حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠

 

به نام خدا

 

 

مفاسد آخر الزمان

 

مفاسدی که در آستانه انقلاب حضرت مهدی (علیه السّلام) فراگیر می شود ، بسیار است. امام صادق (علیه السّلام) در روایتی ، نوع مفاسدی که در آخر الزمان رایج می شود و بعضی از آن ها جنبه ی اجتماعی و سیاسی ، و بعضی جنبه اخلاقی دارد را پیش بینی کرده است . حضرت می فرمایند :

 

1- آن گاه که دیدی حق مرده و اهل حق از میان رفتند.

 

2- ستم همه جا را فراگرفته است.

 

3- قرآن فرسوده شده ، و بدعت هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است.

 

4- دین بی محتوا شده ، همانند ظرفی که آن را واژگون می سازند.

 

5- اهل باطل بر اهل حق بزرگی می جویند.

 

6- و دیدی که شر آشکار است و از آن نهی نمی شود ، و هر که کار زشت انجام دهد، معذورش می دارند.

 

7- فسق آشکار گردیده و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء می کنند.

 

8- شخص مومن ، سکوت اختیار کرده و سخنش را نمی پذیرند.

 

9- شخص فاسق دروغ می گوید ، و کسی دروغ و افترایش را بر او باز نمی گرداند.

 

10- بچه کوچک ، مرد بزرگ را خوار می شمارد.

 

11- پیوند خویشاوندی بریده می شود.

 

12- هر که را به کار بد بستایند ، خوشحال می گردد.

 

13- پسر بچه همان می کند که زن می کند.

 

14- زنان با زنان تزویج می نمایند.

 

15- مداحی و چاپلوسی فراوان شده است.

 

16- مرد، مال خود را در غیر راه طاعت خدا خرج می کند و کسی از او جلوگیری نکند.

 

17- چون شخص مومنی را ببیند از کوشش و تلاش او به خدا پناه برد.

 

18- همسایه ، همسایه خود را اذیت می کند و مانعی برای او در این کار نباشد.

 

19- کافر خوشحال است، از آنچه در مومن می بیند و شاد است از این که در روی زمین فساد و تباهی بیند.

 

20- آشکارا شراب بنوشند ، و برای نوشیدنش گرد هم آیند ، کسانی که از خدای عزوجل نمی ترسند.

 

21- امر به معروف کننده خوار است.

 

22- فاسق در آن چه خدا دوست ندارد ، نیرومند و ستوده است.

 

23- اهل قرآن و هر که آنان را دوست دارد، خوار است.

 

24- راه خیر بسته شده و راه شر مورد توجه قرار گرفته است.

 

25- خانه کعبه تعطیل شده و دستور به ترک آن داده می شود.

 

26- مرد به زبان می گوید ، آنچه را که عمل به آن نمی کند.

 

27- مردان خود را برای استفاده مردان فربه می کنند و زنان برای زنان.

 

28- زندگی مرد از پس او اداره می گردد و زندگی زن از فرج او.

 

29- زنان مانند مردان برای خود انجمن ها ترتیب می دهند.

 

30- در میان فرزندان عباس کارهای زنانگی آشکار گشته (و خود را مانند زنان زینت می کنند، همان طور که زن برای جلب نظر شوهرش خود را آرایش می کند.)

 

31- به مرد ها پول می دهند که با آن ها یا زنانشان عمل نامشروع انجام دهند.

 

32- شخص متمول از شخص با ایمان عزیزتر است.

 

33- رباخواری آشکار است و رباخوار مورد ملامت قرار نمی گیرد.

 

34- زنها به عمل زنا افتخار می کنند.

 

35- زن برای نکاح مردان با شوهر خود همکاری می کند.

 

36- بیشتر مردم و بهترین خانه ها آن باشد که به زنان در هرزگی شان کمک می کنند.

 

37- مومن به خاطر ایمانش غمناک و پست و خوار می گردد.

 

38- بدعت و زنا آشکار می گردد.

 

39- مردم به شهادت ناحق اعتماد می کنند.

 

40- دستورات دینی تمایلات اشخاص تفسیر می گردد.

 

41- حلال تحریم شود و حرام مجاز.

 

42- مردم چنان در ارتکاب گناه جری شده اند که منتظر رسیدن شب نیستند.

 

43- مومن نمی تواند کار بد را نکوهش کند جز با قلب.

 

44- مال کلان در راه غضب الهی خرج می شود.

 

45- زمامداران به کافران نزدیک می شوند و از نیکان دوری می گزینند.

 

46- والیان در داوری رشوه می گیرند.

 

47- پست های حساس دولتی به مزایده گذارده شود.

 

48- مردم با محارم خود نزدیکی می کنند.

 

49- به تهمت و سوءظن مرد به قتل می رسد.

 

50- مرد به مرد پیشنهاد عمل زشت می کند و خود و اموالش را در اختیار او می گذارد.

 

51- مرد به خاطر آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار می گیرد ( که چرا با مردان آمیزش نمی کند.)

 

52- مرد از کسب زنش از هرزگی نان می خورد و آن را می داند و به آن تن می دهد.

 

53- زن بر مرد خود مسلط می شود ، و کاری را که مرد نمی خواهد انجام دهد ، و به شوهر خود خرجی می دهد.

 

54- مرد ، زن و کنیزش را (برای زنا) کرایه می دهد و به خوراک و نوشیدنی پستی تن در می دهد.

 

55- سوگند های به ناحق به نام خدا بسیار می گردد.

 

56- قمار آشکار می گردد.

 

57- شراب را بدون مانع علناً می فروشند.

 

58- زنان مسلمان خود را در اختیار کافران می گذارند.

 

59- لهو و لعب آشکار می گردد و کسی که از کنار آن عبور می کند از آن جلوگیری نمی کند(و کسی جرأت جلوگیری را ندارد.)

 

60- مردم شریف را خوار می کند ، کسی که مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند.

 

61- نزدیکترین مردم به فرمانروایان کسی است که به دشنام گویی ما خانواده ستایش شود.

 

62- هر کس ما را دوست دارد ، دروغ گویش می دانند و شهادت او رانمی پذیرند.

 

63- بر گفتن حرف زور و ناحق مردم با همدیگر رقابت می کنند.

 

64- شنیدن قرآن بر مردم سنگین و گران می آید و در عوض ، شنیدن سخنان باطل بر مردم آسان است.

 

65- همسایه ، همسایه را گرامی می دارد از ترس زبانش.

 

66- حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل می کنند.

 

67- مساجد طلاکاری می شود.

 

68- راستگوترین مردم پیش آنها، مفتریان دروغگو می باشند.

 

69- شر و سخن چینی آشکار می گردد.

 

70- ستمکاری شیوع یافته.

 

71- غیبت را سخن نمکین می شمارند و مردم همدیگر را بدان مژده می دهند.

 

72- برای غیر خدا به حج و جهاد می روند.

 

73- سلطان به خاطر کافر، مومن را خوار می کند.

 

74- خرابی و ویرانی بیش از عمرانی و آبادی است.

 

75- زندگی مرد از کم فروشی اداره می شود.

 

76- خونریزی را آسان می شمارند.

 

77- مرد برای غرض دنیایی ریاست می طلبد و خود را به بد زبانی مشهور می سازد تا از او بترسند و کارها را به او واگذار کنند.

 

78- نماز را سبک می شمارند.

 

79- مرد مال بسیار دارد ، ولی از وقتی که آن را پیدا کرده زکات آن را نپرداخته است.

 

80- قبر مرده ها را می شکافند و آن ها را می آزارند و کفن هایشان را می فروشند.

 

81- آشوب بسیار می شود.

 

82- مرد روز خود را به نشئه (شراب) به شب می برد و شب را به مستی صبح می کند.

 

83- با حیوانات عمل زشت انجام می دهند.

 

84- حیوانات همدیگر را می درند.

 

85- مرد به مصلی می رود ولی چون بر می گردد جامه در تن ندارد.

 

86- دل مردم سخت و چشمانشان خشک شده و یاد خدا بر آنان سنگین می آید.

 

87- کسب های حرام شیوع یافته و بر سر آن رقابت می کنند.

 

88- نماز خوان برای ریا و خود نمایی نماز می خواند.

 

89- فقیه برای غیر دین فقه می آموزد و دنیا و ریاست طلب می کند.

 

90- مردم دور کسی را گرفته اند که قدرت دارد.

 

91- هر کس روزی حلال می جوید ، مورد سرزنش قرار می گیرد و جوینده ی حرام ، مورد ستایش و تعظیم است.

 

92- در مکه و مدینه کارهایی می کنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچ کس آن ها را از این اعمال زشت باز نمی دارد.

 

93- آلات لهو و لعب (حتی) در مکه و مدینه آشکار می گردد.

 

94- مرد سخن می گوید و امر به معروف و نهی از منکر می کند ؛ دیگران او را نصیحت می کنند و می گویند : این کار بر تو لازم نیست.

 

95- مردم به همدیگر نگاه می کنند و به مردم بدکار اقتداء می نمایند.

 

96- راه خیر به کلی خالی است و کسی از آن راه نمی رود.

 

97- مرده را به مسخره می گیرند و کسی برای مرگ او غمگین نمی شود.

 

98- هر سال بدعت و شرارت بیشتر می شود.

 

99- مردم و انجمن ها پیروی نمی کنند مگر از توانگران.

 

100- به فقیر چیزی می دهند، در حالی که به او می خندند و برای غیر خدا به او ترحم می نمایند.

 

101- نشانه های آسمانی پدید می آید ، ولی کسی از آن هراس ندارد.

 

102- مردم در حضور جمع ، همانند بهائم مرتکب اعمال جنسی می شوند و هیچ کس از ترس ، کار زشت را انکار نمی کند.

 

103- مرد در غیر اطاعت خدا زیاد خرج می کند ، ولی مورد اطاعت خدا از کم هم دریغ می ورزد.

 

104- آزار به پدر و مادر آشکار می گردد و مقام آنها را سبک می شمارند و حال آن ها در پیش فرزند از همه بدتر باشد ، و از این که به آن ها افترا زده شود ، خوشحال می شوند.

 

105- زنها بر حکومت غالب گشته و پست های حساس را قبضه می کنند ، و کاری پیش نمی رود ، جز آن چه طبق دلخواه آنان باشد.

 

106- پسر به پدر خود افتراء می زند و به پدر و مادر خود نفرین می کند و از مرگشان خوشحال می شود.

 

107- اگر روزی بر مردی بگذرد که در آن روز گناهی بزرگ مرتکب نشده باشد، مانند هرزگی یا کم فروشی یا انجام کار حرام یا میخوارگی ، آن روز غمگین است و خیال می کند که روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز بی خود تلف شده است.

 

108- سلطان مواد غذایی را احتکار می کند.

 

109- حق خویشاوندان پیامبر (خمس) به ناحق تقسیم می شود و بدان قمار بازی می کنند و میخوارگی می نمایند.

 

110- با شراب مداوا می کنند و بدان بهبودی می جویند.

 

111- مردم در مورد ترک امر به معروف و نهی از منکر و بی عقیدگی یکسان می شوند.

 

112- منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بی سرو صدا خاموشند.

 

113- برای اذان گفتن و نماز خواند مزد می گیرند.

 

114- مسجدها پراست از کسانی که ترس از خداوند ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به مسجد می آیند و در مساجد، از شراب مست کننده توصیف می کنند.

 

115- شخص مست که از خرد تهی گشته بر مردم پیشنمازی می کند و به مستی او ایراد نمی گیرند و چون مست گردد ، گرامیش می دارند.

 

116- هر که مال یتیمان را بخورد ، شایستگی او را می ستایند.

 

117- قضات به خلاف دستور خدا داوری می کنند.

 

118- زمامداران از روی طمع خیانتکاران را امین خود می سازند.

 

119- میراث (یتیمان) را فرمانروایان به دست افراد بدکار و بی باک نسبت به خدا داده اند ، از آن ها حق و حساب می گیرند و جلوی آن ها را رها می سازند تا هر چه می خواهند انجام دهند.

 

120- بر فراز منبرها مردم را به پرهیزکاری دستور می دهند ، ولی خود گوینده به آن دستور عمل نمی کند.

 

121- وقت نماز ها را سبک می شمارند.

 

122- صدقه به وساطت دیگران به اهل آن می دهند و به خاطر رضای خدا نمی دهند ، بلکه از روی درخواست مردم و اصرار آنها می پردازند.

 

123- تمام هَمّ و غمّ مردم شکم و عورتشان است. باکی ندارند که چه بخورند و با چه آمیزش کنند.

 

124- دنیا به آنها روی آورده است.

 

125- نشانه های حق مندرس گشته است.

 

منبع : روضه کافی ، حدیث 7، ص 36و 42 ؛ بحارالانوار ، ج 52 ، ص 254 - 260

 

 

توجه: کلیّه ی این مطالب از کتاب موعودنامه برداشته شده است.

 

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت