حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 153

اخلاقی

(در سال 36 هجری در مدینه وقتی مردم را برای جنگ با شورشیان بصره آماده می کرد ایراد فرمود)

1- وصف گمراهان و غفلت زدگان

چند روز از طرف خدا به گمراه، مهلت داده شد، و او با غافلان و بی خبران در راه هلاکت قدم می نهد، و تمام روزها را با گناهکاران سپری می کند، بی آن که از راهی برود تا به حق رسد و یا پیشوایی برگزیند که راهنمای او باشد.

و تا آن زمان که خداوند کیفر گناهان را می نماید، و آنان را از پرده ی غفلت بیرون می آورد، به استقبال چیزی می روند که بدان پشت کرده بودند(یعنی آخرت)، و پشت می کنند بدانچه روی آورده بودند( یعنی دنیا)، پس نه از آنچه آرزو می کردند و بدان رسیدند سودی بردند، و نه از آنچه حاجت خویش بدان روا کردند بهره ای به دست آوردند، من، شما و خود را از این گونه غفلت زدگی می ترسانم.

2-  درمان غفلت زدگی ها

هر کس باید از کار خویش بهره گیرد، و انسان بینا کسی است که به درستی شنید و اندیشه کرد، پس به درستی نگریست و آگاه شد، و از عبرت ها پند گرفت، سپس راه روشنی را پیمود، و از افتادن در پرتگاه ها، و گُم شدن در کوره راهها، دوری کرد، و کوشید تا عدالت را پاس دارد و برای گمراهان جای اعتراض باقی نگذارد، که در حق سختگیری کند، یا در سخن حق تحریف روا دارد، یا در گفتن سخن راست بترسد.

پس بهوش باش ای شنونده! و از خواب غفلت بیدار شو، و از شتاب خود کم کن، و در آنچه از زبان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) بر تو رسیده اندیشه کن، که ناچار به انجام آن می باشی  و راه فراری وجود ندارد، و با کسی که رهنمودهای  پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) را به کار نمی بندد و به جانب دیگری تمایل دارد مخالفت کن و او را با آنچه برای خود پسندیده رها کن. فخر فروشی را واگذار، و از مرکب تکبّر فرود آی. به یاد قبر باش که گذرگاه تو به سوی عالم آخرت است، که همانگونه به دیگران پاداش دادی به تو پاداش می دهند، و آن گونه که کاشتی، درو می کنی؛ آنچه امروز، پیش می فرستی، فردا بر آن وارد می شوی، پس برای خود در سرای آخرت جایی آماده کن، و چیزی پیش فرست. ای شنونده! هشدار، هشدار، ای غفلت زده! بکوش، بکوش!

« هیچ کس جز خدای آگاه تو را با خبر نمی سازد»

3- صفات ناپسند ونابود کننده

از واجبات قطعی خدا در قرآن حکیم که برآن پاداش وکیفر می دهد، و به خاطر آن خشنود شده یا خشم می گیرد، این است که اگر انسان یکی از صفات ناپسند را داشته و بدون توبه خدا را ملاقات کند، هرچند خود را به زحمت اندازد، یا عملش را خالص گرداند فایده ای نخواهد داشت.(1) و آن صفات ناپسند اینکه: شریکی برای خداوند در عبادات واجب برگزیند، یا خشم خویش را با کشتن بی گناهی فرونشاند، یا بر بی گناهی به خاطر کاری که دیگری انجام داده عیب جویی کند، یا به خاطر حاجتی که به مردم دارد بدعتی در دین خدا بگذارد، یا با مردم به دو چهره ملاقات کند، و یا در میان آنان با دو زبان سخن بگوید.

در آنچه گفتم نیک بیندیش که هر مثال را همانند فراوان است.

4- روانشناسی

همانا  تمام حیوانات در تلاش پر کردن شکمند، ودرندگان در پی تجاوز کردن به دیگران، و زنان بی ایمان تمام همّتشان آرایش زندگی و فساد انگیزی در آن است، امّا مومنان فروتنند، همانا مومنان مهربانند، همانا مومنان از آینده ترسانند.

(1):اشاره به علم: کاراکترو لوژی caractrology(خصلت شناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 152

اعتقادی

(نوشته اند که این سخنرانی را در روزهای اوِل خلافت در سال 35 هجری در مدینه ایراد فرمود)

1- خداشناسی (شناخت صفات خدا)

ستایش خداوندی را که با آفرینش بندگان، بر هستی خود راهنمایی فرمود، و آفرینش پدیده های نو، بر اَزَلی بودن او گواه است، و شباهت داشتن مخلوقات به یکدیگر دلیل است که او همتایی ندارد، حواس بشری ذات او را درک نمی کند، و پوشش ها او را پنهان نمی سازد، زیرا سازنده و ساخته شده، فراگیرنده و فراگرفته، پروردگار و پرورده، یکسان نیستند.

یگانه است نه از روی عدد، آفریننده است نه با حرکت و تحمّل رنج، شنواست بدون وسیله ی شنوایی، و بیناست بی آن که چشم گشاید و بر هم نهد، در همه جا حاضر است نه آن که با چیزی تماس گیرد، و از همه چیز جداست، نه اینکه فاصله بین او و موجودات باشد، آشکار است نه با مشاهده ی چشم، پنهان است نه به خاطر کوچکی و ظرافت، از موجودات جداست که بر آنها چیره و تواناست، و هر چیزی جز او برابرش خاضع و بازگشت آن به سوی خداست.

و آن که خدا را وصف کند، محدودش کرده، و آن که محدودش کند، او را به شمارش آورده، و آن که خدا را به شمارش آورد، ازلیّت او را باطل کرده است، و کسی که بگوید: خدا چگونه است؟ او را توصیف کرده، و هر که بگوید: خدا کجاست؟ مکان برای او قائل شده است. خدا عالم بود آنگاه که معلومی وجود نداشت، پرورنده بود آنگاه که پدیده ای نبود، و توانا بود آنگاه که توانایی نبود.

2- عظمت امامان دوازده گانه و قرآن

همانا طلوع کننده ای(1) آشکار شد، و درخشنده ای درخشید و آشکار شونده ای آشکار گردید،(2) و آن که از جادّه ی حق منحرف شد به راه راست بازگشت، خداوند گروهی را به گروهی تبدیل، و روزی را برابر روزی قرار داد، و ما چونان مانده در خشکسالان که در انتظار بارانند، انتظار چنین روزی را می کشیدیم.

همانا امامان دین، از طرف خدا، تدبیرکنندگان امور مردم، و کارگزاران آگاه بندگانند، کسی به بهشت نمی رود جز آن که آنان را شناخته، و آنان او را بشناسند، و کسی در جهنّم سرنگون نگردد جز آن که منکر آنان باشد و امامن دین هم وی را نپذیرند.

همانا خدای متعال شما را به اسلام اختصاص داد و برای اسلام برگزید، زیرا اسلام نامی از سلامت است، و فراهم کننده ی کرامت جامعه می باشد، راه روشن آن را خدا برگزید، و حجّت های آن را روشن گردانید.

3- ویژگی های اسلام

اسلام ظاهرش علم، و باطنش حکمت است، نوآوری های آن پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود.

در اسلام برکات و خیرات چونان سرزمین های پُرگیاه در اول بهاران فراوان است، و چراغهای روشنی بخش تاریکی ها فراوان دارد، که دَرِ نیکی ها جز با کلید های اسلام باز نشود، و تاریکی ها را جز با چراغ های آن روشنایی نمی توان بخشید، مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است، هر درمان خواهی را درمان، و هر بی نیازی طلبی را کافی است.

(1): حکومت و امامت اهل بیت (علیهما السّلام)

(2): اشاره به حکومت خود پس از بیعت مردم

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۳

 

 

خطبه 151

اعتقادی، سیاسی

1- ارزش شهادتین

خدای را می ستایم، و در راندن شیطان، و دور ساختن و نجات پیدا کردن از دام ها و فریب های آن، از خدا یاری می طلبم و گواهی می دهم که جز خدای یگانه معبودی نیست، و شهادت می دهم که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) بنده و فرستاده ی برگزیده و انتخاب شده ی او است، که در فضل و برتری، همتایی ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد. شهرهایی به وجود او روشن گشت، پس از آن که گمراهی وحشتناکی همه جا را فراگرفته بود؛ و جهل و نادانی بر اندیشه ها غالب و قساوت و سنگدلی بر دلها مسلط بود، و مردم حرام را حلال می شمردند، و دانشمندان را تحقیر می کردند، و جدای از دین الهی زندگی کرده و در حال کفر و بی دینی جان می سپردند.

2- نکوهش مردم گمراه

شما ای عرب ها، هدف تیرهای بلا هستید که نزدیک است. ازمستی های نعمت بپرهیزید و از سختی های عذاب الهی بترسد و بگریزید، و در فتنها های درهم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنه ها و اشکار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بردارید. فتنه هایی که از رهگذرهای ناپیدا آشکار گردد، و به زشتی و رسوایی گراید، آغازش چون دوران جوانی پر قدرت وزیبا، و آثارش چون آثار باقیمانده بر سنگ های سخت زشت و دیرپاست، که ستمکاران آن را با عهدی که با یکدیگر دارند، به ارث می برند، نخستین آنان پیشوای آخرین، و آخرین گمراهان، اقتدا کننده به اوّلین می باشند.

آنان در به دست آوردن دنیای پَست بر هم سبقت می گیرند، و چونان سگ های گرسنه، این مردار را از دست یکدیگر می ربایند، طولی نمی کشد که پیرو از رهبر، و رهبر از پیرو، بیزاری می جوید، و با بغض و کینه از هم جدا می شوند، و به هنگام ملاقات، همدیگر را نفرین می کنند.

3- خبر از آینده ی خونین عرب

سپس فتنه ای سر بر آورد که سخت لرزاننده، در هم کوبنده و نابود کننده است، که قلب هایی پس از استواری  می لغزند، و مردانی پس از درستی و سلامت، گمراه می گردند، وافکار و اندیشه ها به هنگام هجوم فتنه ها پراکنده، و عقاید پس از آشکار شدنشان به شک وتردید دچار می گردد. آن کس که به مقابله با فتنه ها برخیزد کمرش را می شکند، و کسی که در فرو نشاندن آن تلاش  می کند، او را در هم می کوبد.

در این میان فتنه جویان چونان گورخران، یکدیگر را گاز می گیرند، و رشته های سعادت و آیین محکم شده ی شان لرزان می گردد، و حقیقت امر پنهان می ماند. حکمت و دانش کاهش می یابد، ستمگران به سخن می آیند، و بیابان نشین ها را در هم می کوبند، و با سینه ی مرکب های ستم، آنها را خرد می نمایند. تک روان در غبار آن فتنه ها نابود می گردند، و سواران با قدرت در آن به هلاکت می رسند. فتنه ها با تلخی خواسته ها وارد می شود، و خون های تازه را می دوشد،نشانه های دین را خراب، و یقین را از بین می برد. فتنه هایی که افراد زیرک از آن بگریزند، و افراد پلید در تدبیر آن بکوشند. آن فتنه ها پر رعد و برق و پر زحمت است، در آن پیوند های خویشاوندی قطع شده، و از اسلام جدا می گردند، فتنه ها چنان ویرانگرند که تندرست ها بیمار، و مسکن گزیدگان کوچ می کنند، در آن میان کشته ای است که خونش به رایگان ریخته، و افراد ترسویی که طالب امانند، با سوگند ها آنان را فریب می دهند، و با تظاهر به ایمان آنها را گمراه می کنند.

4- رهنمودها در مقابله با فتنه ها

پس سعی کنید که شما پرچم فتنه ها و نشانه های بدعت ها نباشید، و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار، و پایه های طاعت بر آن پایدار است، برخورد لازم شمارید(1)، و بر خدا، ستمدیده وارد شوید نه ستمگر؛ و از گرفتار شدن به دام های شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنی ها بپرهیزید، و لقمه های حرام به شکم خود راه ندهید، شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه اطاعت و بندگی را آسان فرمود.

(1): اشاره به : کولکتیوسیوم Collectivism ( عقیده به اصالت کارهای جمعی) که سعی دارند جامعه را با همکاری و مشارکت عمومی اداره کنند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 150

سیاسی، اعتقادی

(در این خطبه به حوادث سخت آینده اشاره دارد)

1- آینده بشریت و ظهور حضرت مهدی (عج)

یه راههای چپ و راست رفتند، و راه ضلالت و گمراهی پیمودند، و راه روشن هدایت را گذاشتند. پس درباره ی آنچه که باید شتاب نکنید، و آنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشماریید، چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کند امّا وقتی به آن رسید دوست دارد که ای کاش آن را نمی دید، و چه نزدیک است امروزِ ما به فردایی که سپیده ی آن آشکار شد. ای مردم! اینک ما در آستانه ی تحقّق وعده های داده شده، و نزدیکی طلوع آن چیزهایی مه بر شما پوشیده و ابهام آمیز است، قرار داریم.

2- ره آورد حکومت حضرت حهدی (عج)

بدانید آن کس از ما (حضرت مهدی ((عج))) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد، و بر همان سیره و روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامان (علیهما السّلام) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملّت های اسیر را آزاد سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند. حضرت مهدی (عج) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثر شناسان، اثر قدمش را را نمی شناسند، گرچه در یافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند، و چونان شمشیرها صیقل می خورند، دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد، و در گوش هاشان تفسیر قرآن طنین افکند، و در صبحگاهان و شامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.(1)

3-  سرنوشت امت اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم)

روزگار آنان به طول انجامید تا رسوایی آنها به نهایت رسید، و خود را سزاوار بلای زمانه گرداندند، و چون پایان مدت آنها نزدیک شد، گروهی در فتنه ها آسودند و گروهی دست به حمله و پیکار با فسادگران زدند و با شکیبایی که داشتند بر خدا منّت ننهادند، و جان دادن در راه خدا را بزرگ نشمردند، تا آنجا که اراده ی الهی به پایان دوران جاهلیّت موافق شد، شمشیرها در راه خدا کشیدند، و بینش های خود را بر شمشیر نشاندند، و طاعت پروردگار خود را پذیرفتند، و فرمان پند دهنده خود را شنیدند، و در پیروزی و سربلندی زیستند تا آن که خدا، پیامبرش را نزد خود برد، (افسوس) که گروهی به گذشته ی جاهلی خود بازگشتند، و با پیمودن راه های گوناگون به گمراهی رسیدند، و به دوستان منحرف خود پیوستند و از دوستی با مومنان بریدند که به آن امر شده بودند، و بنیان اسلامی را تغییر داده در جای دیگری بنا نهادند، آنان کانون هر خطا و گناه، و پناهگاه هر فتنه جو شدند. که سرانجام در سرگردانی فرو رفته، و در غفلت و مستی به روش و آیین فرعونیان در آمدند، یا از همه بریده و دل به دنیا بستند، و یا پیوند خود را با دین گسستند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 149

اخلاقی

(در سال 40 هجری در بیستم رمضان قبل از شهادت فرمود)

1- یاد مرگ

ای مردم! هرکس از مرگ بگریزد، به هنگام فرار آن را خواهد دید، اَجل سرآمد زندگی، و فرار از مرگ رسیدن به آن است، چه روزگارانی که در پی گشودن راز نهفته اش بودم اما خواست خداوند جز پنهان ماندن آن نبود، هیهات! که این، علمی پنهان است.

2- وصیت های امام علی (علیه السّلام)

اما وصیت من نسبت به خدا، آن که چیزی را شریک خدا قرار ندهید، و نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) این است که، سنّت و شریعت او را ضایع نکنید.

این دو ستون محکم را بر پادارید و این دو چراغ را فروزان نگهدارید و تا آن زمان که از حق منحرف نشده اید، سرزنشی نخواهید داشت، که برای هرکس به اندازه توانایی او و وظیفه ای تعیین گردیده، و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفیف داده شده است زیرا که:

پروردگار رحیم، و دین استوار، و پیشوا آگاه است. من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایه ی پند و عبرت شما هستم، و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بیامرزد.

اگر از این ضربت و در این لغزشگاه نجات یابم، که حرفی نیست، اما اگر گام ها بلغزد و از این جهان بروم، ما نیز چون در سایه شاخسار درختان، مسیر وزش باد و باران، و زیر سایه ابرهای متراکم آسمان پراکنده می شویم، و آثارمان در روی زمین نابود خواهد شد. من از همسایگان شما بودم، که چند روزی در کنار شما زیستم، و به زودی از من جز جسدی بی روح و ساکن پس از آن همه تلاش، و خاموش پس از آن همه گفتار، باقی نخواهد ماند، پس باید سکوت من، و بی حرکتی دست و پا و چشم ها و اندام من، مایه ی پند و اندرز شما گردد، که از هر منطق رسایی و از هر سخن موثّری عبرت انگیز تر است. وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی است که آماده ی ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ایّام زندگی مرا خواهید دید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آن که جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه148

سیاسی

(این خطبه درباره ی شهر بصره و مردمش و طلحه و زبیر ایراد شد)

روانشناسی طلحه و زبیر(در شورش بصره)

هر کدام از طلحه و زبیر، امیدوار است که حکومت را به دست آورد، و دیده به آن دوخته و رفیق خود را به حساب نمی آورد.(1) آن دو، نه رشته ای الهی را چنگ زدند و نه با وسیله ای به خدا روی آوردند. هر کدام بار کینه رفیق خود را بر دوش می کشد، که به زودی پرده از روی آن کنار خواهد رفت.

به خدا سوگند! اگر به آنچه می خواهند برسند، این جان آن را می گیرد و آن، این را از پای در می آورد، هم اکنون گروهی سرکش و نافرمان به پا خاسته اند (ناکثین) پس خداجویان حسابگر کجایند؟ سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) برایشان بیان گردید و اخبار امروز را به آنان گفته اند، در حالی که برای هر گمراهی علّتی(2) و برای هر عهد شکنی بهانه ای وجود دارد.

سوگند به خدا! من آن کسی نیستم که صدای گریه، و بر سر و سینه زدن برای مرده، و ندای فرشته مرگ را بشنود و عبرت نگیرد.

(1): طلحه و زبیر از آغاز جنگ برای خواندن نماز جماعت نزاع کردند و با دخالت عائشه بنا شد یک روز فرزند طلحه و روز دیگر فرزند زبیر نماز بخواند، طلحه از مرردم خواست او را با عنوان ((امیر)) سلام دهند، زبیر هم همین درخواست را کرد.

(2): اشاره به : تِتیُولوژی Tetiology (علّت شناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 147

سیاسی، اعتقادی، اخلاقی

1- فلسفه بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم)

خداوند حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده به پرستش خود راهنمایی کند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود کشاند، با قرآنی که معنی آن را آشکار کرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگی خدا را بدانند که نمی دانستند، و به پروردگار، اعتراف کنند پس از انکارهای طولانی اعتراف کردند، و او را پس از آن که نسبت به خدا آشنایی نداشتند به درستی بشناسد.

پس خدای سبحان در کتاب خود بی آن که او را بنگرند خود را به بندگان شناساند، و قدرت خود را به همه نمایاند، و از قهر خود ترساند، و اینکه چگونه با کیفرها ملّتی را که باید نابود کند از میان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو کرد.

2- خبر از آینده تأسف بار اسلام و مسلمین

همانا پس از من روزگاری بر شما فرا خواهد رسید که چیزی پنهان تر از حق، و آشکارتر از باطل، و فراوان تر از دروغ به خدا و پیامبرش نباشد.

و نزد مردم آن زمان کالایی زیانمندتر از قرآن نیست اگر آن را درست بخوانند و تفسیر کنند، و متاعی پرسودتر از قرآن یافت نمی شود آنگاه که آن را تحریف کنند و معانی دلخواه خود را رواج دهند.

در شهرها چیزی ناشناخته تز از معروف، و شناخته تر از منکر نیست، حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن، آن را فراموش می کنند، پس در آن روز قرآن و پیروانش از میان مردم رانده و مهجور می گردند، و هر دو غریبانه در یک را ناشناخته سرگردانند، و پناهگاهی میان میان مردم ندارند.

پس قرآن و پیروانش در میان مردمند اما گویا حضور ندارند؛ با مردمند ولی از آنها بریده اند، زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند گرچه کنار یکدیگر قرار گیرند.

مردم در آن روز، در جدایی و تفرقه هم داستان، و در اتّحاد و یگانگی پراکنده اند، گویی آنان پیشوای قرآن بوده و قرآن پیشوای آنان نیست، پس قرآن جز نامی نزدشان باقی نماند، و آنان جز خطی را از قرآن نشناسند، و در گذشته نیکوکاران را کیفر داده، و سخن راست آنان را بر خدا دروغ پنداشتند، و کار نیکشان را پاداش بد دادند.

و همانا آنان که پیش از شما زندگی می کردند، به خاطر آرزوهای دراز، و پنهان بودن زمان اَجَل ها، نابود گردیدند، تا ناگهان مرگِ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد، مرگی که عذرها را نپذیرد، و درهای باز توبه را ببندد، و حوادث سخت و مجازات های پس از مردن را به همراه آورد.

3- پندهای حکیمانه

ای مردم! هر کس از خدا خیرخواهی طلبد، توفیق یابد، و آن کس که سخنان خدا را راهنمای خود قرار دهد به راست ترین راه، هدایت خواهد شد، پس همانا همسایه خدا در أمان، و دشمن خدا ترسان است، آن کس که عظمت خدا را می شناسد سزاوار نیست خود را بزرگ جلوه دهد، پس بلندی ارزش کسانی که بزرگی پروردگار را می دانند در این است که برابر او فروتنی کنند، و سلامت آنان که می دانند قدرت خدا چه اندازه می باشد در این است که برابر فرمانش تسلیم باشند

پس، از حقّ نگریزید چونان گریز انسان تندرست از فرد (( گَر))(1) گرفته، یا انسان سالم از بیمار، و بدانید که هیچ گاه حق را نخواهید شناخت جز آن که ترک کننده آن را بشناسید!

هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود مگر آن که پیمان شکنان را بشناسید، و هرگز به قرآن چنگ نمی زنید مگر آن که رها کننده ی آن را شناسایی کنید.

4- ویژگی های اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) (امامن دوازده گانه)

پس رستگاری را از اهل آن جستجو کنید، که اهل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) رمز حیات دانش، و راز مرگ جهل و نادانی هستند، آنان که حکمتشان شما را از دانش آنان، و سکوتشان از منطق آنان، و ظاهرشان از باطنشان، اطلاع می دهد، نه با دین خدا مخالفتی دارند، و نه در آن اختلاف می کنند، دین در میان آنان گواهی صادق، و ساکتی سخنگوست.

(1): گَر، نوعی بیماری پوستی که با خارس شدید همراه است.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 146

سیاسی، نظامی، اعتقادی

( عُمَر با امیرالمومنین علی (علیه السّلام) مشورت کرد که آیا در جنگ ایران شرکت کند؟ پاسخ داد)

1- علل پیروزی اسلام و مسلمین

پیروزی و شکست اسلام، به فراوانی و کمی طرفداران آن نبود،(1) اسلام دین خداست که آن را پیروز ساخت، و سپاه اوست که آن را آماده و یاری فرمود، و رسید تا آنجا که باید برسد، در هر جا که لازم بود طلوع کرد، و ما بر وعده ی پروردگار خود امیدواریم که او به وعده ی خود وفا می کند، و سپاه خود را یاری خواهد کرد.

جایگاه رهبر چونان ریسمانی محکم است که مهره ها را متّحد ساخته به هم پیوند می دهد. اگر این رشته از هم بُگسلد، مهره ها پراکنده و هر کدام به سویی خواهند افتاد و سپس هرگز جمع آوری نخواهند شد. عَرَب امروز گرچه از نظر تعداد اندک، امّا با نعمت اسلام فراوانند، و با اتّحاد و هماهنگی عزیز و قدرتمندند، چونان محور آسیاب، جامعه را به گوش درآور، و با کمک مردم، جنگ را اداره کن، زیرا اگر تو از این سرزمین بیرون شوی، مخالفان عرب از هر سو تو را رها کرده و پیمان می شکنند، چنانکه حفظ مرزهای داخل که پشت سر می گذاری مهم تر از آن باشد که در پیش روی خواهی داشت.

2- واقع بینی در مشاوره ی نظامی

همانا، عَجَم اگر تو را در نبرد بنگرند، گویند این ریشه ی عرب است اگر آن را بریدید آسوده می گردید، و همین فکر سبب فشار و تهاجماتِ پیاپی آنان می شود و طمع ایشان در تو بیشتر گردد. اینکه گفتی آنان به راه افتاده اند تا با مسلمانان پیکار کنند، تا خشنودی خدا از تو بیشتر، و خدا در دگرگون ساختن آنچه که دوست ندارند تواناتر است. امّا آنچه از فراوانی دشمن گفتی، ما در جنگ های گذشته با فراوانی سرباز نمی جنگیدیم، بلکه با یاری و کمک خدا مبارزه می کردیم.

(1): جنگ ((قادسیه)) در سال 16 هجری بین اعراب به فرماندهی سعد وقّاص، و ایران در پادشاهی یزدگرد، و فرماندهی رستم، در اطراف مدائن رُخ داد، فرماندهان ایران 30 هزار سرباز از اهالی فارس را با زنجیر به هم بسته بودند که فرار نکنند، روز اول جنگ با 33 فیل حمله کردند که خرطوم آنها را مسلمانان بریدند و فیلها فرار کردند، که 500 نفر کشته شدند، روز سوم طوفان سختی در گرفت و جنگ ادامه داشت که مسلمانان به خیمه ی فرماندهی سپاه ایران، رستم رسیدند، و هلال بن علقمه او را کشت و تزلزل در سپاه ایران افتاد و 30000 نفر کشته داده و فرار کردند که بزرگ ترین غنائم جنگی نصیب مسلمانان شد، و دولت ساسانی فرو پاشید، و قادسیّه شهر کوچکی بود که در جنوب عراق 31 کیلومتری کوفه قرار داشت. ((شرح ابن ابی الحدید ج9 ص 96-102))

(2): در جنگ قادسیه، تعداد لشکریان یزدگرد،، 120 هزار نفر و تعداد مسلمانان سی و چند هزار نفر بود که با یاری خدا پیروز شدند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳

 

 

خطبه 145

اخلاقی، سیاسی

1- دنیاشناسی

ای مردم! شما در این دنیا هدف تیرهای مرگ هستید، که در هر جرعه ای، اندوهی گلوگیر، و در هر لقمه ای استخوان شکسته ای قرار دارد؛ در دنیا به نعمتی نمی رسید جز با از دست دادن نعمتی دیگر، و روزی از عمر سالخورده ای نمی گذرد مگر به ویرانی یک روز از مهلتی که دارد، و بر خوردنی او چیزی افزوده نمی شود مگر به نابود شدن روزی تعیین شده، و اثری از او زنده نمی شود مگر به نابودی اثر دیگر، و چیزی برای او تازه و نو نمی شود مگر به کهنه شدن چیز دیگر، و چیز جدیدی از او نمی روید مگر به درو شدن چیزی دیگر، ریشه هایی رفتند که ما شاخه های آن می باشیم، چگونه شاخه ها بدون ریشه ها برقرار می مانند؟

2- نکوهش از بدعت ها

هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی شود مگر آن که سنّتی ترک گردد؛ پس، از بدعت ها بپرهیزید، و با راه راست و جادّه آشکار حق باشید، نیکوترین کارها سنّتی است که سالیانی بر آن گذشته و درستی آن ثابت شده باشد، و بدترین کارها آنچه که تازه پیدا شده و آینده آن روشن نیست.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 144

اعتقادی، اخلاقی

1- فلسفه بعثت پیامبران

خداوند پیامبران را برانگیخت و وحی را به آنان اختصاص داد، و پیامبران را حجّت خود بر بندگان قرار داد، تا استدلالی یا جای عذری برای کسی باقی نماند، پس پیامبران انسان ها را، با زبان راستگویی به راه حق فراخواندند.

آگاه باشید که خداوند از درون بندگان پرده بر می گیرد، نه آن که بر اسرار پوشیده ی آنان آگاه نیست، و بر آنچه در سینه ها نهفته دارند بی خبر است، بلکه خواست آنان را آزمایش کند، تا کدام یک، اعمال نیکو انجام می دهد، و پاداش برابر نیکوکاری و کیفر مکافات در خور بدی ها باشد.

2- ویژگی های امامان دوازده گانه

کجا هستند کسانی که پنداشتند دانایان علم قرآن می باشند نه ما؟ که این ادّعا را بر اساس دروغ و ستمکاری بر ضدّ ما روا داشتند. خدا ما اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) را بالا آورد و آنان را پست و خوار کرد، به ما عطا فرمود و آنها را محروم ساخت، ما در حریم نعمت های خویش داخل و آنان را خارج کرد، که راه هدایت را با راهنمایی ما می پویند، و روشنی دل های کور را از ما می جویند.

همانا امامان (دوازده گانه) همه از قریش بوده که درخت آن را در خاندان بنی هاشم کاشته اند، مقام ولایت و امامت در خور دیگران نیست، و دیگر مدّعیان زمامداری، شایستگی آن را ندارند.

 3- شناساندن گمراهان و خبر از ستمکاری عبدالملک مروان

گمراهان، دنیای زودگذر را برگزیدند، و آخرت جاویدان را رها کردند.

چشمه ی زلال را گذاشتند و از آب تیره و ناگوار نوشیدند، گویا فاسق آنها را می نگرم که با منکر و زشتی ها یار است (عبدالملک مروان) و با آن اُنس گرفته و همنشین می گردد تا آن که موی سرش در گناهان سفید گشته و خلق و خوی او رنگ گناه و منکر گیرد، در چنین حالی، کف بر لب به مردم، یورش آورد، چونان موج خروشانی که از غرق کردن هر چیزی بی پروا باشد، یا شعله ای که تر و خشک را بسوزاند و همه چیز را خاکستر گرداند!

4- اندرزهای جاودانه

کجایند عقل های روشنی خواه از چراغ هدایت؟ و کجایند چشم های دوخته شده بر نشانه های پرهیزگاری؟ کجایند دل های به خدا پیش کش شده و در اطاعت خدا پیمان بسته؟ افسوس که دنیاپرستان بر متاع پست دنیا هجوم آوردند، و برای به دست آوردن حرام یورش آورده یکدیگر را پس زدند، نشانه ی بهشت و جهنّم برای آنان برافراشته، اما از بهشت روی گردان و با کردار زشت خود به طرف آتش روی آوردند، پروردگارشان آنان را فراخواندند اما پشت کرده، فرار کردند، و شیطان آنان را دعوت کرد، پذیرفته به سوی او شتابان حرکت کردند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 143

اخلاقی

(این سخنرانی را در مراسم نماز باران در شهر کوفه ایراد فرمود)

1- نظام آفرینش برای انسان

آگاه باشید، زمینی که شما را بر پشت خود می برد، و آسمانی که بر شما سایه می گستراند، فرمانبردار پروردگارند، و برکت آن دو به شما نه از روی دلسوزی یا برای نزدیک شدن به شما، و نه به امید خیری است که از شما دارند، بلکه آن دو، مأمور رساندن منافع شما بوده، اوامر خدا را اطاعت کردند، به آنها دستور داده شد که برای مصالح شما قیام کنند و چنین کردند.

2- فلسفه آزمایش ها

خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود میوه ها، و جلوگیری از نزول برکات، و بستن دَر گنج های خیرات، آزمایش می کند، برای آن که توبه کننده ای بازگردد، و گناهکار، دل از معصیت بکند، و پند گیرنده، پند گیرد، و بازدارنده، راه نافرمانی را بر بندگان خدا ببندد، و همانا خدا اسغفار و آمرزش خواستن را وسیله ی دائمی فرو ریختن روزی، و موجب رحمت آفریدگان قرار داد و فرمود:

((از پروردگار خود آمرزش بخواهید، که آمرزنده است، برکات خود را از آسمان بر شما فرو می بارد، و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را یاری می دهد، و باغستان ها و نهرهای پرآب در اختیار شما می گذارد))

پس رحمت خدا بر آن کس که به استقبال توبه رود، و از گناهان خود پوزش طلبد، و پیش از آن که مرگ او فرا رسد، اصلاح گردد.

3- نیایش طلب باران

بار خداوندا! ما از خانه ها، و زیر چادرها پس از شنیدن ناله ی حیوانات تشنه، و گریه ی دلخراش کودکان گرسنه، به سوی تو بیرون آمدیم، و رحمت تو را مشتاق، و فضل و نعمت تو را امیدواریم، و از عذاب و انتقام تو ترسناکیم.

بارخداوندا! بارانت را بر ما ببار، ما را مأیوس برمگردان! و با خشکسالی و قحطی ما را نابود مفرما، و با اعمال زشتی که بی خردان ما انجام داده اند ما به عذاب خویش مبتلا مگردان، ای مهربانترین مهربان ها! بار خداوندا! به سوی تو آمدیم از چیزهایی شکایت کنیم که بر تو پنهان نیست و این هنگامی است که سختی های طاقت فرسا ما را بیچاره کرده و خشکسالی و قحطی ما را به ستوه آورده، و پیش آمدهای سخت ما را ناتوان ساخته، و فتنه های دشوار کارد به استخوان ما رسانده است. بار خداوندا! از تو می خواهیم ما را نومید برمگردانی،

و با اندوه و نگرانی به خانه هایمان باز نفرستی، و گناهانمان را به رخمان نکشی، و اعمال زشت ما را مقیاس کیفر ما قرار ندهی.

خداوندا! باران رحمت خود را بر ماببار، و برکت خویش را بر ما بگستران، و روزی و رحمتت را به ما برسان، و ما را از بارانی سیراب فرما که سودمند و سیراب کننده و رویاننده ی گیاهان باشد، و آنچه خشک شده دوباره برویاند، و آنچه مرده است زنده گرداند، بارانی که بسیار  پر منفعت، رویاننده ی گیاهان فراوان، که تپّه ها و کوهها را سیراب، و در  درّه ها و رودخانه ها ، چونان سیل جاری شود، درختان را پربرگ نماید و نرخ گرانی را پایین آورد. همانا تو بر هر چیز که خواهی توانایی.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 142

اخلاقی، اقتصادی

(برخی از شارحان که این خطبه بخشی از خطبه ی 126 می باشد)

شناخت جایگاه بخشش و احسان

برای کسی که نابجا به ناکسان نیکی کند بهره ای جز ستایش فرومایگان، تعریف سرکشان و اشرار، و سخنان جاهلان بدگفتار ندارد، و اینها نیز تا هنگامی که به آنها بخشش می کند ادامه دارد.

دست سخاوتمندی ندارد آن کس که از بخشش در راه خدا بخل می ورزد!

آن کس که خدا او را مالی بخشید، پس ((باید)) به خویشاوندان خود بخشش نماید، و سفره ی مهمانی خوب بگستراند، و اسیر آزاد کند، و رنجدیده را بنوازد، و مستمند را بهره مند کند، و قرض وامدار را بپردازد، و برای درک ثواب الهی، در برابر پرداخت حقوق دیگران، و مشکلاتی که در این راه به او می رسد شکیبا باشد، زیرا به دست آوردن صفات یاد شده، موجب شرافت و بزرگی دنیا و درک فضائل سرای آخرت است ((ان شاءالله)).

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 141

اخلاقی، اعتقادی

1- پرهیز از شنیدن غیبت

ای مردم! آن کس که از برادرش، اطمینان و استقامت در دین و درستی راه و رسم را سراغ دارد، باید به گفته مردم درباره ی او گوش ندهد.

آگاه باشید! گاهی تیرانداز، تیر افکَنَد و تیرها به خطا می رود؛ سخن نیز چنین است، درباره ی کسی چیزی می گویند که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی است، و خدا شنوا و گواه است.

بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.

2- شناخت حق و باطل

(پرسیدند، معنای آن چیست؟ امام (علیه السّلام) انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود)

باطل آن است که بگویی ((شنیدم)) و حق آن است که بگویی ((دیدم)).

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دانلود گفته حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای در مورد نماز

دانلود

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دانلود صحبت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای در مورد عطوفت الهی

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دانلود صحبت تصویری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای در مورد عطوفت الهی

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1-مرحوم موذن زاده

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دانلود کلیپ تصویری گزیده ای از صحیفه سجادیه

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دانلود کلیپ تصویری دعا امام سجاد (علیه السّلام) در ماه رجب

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دانلود کلیپ صوتی دعای امام سجاد (علیه السّلام) در ماه رجب

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- حسین سبز علی

دانلود

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

 

1- حسین سبز علی

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 140

اخلاقی

پرهیز دادن از غیبت و بدگویی

به کسانی که گناه ندارند، و از سلامت دین برخوردارند، رواست که به گناهکاران ترحم کنند، و شکر این نعمت گزارند، که شکر گزاری آنان را از عیب جویی دیگران بازدارد، چرا و چگونه آن عیب جو، عیب برادر خویش گوید؟ و او را به بلایی که گرفتار است سرزنش می کند؟ آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه او را بخشید و گناهان او را پرده پوشی فرمود؟ چگونه دیگری را بر گناهی سرزنش می کند که همانند آن را مرتکب شده! یا گناه دیگری انجام داده که از آن بزرگ تر است؟ به خدا سوگند! گرچه خدا را در گناهان بزرگ عصیان نکرده و تنها گناه کوچک مرتکب شده باشد، اما جرأت او بر عیب جویی از مردم، خود گناه بزرگ تری است.

ای بنده ی خدا، در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده باشد، و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش، شاید برای آنها کیفر داده شوی! پس هر کدام از شما که به عیب کسی آگاه است، به خاطر آنچه از عیب خود می داند باید از عیب جویی دیگران خودداری کند، و شکرگزاری از عیوبی که پاک است او را مشغول دارد از اینکه دیگران را بیازارد.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

 

 

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 139

سیاسی، اعتقادی

( در سال 23 هجری وقتی در شورای شش نفره تنها با تأیید داماد عثمان ((عبدالرحمن)) به عثمان رأی دادند و حقائق مسلّم را نادیده گرفتند، فرمود)

ویژگی های امام (علیه السّلام) (و هشدار از حوادث خونین آینده)

مردم! هیچ کس پیش از من در پذیرش دعوت حق شتاب نداشت، و چون من کسی در صله ی رحم، و بخشش فراوان تلاش نکرد، پس به سخن من گوش فرا دهید، و منطق مرا دریابید، که در آینده ای نه چندان دور برای تصاحب خلافت شمشیرها کشیده شده، و عهد و پیمان ها شکسته خواهد شد، تا آن که بعضی از شما پیشوای گمراهان و پیرو جاهلان خواهید شد.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 138

سیاسی، تاریخی، اعتقادی

(در این خطبه امام از تحولات آینده سخن می گوید)

1- خبر از ظهور و سیستم حکومتی حضرت مهدی(علیه السّلام)

او (حضرت مهدی((عج)) ) خواسته ها را تابع هدایت وحی می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار می دهند، در حالی که به نام تفسیر نظریّه های گوناگون خود را بر قرآن تحمیل می کنند، او نظریّه ها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد. ( و از همین خطبه است)

در آینده آتش جنگ میان شما افروخته می گردد، و چنگ و دندان نشان می دهد، با پستان های پرشیر، که مکیدن آن شیرین، امّا پایانی تلخ و زهرآگین دارد، به سوی شما می آید. آگاه باشید! فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست، زمامدارزی حاکمیّت پیدا می کند که غیر از خاندان حکومت های امروزی است (حضرت مهدی ((عجل الله تعالی فرجه الشریف))) عمّال و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد، زمین میوه های دل خود ( معادن طلا و نقره) را برای او بیرون می ریزد، و کلید هایش را به او می سپارد، او روش عادلانه در حکومت حق را به شما می نمایاند، و کتاب خدا و سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) را که تا آن روز متروک ماندند، زنده می کند.( و از همین خطبه است.)

2- خبر از تهاجم خونین عبدالملک مروان به کوفه

گویی او را می بینم که از شام فریاد بر می آورد،(1) و با پرچم هایش پیرامون کوفه را پر می کند، و چونان شتر خشمگین به کوفه یورش می آورد، زمین را با سرهای بریده فرش می کند، دهانش گشاده، گام هایش را سخت و سنگین بر زمین می کوبد، تاخت و تاز او بی امان و پایدار و هجوم او سخت و دشوار است. به خدا سوگند، شما را در اطراف زمین می پراکند، آنگونه که اندکی از شما باقی خواهد ماند چونان باقیمانده ی سرمه در اطراف چشم.

و این وضع خونبار تداوم یابد تا آن که عقل از دست رفته عرب باز آید،(2) پس باید بر سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

 باقی مانید که برپاست، و بر آثار رسالت تکیه نمایید، که آشکار است، به عهد نزدیکی که بسته اید وفادار مانید که یادگار پیامبر بر آن تکیه دارد، و بدانید این شیطان است که راه هایش را هموار می نماید تا قدم بر جای قدم هایش نهید و راهش را پی گیرید.

 (1): منظور امام از این شخص، عبدالملک مروان خلیفه ی اُمَوی است که به کوفه لشکرکشی کرد، و مصعب بن زبیر را کشت و مردم کوفه را به خاک و خون کشید.

(2): اشاره به اتّحاد و هماهنگی مردم در نابودی بنی امیّه و ظهور بنی العبّاس که پیروان بنی امیّه را نابود کردند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 137

سیاسی ، اعتقادی

(درباره ی طلحه و زبیر در سال 36 هجری در آستانه جنگ فرمود)

1- شناسایی طلحه و زبیر

به خدا سوگند(طلحه و زبیر) و پیروانشان، نه منکری در کارهای من سراغ دارند که برابر آن بایستند، و نه میان من و خودشان راه انصاف پیمودند. آنها حقّی را می طلبند که خود ترک کرده اند، و انتقام خونی را می خواهند که خود ریخته اند.(1) اگر من در ریختن این خون شریکشان بودم آنها نیز از آن سهمی دارند، و اگر خودشان تنها این خون را ریخته اند، باید از خود انتقام بگیرند. اولین مرحله عدالت آن که خود را محکوم کنند، همانا آگاهی و حقیقت بینی، با من همراه است، نه حق را از خود پوشیده داشته ام و نه بر من پوشیده بود، همانا ناکثین(اصحاب جَمَل) گروهی سرکش و ستمگرند، خشم و کینه، و زهر عقرب،(2) و شبهاتی چون شب ظلمانی در دلهایشان وجود دارد. در حالی که حقیقت پدیدار و باطل ریشه کن شده، و زبانش از حرکت بر ضد حق فرومانده است. به خدا سوگند، حوضی برایشان پر از آب نمایم که تنها خودبتوانم آبش را بیرون کشم، به گونه ای که از آب آن سیراب برنگردند، و پس از آن از هیچ گودالی آب ننوشند!( یعنی نقشه ای برای آنان طرح کنم که راه فرار نداشته باشند.)

2- وصف بیعت بی همانند

(شما مردم!) برای بیعت کردن، به سوی من روی آوردید، همانند مادران تازه زاییده که به طرف بچّه های خود می شتابند. و پیاپی فریاد کشیدید، بیعت!بیعت! من دستان خویش فروبستم، اما شما به اصرار آن را گشودید، من از دست دراز کردن، سرباز زدم، و شما دستم را کشیدید.

2- شکوه از طلحه و زبیر

خدایا! طلحه و زبیر پیوند مرا گسستند، بر من ستم کرده و بیعت مرا شکستند، و مردم را برای جنگ با من شوراندند، خدایا آنچه را بستند تو بگشا، و آنچه را محکم رشته اند پایدار مفرما، و آرزوهایی که برای آن تلاش  می کنند برباد ده! من پیش از جنگ از آنها خواستم تا بازگردند، و تا هنگام آغاز نبرد انتظارشان را می کشیدم، لکن انها به نعمت پشت پا زدند و بر سینه ی عافیت دست رد گذاردند.

(1): طاحه در روز قتل عثمان، نقاب بر چهره زد تا او را نشناسند و چون درهای منزل عثمان را بستند تا کسی نتواند وارد خانه ی او شود، طلحه مهاجمان را از خانه ی یکی از انصار که در همسایگی خانه ی عثمان قرار داشت هدایت کرد تا از آنجا وارد شوند، و خود به طرف خانه ی عثمان تیراندازی می کرد و او بود که تا سه روز نگذاشت جنازه ی عثمان را دفن کنند، و مانع دفن عثمان در قبرستان مسلمانان شد حال که مردم با امام علی (علیه السّلام) بیعت کردند شگفت آن که در وصف خونخواهان عثمان قرار گرفت!!(تاریخ طبری)

(2): ((حَما)) گل تیره و بدبو و ((حُمّه)) یعنی زهر عقرب

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳

 

1- زیارت آل یاسین

حجم:36Mg   زمان: 8:26

دانلود

 2- زیارت آل یاسین 2

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳

 

1- دعای سلامتی (آقای فرحمند)

حجم: 6Mg  زمان:1:36

دانلود

2- دعای سلامتی 1

حجم: 20Mg  زمان: 1:43

دانلود

3- دعای سلامتی 2

حجم: 22Mg  زمان: 1:50

دانلود

4- دعای سلامتی 3

دانلود

5- دعای سلامتی 4

دانلود

6- دعای سلامتی 5

دانلود

7- دعای سلامتی 6

دانلود

 8- دعای سلامتی 7

دانلود

9- دعای سلامتی 8

دانلود

 

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳

 

1- زیارت آل یاسین

حجم:8Mg  زمان: 8:25

دانلود

2-زیارت آل یاسین 2

دانلود

 

 

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳

 

موذن زاده اردبیلی

دانلود

نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 136

سیاسی ، عقیدتی

(آنگاه که همه با امام بیعت کردند و عبدالله بن عمر، سعد بن ابی وقاص، محمّد بن مسلمه، حسّاس بن ثابت، و اسامة بن زید از بیعت سرباز زدند امام (علیه السّلام) این سخنرانی را در مدینه در سال 35 هجری ایراد کرد)(1)

بیعت بی همانند

بیعت  شما مردم با من بی مطالعه و ناگهانی نبود، و کار من و شما یکسان نیست، من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا برای خود می خواهید. ای مردم برای اصلاح خودتان مرا یاری کنید. به خدا سوگند که داد ستمدیده را از ظالم ستمگر بستانم، و مهار ستمگر را بگیرم و به آبشخور حق وارد سازم، گرچه تمایدل نداشته باشد!

(1):از شگفتی های تاریخ آنکه حسّان بن ثابت اوّلین شاعری بود که در روز غدیرخُم حضور داشت و پس از اعلام و دستور بیعت از طرف رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) با امام علی (علیه السّلام) و اشعار بسیار جالبی سرود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم)  از او تشکر کرد و هشدار داد مادام که با اهل بیت من می باشی فرشتگان تو را امداد خواهند کرد و این معجزه رسول خدا بود، زیرا می دانست روزی از راه هدایت فاصله می گیرد، حال پس از 25 سال از انزوای سیاسی امام، که همه ی مردم با او بیعت مجدّد کردند، حسّان بن ثابت مخالفت ورزید!

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 135

سیاسی

(مشاجره ای بین امام (علیه السّلام) و عثمان در گرفت. مغیره پسر اخنس، که یکی از منافقان بود به عثمان گفت من او را کفایت می کنم، امام علی (علیه السّلام) به مغیره فرمود)

شناخت دشمنان امام(علیه السّلام):

ای فرزند لعنت شده ی دم بریده(1) و درخت بی شاخ و برگ و ریشه، تو مرا کفایت می کنی؟ به خدا سوگند، کسی را که تو یاور باشی، خدایش نیرومند نگرداند، و آن کس را که تو دست گیری، بر جای نمی ماند! از نزد ما بیرون رو! خدا خیر را از تو دور سازد، پس هر چه خواهی تلاش کن، خداوند تو را باقی نگذارد، اگر از آنچه می توانی، انجام ندهی!.

(1): أخنس پدرمغیره از مشرکین بود که در روز فتح مکّه به ظاهر مسلمان شد. برادر او((ابوالحکم))  در جنگ اُحُد به دست امام علی(ع) کشته شد، لذا همواره کینه ی امام را در دل داشت، حال در حکومت عثمان نفوذ کرده و به پول و مقام رسیده بود و تا آنجا دل گرم شد که در برابر امام ایستاد و جسارت کرد.((شرح ابن ابی الحدید ج8 ص 201))

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 134

اعتقادی، سیاسی

(عمر برای شرکت در جنگ با رومیان در سال 15 هجری با امام (علیه السّلام) مشورت کرد، آن حضرت فرمود:)

مشاوره ی نظامی

خداوند به پیروان این دین وعده داده که اسلام را سربلند و نقاط ضعف مسلمین را جبران کند،

خدایی که مسلمانان را به هنگام کمی نفرات یاری کرد، و آنگاه که نمی توانستند از خود دفاع کنند، از آنها دفاع کرد، اکنون زنده است و هرگز نمی میرد.

هرگاه خود به جنگ دشمن روی و با آنان رو به رو گردی و آسیبی بینی، مسلمانان تا دورترین شهرهای خود، دیگر پناهگاهی ندارند و پس از تو کسی نیست تا بدان رو آورند.

مرد دلیری را به سوی آنان روانه کن، و جنگ آزمودگان و خیرخواهان را همراه او کوچ ده، اگر خدا پیروزی داد چنان است که تو دوست داری، و اگر کار دیگری مطرح شد، تو پناه مردمان و مرجع مسلمانان خواهی بود.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 133

اعتقادی، اخلاقی

1- عظمت پروردگار

دنیا و آخرت، خدا را فرمانبردار است، و سر رشته ی هر دو به دست او است.

آسمان ها و زمین ها کلید های خویش را به او سپردند، و درختان شاداب و سرسبز، صبحگاهان و شامگاهان در برابر خدا سجده می کنند، و از شاخه های درختان نور سرخ رنگی شعله ور شده، به فرمان او میوه های رسیده را به انسان ها تقدیم می دارند.

2- ویژگی های قرآن

کتاب خدا، قرآن، در میان شما سخنگویی است که هیچ گاه زبانش از حق گویی کند و خسته، و همواره گویاست؛ حانه ای که ستون های آن هرگز فرو نمی ریزد؛ و صاحب عزّتی است که یارانش هرگز شکست ندارند.

3- ویژگی های پیامبر(صلی الله علیه و سلّم)

خدا پیامبر (صلی الله علیه و سلّم) را پس از یک  دوران طولانی که دیگر پیامبران نبودند، فرستاد: زمانی که میان طرفداران مذاهب گوناگون نزاع در گرفته و راه اختلاف می پیمودند. پس او را در پی پیامبران فرستاد و وحی را با فرستادن پیامبر(صلی الله علیه و سلّم) ختم فرمود. پس پیامبر(صلی الله علیه و سلّم) با تمام مخالفانی که به حق پشت کردند، و از آن منحرف گشتند به مبارزه پرداخت.

4- روش برخورد با دنیا

و همانا دنیا نهایت دیدگاه کوردلان است که آن سوی دنیا را نمی نگرند، امّا انسان آگاه، نگاهش از دنیا عبور کرده از پس ِ آن سرای جاویدان آخرت را می بیند. پس انسان آگاه به دنیا دل نمی بندد و انسان کوردل تمام توجه اش دنیاست. بینا از دنیا زاد و توشه برگیرد و نابینا برای دنیا توشه فراهم می کند.

5- اندرز های جاودانه

آگاه باشید، در دنیا چیزی نیست مگر آن که صاحبش به زودی از آن سیر و از داشتن آن دلگیر می شود جز ادامه زندگی، زیرا در مرگ آسایشی نمی نگرند. حیات و زندگی چونان حکمت و دانش است که حیات دلِ مرده، و بینایی چشم های نابیناست و مایه ی شنوایی برای گوش های کر و آبی گوارا برای تشنگان می باشد که همه در آن سالم و بی نیازند.

6- شناخت قرآن

این قرآن است که با آن می توانید راه حق را بنگرید و با آن سخن بگویید و به وسیله آن بشنوید. بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می گوید، و برخی دیگر گواهی می دهد، آیاتش در شناساندن خدا اختلافی نداشته، و کسی را که همراهش شد از خدا جدا نمی سازد.

7- علل سقوط مردم

مردم! گویا به خیانت و کینه ورزی اتفاق دارید،

و در رفتار ریاکارانه، گیاهان روییده از سرگین را می مانید، در دوستی با آرزوها به وحدت رسیدید،

و در جمع آوری ثروت به دشمنی پرداختید، شیطان را در سرگردانی افکنده و غرور شما را به هلاکت می کشاند،

برای خود و شما از خدا یاری می طلبم.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 132

اعتقادی، اخلاقی

1- ستایش پروردگار

خدا را ستایش می کنیم بر آنچه گرفته، و آنچه بخشیده، و بر نعمت هایی که عطا کرده و آزمایش هایی که انجام داد.

 خداوندی که بر هر چیر پنهانی آگاه و در باطن هر چیزی حضور دارد، به آنچه در سینه هاست آگاه و بر آنچه دیده ها دزدانه می نگرد داناست، و گواهی می دهم که خدا یکی است و جز او خدایی نیست و گواهی می دهم که حضرت محمد(صلی الله علیه و سلّم) برگزیده و فرستاده ی اوست، آن گوهی که با او درون و بیرون، قلب و زبان، هماهنگ باشد.

2- ضرورت یاد مرگ

به خدا سوگند، این که می گویم بازی نیست، جدّی و حقیقت است، دروغ نیست، و آن چیزی جز مرگ نیست، که بانگ دعوت کننده اش رسا، و به سرعت همه را میرانَد!(1)پس انبوه زندگان، و طرفداران تو را فریب ندهند، همانا گذشتگان را دیدی که ثروت ها اندوختند و از فقر و بیچارگی وحشت داشتند و با آرزوهای طولانی فکر می کردند در امانند، و مرگ را دور می پنداشتند، دیدی چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد؟

و آنان را از وطنشان بیرون راند؟ و از خانه ی امن کوچشان داد؟ که بر چوبه تابوت نشستند، و مردم آن را دست به دست می کردند؟ و بر دوش گرفته و با سرانگشت خویش نگاه می داشتند؟ آیا ندیدید آنان را که آرزوهای دور ودراز داشتند، و کاخ های استوار می ساختند، و مال های فراوان می اندوختند، چگونه خانه هایشان گورستان شد؟ و اموال جمع آوری شده شان تباه و پراکنده و از آنِ وارثان گردید؟ و زنان با دیگران ازدواج کردند؟ نه می توانند چیزی به حسنات بیفزایند و نه از گناه توبه کنند!

3- تقوا و روش برخورد با دنیا

کسی که جامه ی تقوا بر قلبش بپوشاند، کارهای نیکوی او آشکار شود، و در کارش پیروز گردد. پس در به دست اوردن بهره های تقوا فرصت غنیمت شمارید، و برای رسیدن به بهشت جاویدان  رفتاری متناسب با آن انجام دهید، زیرا دنیا برای زندگی همیشگی شما آفریده نشده، گذرگاهی است تا در آن زاد و توشه ی آخرت بردارید، پس با شتاب، آماده کوچ کردن باشید و مرکب های راهوار برای حرکت مهیّا دارید.

(1): حادِیه: آواز خواندنی که شتران را به شتاب می راند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 131

سیاسی، تاریخی، اعتقادی

(این خطبه در منبر کوفه ایراد شد و به خطبه((منبریّه)) معروف است که در آن علل پذیرش حکومت و صفات یک رهبر عادل را بیان می دارد.)(1)

1- علل نکوهش کوفیان

ای مردم رنگارنگ، و دل های پریشان و پراکنده، که بدن هایشان حاضر و عقل هایشان از آنها غایب و دور است! من شما را به سوی حق می کشانم، اما چونان بزغاله هایی که از غرّش شیر فرار کنند می گریزید! هیهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهره ی عدالت بزدایم، و کجی ها را که در حق راه یافته راست نمایم.

2- فلسفه حکومت اسلامی

خدایا تو می دانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود، بلکه می خواستیم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم، و در سرزمین های تو اصلاح را ظاهر کنیم، تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند، و قوانین و مقررات فراموش شده ی تو را بار دیگر اجرا گردد.

3- شرائط رهبر اسلامی

خدایا من نخستین کسی هستم که به تو روی آورد، و دعوت تو را شنید و اجابت کرد؛ در نماز، کسی از من جز رسول خدا (صلی الله علیه و سلّم) پیشی نگرفت؛همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان وغنیمت ها واحکام مسلمین، ولایت و رهبری یابد، و امامت مسلمین را عهده دار شود، تا در اموال آنها حریص گردد؛ و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند؛ و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد، که با ستم حق مردم را غضب و عطاهای آنان را قطع کند؛

و نه کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنان حیف و میل می کند و گروهی را بر گروهی مقدّم می دارد، و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال، و حق را به صاحبان آن نمی رساند، و آن کس که سنّت پیامبر(صلی الله علیه و سلّم) را ضایع می کند لیاقت رهبری ندارد زیرا که امّت اسلامی را به هلاکت می کشاند.

(1): تذکرة الخواص، ابن جوزی، ص 120

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳

 


خطبه 130

سیاسی، تاریخی، اعتقادی

(در سال 30هجری وقتی که عثمان، حضرت اباذر را به بیابان خشک ربذه تبعید می کرد، فرمانی صادر کرد که کسی حق ندارد او را بدرقه کند. امام(علیه السّلام) و فرزندانش اعتنایی به آن نکرده و اباذر را بدرقه کردند. ایشان به هنگام بدرقه او فرمود)

1- خداگرایی در مبارزه با ستمگران

ای اباذر!همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی، این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی، پس دنیا را که به خاطر آن از تو ترسیدند به خودشان واگذار، و با دین خود که برای آن ترسیدی از این مردم بگریز. این دنیا پرستان چه محتاجند به آنچه که تو آنان را از آن ترساندی، و چه بی نیازی از آنچه تو را منع کردند. و به زودی خواهی یافت که چه کسی فردا سود می برد؟ و چه کسی بر او بیشتر حسد می ورزند؟ اگر آسمان و زمین درهای خود را بر روی بنده ای ببندند و او از خدا بترسد، خداوند راه نجاتی از میان آن دو برای او خواهد گشود.آرامش خود را تنها در حق جستجو کن، و جز باطل چیزی تو را به وحشت نیندازد. اگر تو دنیای این مردم(1) را می پذیرفتی، تو را دوست داشتند، و اگر سهمی از آن برمی گرفتی دست از تو برمی داشتند.

(1): منظور امام در اینجا، عثمان و امویان است.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 129

اخلاقی، سیاسی

( در این خطبه امام (علیه السّلام) درباره ی اندازه ها و مقیاس ها صحبت فرمود، چون سیّد رضی بخشی از سخنرانی را آورده است همه ی مباحث مربوط به مقیاس ها در اینجا نیامده است)

1- وصف جامعه ی مسخ شده ی مسلمین

بندگان خدا! شما و آنچه از این دنیا آرزومندید، مهمانانی هستید که مدتی معیّن برای شما قرار داده شده، بدهکارانی هستید که مهلت کوتاهی در پرداخت آن دارید، و اعمال شما همگی حفظ می شود، چه بسیارند تلاشگرانی که به جایی نرسیدند، و زحمتکشانی که زیان دیدند.

در روزگاری هستید که خوبی به آن پشت کرده و می گذرد، و بدان روی آورده، پیش می تازد، و طمع شیطان در هلاکت مردم بیشتر می گردد. هم اکنون روزگاری است که ساز و برگ شیطان تقویت شده، و نیرنگ و فریبش همگانی، و به دست آوردن شکار برای او آسان است. به هر سو می خواهی نگاه کن! آیا جز فقیری می بینی که با فقر دست و پنجه نرم می کند؟ یا ثروتمندی که نعمت خدا را کفران کرده

2-عبرت گرفتن از دنیا

کجایند خوبان وصالحان شما؟ کجایند آزادمردان و سخاوتمندان شما؟ کجایند پرهیزگاران در کسب وکار؟ کجایند پاکیزگان در راه و رسم مسلمانی؟ آیا جز این است که همگی رخت بستند و رفتند؟ و از این جهان پَست وگذران و تیره کننده ی عیش و شادمانی گذشتند؟ مگر نه این است که شما وارث آنها بر جای آنان تکیه زدید، و در میان چیزهای بی ارزش قرار دارید که لب های انسان به نکوهش آن می جنبد؟ تا قدر آنها را کوچک شمرده و برای همیشه یادشان فراموش گردد. پس در این نگرانی ها باید گفت: ((انّا لله وانّا الیه راجعون)). فساد آشکارشد، نه کسی باقی مانده که کار زشت را دگرگون کند، و نه کسی که از نافرمانی و معصیت باز دارد. شما با چنین وضعی می خواهید در خانه قدس الهی و جوار رحمت پروردگاری قرارگیرید؟ و عزیزیترین دوستانش باشید؟ هرگز خدا را نسبت به بهشت جاویدانش نمی توان فریفت، و جزبا عبادت، رضایت او را نمی توان به دست آورد. نفرین بر آنان که امر به معروف می کنند و خود ترک می نمایند، و نهی از منکر دارند و خود مرتکب آن می شوند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 128

سیاسی، تاریخی، علمی، اعتقادی

( این سخنرانی در سال 36 هجری پس از جنگ جمل در شهر بصره در بیان حوادث سخت آینده ایراد شد)

1- پیشگویی امام (علیه السّلام) نسبت به حوادث مهم شهر بصره

ای أحنف!(1) گویا من او را می بینم که با لشکری بدون غبار و سر و صدا، و بدون حرکات لگام ها، و شیهه ی اسبان، به راه افتاده، زمین را زیر قدم های خود چون گام شتر مرغان در می نوردند،(2) پس وای بر کوچه های آباد و خانه های زینت شده بصره که بال هایی چونان بال کرکسان و ناودان هایی چون خرطوم های پیلان دارد! وای بر اهل بصره که بر کشتگان آنان نمی گریند، و از گمشدگانشان کسی جستجو نمی کند، من دنیا را به رو، بر زمین کوبیده و چهره اش را به خاک کالیدم، و بیش از آنچه ارزش دارد، بهایش نداده ام، و با دیده ای که سزاوارست به آن نگریسته ام.

2- وصف تُرک های مُغُول

گویا آنان را می بینم با رخساری چونان سپرهای چکّش خورده، لباس هایی از دیباج و حریز پوشیده، که اسب های اصیل را یدک می کشند و آنچنان کشتار و خونریزی دارند که مجروحان از روی بدن کشتگان حرکت می کنند و فراریان از اسیرشدگان کمترند.

(یکی از اصحاب گفت: ای امیرمومنان تو را علم غیب دادند؟ امام (علیه السّلام) خندید و به آن مرد که از طایفه بنی کلب بود فرمود)

3- جایگاه علم غیب

ای برادر کَلبی! این اخباری که اطلاع می دهم علم غیب نیست(1)، علمی است که از دارنده ی علم غیب (پیامبر (صلی الله علیه و سلّم)) آموخته ام، همانا علم غیب علم قیامت است، و آنچه خدا در گفته خود آورده که:  (( علم قیامت در نزد خداست، خدا باران نازل کرده و آنچه در شکم مادران است می داند، و کسی نمی داند که فردا چه خواهد کرد؟ و در کدام سرزمین خواهد مُرد؟))

پس خداوند سبحان، از آنچه در رَحِم مادران است، از پسر یا دختر، از زشت یا زیبا(2)، سخاوتمند یا بخیل، سعادتمند یا شقی آگاه است، و از آن کسی که آتشگیره ی آتش جهنّم است یا در بهشت همسایه و دوست پیامبران (علیهم السّلام) است، از همه ی اینها آگاهی دارد.

این است آن علم غیبی (ذاتی) که غیر از خدا کسی نمی داند.

جز این ها، علومی است که خداوند به پیامبرش تعلیم داده (علم غیب اکتسابی) و او به من آموخته است، پیامبر (صلی الله علیه و سلّم) برای من دعا کرد که خدا این دسته از علوم و اخبار را در سینه ام جای دهد و اعضا و جوارح بدن من از آن پر گردد.

(1): اشاره به: پرسانیس Prescience (علم غیب)

(2): اشاره به علم: آاس تیکس Aecthetics (زیبا شناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 127

سیاسی، اقتصادی

(قبل از جنگ نهروان در سال 37 هجری در ردّ اعتقادات خوارج ایراد کرد، خوارج عقیده داشتند: کسی که گناه کبیره انجام دهد کافر و از اسلام خارج شده است، مگر توبه کند و دوباره مسلمان گردد)

1- افشاء گمراهی خوارج

پس اگر چنین می پندارد که من خطا کرده و گمراه شدم، پس چرا همه امّت محمّد (صلی الله علیه و سلّم) را به گمراهی من گمراه می دانید؟ و خطای مرا به حساب آنان می گذارید؟ و آنان را برای خطای من کافر می شمارید؟ شمشیر ها را بر گردن نهاده، کورکورانه فرود می آورید و گناهکار و بیگناه را به هم مخلوط کرده همه را یکی می پندارید؟ در حالی که شما می دانید، همانا رسول خدا(صلی الله علیه و سلّم) زناکاری را که همسر داشت(1)سنگسارکرد، سپس بر او نماز گزارد، و میراثش را به خانواده اش سپرد، و قاتل را کشت و میراپ او را به خانواده اش بازگرداند، دست دزد را برید و زناکاری را که همسر نداشت تازیانه زد، و سهم آنان را از غنائم می داد تا با زنان مسلمان ازدواج کنند. پس پیامبر(صلی الله علیه و سلّم) آنها را برای گناهانشان کیفر می داد، و حدود الهی را بر آنان جاری می ساخت، امّا سهم اسلامی آنها را از بین نمی برد، و نام آنها را از دفتر مسلمین خارج نمی ساخت.(پس با انجام گناهان کبیره کافر نشدند) شما(خوارج)،بدترین مردم و آلت دست شیطان، و عامل گمراهی این و آن می باشید.

2- پرهیز از افراط و تفریط نسبت به امام علی(علیه السّلام)

به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند: دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود،(2) و دشمنی  که در کینه توزی با من زیاده روی کرده به راه باطل درآید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید، همواره با بزرگ ترین جمعیّت ها باشید که دست خدا با جماعت است(3). از پراکندگی بپرهیزید، که انسان تنها بهر ه ی شیطان است آنگونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود، آگاه باشید هر کس که مردم را به این شعار(4)  « تفرقه و جدایی» دعوت کند او را بکُشید هر چند که زیر عمامه من باشد.

3- علل پذیرش حکمیّت

اگر به آن دو نفر (ابوموسی و عمروعاص) رأی به داوری داده شد، تنها برای این بود که آنچه را قرآن زنده کرد زنده سازند، و آنچه را قرآن مرده خواند، بمیرانند، زنده کردن قرآن این است که دست وحدت به هم دهند و به آن عمل نمایند، و میراندن، از بین بردن پراکندگی و جدایی است، پس اگر قرآن ما را به سوی آنان بکشاند آنان را پیروی می کنیم، و اگر آنان را به سوی ما سوق داد باید اطاعت کنند. پدر مباد شما را! من شرّی براه نیانداخته، و شما را نسبت به سرنوشت شما نفریفته، و چیزی را بر شما مشتبه نساخته ام، همانا رأی مردم شما را بر این قرار گرفت که دو نفر را برای داوری انتخاب کنند، ما هم از آنها پیمان گرفتیم که از قرآن تجاوز نکنند، اما افسوس که آنها عقل خویش را از دست دادند، حق را ترک کردند در حالی که آن را به خوبی می دیدند، چون ستمگری با هوا پرستی آنها سازگار بود با ستم همراه شدند، ما پیش از داوری ظالمانه ی شان با آنها شرط کردیم که به عدالت داوری کنند و بر اساس حق حکم نمایند، اما به آن پای بند نماندند.

(1):محصن:مردی یا زنی را گویند که همسر دارد و آلوده به زنا می شود.

(2):مانند ((سبائیّه)) که امیر المومنین (ع) را خدا پنداشتند، و آنحضر آنها را مجازات کرد.

(3):نقد تفکّر، اَندیویدولیسم Andividulism (اصالت فرد) و نقد تفکّر اِسکوپیسم  Escopism(فرار از شرکت در امور اجتماعی و دولتی)که در تفکّرامام(ع) فرد اصالت ندارد، بلکه باید با جامعه زندگی کند و از انزوا پرهیز داشته باشد تا جامعه ساخته شود.

(4):شعار را به شعار معروف خوارج ،((لاحکم الّا الله)) که نفی حکومت بود تفسیر کرده اند که حاصل آن تفرقه در امّت است، ابن ابی الحدید می گوید: شعار خوارج آن بود که موی میان سر را می تراشیدند که تفکّر: سکتاریانیسم  Sectarianisme(فرقه گرائی) را نفی می کند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 126

سیاسی، اقتصادی

(به امام گفتند که به مردم به دنیا دل بسته اند، معاویه با هدایا و پول های فراوان آنها را جذب می کند شما هم از اموال عمومی به اشراف عرب و بزرگان قریش ببخش و از تقسیم مساوی بیت المال دست بردار تا به تو گرایش پیدا کنند)(1)

عدالت اقتصادی امام(علیه السّلام)

آیا به من دستور می دهید برای پیروزی خود، از جور و ستم درباره امّت اسلامی که بر آنها ولایت دارم، استفاده کنم؟(2)به خدا سوگند، تا عمر دارم، و شب و روز برقرار است، و ستارگان از پی هم طلوع و غروب می کنند، هرگز چنین کاری نخواهم کرد!اگر این اموال از خودم بود به گونه ای مساوی در میان مردم تقسیم می کردم تا چه رسد که جزو اموال خداست! آگاه باشید!

بخشیدن مال به آنها که استحقاق ندارند، زیاده روی و اسراف است، ممکن است در دنیا مقام بخشنده ی آن را بالا بَرَد، امّا در آخرت پَست خواهد کرد، در میان مردم ممکن است گرامی اش بدارند، امّا در پیشگاه خدا خوار وذلیل است.

کسی مالش را در راهی که خدا اجازه نفرمود مصرف نکرد و به غیر اهل آن نپرداخت جز آن که خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود، و دوستی آنها را متوجّه دیگری ساخت، پس اگر روزی بلغزد و محتاج کمک آنان گردد، بدترین رفیق و سرزنش کننده ترین دوست خواهند بود.

(1) :علّت آن بود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) بیت المال را به طور مساوی بین مسلمانان تقسیم می کرد، امّا پس از وفات آن حضرت، ابابکر وبخصوص عمر وعثمان اصل تقسیم عادلانه را رعایت نکردند و با انواع تبعیض ها و بخشش های نابجا مردم را به راه دیگری کشاندند، حال که امام علی (علیه السّلام) به خلافت رسید و چونان پیامبر(صلی الله علیه و سلّم) می خواست بیت المال را مساوی تقسیم کند، بسیاری برآشفتند و سر به مخالفت برداشتند.

(2) :طرد تفکّر ماکیاوِلیسمMachiavellism  که می گویند، هدف وسیله را توجیه می کند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 125

سیاسی، اعتقادی

(در پاسخ خوارج که ماجرای حکمیت را نمی پذیرفتند قبل از ورود به شهر در نزدیکی کوفه فرمود)

1- علل پذیرش حکمیّت در صفّین

ما افراد را داور قرار ندادیم، تنها قرآن را به حکمیّت ((داوری)) انتخاب کردیم!

(که آنها بر سر نیزه کرده و داوری آن را می خواستند) این قرآن، خطی است نوشته شده که میان دو جلد پنهان است، زبان ندارد تا سخن بگوید،

و نیازمند به کسی است که آن را ترجمه کند، و همانا انسانها می توانند از آن سخن گویند، و هنگامی که شامیان ما دعوت کردند تا قرآن را میان خویش داور گردانیم، ما گروهی نبودیم که به کتاب خدای سبحان پشت کنیم، در حالی که خدای بزرگ فرمود: (( اگر در چیزی خصومت کردید آن را به خدا و رسول بازگردانید)) بازگرداندن آن به خدا این است که کتاب او را به داوری بپذیریم، و بازگرداندن به پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلّم) این است که سنت او را انتخاب کنیم، پس اگر از روی راستی به کتاب خدا داوری شود، ما از دیگر مردمان به آن سزاوارتریم، و اگر در برابر سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) تسلیم باشند ما بدان اولی و برتریم. اما سخن شما که چرا میان خود و آنان برای حکمیّت (داوری) مدت تعیین کردی؟ من این کار را کردم تا نادان خطای خود را بشناسد، و دانا بر عقیده ی خود استوار بماند، و اینکه شاید در این مدت آشتی و صلح، خدا کار امت را اصلاح کند و راه تحقیق و شناخت حق باز باشد، تا در جستجوی حق شتاب نورزند، و تسلیم اولین فکر گمراه کننده نگردند.

2- سرزنش کوفیان و خوارج گمراه

همانا برترین مردم در پیشگاه خدا کسی است که عمل به حق در نزد او دوست داشتنی تر از باطل باشد، هر چند از قدر او بکاهد و به او زیان رساند، و باطل به او سود رساند و بر قدر او بیفزاید. مردم! چرا حیران و سرگردانید؟ و از کجا به اینجا آورده شدید؟

آماده شوید برای حرکت به سوی شامیانی که از حق روی گرداندند و آن را نمی بینند، و به ستمگری روی آورده حاضر به پذیرفتن عدالت نیستند، از کتاب خدا فاصله گرفتند، و از راه راست منحرف گشتند! افسوس ای کوفیان! شما وسیله ای نیستید که بشود به آن اعتماد کرد، و نه یاوران عزیزی که بتوان به دامن آنها چنگ زد! شما بد نیروی هایی در افروختن آتش جنگ هستید، نفرین بر شما. چقدر از دست شما ناراحتی کشیدم، یک روز آشکارا با آواز بلند شما را به جنگ می خوانم و روز دیگر آهسته در گوش شما زمزمه دارم؛ نه آزاد مردان راستگویی هستید به هنگام فراخواندن و نه براداران مطمئنّی برای رازداری هستید.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت