حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤

 

شکوه از عمر و ماجرای خلافت:

1- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: سرانجام اولی حکومت را به راهی در آورد، و به دست کسی (عمر) سپرد که مجموعه ای از خشونت، سخت گیری، اشتباه و پوزش طلبی بود زمامدار مانند کسی که بر شتری سرکش سوار است، اگر عنان محکم کشد، پرده های بینی حیوان پاره می شود، و اگر آزادش گذارد، در پرتگاه سقوط می کند. سوگند به خدا! مردم در حکومت دومی ، در ناراحتی و رنج مهمی گرفتار آمده بودند، و دچار دورویی ها و اعتراض شدند، و من در این مدت طولانی محنت زا، و عذاب آور، چاره ای جز شکیبایی نداشتم، تا آن روزگار عُمر هم سپری شد.(1)

(1) : ابابکر در سال 11 هجری به خلافت رسید و در جمادی الاخر سال 13 هجری در گذشت و عُمر در سال 13 هجری به خلافت رسید و در ذی الحجة سال 23 هجری از دنیا رفت.

منبع: نهج البلاغه، خطبه 3

شکوه از شورای عمر

2- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: سپس عمر خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان می باشم!! پناه بر خدا از این شورا! در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد تردید بودم، تا امروز با اعضای شورا برابر شوم؟ که هم اکنون مرا همانند آنها پندارند؟ و در صف آنها قرارم دهند؟ ناچار باز هم کوتاه آمدم، و با آنان هماهنگ گردیدم. یکی از آنها با کینه ای که از من داشت روی برتافت،(1) و دیگری دامادش(2) را بر حقیقت برتری داد و آن دو نفر دیگر که زشت است آوردن نامشان(3).

(1)        : سعد بن ابی وقاص که یکی از شورای شش نفره بود.

(2)        : عبدالرحمن بن عوف، شوهر خواهر عثمان، که حق ((وتو)) در شورا داشت. زیرا عمر دستور داد اگر اختلافی در شورا پدید آمد، ملاک، رأی داماد عثمان است، با اینکه طبق اعتراف دانشمندان اهل سنّت، عمر در دوران حکومت خود بارها اعتراف کرد که: (( لو لا علی لهلک عمر)) (اگر علی نبود عمر هلاک می شد.) ((الغدیر،ج3،ص97))

(3)        : طلحه و زبیر، که از رذالت و پستی، بر امام شوریدند و جنگ جمل را به وجود آوردند.

منبع: نهج البلاغه، خطبه 3

 

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت