حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳

 

نفرین به امّت خیانتکار

1- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: خدایا، من این مردم را با پند وتذکّرهای مداوم خسته کردم وآنها نیز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده، ومن از آنان به ستوه آمده، دل شکسته ام، به جای آنان افرادی بهتر به من مرحمت فرما، وبه جای من بدتر از من بر آنها مسلّط کن. خدایا، دل های آنان را، آنچنان که نمک در آب حل می شود،آب کن!. به خداسوگند، دوست داشتم، به جای شما کوفیان، هزار سوار از بنی فَراس بن غَنَم(1) می داشتم که (( اگر آنان را می خواندی، سوارانی از ایشان نزد تو می آمدند مبارز وتازنده چون ابر تابستانی)) آنگاه امام از منبر فرود آمد.

(1):قبیله بنی فراس به دلاوری وجرأت مشهور بوده اند.

منبع:نهج البلاغه، خطبه 25

علل شکست کوفیان

2- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: ای مردم کوفه! بدن های شما در کنار هم، امّا افکار و خواسته های شما پراکنده است؛ سخنان ادّعایی شما، سنگ های سخت را می شکند، ولی رفتار سُست شما دشمنان را امیدوار می سازد؛ در خانه هایتان که نشسته اید، ادّعاها و شعارهای تند سر می دهید، امّا در روز نبرد، می گویید ای جنگ، از ما دور شو، و فرار می کنید. آن کس که از شما یاری خواهد، ذلیل وخوار است، و قلب رها کننده ی شما آسایش ندارد. بهانه های نابخردانه می آورید، چون بدهکاران خواهان مهلت، از من مهلت می طلبید و برای مبارزه سسُتی می کنید. بدانید که افراد ضعیف وناتوان هرگز نمی توانند ظلم وستم را دور کنند، و حقّ جز با تلاش و کوشش به دست نمی آید، شما که از خانه ی خود دفاع نمی کنید چگونه از خانه ی دیگران دفاع می نمایید؟ و با کدام امام پس از من به مبارزه خواهید رفت؟. به خدا سوگند! فریب خورده، آن کس که به گفتار شما مغرور شود، کسی که به امید شما به سوی پیروزی رود، با کند ترین پیکان به میدان آمده است، و کسی که بخواهد دشمن را به وسیله ی شما هدف قرار دهد، با تیری شکسته، تیر اندازی کرده است!. به خدا سوگند! صبح کردم در حالی که گفتار شما را باور ندارم، و به یاری شما امیدوار نیستم، و دشمنان را به وسیله شما تهدید نمی کنم. راستی شما را چه می شود؟ دارویتان چیست؟ و روش درمانتان کدام است؟ مردم شام نیز همانند شمایند؟ آیا سزاوارست  شعار دهید و عمل نکنید؟ و فراموشکاری بدون پرهیزکاری داشته، به غیر خدا امیدوار باشید؟.

منبع:نهج البلاغه، خطبه 29

نکوهش از سُستی و نافرمانی کوفیان

3- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: نفرین بر شما کوفیان! که از فراوانی سرزنش شما خسته شدم. آیا به جای زندگی جاویدان قیامت به زندگی زود گذر دنیا رضایت دادید؟ و بجای عزّت و سربلندی، بدبختی و ذلّت را انتخاب کردید؟ هرگاه شما را به جهاد با دشمنانتان دعوت می کنم، چشمانتان از ترس در کاسه می گردد، گویا ترس از مرگ عقل شما را ربوده و چون انسان های مَست از خود بیگانه شده، حیران و سرگردانید. گویا عقل های خود را از دست داده و درک نمی کنید. من دیگر هیچ گاه به شما اطمینان ندارم، و شما را پشتوانه خود نمی پندارم، شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند. به شتران بی ساربان می مانید که هرگاه از یک طرف جمع آوری گردید، از سوی دیگر پراکنده می شوید.

منبع:نهج البلاغه، خطبه 34


علل عقب ماندگی مردم کوفه

4- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: به خدا سوگند، شما بد وسیله ای برای افروختن آتش جنگ هستید؛ شما را فریب می دهند امّا فریب دادن نمی دانید، سرزمین شما را پیاپی می گیرند و شما پروا ندارید، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد ولی شما در غفلت به سر می برید. بخدا سوگند، شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر می کشند. سوگند بخدا، اگر جنگ سخت درگیر شود و حرارت و سوزش مرگ شما را در برگیرد، از اطراف فرزند ابوطالب، همانند جدا شدن سر از تن، جدا و پراکنده می شوید. به خدا سوگند! آن که دشمن را بر جان خویش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد، و استخوانش را بشکند، و پوستش را جدا سازد، عجز و ناتوانی اش بسیار بزرگ و قلب او بسیار کوچک وضعیف است. تو اگر می خواهی اینگونه باش، امّا من، به خدا سوگند از پای ننشینم و قبل از آن که دشمن فرصت یابد با شمشیر آب دیده(1) چنان ضربه ای بر پیکر او وارد سازم که قبل از آن که  ریزه های استخوان سرش را بپراکند، و بازوها و قدم هایش جدا گردد و از آن پس خدا هرچه خواهد انجام دهد.

منبع:نهج البلاغه، خطبه 34

علل شکست کوفیان

5- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: پس از حمد و ستایش خدا؛ بدانید که نافرمانی از دستور نصیحت کننده ی مِهربان ِ دانا و باتجربه، مایه حسرت و سرگردانی و سرانجامش پشیمانی است. من رأی و فرمان خود را نسبت به حکمیّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختیار شما گذاردم.(ای کاش که از قصیر پسر سعد اطاعت می شد.)(1) ولی شما همانند مخالفانی ستمکار، و پیمان شکنانی نافرمان، از پذیرش آن سرباز زدید، تا انجا که نصیحت کننده در پند دادن به تردید افتاد، و از پند دادن خود داری کرد، داستان من و شما چنان است که برادر هَوازَنی سروده است:(( در سرزمین مُنعَرِج، دستور لازم را دادم امّا نپذیرفتند، که فردا سزای سرکشی خود را چشیدند.))(1)

 (1): شعر بالا از((درید بن صمّه)) است که برادری بنام عبدالله داشت، با طائفه بنی جَسم و بنی نصر در قبیله مُنعرِ ج اللّوی (( گذرگاه پرپیچ و خم شِنی)) جنگ کردند و غنائم به دست آوردند. دُرید، به برادر می گفت زود از این سرزمین برویم زیرا قبیله غطفان در پی ماست، امّا برادرش نپذیرفت در آنجا ماند تا آنکه سواران غطفانی هجوم آورند و برادر دُرید کشته شد و او در حالی که مجروح بود با تاسّف شعر بالا را می خواند. از آن پس هرجا که فرصت ها را از دست می دادند این شعر را مطرح می کردند.

منبع:نهج البلاغه، خطبه 35

نکوهش کوفیان

6- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: گرفتار کسی شده ام که چون امر می کنم فرمان نمی برند، و چون آنها را فرا می خوانم اجابت نمی کنند. ای مردم بی اصل و ریشه، در یاری پروردگارتان برا ی چه در انتظارید؟ آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد؟ و یا غیرتی که شما را به خشم وادارد؟(2)

منبع:نهج البلاغه، خطبه 39

علل شکست و نابودی کوفیان

7- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: در میان شما به پاخاسته فریاد می کشم، و عاجزانه از شما یاری می خواهم، امّا به سخنان من گوش نمی سپارید، و فرمان مرا اطاعت نمی کنید، تا آن که پیامدهای ناگوار آشکار شد، نه با شما می توان انتقام خونی را گرفت، و نه با کمک شما می توان به هدف رسید. شما را به یاری برادرانتان می خوانم، مانند شتری که از درد بنالد، ناله و فریاد سر می دهید، و یا همانند حیوانی  که پشت آن زخم باشد، حرکتی نمی کنید. تنها گروه اندکی به سوی من می آمدند که آنها نیز ناتوان و مضطرب بودند،(( گویا آنها را به سوی مرگ می کشانند، و مرگ را با چشمانشان می نگرند)).

منبع:نهج البلاغه، خطبه 39

خبر از آینده کوفه

8- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: ای کوفه! تو را می نگرم که چونان چرم های بازار عکاظ(1) کشیده می شوی، زیر پای حوادث لگدکوب می گردی، و حوادث فراوان تو را در بر می گیرد، من به خوبی می دانم، ستمگری نسبت به تو قصد بد نمی کند مگر آن که خداوند او را به بلایی گرفتار سازد یا قاتلی بر او مسلّط گرداند.(2)

(1):عُکّاظ، نام یکی از بازارهای عرب در جاهلیّت بود که بین((نخلة)) و ((طائف)) قرار داشت و اعراب از اوّل ماه ذی القعده در آن گرد می آمدند که یکی از اجناس معروف این بازار، چرم های آن بود که به خوبی و محکمی شهرت داشت، در همین بازار شعرا شاهکارهای اَدبی خود را می خواندند، و بهترین آن را بر دیوار کعبه می آویختند که به((معلّقات سبع)) مشهور شد.

(2): زیرا کوفه همواره جایگاه شیعیان امام و مرکز فعّالیّت های آنان بود که فرمود: هذِهِ مَدِینَتُنا، وَ مَحَلَّتُنا و مَقَرُّشِیعَتُنا(کوفه شهر و جایگاه ما، و مرکز شیعیان ماست) ((شرح این ابیالحدید ج3ص 198))

منبع:نهج البلاغه، خطبه 47

علل نکوهش کوفیان

9- حضرت امام علی(علیه السّلام) فرموده اند: چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتران نو باری که از سنگینی بار، پُشتشان زخم شده است، و مانند وصله زدن جامه ی فرسوده ای که هرگاه از جانبی آن را بدوزند، از سوی دیگر پاره می گردد؟

 هرگاه دسته ای از مهاجمان شام به شما یورش آورند، هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانه را می بندید، و چون سوسمار در سوراخ خود می خزید، و چون کَفتار در لانه می آرمید.

 سوگند به خدا! ذلیل است آن کس که شما یاری دهندگان او باشید، کسی که با شما تیراندازی کند گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است. به خدا سوگند، شما در خانه ها فراوان، و زیر پرچم های میدان نبرد اندکید، و من می دانم که چگونه باید شما را اصلاح و کجی های شما را راست کرد، امّا صلاح شما را با فاسد کردن روح خویش جایز نمی دانم.

خدا بر پیشانی شما داغ ذلّت بگذارد، و بهره ی شما را اندک شمارد، شما آنگونه که باطل را می شناسید از حق آگاهی ندارید، و در نابودی باطل تلاش نمی کنید آن سان که در نابودی حق کوشش دارید.

منبع: نهج البلاغه،خطبه 69

علل نکوهش اهل عراق

10- حضرت امام علی(علیه السّلام) فرموده اند: پس از ستایش پروردگار! ای مردم عراق! همانا شما به زن بارداری می مانید(1) که در آخرین روزهای بارداری جنین خود را سقوط کند، و سر پرستش بمیرد، و زمانی طولانی بی شوهر ماند، و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند.

آگاه باشید! من با اختیار خود به سوی شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم، به من خبردادند که می گویید علی دروغ می گوید!

خدا شما را بکشد، بر چه کسی دروغ روا داشته ام؟

آیا به خدا دروغ روا داشتم؟ در حالی که من نخستین کسی هستم که به خدا ایمان آوردم،(2) یا بر پیامبرش؟ در حالی که من اول کسی بودم که او را تصدیق کردم! نه به خدا هرگز!

آنچه گفتم واقیعّتی است که شما از دانستن آن دورید، و شایستگی درک آن ندارید، مادرتان در سوگ شما زاری کند ((وای، وای، سر دهد)) پیمانه ی علم را به شما به رایگان بخشیدم، اگر ظرفیّت داشته باشید، و به زودی خبر آن را خواهید فهمید.

(1): ضرب المثل است: زیرا کوفیان پس از تحمّل فراوان سختی های جنگ صفّین در آخرین لحظه های پیروزی، ضرب قرآنهای بالای نیزه را خوردند.

(2):علّامه امینی درج 3 الغدیر در صفحات 219تا 247 با یکصد حدیث از کتب اهل سنّت این حقیقت را اثبات می کند. نویسندگان بزرگ اهل سنّت و اصحاب رسول خدا این روایت((بریده ی اسلمی)) را نقل کردند و قبول دارند که: ((اَوحی الی رَسولُ الله یَومَ الإثنین وَصَلّی عَلِیُّ یوم الثَلاثا)) ((روز دوشنبه بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) وحی نازل شد و روز سه شنبه علی (علیه السّلام)) نماز خواند)). صحیح ترمذی ج2 ص 214- و- مستدرک حاکم ج3 ص 112

منبع: نهج البلاغه،خطبه 71

 

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت