حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 114

اعتقادی، اخلاقی

1- ارزش ستایش و شهادت به یگانگی خدا

ستایش خداوندی را سزاست که حمد و ستایش را به نعمت ها، و نعمت ها را به شکرگزاری پیوند داد! خدای را بر نعمت هایش آنگونه ستایش می کنیم که بر بلاهایش. و برای به راه آوردن نفس سرکش که در برابر اوامر الهی سستی می کند و در ارتکاب زشتی ها که نهی فرمود شتاب دارد، از خدا یاری می خواهیم، و از گناهانی که علم خدا به آنها احاطه دارد و کتابش آنها را بر شمرده و ثبت کرده، طلب آمرزش می کنیم:

علم خداوندی که کمترین نارسایی نداشته، و کتابی که چیزی را وانگذاشته است.

به خدا ایمان داریم، ایمان کسی که غیب ها را به چشم خود دیده، و بر آنچه وعده داده اند آگاه است، ایمانی که اخلاص آن شرک را زدوده، و یقین آن شک را نابود کرده است.

و گواهی می دهیم که خدایی نیست جز خدای یکتا، نه شریکی دارد و نه همتایی، و گواهی می دهیم که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بنده و فرستاده ی اوست (( که درود خدا بر او و خاندانش باد)) این دو گواهی(شهادتین) گفتار را بالا می برند، و کردار و عمل را به پیشگاه خدا می رسانند، ترازویی که این دو گواهی را در آن نهند سبک نباشد، و اگر بردارند با چیز دیگری سنگین نخواهد شد.

2- سفارش به تقوی

ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می کنم، که زاد و توشه ی سفر قیامت است. تقوا توشه ای است که به منزل رسانَد، پناهگاهی است که ایمن می گرداند.

بهترین گوینده آن را به گوش مردم خوانده و بهترین شنونده آن را فراگرفت، پیامبری که بهتر از هر کس سخن را به گوش مردم رساند. پس خواننده، دعوت خود را به خوبی شنواند، و شنونده ی خود را رستگار گرداند. ای بندگان خدا! همانا تقوای الهی دوستان خدا را از انجام محرّمات باز می دارد، و قلب هایشان را پر از ترس خدا می سازد، تا آن که شب های آنان با بی خوابی و روزهایشان با تحمل تشنگی و روزه داری، سپری می گردد، که آسایش آخرت را با رنج دنیا و سیراب شدن آنجا را با تحمل تشنگی دنیا به دست آوردند. اجل و مرگ را نزدیک دیده و در اعمال نیکو شتاب کرده اند، آروزهای دنیایی را دروغ خواندند و مرگ به درستی نگریستند.

3- شناخت دنیا

آری همانا دنیا خانه نابود شدن، رنج بردن از دگرگونی ها، و عبرت گرفتن است، و از نشانه ی نابودی، آن که: روزگار کمان خود را به زه کرده، تیرش به خطا نمی رود، و زخمش بهبودی ندارد؛ زنده را با تیر مرگ هدف قرار می دهد، و تندرست را با بیماری از پا در می آورد، و نجات یافته را به هلاکت می کشاند.

دنیا خورنده ایست که سیری ندارد، و نوشنده ای است که سیراب نمی شود. و نشاه رنج دنیا آن که آدمی جمع آوری می کند آنچه را که نمی خورد، و می سازد بنایی که خود در آن مسکن نمی کند، پس به سوی پروردگار خود می رود نه مالی برداشته و نه خانه ای به همراه برده است. و نشانه ی دگرگونی دنیا آن که، کسی که دیروز مردم به او ترحّم می کردند امروز حسرت او را می خورند و آن کس را که حسرت او می خوردند امروز به او ترحّم می کنند، و این نیست مگر برای نعمت هایی که به سرعت دگرگون می شود، و بلاهایی که ناگهان نازل می گردد.

و نشانه ی عبرت انگیز بودن دنیا، آن که، آدمی پس از تلاش و انتظار تا می رود به آروزهایش برسد، ناگهان مرگ او فرا رسیده، امیدش را قطع می کند، نه به آرزو رسیده، و نه آنچه را آرزو داشته باقی می ماند. سبحان الله! شادی دنیا چه فریبنده و سیراب شدن از آن، چه تشنگی زاست! و سایه ی آن چه سوزان است! نه زمان آمده را می شود رد کرد و نه گذشته را می توان بازگرداند، پس منزّه و پاک است خداوند! چقدر زنده به مرده نزدیک است برای پیوستن به آن و چه دور است مرده از زنده که از آنان جدا گشته است؟

4- ارزیابی دنیا و آخرت

چیزی بدتر از شرّ و بدی نیست جز کیفر و عذاب آن، و چیزی نیکوتر از خیر و نیکی وجود ندارد جز پاداش آن. همه چیز دنیا شنیدن آن بزرگتر از دیدن آن است، و هر چیز از آخرت دیدن آن بزرگتر از شنیدن آن است. پس کفایت می کند شما را شنیدن از دیدن، و خبر دادن از پنهانی های آخرت. آگاه باشید، هرگاه از دنیای شما کاهش یابد و به آخرت افزوده گردد بهتر از آن است که از پاداش آخرت شما کاسته و بر دنیای شما افزوده شود. چه بسا کاهش یافته هایی که سودآور است، و افزایش داشته هایی که زیان آور بود، همانا به آنچه فرمان داده شدید گسترده تر از چیزی است که شما را از آن بازداشتند، و آنچه بر شما حلال است، بیش از چیزی است که بر شما حرام کرده اند، پس آنچه را اندک است برای آنچه که بسیار است ترک کنید، و آنچه را بر شما تنگ گرفته اند به خاطر آنچه که شما را در گشایش قرار دادند انجام ندهید. خداوند روزی شما را ضمانت کرده و شما را به کار و تلاش امر فرموده، پس نباید روزی تضمین شده را بر آنچه که واجب شده مقدّم دارید، با اینکه به خدا سوگند آنچنان نادانی و شک و یقین به هم آمیخته است که گویا روزی تضمین شده بر شما واجب است، و آنچه را که واجب کرده اند، برداشتند.

پس در اعمال نیکو شتاب کنید(1)، و از فرا رسیدن مرگ ناگهانی بترسید، زیرا آنچه از روزی که از دست رفته، امید بازگشت آن وجود دارد، اما عمر گذشته را نمی شود بازگرداند، آنچه را امروز از بهره ی دنیا کم شده می توان فردا به دست آورد امّا آچه دیروز از عمر گذشته، امید به بازگشت آن نیست، به آینده امیدوار و از گذشته ناامید باشید.(از خدا بترسید و جز بر مسلمانی نمیرید.)

(1): نقد مکتب وُلونتاریسم voluntarism (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هرگونه جبری را نفی می کند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل می کند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه ی 113

اخلاقی

1- پرهیز دادن از دنیاپرستی

شما را از دنیا پرستی می ترسانم، زیرا منزلگاهی است برای کوچ کردن، نه منزلی برای همیشه ماندن است. دنیا خود را با غرور زینت داده و با زینت و زیبایی می فریبد.

خانه ای است که نزد خداوند بی مقدار است؛ زیرا که حلال آن با حرام، و خوبی آن با بدی، و زندگی در آن با مرگ، و شیرینی آن با تلخی ها در آمیخته است، خداوند آن را برای دوستانش انتخاب نکرد. و در بخشیدن آن به دشمنانش دریغ نفرمود. خیر دنیا اندک، و شرّ آن آماده، و فراهم آمده اش پراکنده، و ملک آن غارت شده، و آبادانی آن رو به ویرانی نهاده است.

چه ارزشی دارد خانه ای که پایه های آن در حال فروریختن و عمر آن چون زاد و توشه پایان می پذیرد؟ و چه لذتی دارد زندگانی که چونان مدت سفر به آخر می رسد؟

2- روش برخورد با دنیا

مردم! آنچه را خدا واجب کرده جزو خواسته های خود بدانید، و در پرداختن حقوق الهی از او یاری طلبید، و پیش از آن که مرگ شما را بخواند گوش به دعوت او دهید. همانا زاهدان اگرچه خندان باشند، قلبشان می گرید و اگر چه شادمان باشند اندوه آنان شدید است و اگر چه برای نعمت های فراوان مورد غیطه ی دیگران قرار گیرند امّا با نفس خود در دشمنی بسیاری قرار دارند.

3- نکوهش از غفلت زدگان

یاد مرگ از دلهای شما رفته، و آرزوهای فریبنده جای آن را گرفته است.

و دنیا بیش از آخرت شما را تصاحب کرده و متاع زودرس دنیا بیش از متاع جاویدان آخرت در شما نفوذ کرده است و دنیا زدگی قیامت را از یادتان برده است.

همانا شما برادران دینی یکدیگرید! چیزی جز درون پلید، و نیّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است، نه یکدیگر را یاری می دهید، نه خیرخواه یکدیگرید و نه چیزی به یکدیگر می بخشید و نه به یکدیگر دوستی می کنید. شما را چه شده است با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می گردید! و از متاع بسیار آخرت که از دست می دهید اندوهناک نمی شوید!

اما با از دست دادن چیزی اندک از دنیا مضطرب شده که آثار پریشانی در چهره ها آشکار می گردد و بی تابی می کنید، گویا این دنیا محل زندگی جاودان شما و وسائل آن برای همیشه از آن شماست. چیزی شما را از عیب جویی برادر دینی باز نمی دارد جز آن که می ترسید مانند آن عیب را در شما به رُخِتان کشند. در بی اعتنایی به آخرت و دوستی دنیا یکدل شده اید، و هر یک از شما دین را تنها بر سر زبان می آورید، و از این کار خشنودید همانند کارگری که کارش را به پایان رسانده و خشنودی مولای خود را فراهم کرده است.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 112

اعتقادی

(در این خطبه از فرشته مرگ و کیفیّت گرفتن ارواح سخن ایراد کرد)

عجز انسان از درک فرشتگان( فرشته ی مرگ)

آیا هنگامی که فرشته ی مرگ به خانه ای در آمد، از آمدن او آگاه می شوی؟ آیا هنگامی که یکی را قبض روح می کند او را می بینی؟ بچّه را چگونه در شکم مادر می میراند؟ آیا از راه اندام مادر وارد می شود؟ یا رح به اجازه خداوند به سوی او می آید؟ یا همراه کودک در شکم مادر به سر می برد؟(1) آن کس که آفریده ای چون خود نتواند وصف کند، چگونه می تواند خدای خویش را وصف نماید؟

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 111

اخلاقی

1- هشدار از دنیا پرستی

پس از ستایش پروردگار؛ همانا من شما را از دنیای حرام می ترسانم، زیرا در کام شیرین و در دیده ی انسان سبز و رنگارنگ است،  در شهوات و خواهش های نفسانی پوشیده شده، و با نعمت های زودگذر دوستی می ورزد، با متاع اندک زیبا جلوه می کند، و در لباس آرزوها خود را نشان می دهد، و با زینت غرور خود را می آراید، شادی آن دوام ندارد، و کسی از اندوه آن ایمن نیست.

2- شناخت ماهیّت دنیا

دنیای حرام بسیار فریبنده و بسیار زیان رساننده است، دگرگون شونده و ناپایدار، فناپذیر و مرگبار، و کشنده ای تبهکار است، و آنگاه که به دست آرزومندان افتاد و با خواهش های آنان دمساز شد می نگرد که جز سرابی پیش نیست که خدای سبحان فرمود:

((زندگی چون آبی ماند که از آسمان فرو فرستادیم و به وسیله آن گیاهان فراوان رویید سپس خشک شده، باد آنها را پراکنده کرد و خدا بر همه چیز قادر و تواناست)).

کسی از دنیا  شادمانی ندید جز آن که پس از آن با اشک و آه روبرو شد؛ هنوز با خوشی های دنیا روبرو نشده است که با ناراحتیها و پشت کردن آن مبتلا می گردد؛ شبنمی از رفاه و خوشی دنیا بر کسی فرو نیامده جز آن که سیل بلا همه چیز را از بیخ و بن می کَنند.

هرگاه صبحگاهان به یاری کسی برخیزد، شامگاهان خود را به ناشناسی می زند، اگر از یک طرف شیرین و گوارا باشد از طرف دیگر تلخ و ناگوار است.

کسی از فراوانی نعمت های دنیا کام نگرفت جز آن که مشکلات و سختی ها دامنگیر او شد، شبی را در آغوش امن دنیا به سر نبرده جز آن که صبحگاهان بال های ترس و وحشت برسر او کوبید، بسیار فریبنده است و آنچه در دنیاست نیز فریبندگی دارد، فانی و زودگذر است، و هر کس در آن زندگی می کند فنا می پذیرد.(1)

 3- روش برخورد با دنیا

در زاد وتوشه آن جز تقوا خیری نیست. کسی که به قدر کفایت از آن بردارد در آرامش به سر می برد، و آن کس که درپی به دست آوردن متاع بیشتری از دنیا باشد وسائل نابودی خود را فراهم کرده، و به زودی از دست می رود. بسا افرادی که به دنیا اعتماد کردند، ناگهان مزه ی تلخ مصیبت را بدانها چشاند و بسا صاحب اطمینانی  که به خاک و خونش  کشید. چه انسان های با عظمتی را که خوار و کوچک ساخت، و بسا فخر فروشانی را که به خاک ذلّت افکند.

حکومت دنیا ناپایدار، عیش و زندگانی آن تیره و تار، گوارای آن شور، و شیرینی آن تلخ، غذای آن زهر، و اسباب و وسائل آن پوسیده است؛ زنده ی آن در معرض مردن، و تندرست آن گرفتار بیماری است؛ حکومت آن برباد رفته، و عزیزان آن شکست خورده؛ متاع آن نکبت آلود و پناه آورنده ی آن غارت زده خواهد بود.

4- عبرت از گذشتگان

آیا شما در جای گذشتگان خود به سر نمی برید؟ که عمرشان از شما طولانی تر و آثارشان بادوام تر و آرزویشان درازتر و افرادشان بیشتر و لشکریانشان انبوه تر بودند؟ دنیا را چگونه پرستیدند؟ و آن را چگونه بر خود گزیدند؟(2) و سپس از آن رخت بربستند و رفتند:

بی توشه ای که آنان را برای رسیدن به منزلگاه کفایت کند و بی مرکبی که آنان را به منزلشان رساند. آیا شنیده اید که دنیا خود را فدای آنان کرده باشد؟ یا به گونه ای یاریشان داده یا با آنان به نیکی به سر برده باشد؟ نه هرگز!! بلکه سختی و مشکلات دنیا چنان به آنها رسید که پوست و گوشتشان را درید، با سختی ها آنان را سست و با مصیبت ها ذلیل و خوارشان کرد و بینی آنان را به خاک مالید و لگد مال کرد و گردش روزگار را بر ضد آنها برانگیخت. شما دیدید که دنیا آن کس را که برابر آن فروتنی کرد، و آن را برگزید، و بر همه چیز مقدم داشت، که گویا جاودانه می ماند، نشناخت و روی خوش نشان نداد تا آن که از دنیا رفت! آیا جز گرسنگی توشه ای به آنها سپرد؟ آیا جز در سختی فرودشان نیاورد؟ و آیا روشنی دنیا جز تاریکی و سرانجامش جز پشیمانی بود؟

5- پرهیز از دنیای حرام

آیا شما چنین دنیایی را بر همه چیز مقدم می دارید و بدان اطمینان می کنید؟ یا در آرزوی آن به سر می برید؟ پس دنیا بد خانه ای است برای کسی که خوشبین باشد، و یا از خطرات آن نترسد. پس بدانید- و می دانید- که آن را ترک می کنید و از آن رخت بر می بندید!

و پند گیرید از آنها که گفتند:   ((چه کسی از ما نیرومند تر است؟))

سپس آنان را به گورهایشان سپردند بی آن که سواره کارانشان خوانند، و در قبرها فرود آوردند بی آن که همسایگانشان نامند، از سطح زمین، قبرها، و از خاک کفن ها، و از استخوان های پوسیده همسایگانی پدید آمدند که هیچ خواننده ای را پاسخ نمی دهند و هیچ ستمی را باز نمی دارند و نه به نوحه گری توجّهی دارند. نه از باران خوشحال و نه از قحطسالی نومید می گردند. گرد هم قرار دارند و تنهایند، همسایه یکدیگر امّا از هم دورند، فاصله ای با هم ندارند ولی هیچگاه به دیدار یکدیگر نمی روند. نزدیکان از هم دورند بردبارانی هستند که کینه ها از دل آنان رفته، بی خبرانی که حسد در دلشان فرو مرده است. نه از زیان آنها ترسی، و نه به دفاع آنها امیدی وجود دارد. درون زمین را به جای سطح آن برای ماندن انتخاب کردند و خانه های تنگ و تاریک را به جای خانه های وسیع برگزیدند. به جای زندگی با خویشاوندن، غربت را، و به جای نور، ظلمت را برگزیدند، به زمین بازگشتند چونان که در آغاز آن را پا برهنه و عریان ترک گفتند، و با اعمال خود به سوی زندگی جاویدان و خانه همیشگی کوچ کردند، آنسان که خدای سبحان فرمود:

 ((چنانکه آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی گردانیم، وعده ای بر ماست و همانا این کار را انجام خواهیم داد.))

(1): با طرح اصل فناپذیری دنیا و زندگی، اصل دوم ترمودینامیک(تبدیل مادّه به انرژی) و آنتروپی Entropy (سیر جهان وجود به طرف پیری و نابودشدن) تأیید می گردد، و اصالت مادّه ( ماتریالیسم) و اصالت طبیعت (ناتورالیسم) و اصالت انرژی(انرژیسم) ضربه پذیر می گردد.

(2): اشاره به: کرونولوژی CHORONOLOGY (تاریخ شناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۳

 

 

خطبه 110

اعتقادی، اخلاق

(این خطبه قبل از سیّد رضی در میان دانشمندان به خطبه دیباج معروف بود.)

1- ره آورد برخی از مبانی اعتقادی

همانا بهترین چیزی که انسان ها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ایمان به خدا و ایمان به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و جهاد در راه خداست، که جهاد قلّه بلند اسلام، و یکتا دانستن خدا بر اساس فطرت انسانی است.

برپاداشتن نماز آیین ملّت اسلام، و پرداختن زکات تکلیف واجب الهی، و روزه ی ماه رمضان، سپری برابر عذاب الهی است، و حج و عمره، نابود کننده ی فقر و شستشو دهنده ی گناهان است.

و صله ی رحم مایه ی فزونی مال و طول عمر، و صدقه های پنهانی نابود کننده ی گناهان است، و صدقه آشکارا، مرگ های ناگهانی و زشت را باز می دارد، ونیکوکاری، از ذلّت و خواری نگه می دارد.

و به یاد خداباشید که نیکوکارترین ذکر است، و آ؛نچه پرهیزگاران را وعده دادند آرزو کنید که وعده ی خدا راست ترین وعده هاست، از راه و رسم پیامبرتان پیروی کنید که بهترین راهنمای هدایت است، رفتارتان را با روش پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تطبیق دهید که هدایت کننده ترین روش هاست.

2- ارزش قرآن

و قرآن را بیاموزید، که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دل هاست.

از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است، و قرآن را تلاوت کنید که سود بخش ترین داستان هاست، زیرا عالمی که به غیر علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه حجّت بر او قویتر و حسرت و  اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خدا سزاوارتر به نکوهش است.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 109

اعتقادی، اخلاقی، سیاسی

( این خطبه با نام الزّهراء معروف است)

1- وصف قدرت پروردگار

همه چیز برابر خدا خاشع، و همه چیز با یاری او، بر جای مانده است.

خدا بی نیاز کننده ی هر نیازمند، و عزت بخش هر خوار و ذلیل، نیروی هر ناتوان، و پناهگاه هر مصیبت زده است. هر کس سخن گوید می شنود، و هر که ساکت باشد اسرار درونش را می داند، روزی زندگان بر اوست و هر که بمیرد به سوی او بازمی گردد.

خدایا! چشم ها تو را ندیده تا از تو خبر دهند، که پیش از توصیف کنندگان از موجودات بوده ای.آفرینش برای ترس از وحشت تنهایی نبود، و برای وسد جویی آنها را نیافریدی. کسی از قدرت تو نتواند بگریزد، و هر کس را بگیری از قدرت تو نتواند خارج گردد، گناهکاران از عظمت تو نکاهند، و اطاعت کنندگان بر قدرت تو نیفزایند.

آن کس که از قضای تو به خشم آید نتواند فرمانت را برگرداند، و هر کس که به فرمان تو پشت کند از تو بی نیاز نگردد.

هر سرّی نزد تو آشکار و هر پنهانی نزد تو هویداست. تو خدای همیشه ای و بی پایان، و تو پایان هر چیزی، که گریزی از آن نیست.

وعده گاه همه، محضر توست، و رهایی از تو جز از تو ممکن نیست، و زمام هر جنبنده ای به دست تو است، وبه سوی تو بازگشت هر آفریده ای است.

پاک و منزهی ای خدا! چقدر بزرگ و والاست قدر و عظمت تو، و چه بزرگ است آنچه را که از خلقت تو می نگرم! و چه کوچک است هر بزرگی در برابر قدرت تو، و چه با عظمت است آنچه را که از ملکوت تو مشاهده می کنم، و چه فراگیر است در این جهان نعمت های تو، و چه کوچک است نعمت های فراوان دنیا در برابر نعمت های آخرت.

2- وصف فرشتگان

شگفت آور است آفرینش فرشتگان تو که گروهی از آنها را در آسمان ها سکونت دادی و از زمین بالا برده ای.

آنها از همه ی آفریدگان نسبت به تو آگاه ترند، و بیشتر از همه نسبت به تو بیمناکند، و به تو نزدیک ترند. فرشتگانی که در پشت پدران قرار نگرفته و در رحم مادران پرورش نیافته اند، و از آبی پست خلق نشده اند، و ناراحتی و مشکلات زندگی آنان را پراکنده نساخته.

آنها با مقام و مرتبتی که دارند، و از ارزشی که در نزد تو برخوردارند، و آنگونه که تو را دوست دارند، فراوان تو را اطاعت می کنند که اندک غفلتی در فرمان تو ندارند.

اگر آنچه بر آنان پوشیده است بدانند، همه ی کارهای خود را کوچک و ناچیز می شمارند، و بر خویش ایراد می گیرند، و می دانند آنگونه که باید، تو را عبادت نکرده اند، و آن چنان که سزاوار توست فرمانبردار نبودند.

3- نعمتهای خداوند وسوء استفاده ها

خدایا ستایش تو را سزاست، که آفریننده و معبودی، و بندگان را به درستی آزمایش کردی. خانه ی آخرت را آفریدی و سفره ی رنگارنگ نعمت ها را گستراندی، و در آن انواع نوشیدنی، خوردنی، همسران، میهمانداران، قصرها، نهرهای روان، میوه ها و کشتزاران، قرار دادی.

سپس پیامبری را فرستادی تا انسان ها را به آن خانه و نعمت ها دعوت کند.

افسوس که مردم نه آن دعوت کننده را اجابت کردند، و نه به آنچه تو ترغیبشان کردی رغبت نشان دادند، و نه به آنچه تو تشویقشان کردی مشتاق شدند.

بر لاشه ی مرداری روی آوردند که با خوردن آن رسوا شدند، و در دوستی آن همداستان گردیدند.

4- خطر عشق و وابستگیهای دروغین

هر کس به چیزی عشق ناروا ورزد، نابینایش می کند، و قلبش را بیمار کرده، با چشمی بیمار می نگرد، و با گوشی بیمار می شنود. خواهش های نفس پرده ی عقلش را دریده، دوستی دنیا دلش را میرانده است، شیفته ی بی اختیار دنیا و برده ی کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند.

دنیا به هر طرف برگردد او نیز بر می گردد، و هرچه هشدارش دهند از خدا نمی ترسد.

از هیچ پند دهنده ای شنوایی ندارد، با اینکه گرفتار آمدگان دنیا را می نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند.

می بیند که آنها بلاهایی را که انتظار آن را نداشتند بر سرشان فرود آمد و دنیایی را که جاویدان می پنداشتند از آنها جدا شده و به آنچه در آخرت وعده داده شده بودند خواهند رسید، و آنچه بر آنان فرود آید وصف ناشدنی است.

5- وصف چگونگی مرگ ومردن

سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد.

بدن ها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باختند، مرگ آرام آرام همه ی اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز می دارد، و او در میان خانواده اش افتاده با چشم خود می بیند و با گوش می شنود و با عقل درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کارهایی تباه کرده؟

و روزگارش را چگونه سپری کرده؟

به یاد ثروت هایی که جمع کرده می افتد، همان ثروت هایی که در جمع آوری آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آن همه بر دوش اوست که هنگام جدایی از آنها فرا رسیده، و برای وارثان باقیمانده است تا از آن بهره مند گردند،و روزگار خود گذرانند.

راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست، و او در گرو این اموال است که دست خود را از پشیمانی می گزد به خاطر واقعیت هایی که هنگام مرگ مشاهده کرده است.

در این حالت از آنچه که در زندگی دنیا به آن علاقمند بود بی اعتنا شده آرزو می کند، ای کاش آن کس که در گذشته بر ثروت او رشک می برد، این اموال را جمع کرده بود.

 اما مرگ همچنان بر اعضای بدن او چیره می شود، تا آن که گوش او مانند زبانش از کار می افتد، پس در میان خانواده اش افتاده نه می تواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه می کند، و حرکات زبانشان را می نگرد اما صدای کلمات آنان را نمی شنود، سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد، و چشم او نیز مانند گوشش از کار می افتد، و روح از بدن او خارج می شود، و چون مرداری در بین خانواده خویش بر زمین می ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند، و از او دور می شوند. نه سوگواران را یاری می کند و نه خواننده ای را پاسخ می دهد، سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می برند، و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند.

6- وصف رستاخیز و زنده شدن دوباره

تا آن زمان که پرونده ی این جهان بسته شود، و خواست الهی فرا رسد، و آخر آفریدگان به آغاز آن بپیوندند، و فرمان خدا در آفرینش دوباره در رسد.

آنگاه آسمان را به حرکت در آورد و از هم بشکافد، و زمین را به شدت بلرزاند، و تکان سخت دهد، که کوه ها از جا کنده شده و برابر هیبت و جلال پروردگاری بر یکدیگر کوبیده و متلاشی شده و با خاک یکسان گردد.

سپس هر کس را که در زمین به خاک سپرده شده، در آورد، و پس از فر سودگی تازه شان گرداند، و پس از پراکنده شدن، همه را گرد آورد، سپس برای حسابرسی و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد.

آنها را به دو دسته تقسیم فرماید: به گروهی نعمت ها دهد و از گروه دیگر انتقام گیرد.

اما فرمانبرداران را را در جوار رحمت خود جای دهد و در بهشت جاویدان قرار دهد(1)، خانه ای که مسکن گزیدگان آن هرگز کوچ نکنند و حالات زندگی آنان تغییر نپذیرد، در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند، و بیماری ها در آنها نفوذ نخواهد کرد، خطراتی دامنگیرشان نمی شود، و سفری در پیش ندارند تا از منزلی به منزل دیگر کوچ کنند.

و اما گناهکاران را در بدترین منزلگاه درآورد، و دست و پای آنها را با غل  و زنجیر بگردنشان در آویزد، چنانکه سرهایشان به پاها نزدیک گردد، جامه های آتشین بر بدنشان پوشاند، و در عذابی که حرارت آتش آن بسیار شدید و بر روی آنها بسته، و صدای شعله ها هراس انگیز است قرار دهد.

جایگاهی که هرگز از آن خارج نگردند، و برای اسیران آن غرامتی نپذیرند، و زنجیرهای آن گسسته نمی شود، مدتی برای عذاب آن تعیین نشده تا پایان پذیرد و نه سرآمدی تا فرا رسد.

7- پارسایی پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی فرمود. و می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از جان و دل به دنیاشت کرد، و یاد آن را در دلش میراند.

دوست می داشت که زینت های دنیا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن لباس فاخری تهیه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نکند، و برای تبلیغ احکامی که قطع کننده ی عذرهاست تلاش کرد، و امت اسلامی را با هشدارهای لازم نصیحت کرد، و با بشارتها مردم را به سوی بهشت فراخواند، و از آتش جهنم پرهیز داد.

8- ویژگیهای اهل بیت(ع)

ما از درخت سرسبز رسالتیم، و از جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستیم، ما معدنهای دانش و چشمه سارهای حکمت الهی هستیم.

یاران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و کینه توزان ما در انتظار کیفر و لعنت خداوند به سر می برند.

(1): اشاره به علم: پنولوژی (کیفرشناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 108

اعتقادی، سیاسی

( یکی از سخنرانی های امام در شهر کوفه که حوادث سخت آینده را بیان فرمود)     

1- خداشناسی

ستایش خدایی را سزاست که با آفرینش مخلوقات، بر انسان ها تجلی کرد، و با برهان و دلیل خود را بر قلب هایشان آشکار کرد. مخلوقات را بدون نیاز به فکر و اندیشه آفرید، که فکر و اندیشه مخصوص کسانی است که دلی درون سینه داشته باشند و او چنین نیست، که علم خداوند ژرفای پرده های غیب را شکافته است، و به افکار و عقاید پنهان احاطه دارد. ( و از همین خطبه است که پیرامون پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود.)

2- وصف پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه ی نور هدایت، از جایگاه بلند و بی همانند، از سرزمین بطحاء،(1) از چراغ های برافروخته در تاریکی ها، و از سرچشمه های حکمت برگزید. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) طبیبی است که برای درمان بیماران سیّار است.

مرهم های شفابخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته. برای شفای قلب های کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال، آماده و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.

3- علل انحراف فرزندان امیّه

بنی امیّه، با نور حکمت، جان و دل خود را روشن نساخته، و با شعله های فروزان دانش، قلب خود را نورانی نکرده اند، چونان چهارپایان صحرایی و سنگ های سخت و نفوذ ناپذیرند.

به تحقیق رازهای درون برای صاحبان آگاهی آشکار، و راه حق برای گمراهان نیز روشن است، و رستاخیز نقاب از چهره برانداخت.

و نشانه های خود را برای زیرکان و آنان که طالب حقّند نمایاند.

 4- نکوهش کوفیان

مردم کوفه! چرا شما را پیکرهای بی روح، و روح های بدون جسم می نگرم؟

چرا شما را عبادت کنندگانی بدون صلاحیت، و بازرگانانی بدون حسد و تجارت، و بیدارانی خفته، و حاضرانی غایب از صحنه، بینندگانی نابینا، شنوندگانی کر، و سخن گویانی لال، مشاهده می کنم؟

پرچم گمراهی بر پایه های خود برافراشته شده و طرفداران آن فراوان گشته؛ شما را با پیمانه خود می سنجند و. سرکوب می کنند، پرچمدارشان(معاویه)، از ملت اسلام خارج و بر راه گمراهی ایستاده است.

5- خبر از کشتار و فساد بنی امیّه

پس آن روز که بر شما دست یابند جز تعداد کمی از شما باقی نگذارند، چونان باقیمانده ی غذایی اندک در ته دیگ یا دانه های غذای چسبیده در اطراف ظرف شما را مانند پوست های چرمی به هم پیچانده می فشارند، و همانند خرمن شما را به شدّت می کوبند، و چونان پرنده ای که دانه های درشت را از لاغر جدا کند، این گمراهان، مومنان را از میان شما جدا ساخته نابود می کنند.

6- هشدار وسفارش به اطاعت از اهل بیت (علیه السّلام)

با توجبه به این همه خطرات، روشهای گمراه کننده شما را به کجا می کشاند؟ تاریکی ها و ظلمتها، تا کی شما را متحیّر می سازد؟ دروغ پردازیها تا چه زمانی شما را می فریبد؟ از کجا دشمن در شما نفوذ کرده به اینجا آورده و به کجا باز می گرداند؟

آگاه باشید که هر سر آمدی را پرونده ای، و هر غیبتی را بازگشت دوباره ای است.

مردم! به سخن عالم خداشناس ِ خود گوش فرادهید، دل های خود را در پیشگاه او حاضر کنید، و با فریاد های او بیدار شوید! رهبر جامعه باید با مردم به  راستی سخن گوید و پراکندگی مردم را به وحدت تبدیل، و اندیشه خود را برای پذیرفتن حق آماده گرداند.

پیشوای شما چنان واقعیّت ها را برای شما شکافت چونان شکافتن مهره های ظریف، و حقیقت را از باطل چون شیره درختی که از بدنه آن خارج شود، بیرون کشید.

7- خبر از مسخ ارزش ها در حکومت بنی امیّه

پس در آن هنگام که امویان بر شما تسلط یابند، باطل بر جای خود استوار شود، و جهل و نادانی بر مَرکب ها سوار، و طاغوت زمان عظمت یافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بی مشتری خواهند شد. روزگار چونان درنده ی خطرناکی حمله ور شده، و باطل پس از مدّت ها سکوت، نعره می کشد،مردم در شکستن قوانین خدا دست در دست هم می گذارند، و در جدا شدن از دین متّحد می گردند، و در دروغ پردازی با هم دوست و در راستگویی دشمن یکدیگرند. و چون چنین روزی می رسد، فرزند با پدر دشمنی ورزد، و باران خنک کننده، گرمی و سوزش آورد، پست فطرتان  همه جا را پر می کنند، نیکان و بزرگواران کمیاب می شوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستی از میانشان رخت بر می بندد، و دروغ فراوان می شود. با زبان تظاهر به دوستی دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار می کنند، و از پاکدامنی به شگفت می آیند، و اسلام را چون پوستینی واژگونه می پوشند.

(1): سرزمین بطحا، بین دو کوه ابوقیس و احمر را می گفتند که محل زندگی قریش بود.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 107

نظامی، سیاسی

( در برخی از روز های نبرد صفین در سال 37 هجری برای تشکّر و تقویت روحیّه سربازانش ایراد فرمود)

وصف نبرد یاران در صفّین

از جای کنده شدن و فرار شما را از صف ها دیدم، فرومایگان گمنام، و بیابان نشینانی از شام، شما را پس می راندند، در حالی که شما از بزرگان و سرشناسان عرب و از سران شرف می باشید، برازندگی چشمگیری دارید و قلّه های سرافراز و بلند قامتید، سرانجام سوزش سینه ام با مقاومت و حملات دلاورانه ی شما، تسکین یافت، که دیدم شامیان را هزیمت دادید

و صف های آنان را در هم شکستید، و آنان را از لشکرگاه خود راندید، آنگونه که آنها شما را کنار زدند. می دیدم با نیزه ها آنان را کوفتید و با تیرها، آنها را هدف قرار دادید، که فراریان و کشتگان دشمن روی هم ریختند، و بر دوش هم سوار می شدند، چونان شتران تشنه ای که از آبشخورشان برانند و به هر سو گریزان باشند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

      

نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 106

اعتقادی، سیاسی

(این خطبه در شهر کوفه که در نکوهش وهشدار کوفیان ایراد شد)

1- ره آورد اسلام

ستایش خداوندی سزاست که راه اسلام را گشود، و راه نوشیدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود.

ستون های اسلام را در برابر ستیزه جویان استوار کرد و آن را پناهگاه امنی برای پناه برندگان، و مایه ی آرامش برای وارد شوندگان قرار داد.

اسلام، حجّت و برهان برای گویندگان، و گواه روشن برای دفاع کنندگان، و نور هدایتگر برای روشنی خواهان، و مایه ی فهمیدن برای خردمندان، و عقل و درک برای تدبیر کنندگان، و نشانه گویا برای جویندگان حق، و روشن بینی برای صاحبان عزم و اراده، پند پذیری برای عبرت گیرندگان، عامل نجات و رستگاری برای تصدیق کنندگان، و آرامش دهنده ی تکیه کنندگان، راحت و آسایش توکل کنندگان، و سپری نگهدارنده برای استقامت دارندگان است.

اسلام روشن ترین راه ها است، جاده هایش درخشان، نشانه های آن در بلندترین جایگاه، چراغ هایش پرفروغ و سوزان، میدان مسابقه آن پاکیزه برای پاکان، سرانجام مسابقه های آن روشن و بی پایان، مسابقه دهندگان آن پیشی گیرنده و چابک سوارانند.

برنامه این مسابقه، تصدیق کردن به حق، راهنمایان آن، اعمال صالح، پایان آن، مرگ، میدان مسابقه، دنیا، مرکز گردآمدن مسابقه دهندگان، قیامت، و جایزه ی آن بهشت است.

2- دعا برای پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

تا آن که خداوند با دست پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شعله ای از نور برای طالبان آن برافروخت، و بر سر راه گمشدگان چراغی پر فروغ قرار داد.

خداوندا! پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) امین و مورد اطمینان و گواه روز قیامت است، نعمتی است که برانگیخته و رحمتی است که به حق فرستاده ای.

خداوندا! بهره ی فراوانی از عدل خود به او اختصاص ده، و از احسان و کرم خود فراوان به او ببخش. خدایا! بنای دین او را از آنچه دیگران برآورده اند، عالی تر قرار ده.

او را بر سر خان کرمت گرامی تر دار، و بر شرافت مقام او در نزد خود بیفزا، و وسیله ی تقرّب خویش را به او عنایت فرما ، و بلندی مقام و فضیلت او را بی مانند گردان، و ما را از یاران او محشور فرما، چنانکه نه زیانکار باشیم و نه پشیمان، نه دور از راه حق باشیم و نه شکننده ی پیمان، نه گمراه باشیم و نه گمراه کننده ی بندگان، نه فریب هوای نفس خوریم و نه وسوسه ی شیطان.

3- ره آورد بعثت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

مردم! از سر نعمت بعثت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و لطف خداوند بزرگ به مقامی رسیده اید که حتی کنیزان شما را گرامی می دارند، و به همسایگان شما محبّت می کنند، کسانی برای شما احترام قائلند که شما از آنها برتری نداشته و بر آنها حقی ندارید؛ کسانی از شما می ترسند که نه ترس از حکومت شما دارند و نه شما بر آنها حکومتی دارید.

می گویم: ( این کلمات در خطبه ی 72 نیز وجود داشت، امّا بدان جهت که اضافات مفیدی داشت در اینجا نیز آورده ایم.)

4- علل سقوط وسیر ارتجاعی امّت

با آن همه بزرگواری و کرامت، هم اکنون می نگرید که قوانین و پیمان های الهی شکسته شده اما خشم نمی گیرید، در حالی که اگر پیمان پدرانتان نقض می شد،ناراحت می شدید، شما مردمی بودید که دستورات الهی ابتدا به دست شما می رسید و از شما به دیگران ابلاغ می شد و آثار آن باز به شما بر می گشت.

اما امروز جایگاه خود را به ستمگران واگذاردید، و زمام امور خود را به دست بیگانگان سپردید، و امور الهی را به آنان تسلیم کردید!

آنهایی که به شبهات عمل می کنند، و در شهوات غوطه ورند(بنی امیه)

 به خدا سوگند! اگر دشمنان، شما را در زیر ستارگان آسمان بپراکنند، باز خداوند شما را برای انتقام گرفتن از ستمگران گرد می آورد.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳

 

 

1- مصطفی غلوش

حجم: 25 Mg  زمان: 5:54

دانلود

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳

 

1- مصطفی غلوش

حجم  MG 5  زمان 5:33

دانلود

 

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 105

اعتقادی، سیاسی، اخلاقی

(  نوشته اند که امام این سخنرانی را در 5 روز پس از بدست گرفتن قدرت سیاسی کشور در آخر ذی الحجّه سال 35 هجری ایراد فرمود)                      

1- ویژگی های پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

تا اینکه خدا محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را برانگیخت، گواهی دهنده، بشارت دهنده، هشدار دهنده.

پیامبری که بهترین آفریدگان در خردسالی، و در سنّ پیری نجیب ترین و بزرگوارترین مردم بود، اخلاقش از همه ی پاکان پاک تر و باران کرمش از هر چیزی با دوام تر بود.

2- هشدار از آینده تلخ فرزندان امیّه

شما ای فرزندان امیّه! زمانی از لذت و شیرینی دنیا بهره مند شدید، و از پستان آن نوشیدید که افسارش رها، و بند جهازش محکم نبود( در حکومت عثمان)، تا آنجا که حرام دنیا نزد گروهی چونان میوه ی درخت سدر بی خار، آسان، و حلال آن دشوار و غیر ممکن شد.

به خدا سوگند، دنیایی که در دست شماست چونان سایه ای است گسترده که زود به سرآمد خود نزدیک می شود. امروز زمین برای شما خالی و گسترده، و دستهایتان برای انجام هر رفتار نادرستی باز، و دست های رهبران واقعی بسته است. شمشیر شما بر آنان مسلط و شمشیر آنان از شما بازگرفته شده است.

آگاه باشید! هر خونی، خونخواهی دارد، و هر حقی را جستجوگری است، انتقام گیرنده ی خون های ما، چونان حاکمی است که برای خود داوری کند، و او خداوندی است که از گرفتن کسی ناتوان نگردد، و کسی از پنجه ی عدالت او نمی تواند بگریزد.

ای فرزندان امیّه! سوگند به خدا! زود باشد که این خلافت و دولت را در دست دیگران(1) و در خانه دشمنان خود بنگرید، آگاه باشید! بینا ترین چشم ها آن است که در دل نیکی ها نفوذ کند، و شنواترین گوش ها آن که پندها و تذکّرات سودمند را در خود جای دهد.

3- اندرزهای جاودانه، وتوجه دادن مردم به اهل بیت(علیه السّلام)

ای مردم! چراغ دل را از نور گفتار گوینده ی با عمل روشن سازید و ظرف های جان را از آب زلال چشمه هایی که از آلودگی ها پاک است پر نمایید.

ای بندگان خدا! به نادانی های خود تکیه نکنید، و تسلیم هوای نفس خویش نباشید، که چنین کسی بر لبه ی پرتگاه قرار دارد، و بار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد، و از جایی به جای دیگر می برد، تا آنچه را که ناچسب است بچسباند، و آنچه را که دور می نماید نزدیک جلوه دهد.

خدا را، خدارا، مبادا شکایت نزد کسی برید که نمی تواند آن را برطرف سازد، و توان گره گشایی از کارتان ندارد.

همانا بر امام واجب نیست جز آنچه را که خدا امر فرماید، و آن، کوتاهی نکردن در پند و نصیحت، تلاش در خیرخواهی، زنده نگهداشتن سنت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، جاری ساختن حدود الهی بر مجرمان(2)، رساندن سهم های بیت المال به طبقات مردم، است.

پس در فراگیری علم و دانش پیش از آن که درختش بخشکد تلاش کنید، و پیش از آنکه به خود مشغول گردید از معدن علوم(اهل بیت (علیهما السّلام) دانش استخراج کنید. مردم را از حرام و منکرات بازدارید، و خود هم مرتکب نشوید، زیرا دستور داده شدید که ابتدا خود محرّمات را ترک و سپس مردم را بازدارید.

(1) : بنی امیه تا سال 132 هجری حکومت کردند، که آخرین آنها (( مروان حمار)) به دست ابومسلم خراسانی و (( احمد سفاح)) نابود و دودمانشان بر باد رفت، آنگاه بنی العباس قدرت را به دست گرفتند، که سفّاح تنها در یک مرحله، هفتاد هزار نفر از رجال و بزرگان بنی امیّه را قتل عام کرد.

(2) : اشاره به مکتب: لگالیسم legalism (اصالت دادن به قانون) که همه ی افراد جامعه در مرز قانون اداره شوند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 104

اعتقادی

( در سال 36هجری وقتی امام به سوی شهر بصره حرکت می کرد در صحرای ربذه هنگامی که برخی از حجّاج بیت الله نیز به سخنان آن حضرت گوش فرا می دادند ایراد فرمود)     

ره آورد بعثت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را مبعوث فرمود، در روزگارانی که عرب کتابی نخوانده و ادّعای وحی وپیامبری نداشت. پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سر منزل نجات کشاند، و پیش از آن که مرگشان فرا رسد آنان را به رستگاری رساند. با خستگان مدارا کرد، و شکسته حالان را زیر بال گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود، جز آنان  که راه گمراهی پیمودند. و در آنها خیری نبود. همه را نجات داد، و در جایگاه مناسب رستگاری، استقرارشان بخشید، تا آن که آسیاب زندگی آنان به چرخش درآمد، و نیزه یشان تیز شد. به خدا سوگند! من در دنباله آن سپاه بودم، تا باطل شکست خورد وعقب نشست، و همه رهبری اسلام را فرمانبردار شدند، در این راه هرگز ناتوان نشدم، و نترسیدم، و خیانت نکردم، و سُست در من راه نیافت. به خدا سوگند! درون باطل را می شکافم تا حق را از پهلویش بیرون کشم.

می گویم: (جملاتی برگزیده ی این خطبه را در خطبه 33 نیز آورده ایم، چون در این نقل اندک تفاوتی وجود داشت بار دیگر جداگانه آن را آورده ام.)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 103

اخلاقی، سیاسی، اعنقادی

1- روش برخورد با دنیا

ای مردم! به دنیا چونان زاهدان روی گردان از آن، بنگرید. به خدا سوگند، دنیا به زودی ساکنان خود را از میان می برد و رفاه زدگان ایمن را به درد می آورد آنچه از دست رفت و پشت کرد هیچ گاه بر نمی گردد، و آینده به روشنی معلوم نیست تا در انتظارش باشند، شادی وسرور دنیا با غم واندوه آمیخته، و توانایی انسان به ضعف و سُستی می گراید. زیبایی ها و شگفتی های دنیا شما را مغرور نسازد، زیرا زمان کوتاهی دوام ندارد. خدا بیامرزد کسی را که بدرستی فکر کند، و پند گیرد، و آگاهی یابد، و بینا شود(1) پس به زودی خواهید دانست که آنچه از دنیا وجود داشت از آن چیزی نمانده، و آنچه از آخرت است جاویدان خواهد ماند، هرچیز که به شمارش آید پایان پذیرد، و هر چه انتظارش را می کشیدید خواهد آمد،(2) و آنچه آمدنی است نزدیک باشد( واز همین خطبه است)

2- ارزش عالم وبی ارزش جاهل

دانا کسی است که قدر خود را بشناسد، و در نادانی انسان این بس که ارزش خویش نداند.

دشمن روی ترین افراد  نزد خدا کسی است که خدا او را به حال خود واگذاشته تا از راه راست منحرف گردد، و بدون راهنما برود، اگر به محصولات دنیا دعوت شود تا مرز جان تلاش کند اما چون به آخرت و نعمتهای گوناگونش دعوت شود، سسستی ورزد، گویا آنچه برای آن کار می کند بر او واجب و آنچه نسبت به آن کوتاهی  و تنبلی می کند، از او نخواسته اند.

 3- سخنی از آینده

و این روزگاری است که جز مومن بی نام و نشان از آن رهایی نیابد،: در میان مردم او را نشناسد، و در میان جمعیّت که نباشد کسی سراغ او را نگیرد، آنها چراغ های هدایت، و نشانه های رستگاری اند، نه فتنه انگیز و اهل فساد، و نه سخنان دیگران و زشتی این و آن را به مردم رسانند، خدا درهای رحمت را به روی آنان باز کرده وسختی عذاب خویش را از آنان گرفته است. ای مردم! بزودی زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام چونان ظرف  واژگون شده، آنچه در آن است ریخته می شود.

ای مردم! خداوند به شما ظلم نخواهد کرد و از این جهت تأمین داده است اما هرگز شما را ایمن نساخت که آزمایش نفرماید، که این سخن از آن ذات برتر است که فرمود:

(در جریان نوح، نشانه هایی است و ما مردم را می آزماییم)

می گویم:( کلام امام(علیه السّلام) که فرمود((کل مومن نومة)) یعنی کسی که گمنام و شرّ او اندک است و ((المسابیح)) جمع ((مسیاح)) کسی است که میان مردم فساد کرده سخن چین است، و ((مذاییع))جمع(( مذیاع)) کسی است که چون بدی کسی را شنید در میان مردم  رواج می دهد، و ((بُذُر)) جمع((بَذوُر)) کسی است که بسیار نادان است و سخن بیهوده گوید.)

(1): اشاره به: آپولوژیApology(عبرت آموزی و پند گیری)

(2):و آن مرگ حتمی است

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 102

اعتقادی، سیاسی

( از سخنان امام است که چونان خطبه ی جداگانه است و پس از جنگ جَمَل در سال 36 هجری در شهر بصره ایراد شد)

1- وصف روز قیامت

قیامت روزی است که خداوند همه انسانها ی گذشته و آینده را برای رسیدگی دقیق حساب و رسیدن به پاداش اعمال، گردآورَدَ، همه فروتنانه به پا خیزند، عرق از سر ورویشان و کنار دهانشان جاری است، و زمین زیر پایشان لرزان است، نیکو حال ترین آنان کسی است که جای گذاشتن دو پایش را پیدا کند یا جایی برای آسوده ماندن بیابد.(1)

2- خبر از آینده خونین بصره و رزم مجاهدانی پیروز 

فتنه هایی چون تاریکی شب که نیرویی نمی تواند برابر آن بایستد، و کسی نتواند پرچمهای آن را پایین کشد، به سوی شما می آید چونان شتری که مهار شده و جهاز بر پشت آن نهاده و ساربان آن را کشانده و به سرعت می راند. فتنه جویان کسانی هستند که ضربات آنها شدید و غارتگری آنان اندک است.

مردمی با آنان جهاد می کنند که در چشم متکبّران خوار و در روی زمین گمنام و در آسمان ها معروفند. در این هنگام، وای بر تو ای بصره! از سپاهی که نشانه خشم و انتقام الهی است، بی گرد و غبار و صدایی به تو حمله خواهند کرد(2) و چه زود ساکنانت به مرگ سرخ و گرسنگی غبارآلود دچار می گردند.(3)

(1): نفی نظریّه: فَتالیزمfatalism(جبر عملی)

(2): می توان فرازهای آخر را به غوّاصان رزمنده ایران در عملیّات کربلای پنج تقسیم کرد که زیر آب، بی گرد و غبارو صدائی به بصره حمله می کردند.

(3): اغبر، غبار آلود که چهره ها از شدّت گرسنگی بی رنگ و گردآلود می نمایند.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه  101

اعتقادی، سیاسی

(از خطبه هایی است که در آن حوادث سخت آینده را بیان می دارد، که در شهر کوفه ایراد شد.)

1- ستایش واندرز

ستایش خداوندی را که اوّل هر نخستین است و آخر هرگونه آخری، چون پیش از او چیزی نیست باید که ابتدایی نداشته باشد، و چون پس از او چیزی نیست پس پایانی نخواهد داشت، و گواهی می دهم که جز او خدایی نیست، و خدا یکی است؛ آن گواهی که با درون وبرون و قلب و زبان، هماهنگ باشد.

ای مردم! دشمنی و مخالفت با من، شما را تا مرز گناه نراند، و نافرمانی از من شما را به پیروی از هوای نفس نکشاند، و به هنگام شنیدن سخن من، به گوشه چشم، یکدیگر را ننگرید.

2- خبر از حوادث خونین آینده

سوگند به آن کس که دانه را شکافت، و جانداران را آفرید، آنچه به شما خبر می دهم از پیامبر امّی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است (1) نه گوینده دروغ گفت و نه شنونده (2) ناآگاه بود.

گویا می بینیم شخص سخت گمراهی (3) را که از شام فریاد زند و بتازد و پرچم های خود را در اطراف کوفه بپراکند، و چون دهان گشاید و سرکشی کند و جای پایش بر زمین محکم گردد، فتنه فرزند خویش را به دندان گیرد و آتش جنگ شعله ور شود. روزها با چهره عبوس و گرفته ظاهر شوند و شب وروز با رنج و اندوه بگذرند. و آنگاه که کشتزار او به بار نشست، ومیوه او آبدار شد، و چون شتر مست خروشید، و چون برق درخشید، پرچم های سپاه فتنه از هر سو به اهتزاز درآید، و چونان شب تار و دریای متلاطم به مردم روی آورند.

از آن بیشتر، چه طوفانهای سختی که شهر کوفه را بشکافد، و چه تند بادهایی که بر آن وزیدن گیرد، و به زودی دستجات مختلف به جان یکدیگر یورش آورند:

آنها که بر سر پا ایستاده اند دور شوند، و آنها که بر زمین افتادند لگد مال گردند.        

(1):اُمّی: یعنی کسی که به مدرسه ای نرفت واز کسی علمی نیاموخت( که علوم او از طرف خداست)

(2): شنونده شخص امام است.

(3): برخی از شارحان نهج البلاغه، و مورّخین گفته اند که آن شخص عبدالملک مروان است.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه100

اعتقادی

(نوشته اند که این سخنرانی را در جمعه ی سوم ایّام خلافت خود در سال 35 هجری در روز جمعه ایراد فرمود)

1- شناخت خدا

ستایش خداوندی را سزاست که احسان فراوانش برآفریده ها گسترده و دست کرم او برای بخشش گشوده است. او را به همه ی کارهایش می ستاییم و برای نگهداری حق الهی ازاو یاری می طلبیم و گواهی می دهیم جز او خدایی نیست.

ویژگی های پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

و گواهی می دهیم که محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بنده و فرستاده ی اوست. او را فرستاد تا فرمان وی را آشکار و نام خدا را بر زبان راند. پس با امانت، رسالت خویش را به انجام رساند، و با راستی و درستی به راه خود رفت، و پرچم حق را در میان ما به یادگار گذاشت، هرکس از آن پیشی گیرد از دین خارج و آن کس که از آن عقب ماند هلاک گردد و هر کس همراهش باشد رستگار شود. راهنمای این پرچم، با درنگ و آرامش سخن می گفت، و دیر و حساب شده به پا می خاست، و آنگاه که برمی خاست، سخت و چالاک، به پیش می رفت، پس چون در اطاعت او در آمدید، و او را بزرگ داشتید، مرگ او فرا رسید و خدا او را از میان شما برد.

پس از او چندان که خدا خواهد زندگانی می گذرانید تا آن که خدا شخصی را برانگیزد که شما را متّحد سازد، و پراکندگی شما را جبران نماید.(1)مردم! به چیزی  که نیامده دل نبندید، واز آن که در گذشت مأیوس نباشد، که آن پُشت کرده اگر یکی از پاهایش بلغزد، و دیگری برقرار باشد شاید هر دو پا به جای برگشته و استوار ماند.

3- تداوم امامت تا ظهور امام زمان(علیه السّلام)

آگاه باشید، مَثَل آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چونان ستارگان آسمان است، اگر ستاره ای غروب کند، ستاره ی دیگری طلوع خواهد کرد(تا ظهور صاحب الزمان(علیه السّلام) ) گویا می بینم در پرتو خاندان پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نعمت های خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید رسیده اید.

(1)   : بسیاری نوشته اند که امام در این قسمت از سخنرانی خود به ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام) توجه دارد.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 99

اخلاقی

(زید بن وهب، از اصحاب امام است، نقل می کند که این خطبه در روز جمعه در شهر کوفه ایراد کرد)(1)

خدا بر نعمت هایی که عطا فرمود ستایش می کنیم و در کارهای خود از او یاری می جوییم. از او سلامت در دین را خواهانیم آنگونه که تندرستی بدن را از او درخواست کنیم.

1- پرهیز از دنیا پرستی

ای بندگان خدا، شما را به ترک دنیایی سفارش می کنم که شما را رها می سازد، گرچه شما جدایی از آن را دوست ندارید، دنیایی که بدن های شما را کهنه و فرسوده می کند با اینکه دوست دارید همواره تازه و پاکیزه بمانید.

شما ودنیا به مسافرانی مانید که تا گام در آن نهند، احساس دارند که با پایان راه رسیده اند، و تا قصد رسیدن به نشانی کرده اند، گویا بدان دست یافتند، در حالی که تا رسیدن به هدف نهایی هنوز فاصله های زیادی است. چگونه می تواند به مقصد رسد کسی که روز معیّنی در پیش دارد؟ و از آن تجاوز نخواهد کرد! مرگ به سرعت او را می راند، و عوامل مختلف او را بر خلاف خواسته خود از دنیا جدا می سازد.

2- روش برخورد با دنیا

پس در عزّت و ناز دنیا بر یکدیگر پیشی نگیرید، و فریب زینت ها ونعمت ها را نخورند و مغرور نشوید و از رنج و سختی آن ننالید و ناشکیبا نباشد، زیرا عزّت و افتخارات دنیا پایان می پذیرد، و زینت و نعمت هایش نابود می گردد، و رنج و سختی آن تمام می شود، و هر مدّت و مهلتی در آن به پایان می رسد، وهر موجود زنده ای به سوی مرگ می رود.

آیا نشانه هایی از زندگی گذشتگان که بر جامانده شما را از دنیا پرستی باز نمی دارد؟

و اگر خردمندید آیا در زندگانی پدرانتان آگاهی و عبرت آموزی نیست؟مگر نمی بینید که گذشتگان شما باز نمی گردند؟ و فرزندان شما باقی نمی مانند؟ مگر مردم دنیا را نمی نگرید که در گذشت شب و روز حالت گوناگونی دارند: یکی می میرد وبر او می گریند، و دیگری باقیمانده به او تسلیت می گویند، یکی دیگر بر بستر بیماری افتاده دیگری به عیادت او می آید، و دیگری در حال جان کندن است، و دنیا طلبی در جستجوی دنیاست که مرگ او را در می یابد، و غفلت زده ای که مرگ او را فراموش نکرده است، و آیندگان نیز راه گذشتگان را می پویند. بهوش باشید! مرگ را که نابود کننده لذّت ها شکننده ی شهوت ها و قطع کننده ی آرزوهاست، به هنگام تصمیم بر کارهای زشت، به یاد آورید، و برای انجام واجبات، و شکر در برابر نعمت ها و احسان بی شمار الهی، از خدا یاری خواهید.

(1):من لا یحضره الفقیه،ج1، ص427- و- مستدرک الوسائل،ج1،ص411.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 98

سیاسی، تاریخی

(پس از جنگ نهروان در سال 38 هجری در افشای جنایات بنی امیّه و معاویه ایراد کرد)

خبر از ستمگری و فساد بنی امیّه

سوگند به خدا، بنی امیّه چنان به ستمگری و حکومت ادامه دهند که حرامی باقی نماند جز آن که حلال شمارند، و پیمانی نمی ماند جز آن که همه را بشکنند، و هیچ خیمه و خانه ای وجود ندارد جز آن که ستمکاری آنان در آنجا راه یابد، و ظلم و فسادشان مردم را از خانه ها کوچ دهد، تا آن که در حکومتش دو دسته بگریند: دسته ای برای دین خود که آن را از دست داده اند، و دسته ای برای دنیای خود که به آن نرسیده اند. و یاری خواستن  یکی از دیگری، چون یاری خواستن برده از ارباب خویش است که در حضور ارباب اطاعت دارد و در غیبت او بدگویی می کند. در حکومت بنی امیّه هر کس به خدا امیدوارتر باشد بیش از همه رنج و مصیبت بیند. پس اگر خداوند عافیت و سلامتی بخشید، قدرشناس باشید واگر به بلا و گرفتاری مبتلا گشیتید. شکیبا باشید که سرانجام، پیروزی با پرهیزکاران است.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 97

سیاسی، اخلاقی، اعتقادی

(پس از جنگ نهروان در نکوهش لشکریان خود در سال 38 هجری، که برای نبرد نهایی با معاویه سستی می ورزیدند ایراد کرد)

1- علل نکوهش و شکست کوفیان

اگر خداوند، ستمگر را چند روزی مهلت دهد، از بازپرسی و عذاب او غفلت نمی کند، و او بر سر راه، در کمین گاه ستمگران است، و گلوی آنها را در دست گرفته تا از فرو رفتن آب دریغ دارد. آگاه باشید! به خدایی که جانم در دست اوست، شامیان بر شما پیروز خواهند شد، نه از آن رو که از شما به حق سزاوارترند.

بلکه در راه باطلی که زمامدارشان می رود شتابان فرمان بردارند. و شما در گرفتن حق من سسستی می ورزید، و هر آینه، ملّت های جهان صبح می کنند در حالی که از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند، من صبح می کنم در حالی که از ستمگری پیروان خود وحشت دارم. شما را برای جهاد با دشمن برانگیختم، امّا کوچ نکردید، حق را به گوش شما خواندم ولی نشنیدید، و در آشکار و نهان شما را دعوت کردم، اجابت نکردید، پند واندرزتان دادم، قبول نکردید. آیا حاضران غائب می باشند؟ و یا بردگانی در شکل مالکان؟! فرمان خدا را بر شما  می خوانم از آن فرار می کنید، و با اندرزهای رسا و گویا شما را پند می دهم از آن پراکنده می شوید، شما را به مبارزه با سرکشان ترغیب می کنم، هنوز سخنانم به آخر نرسیده، چون مردم سبا،(1)متفرّق شده، به جلسات خود باز می گردید، و در لباس پند واندرز، یکدیگر را فریب می دهید تا اثر تذکّرات مرا از بین ببرید. صبحگاهان کجی های شما را راست می کنم، شامگاهان به حالت اوّل برمی گردید، چونان کمان سختی که نه کسی قدرت راست کردن آن را دارد و نه خودش قابلیّت راست شدن را دارا است. ای مردمی که بدن های شما حاضر و عقل های شما پنهان و افکار آرا شما گوناگون است و زمامداران شما دچار مشکلات شمایند، رهبر شما از خدا اطاعت می کند، شما با او مخالفت می کنید، امّا رهبر شامیان خدای را معصیت می کند، از او فرمانبردارند. به خدا سوگند دوست دارم معاویه شما را با نَفَرات خود مانند مبادله ی درهم و دینار با من سودا کند، ده نفر از شما را بگیرد و یک نفر از آنها را به من بدهد!

2- روانشناسی اجتماعی مردم کوفه

ای اهل کوفه!گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیزید ندارید: کرهایی با گوش های شنوا، گُنگ هایی با زبان گویا، کورانی با چشمهای بینا. نه در روز جنگ از آزادگانید، و نه به هنگام بلا به سختی برادران یکرنگ می باشید. تهی دست مانید(2)ای مردم! شما چونان شتران دور مانده از ساربان می باشید، که اگر از سویی جمع آوری شوند از دیگر سو،پراکنده می گردند.

به خدا سوگند، می بینم که اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گیرد و گرمی آن سوزان، پسر ابوطالب را رها می کنید و مانند جدا شدن زن حامله پس از زایمان از فرزندش، هر یک به سویی می گریزید. و من در پی آن نشانه ها روانم که پروردگارم مرا رهنون شده و آن راه را می روم که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گُشوده، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره می سپارم.

3- ضرورت اطاعت(از اهل بیت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) (( اهل بیت(علیهما السّلام) ))

مردم! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از ان سو که گام برمی دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند، وبه پستی و هلاکت باز نم گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید، و اگر قیام کردند قیام کنید، از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید، و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.

4- وصف اصحاب پیامبر(ص)

من اصحاب محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی نگرم، آنها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهر های غبار آلوده داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذراندند، و پیشانی و گونه های صورت را در پیشگاه خدا بر خاک می ساییدند، با یاد معاد چنان ناآرام بودند گویا بر روی آتش ایستاده اند. بر پیشانی آنها از سجده های طولانی پینه ی بسته بود ( چون پینه زانوهای بزها) اگر نام خدا برده می شد چنان می گریستند که گریبان های آنان تَر می شد. و چون درخت در روز تُند باد می لرزیدند، از کیفری که از آن بیم داشتند، یا برای پاداشی که به آن امیدوار بودند.

(1):ضرب المثل است، سبأ پدر اعراب یمن بوده که ده پسر داشت، قبل از جنگ آنها را در طرف راست و چپ خود قرار داد تا با نظم خاصّی بجنگند، امّا وقتی جنگ شروع شد همه فرار کردند و پدر را تنها گذاشتند از آن پس ((تفرّقوا ایادی سبأ)) ضرب المثل شد.

(2): ضرب المثل است،((تَرِبَت اَیدیکم)) (دستهای خاک آلوده باد)) یعنی تهی دست و فقیر بمانید.

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 96

اعتقادی

1- خداشناسی

سپاس خدا را که اوّل است، و چیزی پیش از او وجود نداشت، و آخر است و پس از او موجودی نخواهد بود، چنان آشکار است که فراتر از او چیزی نیست، و چنان مخفی و پنهان است که مخفی تر از او یافت نمی شود.

2- ویژگی های پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

قرارگاه پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بهترین قرارگاه  و محل پرورش و خاندان او شریف ترین پایگاه است. در معدن بزرگواری و گاهواره ی سلامت رشد کرد، دل های نیکوکاران شیفته او گشته، توجّه دیده ها به سوی اوست. خدا به برکت وجود او کینه ها را دفن کرد و آتش دشمنی ها را خاموش کرد. با او میان دلها اُلفت ومهربانی ایجاد کرد و نزدیکانی را از هم دور ساخت. انسان های  خوار وذلیل و محروم در پرتو او عزّت یافتند، و عزیزانی خودسر ذلیل شدند. گفتار او روشنگر واقعیّت ها، و سکوت او زبانی گویا بود.

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت