، و جنگ و زد وخورد های اجتماعی موثّر است.

(6): با طرح موجوداتی غیر عادّی چون فرشتگان، فرشتگان، روح وارواح، تفکّر اصالت مادّه(ماتریالیسم) را مورد نقد قرار می دهد و این حقیقت به اثبات می رسد که موجوداتی غیر عادّی و جهانی فراسوی مادِبات وجود دارند.

(7): اشاره به: ژِئولوژی geology(زمین شناسی) و گرولوژی gerology(شناخت طبقات زمین)

(8):اشاره به علم: ایستسکس aestheics(زیبا شناسی)

(9): زندگی کوتاه مدّت حضرا آدم(ع) در بهشت بود، که امر و نهی الهی در آنجا همانند دنیا نیست تا گناه باشد، چون پیامبران از هرگونه واشتباهی مصون بوده ومعصومند.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 90

اعتقادی، اخلاقی

1- خدا شناسی

سپاس خداوندی را، که بی آن که دیده شود شناخته شده، و بی آن که اندیشه ای به کار گیرد آفریننده است، خدایی که همیشه بوده و تا ابد خواهد بود، آنجا که نه از آسمان دارای برج های زیبا خبری بود، و نه از پرده های فروافتاده اثری به چشم می خورد، نه شبی تاریک و نه دریایی آرام، نه کوهی با راه های گشوده، نه درّه ای پر پیچ وخم، نه زمین گسترده، و نه آفریده های پراکنده وجود داشت.

خدا پدیدآورنده ی پدیده ها و وارث همگان است، خدای آنان و روزی ِ دهنده ایشان است، آفتاب و ماه به رضایت او می گردند که هر تازه ای را کهنه، و هر دوری را نزدیک می گردانند. خدا، روزی مخلوقات را تقسیم کرد، و کردار و رفتارشان را برشمرد، از نَفَس ها که می زنند، و نگاه های دزدیده که دارند، و رازهایی که در سینه ها پنهان کردند. و جایگاه پدیده ها را در شکم مادران و پشت پدران تا روز تولد و سرآمد زندگی ومرگ، همه را می داند.

اوست خدایی که با همه ی وسعتی که رحمتش دارد، کیفرش بر دشمنان سخت است و با سختگیری که دارد، رحمتش همه دوستان را فراگرفته است، هرکس که با او به مبارزه برخیزد بر او غلبه می کند، و هر کس دشمنی ورزد هلاکش می سازد، هر کس با او کینه و دشمنی ورزد تیره روزش کند، وبر دشمنان پیروز است، هر کس به او توکّل نماید او را کفایت کند، و هر کس از او بخواهد، می پردازد، و هر کس برای خدا به محتاجان قرض دهد وامش را بپردازد، و هر که او را سپاس گوید، پاداش نیکو دهد.

2- اندرزهای حکیمانه

بندگان خدا! خود را بسنجید قبل از آن که مورد سنجش قرار گیرید، پیش از آن که حسابتان را برسند حساب خود را برسید، و پیش از آن که راه گلو گرفته شود نفس راحت بکشید، و پیش از آن که با زور شما را به اطاعت وادارند، فرمانبردار باشید.

بدانید همانا آ ن کس که خود را یاری نکند و پند دهنده و هشدار دهنده خویش نباشد، دیگری هشداردهنده و پند دهنده ی او نخواهد بود.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 89

اعتقادی، اخلاقی، سیاسی

(این خطبه طبق نقل برخی از شارحان در شهر کوفه ایراد شد)

1- وصف روزگاران بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود که از زمان بعثت پیامبران مدّت ها گذشته، و ملّت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فراگرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می کشید و دنیا، بی نور و پر از مکر و فریب گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه ی آن خبری نبود، آب حیات فروخشکیده و نشانه های هدایت کهنه و ویران شده بود. پرچم های هلاکت و گمراهی آشکار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می نگریست، و با چهره ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می گشت. میوه ی درخت دنیا در جاهلیّت فتنه، و خوراکش مردار بود، در درونش وحشت و اضطراب، و بر بیرون شمشیرهای ستم حکومت داشت.

2- عبرت آموزی از روزگار جاهلیّت

ای بندگان خدا! عبرت گیرید، و همواره به یاد زندگانی پدران وبرادران خود در جاهلیبت باشید، که از این جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده، برابر آن محاسبه می گردند.

به جان خودم سوگند! پیمانی برای زندگی و مرگ و نجات از مجازات الهی بین شما و آنها بسته نشده است، و هنوز روزگار زیادی نگذشته، و از آن روزگارانی که در پشت پدران خود بودید زیاد دور نیست.(1)

به خدا سوگند، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) چیزی به آنها گوشزد نکرد جز آن که من همان را به شما می گویم، شنوایی امروز شما از شنوایی آنها کمتر نیست، همان چشم ها و قلب هایی که به پدرانتان دادند به شما نیز بخشیدند. به خداسوگند، شما پس از آنها مطلبی را ندیده اید که آنها نمی شناختند، و شما به چیزی اختصاص داده نشدید که آنها محروم باشند، راستی حوادثی به شما روی آورده مانند شتری که مهار کردنش مشکل است، و میانبندش سُست و سواری بر آن دشوار است.

مبادا آنچه که مردم دنیا را فریفت شما را بفریبد! که دنیا [دامی است مانند] سایه ای گسترده و کوتاه، [که] تا سرانجامی روشن ومعیّن [ یعنی مرگ آدمیان را رها نمی کند.]

 (1): یک ربع (25 سال) نگذشته بود که مردم دگرگون شدند.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 88

اخلاقی، سیاسی

(به نقل برخی از شارحان، این خطبه در سال 36 هجری پس از قتل عثمان در مدینه ایراد شد)(1)

عوامل هلاکت انسانها

پس از ستایش پروردگار؛ خدا هرگز جبّاران دنیا را در هم نشکسته مگر پس از آن که مهلت های لازم و نعمت های فراوان بخشید، و هرگز استخوان ِ شکسته ی ملّتی را بازسازی نفرمود مگر پس از آزمایش ها وتحمّل مشکلات.مردم! در سختی هایی که با آن روبرو هستید و مشکلاتی که پشت سرگذاردید، درس های عبرت فراوان وجود دارد. نه هر که صاحب قلبی است خردمند است، و نه هر دارنده ی گوشی شنواست، و نه هر دارنده ی چشمی بیناست.

در شگفتم، چرا در شگفت نباشم؟! از خطای گروه های پراکنده با دلایل مختلف که هر یک در مذهب خود دارند! نه گام برجای گام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) می نهند، و نه از رفتار جانشین او پیروی می کنند، نه به غیب ایمان می آورند ونه خود را از عیب برکنار می دارند. به شُبُهات عمل می کنند و در گرداب شهوات غوطه ورند، نیکی در نظرشان همان است که می پندارند، و زشتی ها همان است که آنها منکرند. در حل مشکلات به خود پناه می برند، و در مبهمات تنها به رأی خود تکیه می کنند، گویا هر کدام، امام و راهبر خویش می باشند که به دستگیره های مطمئن و اسباب محکمی که خود باور دارند چنگ می زنند.

(1): ارشاد شیخ مفید و شرح منهاج البراعة خوئی ج6ص251و249

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 87

اعتقادی، اخلاقی، سیاسی

(برخی از شارحان گفتند که این خطبه در شهر کوفه ایراد شد)

1- معرّفی بهترین بنده خدا( الگوی انسان کامل)

ای بندگان خدا! همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده ای است که خدا او را در پیکار با نفس یاری داده است، آن کس که جامه زیرین او اندوه، و لباس رویین او ترس از خداست؛ چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم برای روزی او فراهم آمده و دوری ها و دشواری ها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است.

حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده واعمال نیکو، فراوان انجام داده است. از چشمه ی گوارای حق سیراب گشته، چشمه ای که به آسانی به آن رسیده و از آن نوشیده سیراب گردید.

راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون کرده، و جز یک غم، از تمام غم ها خود را می رهاند. واز صف کوردلان و مشارکت با هواپرستان خارج شد، کلید بازکننده ی درهای هدایت شد و قفل درهای گمراهی و خواری گردید. راه هدایت را با روشندلی دید، و از همان راه رفت، و نشانه های آن را شناخت و از امواج سرکش شهوات گذشت. به استوارترین دستاویزها و محکم ترین طناب ها چنگ انداخت، چنان به یقین و حقیقت رسید که گویی نور خورشید بر او تابید، در برابر خداوند خود را به گونه ای تسلیم کرد که هر فرمان او را انجام می دهد وهر فرعی را به اصلش باز می گرداند.چراغ تاریکی ها، و روشنی بخش تیرگی ها، کلید درهای بسته و برطرف کننده دشواری ها، و راهنمای گمراهان در بیایان های سرگردانی است.

سخن می گوید، خوب می فهماند، سکوت کرده به سلامت می گذرد، برای خدا اعمال خویش را خالص کرده آن چنان که خدا پذیرفته است، از گنجینه های آیین خدا و ارکان زمین است.

خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن که هوای نفس را از دل بیرون رانده است، حق را می شناساند و به ان عمل می کند. کار خیری نیست مگر که به ان قیام می کند، و در هیج جا گمان خیری نبرده جز آن که به سوی آن شتافته.

اختیار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پیشوای خود قرار داده است، هرجا که قرآن باراندازد فرود آید، و هرجا که قرآن جای گیرد مسکن گزیند.

2- وصف زشت ترین انسان((عالم نمایان))

و دیگری که او را دانشمند نامند امّا از دانش بی بهره است، یک دسته از نادانی ها را از جمعی نادان فراگرفته، و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته، و دام هایی از طناب های غرور و گفته های دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را بر امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد، و حق را به هوس های خود تفسیر می کند.

مردم را از گناهان بزرگ ایمن می سازد، و جرائم بزرگ را سبک جلوه می دهد. ادّعا می کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد، امّا در آنها غوطه می خورد.می گوید: از بدعت ها دورم، ولی در آنها غرق شده است. چهره ی ظاهر او چهره ی انسان، و قلبش قلب حیوان درنده است، راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود، و راه خطا و باطل را نمی داند که از آن بپرهیزد، پس مرده ای است در میان زندگان.

 

3- شناساندن عترت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامان راستین(علیهما السّلام)

مردم! کجا می روید؟ چرا از حق منحرف می شوید؟ پرچم های حق بر و نشانه های آن آشکار است، با اینکه چراغهای هدایت روشنگر راهند، چون گمراهان به کجا می روید؟ چرا سرگردانید؟ در حالی که عترت پیامبر شما در میان شماست، آنها زمامداران حق و یقینند؛ پیشوایان دین، و زبان های راستی و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانی که به سوی آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید.

ای مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید که فرمود:

هرکه از ما می میرد، در حقیقت نمرده است و چیزی از ما کهنه نمی شود.

پس آنچه نمی دانید، نگویید، زیرا بسیاری از حقایق در اموری است که ناآگاهانه انکار می کنید.

4- ویژگی های امام علی(علیه السّلام)

مردم! عذرخواهی کنید از کسی که دلیلی بر ضدّ او ندارید، و آن کس من می باشم، مگر من در میان شما براساس((ثقل اکبر)) که قرآن است عمل نکردم؟ و ثقل اصغر(( عترت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) )) را در میان شما باقی نگذاردم؟ مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم؟ و از حدود و مرز حلال وحرام آگاهیتان ندادم؟ مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم؟ و نیکی ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم؟ و ملکات اخلاق انسانی را به شما نشان ندادم؟ پس وهم و گمان خود را در آنجا که چشم دل ژرفای آن را مشاهده نمی کند، و فکرتان توانایی تاختن در آن راه را ندارد، به کار نگیرید. برخی از همین خطبه است:

5- اخبار غیبی نسبت به آینده بنی امیّه

تا آن که برخی از شما گمان می برند که دنیا به کام بنی امیّه شد، و همه خوبی ها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سیراب کرده، و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت کنار نخواهد رفت.

کسانی که چنین می اندیشند در اشتباهند، زیرا سهم بنی امیّه تنها جرعه ای از زندگی لذّت بخش است که مدّتی آن را می مکند سپس همه آنچه را که نوشیدند بیرون می ریزند.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 86

اعتقادی،اخلاقی

1- علم الهی

خدا به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه با خبر است، به همه چیز احاطه دارد، و بر همه چیز غالب و پیروز، و بر همه چیز تواناست.

2- پند های ارزشمند

هر کس از شما در روزگارانی که مهلت دارد به اعمال نیکو بپردازد پیش از آن که مرگ فرا رسد، و در ایّام فراغت پاک باشد، پیش از آن که گرفتارشود، و در ایّام رهایی نیکوکار باشد، پیش از آن که مرگ گلوگاه او را بفشارد، پس برای خود و جایی که می رود آماده باشد، و در این دنیا که محل کوچ کردن است برای منزلگاه ابدی، توشه ای بردارد.

پس ای مردم! خدا را! خدا را! پروا کنید، برای حفظ قرآن، که از شما خواسته، و حقوقی که نزد شما سپرده است، پس همانا خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید، و به حال خود وانگذاشت، و در گمراهی و کوری رها نساخته است، کردارتان را بیان فرمود، و از اعمال شما باخبر است و سرآمد زندگی شما را مشخّص کرد و ((کتابی بر شما نازل کرد که روشنگر همه چیز است))

پیامبرش را مدّتی در میان شما قرار داد تا برای او و شما، دین را به اکمال رساند، و آنچه در قرآن نازل شد و مایه رضای الهی است تحقّق بخشد. و با زبان پیامبرش، کارهای خوشایند و ناخوشایند، بایدها و نبایدها را ابلاغ کرد، و اوامر و نواهی را آموزش داد، و راه عذز را بر شما بست و حجّت را تمام کرد.

پس از کیفر، شما را تهدید کرد، و از عذاب های سختی که در پیش روی دارید ترساند.

پس بازمانده ی ایّام خویش را دریابید، و صبر و بردباری در برابر ناروایی ها پیشه کنید، چرا که عمرِ باقیمانده، برابر روزهای زیادی که به غفلت گذراندید و روی گردان از پندها بودید، بسیار کم است. به خود بیش از اندازه آزادی ندهید، که شما را به ستمگری می کشاند، و با نفس سازشکاری و سستی روا مدارید که ناگهان در درون گناه سقوط می کنید.

3- یادآوری ارزش های اخلاقی

ای بندگان خدا! آن کس که نسبت به خود خیرخواهی او بیشتر است، در برابر خدا، از همه کس فرمانبردارتر است، و آن کس که خویشتن را بیشتر می فریبد، نزد خدا گناه کارترین انسانها است، زیانکار واقعی کسی است که خود را بفریبد. و آن کس مورد غبطه است و بر او رشک می برند که دین او سالم باشد. سعادتمند کسی است که از زندگی دیگران عبرت آموزد، و شقاوتمند کسی است که فریب هوا وهوس را بخورد. آگاه باشید! ریاکاری و تظاهر، هرچند اندک باشد شرک است، و همنشینی با هواپرستان ایمان را به دست فراموشی می سپارد، و شیطان را حاضر می کند. از دروغ برکنار باشید که با ایمان فاصله دارد. راستگو در راه نجات و بزرگواری است، اما دروغگو برلب پرتگاه هلاکت وخواری است، حسد نورزید که حسد ایمان را چونان آتشی که هیزم را خاکستر کند، نابود می سازد. با یکدیگر دشمنی و کینه توزی نداشته باشید که نابود کننده هر چیزی است.

بدانید که آرزوها دور و دراز عقل را غافل و یاد خدا را به فراموشی می سپارد. آرزوهای ناروا را دروغ انگارید که آرزوها فریبنده اند و صاحبش فریب خورده.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 85

اعتقادی، اخلاقی

1- خداشناسی

و گواهی می دهم که خدایی نیست جز خدای یکتا، آغاز، اوست که پیش از او چیزی نیست، و پایان همه اوست که بی نهایت است. پندارها برای او صفتی نمی توانند فراهم آورند، وعقل ها از درک کیفیّت او درمانده اند، نه جزئی برای او می توان تصوّر کرد و نه تبعیض پذیر است، و نه چشم ها و قلب ها می توانند او را به درستی فراگیرند.

2- ضرورت پندپذیری

ای بندگان خدا! از عبرت های سودمند پند پذیرید، و از آیات روشنگر عبرت آموزید.

و از آنچه با بیان رسا شما را ترسانده اند، بپرهیزد، و از یادآوری ها و اندرزها سود ببرید، آن  چنان که گویا پنگال مرگ در پیکر شما فرو رفته، و رشته آرزوها و دلبستگی ها قطع گردیده و سختی های مرگ و آغاز حرکت به سوی قیامت به شما هجوم آورده است.

آن روز که ((همراهی هر کسی گواه و سوق دهنده ای است))؛ سوق دهنده ای که تا صحنه ی رستاخیز او را می کِشاند، و شاهدی که بر اعمال او گواهی می دهد.

(و قسمتی از خطبه)

 

3- وصف بهشت

 و در بهشت، درجاتی از یکدیگر برتر، و جایگاه هایی گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمت هایش پایان ندارد، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند، ساکنان بهشت ِ جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار شدائد و سختی ها نخواهند شد.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 84

سیاسی،تاریخی

(پس از جنگ صفّین در سال 38 هجری در شهر کوفه در شناساندن عمروعاص و ردّ شایعات بیهوده ی او فرمود)

1- روانشناسی عمروعاص

شگفتا از عمروعاص  پسر نابغه!(1)میان مردم شام گفت که من اهل شوخی و خوشگذرانی بوده، و عمر بیهوده می گذرانم! حرفی از روی باطل گفت و گناه در میان شامیان انتشار داد. مردم آگاه باشید! بدترین گفتار دروغ است. عمروعاص سخن می گوید، پس دروغ می بندد؛ وعده می دهد و خلاف آن مرتکب می شود، درخواست می کند و اصرار می ورزد، اما اگر چیزی از او بخواهند، بخل می ورزد، به پیمان خیانت می کند، و پیوند خویشاوندی را قطع می نماید. پیش از آغاز نبرد، و برهنه شدن شمشیرها، بزرگ ترین نیرنگ او این است که عورت خویش آشکار کرده، فرار نماید.(2)

2- ویژگی های امام علی (علیه السّلام)

آگاه باشید! به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از شوخی و کارهای بیهوده باز میدارد، ولی عمروعاص را فراموشی  آخرت از سخن حق بازداشته است، با معاویه بیعت  نکرد مگر بدان شرط که به او پاداش دهد، و در برابر ترک دین خویش، رشوه ای تسلیم او کند.

(1): نابغه:زن معروفه، آلوده دامن، که اسم مادر عمروعاص بود، زن اسیری که عبدالله بن جدعان او را خرید چون فاسد و بی پروا بود او را رها کرد. وقتی عمروعاص متولّد شد، ابولهب، امیّه بن خلف، هشام بن مغیره، ابوسفیان و عاص بن وائل، هر کدام ادّعا داشتند که عمرو، فرزند اوست. سرانجام عاص او را برداشت که از دشمنان رسول خدا بود،او بود که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) را ابتر نامید که خدا در سوره کوثر در جواب فرمود:((انَّ شانئک هو الابتر)) (همانا دشمن تو ابتر است) و آیه((انّا کفیناک المستهزئین)) درباره ی او ویارانش نازل شد، و عمروعاص، در مکّه سر راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) سنگ و خار می ریخت! و او بود که به کجاوه دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) ((زینب)) حمله کرد و او را طوری کتک زد که دچار سقط جنین شد، و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) به او نفرین کرد، و او بود که اشعار فراوانی بر ضدّ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) می سرود و بچّه های مکّه را تحریک می کرد که با صدای بلند برای آزار آن حضرت بخوانند؛ و او بود که از طرف قریش مکه به دربار سلطان حبشه رفت تا مهاجران مسلمان را به مکّه برگرداند.(کتاب ربیع البرار زمخشری)

(2):عمروعاص در این فکر بود که در میدان صفّین روزی خودی نشان دهد، تا آن که سوار نقاب داری از سپاه امام علی(علیه السّلام) به میدان آمد، عمرو فکر کرد حریف اوست، با سرعت در مقابل سرباز نقاب دارایستاد و گرد و خاک کرد، وقتی حمله آغاز شد دانست که آن نفاب دار، علی(علیه السّلام) است، درمانده شد چه کند؟ مقاومت کند کشته می شود، فرار کند آبرویش می رود، هنوز انتخاب نکرده بود که حمله ی سریع و ناگهانی امام به او مهلت نداد از روی اسب سرنگون شد، مرگ را با چشم خود دید، ناگاه زشت ترین حیله را به کار گرفت، که عورت خود را آشکار کرد، و امام او را در پستی و رسواییش واگذارد، عمروعاص با سرعت فرار کرد و خود را نجات داد، و در میان دو لشکر آن روز، و تاریخ بشریّت آبروی خود را برد.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 83

اعتقادی، اخلاقی

(از خطبه های شگفت آور امام (علیه السّلام) که به آن خطبه ((غرّا)) گویند.)

1- شناخت صفات الهی

 ستایش خداوندی را سزاست، که به قدرت، والا وبرتر، و با عطا و بخشش نعمت ها به پدیده ها نزدیک است. اوست بخشنده ی تمام نعمت ها، و دفع کننده ی تمام بلاها و گرفتاری ها. او را می ستایم در برابر مهربانی ها و نعمت های فراگیرش. به او ایمان می آورم چون مبدأ هستی و آغاز کننده خلقت آشکار است.

از او هدایت می طلبم چون راهنمای نزدیک است، و از او یاری می طلبم که توانا و پیروز است، و به او توکّل می کنم چون تنها یاور و کفایت کننده است. وگواهی می دهم که محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم)  بنده و فرستاده اوست. او را فرستاده ی تا فرمان های خدا را اجرا کند و بر مردم حجّت را تمام کرده، آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.

2- سفارش به پرهیزکاری

سفارش می کنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی، که برای بیداری شما مَثَل های پندآموز آورده، و سرآمد زندگانی شما را معیّن  فرمود، و لباس های رنگارنگ بر شما پوشانده، و زندگی پروسعت به شما بخشیده، و با حسابگری دقیق خود، بر شما مسلّط است.

در برابر کارهای نیکو، به شما پاداش می دهد، و با نعمت های گسترده و بخشش های بی حساب، شما را گرامی داشته است، و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را بر حذر داشته است.

تعداد شما را می داند، و چند روزی جهت آزمایش و عبرت برای شما مقرّر داشته، که در این دنیا آزمایش می گردید، و برابر اعمال خود محاسبه می شوید.

3- دنیا شناسی

آب دنیای حرام همواره تیره، و گل آلود است.

منظره ای دل فریب و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد.

نوری است در حال غروب کردن، سایه ای است نابود نشدنی، ستونی است در حال خراب شدن. آن هنگام که نفرت دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده، سوار را بر زمین می کوبد، و با دام های خود آنها را گرفتار می کند، و تیرهای خود را سوی آنان پرتاب می نماید، طناب مرگ به گردن انسان می افکند، به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناک می کشاند تا در قبر، محل زندگی خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده کند.

و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام می نهند، نه مرگ از نابودی انسان دست می کشد و نه مردم از گناه فاصله می گیرند! که تا پایان زندگی و سرمنزل فنا و نیستی آزادانه به پیش می تازند

4- وصف رستاخیز

تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد، و روزگاران سپری شود، و رستاخیز برپاگردد، در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها، و لانه های پرندگان، و خانه درندگان، و میدان های جنگ، بیرون می آورد که با شتاب به سوی فرمان پروردگار می روند، و به صورت دسته هایی خاموش، وصف های آرام وایستاده حاضر می شوند، چشم بیننده خدا آنها را می نگرد، و صداری فرشتگان به گوش آنها می رسد. لباس نیاز و فروتنی پوشیده درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دلها آرام،صداها آهسته،  عرق از گونه ها چنان جاری است که امکان حرف زدن نمی باشد، اضطراب و وحشت همه را فراگرفته، بانگی رعدآسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت، برای دریافت کیفر و پاداش می کشاند.

5-  وصف احوال بندگان خدا

بندگانی که با دست قدرتمند خدا آفریده شدند، و بی اراده ی خویش پدید آمده، پرورش یافتند، سپس در گهواره گور آرمیده متلاشی می گردند. و روزی به تنهایی سر از قبر برمی آورند، و برای گرفتن پاداش به دقت حساب رسی می گردند، در چند روزه ی  دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بردارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند، تاریکی های شک و تردید از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشته اند تا برای مسابقه در نیکوکاری ها، خود را آماده سازند، تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش کنند.

6- مَثَل های پندآموز(سَمبل های تقوی)

وه! چه مثال های بجا، و پند های رسایی وجود دارد اگر در دل های پاک بنشیند، و در گوش های شنوا جای گیرد، و با اندیشه های مصمّم و عقل های با تدبیر برخورد کند. پس، از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد، گناه کرد و اعتراف کرد، ترسید و به اعمال نیکو پرداخت، پرهیز کرد و پیش تاخت، یقین پیدا کرد و نیکوکار شد و آن را به گوش جان خرید، او را ترساندند و نافرمانی نکرد، به او اخطار شد و به خدا روی آورد، پاسخ مثبت داد ونیایش و زاری کرد، بازگشت و توبه کرد، در پی راهنمایان الهی رفت و پیروی کرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوی حق حرکت کرده و از نافرمانی ها گریخت، سود طاعت را ذخیره کرد، و باطن را پاکیزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه برای روز حرکت، هنگام حاجت و جایگاه نیازمندی، آماده ساخت، و آن را برای اقامتگاه خویش، پیشاپیش فرستاد. ای بندگان خدا! برای هماهنگی با اهداف آفرینش خود، از خدا پروا کنید، و آن چنان که شما را پرهیز داد از مخالفت و نافرمانی خدا بترسید، تا استحقاق وعده های خدا را پیدا کنید، و از بیم روز قیامت برکنار باشید.

7- راه های پند پذیری(راههای شناخت)

خدا گوش هایی برای پند گرفتن از شنیدنی ها، و چشم هایی برای کنار زدن تاریکی ها، به شما بخشیده است، و هر عضوی از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در ترکیب ظاهری صورت ها و دوران عمر با هم سازگار باشند، با بدن هایی که منافع خود را تأمین می کنند، و قلب هایی که روزی را به سراسر بدن با فشار می رسانند، و از نعمت های شکوهمند خدا برخوردارند، و در برابر نعمت ها شکرگزارند، و از سلامت خدادای بهره مندند.

مدّت زندگی هر یک از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان عبرت هایی پند آموز برای شما ذخیره کرد،لذّت هایی که از دنیا چشیدند، و خوشی ها و زندگی راحتی که پیش از مرگ داشتند، سرانجام دست مرگ گریبان آنها را گرفت و میان آنها و آرزوهایشان جدایی افکند: آنها که در روز سلامت چیزی برای خود ذخیره نکردند، و در روزگاران خوش زندگی عبرت نگرفتند. آیا خوشی های جوانی را جز ناتوانی پیری در انتظار است؟ و آیا سلامت و تندرستی را جز حوادث بلا و بیماری در راه است؟

و آیا آنان که زنده اند جز فنا و نیستی را انتظار دارند؟ با اینکه جدایی و تپش دل ها نزدیک است که سوزش درد را چشیده، و شربت غصّه را نوشیده، و فریاد یاری خواستن برداشته، و از فرزندان و خویشاوندان خود، در خواست کمک کرده است. آیا خویشاوندان می توانند مرگ را از او دفع کنند؟ و آیا گریه و زاری آنها نفعی برای او دارد؟

8- عبرت از مرگ

 او را در سرزمین مردگان می گذارند، و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند.

حشرات درون زمین، پوستش را می شکافند، و خشت و خاک گور بدن او را می پوساند، تند بادهای سخت آثار او را نابود می کند، و گذشت شب و روز،

نشانه های او را از میان بر می دارد. بدن ها پس از آنهمه طراوت متلاشی می گردند،

و استخوان ها بعد از آن همه سختی و مقاومت، پوسیده می شوند. و ارواح در گرو سنگینی بارگناهانند، و در آنجاست که به اسرار پنهان یقین می کنند، امّا نه بر اعمال درستشان چیزی اضافه می شود و نه از اعمال زشت می توانند توبه کنند.

آیا شما فرزندان و خویشاوندان همان مردم نیستید؟

که بر جای پای آنها قدم گذاشته اید؟ و از راهی که رفتند می روید؟

و روش آنها را دنبال می کنید؟ امّا افسوس که دلها سخت شده، پند نمی پذیرد، و از رشد وکمال باز مانده، و راهی که نباید برود می رود، گویا آنها هدف پند ها و اندرزها نیستند و نجات و رستگای را در به دست آوردن دنیا می دانند. بدانید که باید از صراط  عبور کنید، گذرگاهی که عبور کردن از آن خطرناک است، با لغزش های پرت کننده، و پرتگاه های وحشت زا، و ترس هایی پیاپی.!

9- معرّفی الگوی پرهیزگاری

از خدا چون خردمندی بترسید که دل را به تفکّر مشغول داشته، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته، و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده، و به امید ثواب، گرمی ِ روز را با تشنگی گذرانده، با پارسایی شهوات را کشته، و نام خدا زبانش را همواره به حرکت درآورده.

ترس از خدا را برای ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده، از تمام راه ها جز راه حق چشم پوشیده، و بهترین راهی که انسان را به حق می رساند می پیماید.

چیزی او را مغرور نساخته، و مشکلات و شبهات او را نابینا نمی سازد، مژده ی بهشت، و زندگی کردن در آسایش و نعمت سرای جاویدان و ایمن ترین روزها، او را خشنود ساخته است.

با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور کرده، توشه آخرت را پیش فرستاده، و ازترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است، ایام زندگی را ب شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده، و در فراهم آوردن خشنودی خدا با رغبت تلاش کرده، از زشتی ها فرار کرده، امروز رعایت زندگی فردا کرده، و هم اکنون آینده ی خود را دیده است.

 پس بهشت برای پاداش نیکوکاران سزاوار و جهنّم برای کیفر بدکاران مناسب است، و خدا برای اتقام گرفتن از ستمگران کفایت می کند، و قرآن برای حجّت آوردن و دشمنی کردن، کافی است.

10- هشدار از دشمنی شیطان

سفارش می کنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدایی که با ترساندن های مکرّر، راه عذر را بر شما بست، و با دلیل و برهان روشن، حجت را تمام کرد، وشما را پرهیز داد از دشمنی شیطانی که پنهان در سینه ها راه می یابد، و آهسته در گوش ها راز می گوید، گمراه و پست است، وعده های دروغین داده، در آرزوی آنها به انتظار می گذارد، زشتی های گناهان را زینت می دهد، گناهان بزرگ را کوچک می شمارد، و آرام آرام دوستان خود را فریب داده، راه رستگاری را بر روی در بند شدگانش می بندد، و در روز قیامت آنچه را که زینت داده انکار می کند، و آنچه را که آسان کرده، بزرگ می شمارد، و از آنچه که پیروان خود را ایمن داشته بود سخت می ترساند.

11- شگفتی های آفرینش انسان

مگر انسان، همان نطفه و خون نیم بند نیست که خدا او را در تاریکی های رَحِم و غلاف های تو در تو، پدید آورد؟ تا به صورت جنین درآمد، سپس کودکی شیرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانی رسیده گردید، سپس او را دلی فراگیر، و زبانی گویا، و چشمی بینا عطا فرمود تا عبرت ها را درک کند، و از بدی ها بپرهیزد، و آنگاه که جوانی در حد کمال رسید، و بر پای خویش استوار ماند، گردن کشی آغاز کرد، و روی از خدا گرداند، و در بیراهه گام نهاد، و در هواپرستی غرق شد،و برای بدست آوردن لذّت های دنیا تلاش فراوان کرد، و سرمست شادمانی دنیا شد، هرگز نمی پندارد مصیبتی پیش آید!

 و بر اساس تقوی فروتنی ندارد، ناگهان سرمست و مغرور در این آزمایش چند روزه، مرگ او را می رباید، او را که در دل ِ بدبختی ها، اندکی زندگی کرده، و آنچه  را که از دست داده عوضی به دست نیاورده است، و آنچه از واجبات را که ترک کرد، قضایش را بجا نیاورد، که درد مرگ او را فراگرفت، روزها در حیرت و سرگردانی، و شب ها با بیداری و نگرانی می گذراند.

 12- عبرت از مرگ

هر روز به سختی درد می کشد، و هر شب رنج و بیماری به سراغش می رود، در میان برادری غمخوار، و پدری مهربان و ناله کننده ای بی طاقت و بر سینه کوبنده ای گریان افتاده است.

امّا او در حالت بیهوشی و سَکَرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.

 پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن  پیچانده، در حالی که نسلیم و آرام است، بر می دارند، و بر تابوت می گذارند.

خسته و لاغربه سفر آخرت می رود، که فرزندان و برادران او را بدوش کشیده تا سر منزل  غربت، آنجا که دیگر او را نمی بینند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند. امّا هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زدگان باز گردند، در گودال قبر نشانده، برای پرستش حیرت آور، و امتحان لغزش زا، زمزمه غم آلود دارد.

 و بزرگ ترین بلای آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و برافروختگی شعله ها و نعره های آتش است، که نه یک لحظه آرام گیرد تا استراحت کند، و نه آرامشی وجود دارد که از درد او بکاهد، و نه قدرتی که مانع کیفر او شود، نه مرگی که او را از این همه ناراختی برهاند، و نه خوابی که اندوهش را برطرف سازد، در میان انواع مرگ ها و ساعت ها مجازات گوناگون گرفتار است. به خدا پناه می بریم.

 13- پندآموزی از گذشتگان

 ای بندگان خدا! کجا هستند آنان که سالیان طولانی در نعمت های خدا عمر گذراندند؟

تعلیمشان دادند و دریافتند، مهلتشان دادند وبیهوده روزگار گذراندند؟

از آفات و بلاها دورشان داشتند اما فراموش کردند، زمان طولانی آنها را مهلت دادند، نعمت های فراوان بخشیدند، از عذاب دردناک پرهیزشان دادند، و وعده هایی بزرگ از بهشت جاویدان به آنها دادند. ای مردم! از گناهانی که شما را به هلاکت افکند، از عیب هایی که خشم خدا را در پی دارد، بپرهیزید. دارندگان چشمهای بینا، و گوش های شنوا، و سلامت و کالای دنیا! آیا گریزگاهی هست؟ یا رهایی و جای امنی، پناهگای و جای فراری هست؟ آیا بازگشتی برای جبران وجود دارد؟ نه چنین است؟ پس کی باز می گردید؟ به کدام سو می روید؟ و به چه چیز مغرور می شوید؟ همانا بهره ی هر کدام شما از زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست! آنگونه که خاک آلود بر آن خفته باشد. ای بندگان خدا! هم اکنون به اعمال نیکو پردازید، تا ریسمان های مرگ بر گلوی شما سخت نشده، و روح شما برای کسب کمالات آزاد است، و بدن ها راحت، و در حالتی قرار دارید که می توانید مشکلات یکدیگر را حل کنید. هنوز مهلت دارید، و جای تصمیم و توبه و بازگشت از گناه باقی مانده است.عمل کنید پیش از آن که در شدّت تنگنای وحشت و ترس ونابودی قرار گیرید، پیش از آن که مرگ در انتظار مانده، فرا رسد، و دست قدرتمند خدای توانا شما را برگیرد.

( وقتی که امام این خطبه را ایراد فرمود، بدنها بلرزه درآمد، اشکها سرازیر و دل ها ترسان شد، که جمعی آن را غرّاء نامیدند.)

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه82

اخلاقی

(برخی از شارحان گفتند این خطبه در شهر کوفه در شناساندن دنیا ایراد شد)

دنیا شناسی

چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتدای آن سختی و مشقّت، و پایان آن نابودی است؟ در حلال دنیا حساب، و در حرام آن عذاب است. کسی که ثروتمند گردد فریب می خورد، و آن کس که نیازمند باشد اندوهناک است، و تلاش کننده دنیا به آن نرسد، و به رها کننده ی آن، روی آورد. کسی که با پشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهی بخشد، و آن کس که چشم به دنیا دوزد کوردلش می کند.

می گویم : ( اگر صاحب اندیشه ای درست در کلام امام که فرمود((مَن أبصَرٌ بها بَصّرتَةَ)) اندیشه کند در آن معنای شگرف، و بینشی ژرف می نگرد، که هرگز به پایان آن نتوان رسید، و ژرفای کلام امام را نخواهد دید. بخصوص که جمله (( وَمَن أَبصر الیها أَعمتةُ)) را هماهنگ با جمله ی قبل، به خوبی ارزیابی کند خواهد دید که تفاوت این دو کلام تا کجاست. تفاوتی روشن و شگفتی آور و آشکار درود خدا وسلام او بر امام علی(علیه السّلام) باد).

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 81

اخلاقی

(برخی از شارحان گفتند این خطبه در شهر کوفه ایراد شد)

تعریف زهد و پارسایی

ای مردم، زهد یعنی کوتاه کردن آرزو(1)، و شکرگزاری برابر نعمت ها، و پرهیز در برابر محرّمات. پس اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند، و در برابر نعمت ها، شکر یادتان نرود. چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار، عذرها را قطع، و با کتاب های آسمانی روشنگر، بهانه ها را از بین برده است.

(1):اشاره به علم: استیسیسمAsceticism(زهدشناسی)

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه80

علمی، اخلاقی

(پس از جنگ جَمَل و فرو نشاندن شورش بصره در سال36 هجری ماه جمادی الثّانی در مسجد شهر بصره فرمود)

1- بیان تفاوت های زنان و مردان

ای مردم! همانا زنان در مقایسه با مردان، در ایمان، و بهره وری از اموال، و عقل متفاوتند،(1) اما تفاوت ایمان بانوان، برکنار بودن از نماز و روزه در ایّام((عادت حیض)) آنان است، و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است، و علّت تفاوت در بهره وری از اموال ان که ارث بانوان نصف ارث مردان است.

2- مدّیریت خانوادگی

پس، از زنان بد، بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید، در خواسته های نیکو، همواره فرمانبردارشان نباشید تا در انجام منکرات طمع ورزند.(2)

(1): ظاهر این خطبه، و کلمه((نواقص)) مخالف آیات قرآن کریم، و عقائد و فلسفه اسلامی است، اگر بگوئیم که(خدا نیمی از انسانها((زنان)) را ناقص آفرید) تنها راه جمع آن است که در واژه((نواقص)) تصرّف کنیم و معنای آن را((تفاوت)) و ((اختلاف)) بدانیم که در لغت و واژه های قرآن نیز به جای یکدیگر استعمال شده اند، آنگاه تضادّ ظاهری این خطبه با قرآن کریم و مبانی اعتقادی برطرف می شود، کلمه ی ((نواقص)) در اینجا یعنی تفاوت و تفاوت در آیه 3 ملک((ما تَرَی مِن تَفاوُتٍ)) یعنی نقص و کاستی، امام می خواهد بفرماید که زن و مرد هر کدام روحیّات و صفات مخصوص به خود را دارند، و جایگاه هر کدام باید حفظ گردد، پس عائشه را که یک زن است، سوار برشتر، فرمانده خود قرار ندهید که شورش بصره را به پا کند، و آن همه خون مسلمان را بر زمین ریزد.

(2): اشاره به علم: وُمَن لوژی Womanlogy (زن شناسی)

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه 79

اعتقادی، علمی

( به هنگام حرکت برای نبرد با خوارج، در ماه صفر سال 38 هجری، شخصی با پیشگویی از راه شناخت ستارگان گفت: اگر در این ساعت حرکت کنید، پیروز نمی شوید و من از راه علم ستاره شناسی این محاسبه را کردم، امام فرمود)

1- پرهیز از توجّه به غیر خدا

گمان می کنی تو از آن ساعتی آگاهی که اگر کسی حرکت کند زیان نخواهد دید؟ و می ترسانی از ساعتی که اگر کسی حرکت کند ضرری دامنگیر او خواهد شد؟ کسی که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یاری طلبیدن خدا در رسیدن به هدف های دوست داشتنی، و محفوظ ماندن از ناگواری ها، بی نیاز شده است!

گویا می خواهی به جای خداوند، تو را ستایش کنند! چون به گمان خود مردم را به ساعتی آشنا کردی که منافعشان را به دست می آورند و از ضرر و زیان در امان می مانند.

2- پرهیز دادن مردم از ستاره شناسی

ای مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسی برای پیشگویی های دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریانوردی و صحرانوردی به آن نیاز دارید؛ چه اینکه ستاره شناسی شما را به غیب گویی و غیب گویی به جادوگری می کشاند، و ستاره شناس چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر جون کافر و کافر(1) در آتش جهنم است. با نام خدا حرکت کنید.

 (1): منجّم، از طریق ستاره شناسی پیشگویی می کند و کاهن با کمک گرفتن از شیطان و جن خبر می دهد.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه 78

اعتقادی،معنوی

(از دهاعای آن حضرت است)

نیایش امام

خدایا! از من درگذر آنچه را از من بدان داناتری،(1) و اگر بار دیگربه ان باز گردم تو نیز به بخشایش باز گرد.خدایا، آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای خدایا، ببخشای آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم ولی با قلب آن را ترک کردم.

خدایا، ببخشای نگاه های  اشارت آمیز، و سخنان بی فایده، و خواسته های بی مورد دل، و لغزش های زبان.

(1): امام علی(علیه السّلام) معصوم است، امّا آچه را که در دعاها بیان می دارد، یا جهت تعلیم((چگونه سخن گفتن)) با خداست و یا خارج از محدوده ی گناهانی است که برای انسان های عادّی مطرح می باشد، امام از آنچه که بین خود وخدای خود روا نمی دارد طلب بخشش می فرماید. که با مطالعه موارد یاد شده در دعا این حقیقت روشن می شود. مانند میزبانی که همه ی تلاش ها را می کند، و همه ی غذاها را برای مهمان می آورد، باز هم پیاپی از مهمان عزیز عذرخواهی می کند.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه77

سیاسی

( آنگاه که در زمان عثمان در سال 33 هجری، سعید بن عاص، حق مسلّم امام علی (علیه السّلام) را جهت مخاصره ی اقتصادی، از آن حضرت منع کرد، فرمود)

هشدار به غاصبان بنی امیه

بنی امیّه، از میراث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) جز اندک چیزی، به من نمی پردازند، سوگند به خدا اگر زنده ماندم، بنی امیّه را از حکومت دور می کنم چونان قصّابی که شکمبه خاک آلوده را دور می افکند.

 می گویم: (و ((التُّرابُ الوّذِمة)) نیز روایت شد، که درست نیست و قلب در عبارت است. سخن امام که فرمود((لیفوقونّنی)) یعنی اندک اندک از مال من به من می دهند، چونانکه بچّه شتر را اندک اندک شیر می خورانند و یک بار شیر از شتر می دوشند. و((وذام)) جمع((وذمة)) پاره ای از شکمبه یا جگر است که در خاک بیفتد و سپس ان را بردارند.)

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه76

اخلاقی

( برخی از شارحان خطبه 76 را با خطبه 63 یکی دانستند)

صفات بنده ی پرهیزکار

خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فراگیرد، و چون هدایت شود بپذیرد، دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد، مراقب خویش در برابر پروردگار باشد، از گناهان خود بترسد، و از گناه بپرهیزد، همواره اغراض دنیایی را از سر دور کند، و درجات آخرت به دست آورد. با خواسته های دل مبارزه کند، آرزوهای دروغین را طرد(1) و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد. و تقوا را زاد و توشه روز ِ مُردن گرداند، در راه روشن هدایت قدم بگذارد، و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد. چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و پیش از آن که مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد، و از اعمال نیکو، توشه آخرت برگیرد.

(1): نفی تفکّر: ایده آلیسمidealism(خیال پرستی)

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه75

اعتقادی، سیاسی

( در سال 36 هجری وقتی شنید که بنی امیّه با تهمت های فراوان آن حضرت را در خون عثمان شریک می پندارند، فرمود)

دفاعیات امام برابر تهمت ها

آیا شناختی که بنی امیّه از روحیّات من دارند آنان را از عیبجویی بر من باز نمی دارد؟ و آیا سوابق مبارزات من، نادانان را بر سر جای خود نمی نشاند که به من تهمت نزنند؟ آنچه خدا آنان را بدان پند داد از بیان من رساتر است. من مارقین(از دین خارج شدگان) را با حجّت و برهان مغلوب می کنم و دشمن ناکثین((پیمان شکنان)) و تردید دارندگان در اسلام می باشم، شُبهات را باید در پرتو کتاب خدا، قرآن، شناخت و بندگان خدا به آنچه در دل دارند پاداش داده می شوند.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه74

سیاسی، اعتقادی

(در ذی الحجه سال 23 هجری پس از قتل عمر، در روز شورا آن هنگام به ناحق، برای بیعت کردن با عثمان جمع شدند، فرمود)

ویژگی های امام علی (ع) از زبان خود

همانا می دانید که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا! به آنچه انجام داده اید گردن می نهم، تا هنگامی که اوضاع مسلمین روبراه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به دیگری ستم نشود، و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیوری که به دنبال آن حرکت می کنید، پرهیز کنم.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢

 

 

 

خطبه73

سیاسی،علمی

(درباره ی مروان بن حکم در بصره فرمود)

[گویند در سال 36 هجری وقتی مروان بن حکم، داماد عثمان، در جنگ جَمَل اسیر شد، امام حسن (علیه السّلام) و امام حسین (علیه السّلام) نزد پدر عذر او خواستند و امام علی (علیه السّلام) او را رها کرد. گفتند: پدر، مروان با شما بیعت می کند: فرمود]

خبر غیبی از حکومت چهار فرمانروای فاسد، از پسران مروان

مگر پس از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت  او نیازی نیست! دست او دست یهودی(1) است، اگر با دست خود بیعت کند، در نهان بیعت را می شکند. آگاه باشید، او حکومت کوتاه مدتی خواهد داشت، مانند فرصت کوتاه سگی که با زبان بینی خود را پاک کند. او پدر چهار فرمانرواست((قوچ های چهار گانه)) و امّت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونینی خواهند داشت.(2)

(1): دست یهودی، کنایه از عهد شکنی مروان است، مروان هم یهودی زاده بود، و هم یهودیان در آن روزگاران معروف به پیمان شکنی بودند.

(2): چهار فرزند مردان که به خلافت رسیدند1- عبدالملک مروان: حاکم مطلق العنان امّت اسلامی بود2- عبدالعزیز: که حاکم مصر شد3- بشر بن مروان: حاکم  عراق شد4- محمد بن مروان که حاکم الجزیره گردید، بنی امیّه برای اینکه فرزندان یزید(( عبدالله و خالد)) بزرگ شوند و حکومت  در خاندان ابوسفیان باقی بماند با مروان بیعت کردند که سرانجام پس از ازدواج مروان با همسر یزید((ام خالد)) و پدید آمدن اختلافات داخلی به دست او خفّه شد.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه72

اعتقادی

(مردم را آموزش داد تا چگونه بر پیامبر(ص) درود فرستد)

1- ویژگی های پیامبر(ص)

بار خدایا! ای گستراننده ی هر گسترده، و ای نگهدارنده ی آسمان ها، و ای آفریننده ی دل ها بر فطرت های خویش: دل های رستگار و دل های شقاوت زده.

 گرامی ترین درود ها و افزون ترین برکات خود را بر محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم) بنده و فرستاده ات اختصاص ده، که خاتم پیامبران گذشته، و گشاینده ی درهای بسته و آشکار کننده حق با برهان است.

دفع کننده ی لشکرهای باطل، و در هم کوبنده ی شوکت گمراهان است، آن گونه که بار سنگین رسالت را بر دوش کشید، و به فرمانت قیام کرد، و به سرعت در راه خشنودی تو گام برداشت، حتّی یک قدم به عقب برنگشت، و اراده ی اوسُست نشد، و در پذیرش و گرفتن وحی، نیرومند بود، حافظ و نگهبان عهد وپیمان تو بود، و در اجرای فرمانت تلاش کرد تا آنجا که نور حق را آشکار، و راه را برای جاهلان روشن ساخت، و دل هایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند هدایت شدند. پرچم های حق را برافراشت.

 و احکام نورانی را برپا کرد، پس او پیامبر امین، و مورد اعتماد، و گنجینه دار علم نهان تو، و شاهد روز رستاخیز، و برانگیخته تو برای بیان حقائق، و فرستاده تو به سوی مردم است.

2- دعا برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

پروردگارا! برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) در سایه ی لطف خود جای با وسعتی بگشای، و از فضل و کرمت پاداش او را فراوان گردان. خداوندا! کاخ آیین او را از هر بنایی برتر و مقام او را در پیشگاه خود گرامی تر گردان و، نورش را کامل گردان، و پاداش رسالت او را پذیرش گواهی و شفاعت و قبول گفتار او قرار ده، زیرا که دارای منطقی عادلانه، و راه جدا کننده حق از باطل بود.

بارخدایا! بین ما و پیغمبرت در نعمت های جاویدان، و زندگانی خوش، و آرزوهای برآورده، و خواسته های به انجام رسیده، در کمال آرامش، و در نهایت اطمینان، همراه با مواهب و هدایای با ارزش، جمع گردان!

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه71

سیاسی، عقیدتی

(در سال 38 هجری  و پس از فریب خوردن کوفیان از مکر و حیله عمرو عاص و معاویه، هشدار گونه فرمود)

علل نکوهش اهل عراق

پس از ستایش پروردگار! ای مردم عراق! همانا شما به زن بارداری می مانید(1) که در آخرین روزهای بارداری جنین خود را سقوط کند، و سر پرستش بمیرد، و زمانی طولانی بی شوهر ماند، و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند.

آگاه باشید! من با اختیار خود به سوی شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم، به من خبردادند که می گویید علی دروغ می گوید!

خدا شما را بکشد، بر چه کسی دروغ روا داشته ام؟

آیا به خدا دروغ روا داشتم؟ در حالی که من نخستین کسی هستم که به خدا ایمان آوردم،(2) یا بر پیامبرش؟ در حالی که من اول کسی بودم که او را تصدیق کردم! نه به خدا هرگز!

آنچه گفتم واقیعّتی است که شما از دانستن آن دورید، و شایستگی درک آن ندارید، مادرتان در سوگ شما زاری کند ((وای، وای، سر دهد)) پیمانه ی علم را به شما به رایگان بخشیدم، اگر ظرفیّت داشته باشید، و به زودی خبر آن را خواهید فهمید.

(1): ضرب المثل است: زیرا کوفیان پس از تحمّل فراوان سختی های جنگ صفّین در آخرین لحظه های پیروزی، ضرب قرآنهای بالای نیزه را خوردند.

(2):علّامه امینی درج 3 الغدیر در صفحات 219تا 247 با یکصد حدیث از کتب اهل سنّت این حقیقت را اثبات می کند. نویسندگان بزرگ اهل سنّت و اصحاب رسول خدا این روایت((بریده ی اسلمی)) را نقل کردند و قبول دارند که: ((اَوحی الی رَسولُ الله یَومَ الإثنین وَصَلّی عَلِیُّ یوم الثَلاثا)) ((روز دوشنبه بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) وحی نازل شد و روز سه شنبه علی (علیه السّلام)) نماز خواند)). صحیح ترمذی ج2 ص 214- و- مستدرک حاکم ج3 ص 112

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 70

سیاسی، اخلاق

( در سال 40 هجری سحرگاهی که ضربت خورد، فرمود)

شکوه ها با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

همان گونه که نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود،(1) رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) را دیدم، پس گفتم ای رسول خدا، از امّت تو چه تلخی ها دیدم و از لجبازی و دشمنی آنها چه کشیدم!

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: نفرینشان کن. گفتم:

 خدا بهتر از آنان را به من بدهد، و به جای من شخص بدی را بر آنها مسلّط گرداند.

( کلمه ((أود)) یعنی کجی و انحرافو ((لدد)) یعنی دشمنی و خصومت، و این از فصیح ترین کلمات است)

(1) : در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٢ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه69

سیاسی، تاریخی

(در سال 39 هجری پس از شنیدن غارتگری های فرماندهان معاویه در ((عین اتّمر)) در نکوهش کوفیان فرمود)

علل نکوهش کوفیان

چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتران نو باری که از سنگینی بار، پُشتشان زخم شده است، و مانند وصله زدن جامه ی فرسوده ای که هرگاه از جانبی آن را بدوزند، از سوی دیگر پاره می گردد؟

 هرگاه دسته ای از مهاجمان شام به شما یورش آورند، هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانه را می بندید، و چون سوسمار در سوراخ خود می خزید، و چون کَفتار در لانه می آرمید.

 سوگند به خدا! ذلیل است آن کس که شما یاری دهندگان او باشید، کسی که با شما تیراندازی کند گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است. به خدا سوگند، شما در خانه ها فراوان، و زیر پرچم های میدان نبرد اندکید، و من می دانم که چگونه باید شما را اصلاح و کجی های شما را راست کرد، امّا صلاح شما را با فاسد کردن روح خویش جایز نمی دانم.

خدا بر پیشانی شما داغ ذلّت بگذارد، و بهره ی شما را اندک شمارد، شما آنگونه که باطل را می شناسید از حق آگاهی ندارید، و در نابودی باطل تلاش نمی کنید آن سان که در نابودی حق کوشش دارید.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢

 

 

خطبه68

سیاسی

( پس از آنکه محمّد بن ابی بکر در مصر سال 38 هجری شهید شد فرمود:)

ستودن هاشم بن عتبه برای فرمانبرداری مصر((پس از شهادت محمد با ابی بکر))

می خواستم هاشم بن عُتبه را فرماندار مصر کنم، اگر او را انتخاب می کردم میدان را برای دشمنان خالی نمی گذارد، و به عمروعاص و لشکریانش فرصت نمی داد، نه اینکه بخواهم محمدبن ابی بکر را نکوهش کنم، که او مورد علاقه ومحبّت من بوده و در دامنم پرورش یافته بود.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت