حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢

 

موضوعات:

1- ستایش خدای عزّوجل

2- صلوات و درود بر محمد و خاندانش

3- صلوات و درود بر حاملان عرش الهی

4- صلوات و درود بر تصدیق کنندگان رسولان

5- نیایش امام سجاد ع درباره ی خود و نزدیکانش

6- نیایش امام سجاد ع در بامداد و شامگاه

7- نیایش امام سجاد ع در کارهای مهم

8-  نیایش امام سجاد ع در پناه جستن به خدا از شرّ بدی ها

9- نیایش امام سجاد ع در اشتیاق به آمرزش

10- نیایش امام سجاد ع در پناه بردن به خدای تعالی

11- نیایش امام سجاد ع در طلبِ فرجان نیک

12- نیایش امام سجاد ع در اعتراف به گناه

13- نیایش امام سجاد ع درنیاز خواهی

14- نیایش امام سجاد ع درباره ستم هایی که بر او می رفته

15- نیایش امام سجاد ع هنگام بیماری

16-نیایش امام سجاد ع در آمرزش خواهی

17- نیایش امام سجاد ع در نفرین بر شیطان

18- نیایش امام سجاد ع برای دفع بلاها

19- نیایش امام سجاد ع در طلب باران

20- نیایش امام سجاد ع در طلب خوی های نیک

21- نیایش امام سجاد ع هنگامی که اندوهگین می شد

22- نیایش امام سجاد ع در هنگام سختی

23- نیایش امام سجاد ع در طلب تندرستی

24- نیایش امام سجاد ع در حق پدر و مادرش

25- نیایش امام سجاد در حق فرزندانش

26- نیایش امام سجاد ع برای همسایگان و دوستانش

27-نیایش امام سجاد ع درباره مرزبانان

28- نیایش امام سجاد ع هنگام پناه جستن به درگاه خدا

29- نیایش امام سجاد ع هنگامی که روزی بر او تنگ می شد

30- نیایش امام سجاد ع در یار ی خواستن برای پرداخت وام

31- نیایش امام سجاد ع درباره توبه

32- نیایش امام سجاد ع در نماز شب

33- نیایش امام سجاد ع در طلب خیر

34- نیایش امام سجاد ع در هنگام رسوایی گناه

35- نیایش امام سجاد ع در مقام رضا به قضای الهی

36- نیایش امام سجاد ع هنگام شنیدن بانگ رعد

37- نیایش امام سجاد ع در مقام شکر پروردگار

38- نیایش امام سجاد ع در پوزش خواهی

39- نیایش امام سجاد ع در طلب عفو و بخشایش

40- نیایش امام سجاد ع هنگام یاد مرگ

41- نیایش امام سجاد ع در محفوظ ماندن از گناه

 42- نیایش امام سجاد ع پس از ختم قرآن

43- نیایش امام سجاد ع هنگام دیدن هلال

44- نیایش امام سجاد ع برای ورود به ماه رمضان

45- نیایش امام سجاد ع در بدرود ماه رمضان

46- نیایش امام سجاد ع در روز عید فطر و جمعه

47- نیایش امام سجاد ع در روز عرفه

48- نیایش امام سجاد ع در روز عید قربان و جمعه

49- نیایش امام سجاد ع برای دفع حیله دشمن

50- نیایش امام سجاد ع در مقام ترس از خدا

51- نیایش امام سجاد ع در تضرع و اظهار خاکساری

52- نیایش امام سجاد ع در اصرار ورزیدن بر دعا

53- نیایش امام سجاد ع در ابراز فروتنی و تواضع

54- نیایش امام سجاد ع در طلب از میان بردن غم ها

 

 

 

 

ستایش خدای عزّوجل

1- ستایش برای خداست؛ آن نخستین ِ بی آغاز وآن واپسین ِ بی انجام .

2- او که دیده های  بینندگان  از دیدنش فرو مانَد، واندیشه های وصف کنندگان ستودنش نتواند.

3- آفریدگان را به قدرت خود آفرید، وبه خواستِ خویش بر آنان جامه هستی پوشید.

4- آن گاه ایشان را به راهی که می خواست رهسپار کرد، وبه جادّه محبّت خود روان گردانید. آفریدگان نتوانند از حدّی که خدا برایشان مقرّر ساخته است، قدمی  واپس  بگذارند  وقدمی پیش تر نهند.

5- برای هر یک از آنان روزی ای معلوم وبه اندازه قرار داده است؛ آن گونه که هیچ کس نتواند از آن کس که خدا فراوان به او داده، چیزی بکاهد، وبه آن کس که اندک به او بخشیده ،چیزی بیفزاید.

6- سپس  برای زندگی اش پایانی مشخّص گذاشت وزمانی معیّن قرار داد که با روز های عمرش به سوی آن گام بر می دارد، و با سال های روزگار خویش بدان نزدیک می شود؛ تا چون واپسین گام ها را بردارد وعمرش به سرآید، جان او را بستاند وبه سوی پاداش بسیار یا عذاب وحشتبار خود روان سازد،«تا آنان را که بد کرده اند، به سبب کردارشان، سزا دهد، وآنان را که نیکی کرده اند، جزا بخشد»(1)؛

7- واین، نشان ِ دادگری اوست.نام های او پاک وبی نقص است، ونعمت هایش بر همه آشکار .«از آنچه می کند، باز خواست نشود، حال آن که دیگران بازخواست شوند.»(2)

8- ستایش برای خداست که اگر در برابر آن همه نعمت ِ پیاپی که بر بندگانش فرستاد وآن بخشش های آشکار که به آنان عطا فرمود، ستایش خود را به ایشان نمی آموخت، از نعمت هایش بهره می جستند واو را سپاس نمی گفتند، واز روزی اش گشایش می یافتند وشکرانه آن را به جا نمی آوردند.

9- در این صورت، از مرزهای انسانی برون می افتادند  ودر وادی حیوانی پا می نهادند،  و آن گونه می شدند که خدا در کتاب استوار خود فرمود: «آنان مثل چارپایانند، نه بیشتر، بلکه از چارپایان گمراه تر.»(3)

10- ستایش برای خداست که خود را به ما شناسانید ، وشیوه ی سپاسگذاری از خود را به ما آموخت، و درهای علم پروردگاری اش را به روی ما گشود، و ما را به اخلاص ورزیدن در توحیدِ  خود رهنمون گشت، واز شک و ناباوری نگاه داشت .

11- ستایشی که با آن در حلقه ستایشگرانش در آییم ، وبه یاری آن پیشی گیرییم از همه آنان که در طلب خوشنودی وبخشایش او پیش افتاده اند .

12 ستایشی که به سبب آن، تیرگی های برزخ بر ما آشکار، وراه رستاخیز هموار شود، ودر روزی که «هر کس به سزای خود برسد وبر کسی ستم نرود »(4) ، ودر «روزی که هیچ دوستی به کار دوستِ خود نیاید وهیچ کس به یاری دیگری نشتابد»(5)،ما در پیشگاه گواهان (فرشتگان پیامبران وامامان (علیه السلام) ) بلند مرتبه شویم.

13- ستایشی نوشته شده در کارنامه ی ما که تا« اعلی علّیّین »بالا رود  و فرشتگان مقرّب خدا بر آن گواهی دهند.

14 ستایشیکه در روز خیره شدن چشمها از ترس قیامت ، دیدگان ما بدان روشنی گیرد ، وآن گاه که عدّه ای سیه روی گردند ، ما بدان رو سپید شویم.

15- ستایشی که ما را از آتش درد ناک خدا برهاند ودر کنار بخشش همواره اش بنشاند.

16- ستایشی که ما را با فرشتگان مقرّب او همنشین سازد ، ودر سرای جاویدی که پیوسته باقی است، ودر جایگاه پُر نعمتی که هرگز دگرگون نشود، ما را با پیامبرانی که فرستاده همدوش وهمنفس گرداند.

17- ستایش برای خداست؛ او که زیبایی های آفرینش را برای ما بر گزید، وروزی های پاک و نیکو را به سوی ما روان گردانید،

18- وما را بر همه ی آفریدگان برتری بخشید و بر آنان چیرگی داد. پس اینک هر آفریده ای به توانایی او فرمانبردار ماست، وبه یاری او در اطاعت ما ناچار.

19- ستایش برای خداست که دَرِ نیازرا، جز به درگاه خویش، از همه سو بر ما بست؛ حال چگونه سپاس او را گزاریم؟ کی توانیم از عهده ی شکرش به در آییم ؟ نه ،کی توانیم؟

20- ستایش برای خداست؛ او که در پیکر ما ابزار هایی برای گشودن  و بستنِ اندام ها نهاد، وما را از نیروهای زندگی بهره مندی داد، واندام هایی برای کار وتلاش در ما پدید آورد، واز خوردنی های پاک و گوارا روزی مان کرد، وبا فضل وبخشش خود ما را توانگر ساخت، وبا نعمت خویش سرمایه مان بخشید.

21- آن گاه ما را به کارهایی فرمان داد تا فرمانبرداری  مان را بسنجد، واز کارهایی نهی فرمود تا سپاسگزاری  مان را بیازماید. پس از آن، چون از فرمانش  سر پیچیدیم و بر مرکب نافرمانی اش نشستیم، در کیفر دادنِ ما عجله نکرد ودر انتقام گرفتن از ما شتاب نورزید، بلکه از سَرِ بزگواری، با رحمت خود با ما مدارا کرد، واز روی برد باری، با مهربانی مهلتمان داد و بازگشت ما را به انتظار نشست.

22- ستایش برای خداست که ما را به را توبه رهنمون گردید، واز احسانِ او بود که ما بدان راه افتادیم. واگر از نعمت های او به همین یک نعمت بسنده کنیم، باز هم نعمت دادنش نیکو، احسانش در حقّ ما بس بزرگ، وبخشش او از شمار بیرون است.

23- آیین خداوندی اش در پذیرش توبه ی پیشینیان این گونه نبود. هرچه را تاب آن نداشتیم، از عهده ی ما برداشت، وجز به اندازه ی توانمان تکلیف نفرمود، ومارا جز به کارهای آسان وانداشت، وبرای هیچ یک از ما بهانه ای باقی نگذاشت.

24- اینک ، از ما نگون بخت آن کس است که نافرمانیِ خدا کند، ونیک بخت آن کس که به او روی آورد،

25- ستایش برای خداست به هر زبانی که نزدیک ترین فرشتگانش و گرامی ترین  آفریدگانش و پسندیده ترین ستایشگرانش او را بدان می ستایند.

26- ستایشی برتر از هر ستایش دیگر؛ به همان اندازه که پروردگار ما، خود، از همه آفریدگانش برتر است.

27- پس به جای هر نعمتی  که بر ما و همه ی بندگان در گذشته و زنده ی خود ارزانی داشته است، وبه شمار تمام آنچه در علم بی پایان او گنجد، وبه جای هر یک از نعمت هایش ، او را سپاس می گوییم؛

28- شکر وسپاسِ چندین برار وبی آغاز وانجام، تا هنگامه رستاخیز؛ ستایشی که بی اندازه است، وبه شمار در نیاید، و پایان نپذیرد، ودر آن هیچ گسستی نباشد.

29- ستایشی که وسیله ای برای رسیدن به فرمانبرداری وبخشایش او، وانگیزه ای برای کسب  خشنودی او و دست آویزی  برای رسیدن  به مغفرت او، و راهی به بهشت، وپناهگاهی در برابر انتقام، و آسایشی از خشم، وپشتیبانی برای فرمانبرداری، وبازدارنده ای از نافرمانی، ومددکاری بر انجام دادن فرموده های او باشد .

30 ستایشی که با آن در جرگه ی دوستداران ِ نیک بخت ِ او در آییم، ودر صف کسانی  باشیم  که با شمشیرهای دشمنانش به شهادت رسیده اند. بی شک، او سرپرست مومنان ونیکو خصال است.

(1) : نجم،31

(2) :انبیاء،23

(3) :فرقان،44

(4) : جاثیه،22

(5) : دخان،41

صلوات ودرود بر محمّد وخاندانش

1- ستایش برای خداست که بر ما منت نهاد وپیامبر خود، محمد (صلَّ الله عَلَیه وآله وصلم )، را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت های پیشین ومردمانِ گذشته؛ با قدرتی که در هیچ کاری،هر چند بزرگ، در نمانَد وهیچ چیز را، هرچند کوچک، فرو نگذارد .

2- پس ما را واپسین آفریدگان خود قرار داد و بر خدانا باوران گواه گردانید، وبه احسانِ خویش، بر آنان که اندک شمار بودند، فزونی بخشید.

3- خدایا، اینک بر محمّد که امانتدار وحی تو و برگزیده ی آفریدگان تو ومخلص  در میان بندگان توست، درود فرست؛ او که پیشوای رحمت و قافله سالار نیکی و کلید گنجینه های برکت است؛

4- زیرا او در انجام دادن ِ فرمان تو خود را به رنج افکند،

5- وجسمش را در راه  تو هدف تیر های بلا گرانید،

6- ودر فراخواندن مردمان  به دین تو، آشکارا  با  خویشانش در افتاد،

7- وبرای خوشنودی تو با خاندان خود به پیکار برخاست،

8- واز بستگانش بُرید تا دین ِ تو را زنده بدارد،

9- ونزدیکان را به دلیل انکار کردنشان از خود براند،

10- ودُوران را بر اثر پذیرفتنشان، به خود نزدیک ساخت،

11- ودر راه تو با بیگانگان دوستی ورزید،

12- وبا خویشان دشمنی،

13- وخویشن را در رساندن پیغام تو خسته کرد،

14- ودر راه دعوت مردمان به آیین تو، رنج ها برد،

15- وخود را به اندرز دادن ِ دعوت شدگان به کار گماشت،

16- و راهی دیار غربت شد و زادگاه و خانواده و سرزمینی را که به آن انس گرفته بود، یکجا رها کرد تا دین تو را پیروزی وسربلندی بخشد، واز تو خواست که در برابر کافران او را یاری کنی.

17-سرانجام، آنچه را در حق ّ دشمنان تو خواسته بود، یکسر به دست آورد،

18- وتمام آنچه را درباره ی دوستانت اندیشیده بود، دریافت نمود.

19- با کافران جنگید، در حالی که با یاری توخواهان پیروزی بود وبا نیروی تو بر ناتوانی خویش چیرگی می جست .

20-با آنان در دل خانه ها شان به جنگ پرداخت ،

21- وناگاه در میان منرل ها شان بر آنان تاخت ،

22- تا اینکه فرمان تو آشکار گردید وکلمه تو برتری یافت؛ «گرچه مشرکان را خوش نیامد.»(1)

23- خدایا، او را به پاس رنجی که در راه تو تاب آورده است، تا بالاترین مرتبه های بهشت بالا ببر،

24- آن گونه که هیچ کس در هیچ مقامی به پای او نرسد، ودر هیچ مرتبه ای با او برابر نباشد، وهیچ یک از فرشتگان مقرّب  درگاهت  وهیچ یک از پیامبران ِ فرستاده ات، نزد تو با او برابری نتواند.

25- افزون بر آنچه به او وعده داده ای که شفاعتش را در حقّ خاندان ِ پاک وامّت با ایمانش بپذیری، به او عطا فرما،

26- ای کسی که وعده خود را به انجام رسانی و به هر چه گویی وفا کنی؛ ای که بدی ها را تا چندین برار به خوبی ها دگرگون سازی؛ همانا تو دارای بخشش بزرگ هستی.

(1) : توبه،33

صلوات ودرود بر حاملانِ عرش الاهی

1- خدایا؛ تو درود فرست  بر حاملانِ عرش خود که در تسبیح تو سستی نمی کنند، واز تقدیس تو دلزده  نمی شوند، واز پرستش تو در نمی مانند، و در فرمانبرداری تو، به جای کوشش، کوتاهی نمی ورزند، ودر عشق ورزی به تو لحظه ای غفلت نمی کنند .

2- و درود فرست  بر اسرافیل، آن فرشته ی صاحب ِ «صور»  که چشم به راه فرمان  تو، منتظر است با یک دمیدن، مردگان ِ خفته در گورها را بیدار کند.

3- و درود فرست  بر میکائیل که در پیشگاه تو والا مقام، و در فرمانبرداری ات  بلند مرتبه است.

4- و درود فرست  بر جبرائیل که امانتدار وحی توست، و ساکنان ِ آسمان فرمانبردار اویند، و نزد تو ارجمند و از مقربان درگاه است.

5- و درود فرست بر روح، آن که بر فرشتگان مامور «حجاب ها»(1) گماشته شده است.

6- و درود فرست  بر آن فرشته که جز تو کسی بر اسرار  وی آگاه نیست. برهمه ی ایشان و فرشتگانی که فروتر از آنهایند، درود فرست؛ فرشتگانی که ساکن  آسمان ها و امانتدار پیغام های تواَند.

7- فرشتگانی که از کار خسته نمی شوند  تا از آن دلزده شوند، وسختی نمی کشند تا درمانده و سست گردند، وخواهش های دل، آنان را از تسبیح تو باز نمی دارد، و فراموشی که نتیجه غفلت هاست، از بزرگداشت ِ تو دورشان نمی سازد.

8- فرشتگانی که از فروتنی دیده بر هم نهاده اند وچشمِ آن ندارند که تو را نگرند؛ سر به زیر افکنده اند وشوقشان به آنچه نزد توست بسیار است؛ شیفته آن اند که نعمت های تو را به یاد آورند؛ وایشان در برابر بزرگی و بزرگواری ات فروتن باشند.

9- چون به آتش دوزخ بنگرد که چگونه گناهکاران را به کام خود فرو می برد، گویند: پروردگارا، تو پاک ومنزّهی، وما تو را آن گونه که شایسته ی توست، پرستش نکرده ایم.

10- خدایا ، اینک بر ایشان درود فرست. همچنین  بر فرشتگانِ رحمتِ خود و بر آنان که مقرّب درگاه تواَند، و بر آنها  که پیامبرانِ تو را از غیب آگاه کنند، و بر امانتداران وحیِ خود.

11- و درود فرست بر آن گروه از فرشتگان که ایشان را ویژه ی خود ساخته ای، به سبب تقدیس خود، از خوردن وآشامیدن بی نیازشان کرده ای، ودر میان طبقه های گوناگون آسمان جایشان داده ای.

12- و درود فرست  بر آن فرشتگان که وقتی فرمانِ تمام شدن وعده ی خداوند(2) فرا رسد، بر کناره های آسمان ها (گوش به فرمان) قرار گیرند.

13- و بر آنان که خزانه دار باران و روان کنندگان ابرهایند.

14 و برآن فرشته که چون ابرها را براند، بانگِ تندرها به گوش رسد، وچون ابرها به تازیانه ی او به را افتند، آذرخش ها بدرخشند.

15 وبر فرشتگان که برف وتگرگ را همراهی می کنند و با دانه های باران به زمین می آیند، وآنان که نگهبان  خزانه های بادند، وکسانی که مراقب کوه هایند تا فرو نریزند.

16 و درود فرست بر فرشتگانی که وزن آب ها و پیمانه باران های بسیار و پی در پی را به ایشان آموخته ای.

17 و برفرشتگانی که آنان را با بلایی ناگوار یا نعمتی گوارا به سوی ساکنان زمین می فرستی.

18 وآن سفیران ِ گران قدرِ نیکوکار، وآن بزگوارانی که نگهبان و نویسنده ی (کارهای ما) هستند. ودرود فرست بر فرشته مرگ ویارانش، ومنکر ونکیر، و«رومان»(3)که ساکنان گورها را می آزماید، و آن فرشتگان که گِرد «بیت المعمور »(4)طواف می کنند، وبر«مالک»(5) ونگهبانان، و بر «رضوان»(6) وخدمتگزاران ِ بهشت.

19 ودرود فرست بر فرشتگانی که «از فرمان خدا سرنمی پیچند، وبه آنچه فرمان داده شوند، عمل می کنند »(7).

20 وآنان که به اهل بهشت می گویند: «سلام بر شما که شکیبایی ورزیدید. دنیا چه سرانجام نیکویی دارد.»(8)

21 ودرود فرست بر فرشتگان ِ «زبانی »(9) که چون فرمانشان رسد که « بگیرید آن گنهکار را و زنجیرش کشید و در دوزخ افکنید »(10) شتاب کنند وبی درنگ او را در آتش اندازند.

22 وبر فرشتگانی که نامشان را نیاوردیم و مرتبه ایشان را نزد تو نشناختیم و ندانستیم آنان را به چه کاری گماشته ای.

23 وبر فرشتگان ِ ساکن ِ هوا وزمین و آب، وآنان که کار آفریدگان تو را سامان می دهند.

24 خدایا، بر آنان درود فرست در آن روز که هر کس با دو فرشته به محشر می آید: «یکی می کشاندش و دیگری بر کارهای او گواهی می دهد. »(11)

25بر آنان درود فرست؛ چنان درودی  که بر کرامت وپاکی شان کرامت وپاکی دیگر افزاید.

26 خدایا، چون بر فرشتگالن وفرستادگانت درود فرستادی ودرود ما را به ایشان رساندی، پس بر ما نیز درود ورحمت فرست، به سبب سخنان ِ نیکو که درباره ی آنان بر زبان ما جاری کردی،که تو بخشنده بزرگواری.

(1)   : «حجاب ها» از چشم مردمان پوشیده اند و خداوند اجازه ی فهمیدن و دریافتن آنها را نداده است.

(2)   : یعنی به پایان رسیدن دنیا و آغاز رستاخیز

(3)   : فرشته ای که پیش از نکیر و منکر وارد قبر می شود و سوال می کند.

(4)   : حانه ی آباد. خانه ای در آسمان ششم، موازی کعبه، که فرشتگان گرد آن طواف کنند.

(5)   : فرشته ای که کار آتش دوزخ بر عهده ی اوست.

(6)   : فرشته ی مأمور بهشت

(7)   : تحریم،6

(8)   : رعد،24

(9)   : حاقّه ،30-31

(10) : زبانی ها فرشتگان عذاب اند.

(11) : ق،21

 

صلوات ودرود بر تصدیق کنندگان رسولان

1 خدایا، با آمرزش وخشنودی خود، از مردم روی زمین یادی کن؛ آنان که پیرو پیامبران بودند وهنگامی که دشمنان، رسالت آن بزرگواران را دروغ پنداشتند، نادیده به راستی ودرستی رسالتِ ایشان گواهی دادند،

2 ودر هر زمان، از دوران آدم تا محمد(صلَّ الله عَلَیه وآله وصلم )چون پیامبرانی فرستادی و راهنمایانی برانگیختی که پیشوایان هدایت بودند، ورهبران ِ اهل پرهیزگاری – که بر همه شان  سلام ودورد باد – به سبب حقایق ایمان  واز سَرِ شوق به پیامبران رو کردند.

3 خدایا، یاوران ِمحمد را یاد کن؛ به ویژه آنان که حقِ با او بودن را ادا کردند، ودر یاری اش به خوبی کوشیدند، واو را مدد رسانیدند و به دیدارش شتافتند، ودر پذیرش دعوت او بر یکدیگر پیشی  گرفتند، وچون پیامبر دلایل ِ روشن ِ رسالت  خود را به آنان گفت، به گوش جان پذیرا گشتند .

4 آن گاه برای آشکار کردن دعوت او، از زن وفرزندان خویش بریدند و با پدران و پسرانِ خود جنگیدند تا پایه های پیغمبری اش را محکم سازند. وسرانجام، به برکت ِ وجودش پیروز شدند.

5 ویاد کن ازکسانی که دل هاشان در گرو محبت او بود ودر بازار مودّت او به تجارتی  دل بسته که زیان وکسادی در آن را نداشت،

6 وچون به ریسمان ِدعوت او چنگ زدند، خاندان و قبیله شان از آنان دور شدند، وآن گاه که در سایه پیوند او آرمیدند، خویشان وبستگان پیوند از ایشان بریدند.

7 اینک، خدایا، آنچه را آنان برای تو ودر راه تو از دست  نهادند، از چشم ِ عنایت خود دور مدار وبه خشنودی خود خوشنودشان ساز؛ چون مردم را به پیروی از دین تو گرد آوردند ودر فراخواندن مردم به سوی تو، با فرستاده ات هم آواز وهمراه شدند.

8 وبه آنان که دیار خویش را رها کردند واز زندگی راحت جداشدند وبه سختی در افتادند، پاداش نیک عطا فرما. نیز آن گروه از ستم دیدگان را که در راه  یاری  دین خود برشمارشان افزوده ای، چنان پاداشی ده.

9 خدایا، بهترین پاداش خود را به آن گروه رسان  که در نیکوکاری پیرو یاران محمّد بودند؛ همانان که می گفتند:«ای پروردگار ما، ما را وبرادران ِما را که در ایمان ما پیشی گرفتند، بیامرز»(1)؛

10 گروهی که رهروِ  یاران رسول شدند ودر پی هدف ایشان به راه افتادند ومانند آنان زندگی کردند؛

11هیچ تردیدی اندیشه وبینش آنان را به بیراه نبرد، وهیچ شکی در دلشان پدید نیامد تا ایشان را در پیروی از آثار ونشانه های تابناک هدایت آن یاران  باز دارد،

12 بلکه پشتیبان  و یاور آنان اند؛ ایشان را پیروی می کنند  وبه هدایتشان راه می پویند؛ از جان و دل کردار و گفتارشان را می پذیرند وبه آنچه از ایشان رسیده است، بدگمان نیستند.

13 خدایا، بر تابعان(2)وزنان وفرزندانشان وهریک از ایشان که از تو فرمانبری کند،از امروز تا روز واپسین درود فرست؛

14درودی که با آن ایشان را از نافرمانی بازداری، وباغ های بهشت را به رویشان بگشایی، واز نیرنگ ِ شیطان نگاهشان داری، ودر هر کار نیک که از تومدد خواهند، یاری شان کنی، واز حادثه های روز و شب، جز آنچه خیرشان در آن است، در امان داری؛

15درودی که با آن امید به خود را در دلِ ایشان پدید آوری تا به آنچه نزد توست دل بدهند، واز آنچه در دست دیگر بندگان است ، دل بردارند و به آن بدگمان نشوند.

16 چنان کنی که تو را بخوانند واز تو بخواهند واز تو بیم داشته باشند، و به خوشی های زود گذر این جهان بی علاقه شان سازی، و شوق کار کردن برای آن جهان ، و آمادگی برای بعد از مرگ را در دلشان اندازی،

17 وهر مشکل واندوه سختی که در روز بیرون شدن جانها از بدن ها، بدان دچار شوند، برایشان آسان کنی،

18 وایشان را از رویدادهای وحشت زای قیامت وآتش ِ طاقت سوز دوزخ و بسیار ماندن در آن، به سلامت داری،

19 وبه جایگاه امن وآسایش پرهیزگاران رهسپارگردانی.

(1)   : حشر،10

(2)   :تابعان، جمع تابعی، در اصطلاح علم حدیث به کسانی گفته می شود که پیامبر و زمان او را درک نکرده اند، ولی در زمان اصحاب آن حضرت بوده اند و ایشان را به چشم خود دیده اند.

 

نیایش آن حضرت درباره ی خود و نزدیکانش

1 ای آنکه شگفتی های بزرگی ِ تو را پایانی نیست، بر محمد وخاندانش درود فرست وما از گمراهی در شناخت عظمت ِ خود بازدار.

2 ای آن که مدّت فرمانروایی تو بی نهایت است، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را از بند انتقام خود رهایی بخش.

3 ای آنکه گنجینه های رحمت به آخر نرسد، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را از رحمت خود بهره ای عطا فرما.

4 ای آنکه دیده ها همه از دیدنت فرو مانند، بر محمد وخاندانش درود فرست و ما را به آستان قرب خود نزدیک نما.

5 ای آنکه در برابر بزرگی ِ تو هرچیز بزرگ دیگری ناچیز است، بر محمّد وخاندانش درود فرست وما را در نزد خود گرامی دار.

6 ای آنکه خبرهای پنهان پیش تو آشکار است ، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را نزد خود رسوامکن.

7 خدایا، ما را به لطف ِ بخشش خود، از بخشش بخشندگان  بی نیاز گردان، وبا پیوند خویش ما را از هراس پیوند گسستن دیگران دور ساز، تا با وجود بخشش تو، از دیگران چشم ِ بخشش نداشته باشیم، وبا وجود احسان تو، از تنگ چشمی ِ ایشان به هراس نیاییم.

8 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وکارها را چنان تدبیر کن که به سود ما باشد، نه به زیان ما، وچنان مکر وترفند نما که به سود ما باشد، نه به زیان ما.ما را به پیروزی رسان وآن را از ما بازمَسِتان.

9 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را از خشم خود نگاه دار و در پناه خود بدار و به سوی خود راه نمای واز خود دور مفرمای؛ زیرا هرکس که تو او را در پناه خود آری، به سلامت مانَد، وهر کس که تو او را راه بنمایی ، دانا شود، وهرکس  که تو او را به خویش نزدیک کنی، بهرمند گردد.

10 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را از ناگواری های سخت ِ روزگار و گزند ِ دام های شیطان وخشمناکی ِ سلطان کفایت کن.

11 خدایا، توانگران از نیروی تو توانگری دارند، پس  بر محمد وخاندانش درود فرست و خود ما را توانگر ساز. بخشندگان از فراوانی بخشش تو می بخشند، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و خود به ما بخشش کن. هدایت یافتگان در پرنو ِ نور تو هدایت می یابند.پس بر محمد وخاندانش درود فرست وخود ما را هدایت فرما.

12 خدایا، هرکس که تو یاورش  باشی، یاری نکردن دیگران زیانش دهد، وهرکس که تو عطایش بخشی، تنگ چشمی ِ دیگران از او نکاهد، وهرکس هدایتش  به دست تو باشد، فریب گمراهان پای او را نلغزاند.

13 پس بر محمد وخاندانش درود فرست وما را به عزت خویش از گزند بندگانت در امان دار، و با بخشش خود، از غیرت خودت بی نیاز گردان، ودر پرتو هدایت ِ خویش، ما را به راه حق انداز.

14 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وسلامت دل های ما را در یاد کردِ بزرگیِ خود قرار ده، وآسایش بدن های ما را در سپاسگذاری نعمت ِ خویش، وگویایی زبان های ما را در وصف آنچه به ما داده ای.

 15 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را از کسانی قرار ده که[مردم را] به سوی تو فرا می خوانند، وآنان را به راه تو رهبری می کنند، وما را از ویژه ترین بندگان ِ ویژه ی درگاه خود گردان، ای مهربان ترین ِ مهربانان.

نیایش آن حضرت دربامداد و شامگاه

1 ستایش برای خداست که به نیروی خود شب و روز را پدید آورد،

2 وبه نیروی خود میان آن دو تفاوت نهاد،

3 وبرای هریک اندازه و زمانی حساب شده قرار داد.

4 از هریک از آن دو می کاهد و بر دیگری می افزاید، وآن گاه آنچه را کاسته، باز می گرداند تا روزی ِ بندگان و مایه ی پرورش ایشان که مقدّر شده، فراهم آید.

5 پس شب را برای آنان بیافرید تا در آن از رنج وکوشش  بیاسایند، وآن را همچون پوششی گردانید تا در آن به خواب راحت روند وبا آن به آسایش ونیرو رسند واز لذت شباهنگاهی برخوار شوند.

6 و روز را برای آنان پدید آورد تا در روشنایی اش فضل وبخشش او را جست وجو و وسیله روزی جستن را فراهم نمایند ودر زمین ِ خدا به تکاپو در آیند تا از نعمت های این جهان بهره مند شوند وسعادت آن جهان را دریابند.

7 وخداوند بدین وسیله، کارشان را سامان می دهد و از کردارشان باخبر می شود ومی نگرد که در هنگامه های فرمانبرداری از او و به جاآوردن واجبات وفرمانهایش چگونه اند، تا بدکاران راکیفر بد رساند ونیکان را پاداش نیک دهد.

8 خدایا، ستایش که پرده تاریک شب را به روشنایی صبحگاهان شکافتی وما را از فروغ روز برخوردار کردی وجاهای جُستنِ روزی را نشانمان دادی واز آسیب پیشامدهای ناگوار در امان داشتی.

9 ما وهمه چیزها، جملگی، چون به خود آمدیم، خویشتن را از آن ِ تو دیدیم:آسمان وزمین وآنچه در آن دو پراکنده ساختی، آرمیده وجنبنده، ایستاده و رونده، وهرچه در هواست، وهرچه زیرِ زمین است.

10 خود را در پنجه قدرت تو یافتیم.همه از آن ِ تو ودر قلمرو فرمانروایی توایم.خواست واراده ی تو ما را در بر گرفته، وهرچه می کنیم، به فرمان تو ودر سایه ی تدبیر توست.

11 ما را هیچ کاری نیست جز آنچه تو فرموده ای، ونه هیچ بهره نیکی جز آنچه تو بخشیده ای.

12 این روز، روزی نو و بر ما گواهی آماده است .اگر نیکی کنیم، ما را با ستایش بدرود گوید، واگر بدی کنیم، بانکوهش از ما جداگردد.

13 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و روزی مان کن که به شایستگی با چنین روزی همراه گردیم، و مگذار از آن جدا شویم در حالی که گناهی کوچک یا بزرگ از ما سر زده است.

14 و در این روز، نیکی های فراوان به ما عطا فرما وما را از گناهان به دور دار. بامداد و شامگاهش را برای ما از سپاس و ستایش و پاداش و ذخیره ی آن جهان و بخشش و نیکی آکنده ساز.

15 خدایا، رنج ِ نوشتن ِ کارهای بد را از فرشتگان بزرگواری که کارهای ما را می نویسند، بردار، وکارنامه های ما را از نیکی ها پُر ساز، وزشتکاری هایمان را وسیله بی آبرویی نزد فرشتگان قرار مده.

16 خدایا، در همه ی ساعات این روز، از سوی بندگانی برای ما بهره ای نیک، واز سپاسگزاری نصیبی عنایت فرما، واز جمله فرشتگانت  گواهی راستین بر ما بگمار.

17 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و ما را از پیش رو و پشت سر، واز راست وچپ، و از همه سو، نگهبان باش؛ آن گونه که از گناه در امان مانیم و به فرمانبرداری تو راه یابیم، واین همه، در راه محبت تو باشد.

18 خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را در این روز و شب، ودر همه روز، موفقّ گردان که نیکی کنیم واز بدی بپرهیزیم و نعمت را سپاس گوییم، وپیرو سنّت ها باشیم و بدعت ها را کنار نهیم، و به کارهای پسندیده فرمان دهیم، واز ناپسندی ها بازداریم، واسلام را پاسداری کنیم، و در نکوهش باطل سخن گوییم وآن را کوچک شماریم، وحق را یاری دهیم وآن را گرامی بداریم، و گمراه را به راه آوریم، وناتوان را مدد رسانیم، وستم دیده را فریادرس باشیم.

19 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و این روز را فرخنده ترین روزی قرار ده که تا حال دیده ایم، ونیکوترین همدمی که با وی بوده ایم، بهترین وقتی که در آن به سر برده ایم،

20 و ما را ازپسندیده ترین بندگانی قرار ده که شب و روز بر آنان گذشته است، واز سپاسگذارترینشان در برابر نعمت هایی که عطاکرده ای، واز پایدارترین ایشان در عمل به آیین تو، واز خوددارترین آنان در برابرآنچه  از آن دورشان داشته ای.

21 خدایا، تو را گواه می گیرم، وگواهی توما را بس است.وآسمان وزمین ِ تو را و ساعت و این جایگاه گواه میگیرم که من شهادت می دهم تو آن خدایی هستی که جز او خدایی نیست، به پادارنده عدالت، در داوری دادگر، بربندگان مهربان، فرمانروای جهان  ودلسوز همه آفریدگان هستی.

22 شهادت می دهم که محمد بنده ی تو و فرستاده تو وبرگزیده ی آفریدگان توست. رسالت خویش بدو سپردی و او به خوبی از عهده ی آن برآمد، وفرمانش دادی که خیرخواهی امّت کند، واو همان  کرد.

23 خدایا، اینک بر محمّد وخاندانش درود فرست، بیش از آنچه بر یکی از آفریدگان خود فرستاده ای، واز سوی ما بهترین چیزی را که به یکی از بندگانت داده ای، به او عطا فرما، وبرترین پاداشی را که به پیامبران خود از سوی مردمشان ارزانی داشته ای، به او ارزانی کن.

24 بی گمان،این تویی که نعمت های سترگ می بخشی وگناهان بزرگ را می آمرزی،وتو از هر مهربانی مهربان تری. پس بر محمد وخاندانش که پاکان وپاکیزگان ونیکان برگزیده اند، درود فرست.

 

نیایش آن حضرت در کارهای مهم

1 ای آنکه گرهِ کارهای فروبسته به سرانگشتان تو گشوده می شود، وای آن که سختی ِ دشواری ها با تو آسان می گردد، و ای آن که راه گریز به سوی رهایی وآسودگی را از تو باید خواست.

2 سختی ها به قدرت تو به نرمی گرایند وبه لطف تو اسباب کارها فراهم آیند. فرمان ِ الاهی به نیروی تو به انجام رسد، وچیزها، به اراده تو موجود شوند،

3 وخواستِ تو را بی آنکه بگویی، فرمان برند، واز آنچه خواستِ تو نیست، بی آنکه بگویی، روبرگردانند.

4 تویی آن که در کارهای مهم بخوانندش، ودر ناگواری ها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی،وهیچ اندوهی برطرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.

5 ای پروردگارمن، اینک بلایی برسرم فرود آمده که سنگینی اش مرا به زانو در آورده است، و به دردی گرفتارآمده ام که با آن مدارا نتوانم کرد.

6 این همه را تو به نیروی خویش برمن وارد آورده ای وبه سوی من روان کرده ای.

7 آنچه تو بر من وارد آورده ای، هیچ کس بازنَبَرد،وآنچه تو به سوی من روان کرده ای، هیچ کس بر نگرداند.دری  را که تو بسته باشی، کَس نگشاید، ودری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، وآن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند.

8  پس بر محمد وخاندانش درود فرست. ای پروردگار من، به احسان ِخویش دَرِ آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختی ِ اندوهم را در هم شکن، ودر آنچه زبان شکایت به آن گشوده ام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته ام، شیرینی ِ استجابت بچشان، واز پیش ِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه،

9 ومرا به سبب گرفتاری، از انجام دادن ِ واجبات و پیروی آیین خود باز مدار.

10 ای پروردگار من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی طاقتم و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو می توانی آن اندوه را از میان برداری وآنچه را بدان گرفتار آمده ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگرچه شایسته ی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.

 

نیایش آن حضرت درپناه جستن به خدا از شرّ بدی ها

1 خدایا، به تو پناه می برم از شورِ آزمندی،  وتندیِ خشم، و چیرگی حسد، و کم طاقتی و ناخرسندی از روزیِ مقدّر، و تندخویی و زیاده روی در لذّت جویی، و پافشاری برباطل،

2 و پیروی هوای نفس، و سرپیچی از راه راست، و فرو رفتن در خواب غفلت، وکوشش ِ بیش از نیاز، و برگزیدن باطل به جای حق، و پافشاری بر گناه، و کوچک نماییِ خطا، وبزرگ نماییِ طاعت.

3 پناه می برم به تو از به خود نازیدنِ توانگران و خوار شمردن درویشان و بدرفتاری با زیر دستان و ناسپاسی در حق آن کس که به ما نیکی کرده است.

4 خدایا، به تو پناه می بریم از یاری کردن ستم گر وخوار داشتن ستم دیده ودرخواست ِ چیزی که حق مانیست و ندانسته سخن گفتن.

5 و به تو پناه می برم از این که در دل، خیال فریب کسی را بپرورم وشیفته کردار خود شویم وآرزوهای دور ودراز کنیم.

6 به تو پناه می بریم از بد سرشتی و ناچیز شمردن ِ گناه ِ کوچک و این که شیطان بر ما چیره شود، یا روزگار ما را بیچاره و تیره روز گرداند ویا پادشاهی بر ما ستم ورزد.

7 به تو پناه می بریم از اسراف کردن و نیافتن روزی به مقدار نیاز.

8 به تو پناه می بریم ازسرزنش دشمنان، ونیازمندی به همانند ِ خود ، وزندگی در سختی، ومردن بی توشه ی آخرت.

9 به تو پناه می بریم از بزرگ ترین حسرت، وسنگین ترین ناگواری وبدترین تیره بختی، و بد سرانجامی، و ناامیدی از پاداش نیک، وفرود آمدن عذاب.

10 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وبه رحمت ِ خود، من وهمه مردان و زنان باایمان را از آنچه گفته شد، در امان دار، ای مهربان ترین مهربانان.

نیایش آن حضرت دراشتیاق به آمرزش

1 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وما را به سوی توبه ای که پسند ِ توست برگردان، واز پافشاری برآنچه نمی پسندی به دور دار.

2 خدایا، آن جا که به ناچار یا دین ما کاستی می گیرد یا دنیای ما، کاستی را در آن قرار ده که زودگذر است و بازگشت ما را به سوی آن که پایدار تراست.

3 وهرگاه آهنگ دو کار کرده باشیم که یکی خشنودی تو را به همراه دارد ودیگری به خشمت می آورد، ما را به آن کار که خشنودی تو در آن است گرایش ده، ونیروی ما را در انجام دادن ِ آنچه سبب خشمِ توست ، ناتوان گردان.

4 و در این کارها، نفس های ما را به اختیارمان وامگذار؛ زیرا نفس، اگر توفیق تو نباشد، باطل را برمی گزیند، واگر رحمتِ تو او را در نیابد، به بدی فرمان می دهد.

5 خدایا، تو ما را از ناتوانی آفریده ای وبنیاد ما را بر سستی نهاده ای، واز آبی پست وبی مفدار،هستی ما را آغاز کرده ای .اینک ما را هیچ جنبشی نیست مگر به نیروی تو، وهیچ نیرویی نیست مگر به یاری کردن تو.

6 پس ما را به توفیق خود مدد فرما، وبه راه راست ِ خود استواری ده، وچشم ِ دل های ما را از دیدن آنچه دوست نمی داری کور گردان، و چنان کن که نافرمانی تو به هیچ یک از جوارح ما راه نیابد.

7 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وچنان کن که رازهای دلِ ما و جنبش های اندان ما و نگریستن های  چشم ما و گفتارهای زبان ما وسیله ی دریافت ثواب تو باشند، تا هیچ کار نیکی که شایسته پاداش توست، از دست ِ ما نرود، و هیچ کار زشتی که عقوبت تو را در پی دارد، روی دست ما نمانَد.

 

نیایش آن حضرت پناه بردن به خدای تعالی

1 خدایا، اگر اراده کنی که ما را بیامرزی، این آمرزش نتیجه فضل توست، واگر خواست ِ تو کیفر دادن ِ ما باشد، جز این کیفر هم از عدالت توست.

2 بر ما منت گذار ودر کار بخشش خود سخت مگیر.از گناهمان در گذر وما را از عذاب خود رهایی ده که ما را طاقت عدل تو نیست، وبی بخشایش تو هیچ یک از ما  امید  ِنجات نباشد.

3 ای بی نیاز بی نیازان، اینک ما بندگان ِدر پیشگاه توایم، ومن از همه به تو محتاج ترم. پس به تونگری ِ خویش، تهی دستی ما را چاره ای ساز واحسان ِ خویش را از ما دریغ مدار آن گونه که نومید گردیم؛ که اگر چنین کنی، آن کس که از تو نیک بختی خواسته، بدبخت شود، وآن کس که از احسان ِ تو چشم بخشش داشته، تهی دست مانَد.

4 با چنین حال نومیدی، پیشِ چه کسی رویم وروی نیاز به کدامین درگاه بریم؟خدایا، تو منزّهی،وما آن بیچارگانیم که برآوردن خواست ایشان را واجب کرده ای، وآن رنج دیدگان که برداشتن رنج ایشان را وعده فرموده ای.

5 خواستِ تو را سزاوارتر، وبزرگی ِ تو را شایست تر آن است که بر خواستار ِ رحمت خود، رحمت آوری، وآن کس را که از تو یاری طلبد، فریادرس باشی. پس بر زاری ونیاز ما رحمت آور واکنون که خویشتن را بر آستان ِ تو افکنده ایم، بی نیازمان فرما.

6 خدایا، آن دم که از شیطان فرمانبرداری کردیم واز تونافرمانی، شیطان به شادی پرداخت.پس بر محمّد وخاندانش درود فرست، واینک که ما او را برای خاطر تو رهاکرده ایم و به سوی تو آمده ایم، دیگر به گناه کردن ما شادش مکن.

نیایش آن حضرت در طلب ِ فرجان نیک

1 ای آنکه یاد تو یاد آورانت را بزرگی دهد، وای آن که سپاس تو سپاسگزارانت را رستگار کند، و ای آن که فرمانبرداری ِ تو فرمانبردارانت را رهایی بخشد، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ وبا یاد خود، دل های ما را از هر یاد  دیگری بپرداز؛ وبا سپاس خود، زبان های ما را از هر سپاس دیگر، و با فرمانبرداری خود، اعضای ما را از فرمان برداری دیگران بازدار.

2 اگر برای ما فراغتی مقدّر کرده ای، آن را فراغتی بی گزند وسالم قرار ده که وبال نیاورد ودل هایمان را نمیراند، تا فرشتگانی که گناهان ما را می نویسند، با کارنامه ای سفید وتهی از تیرگی های گناه از پیش ما به سوی تو برگردند، وفرشتگانی که کارهای نیک ما را می نویسند، شادمان از آنچه در کارنامه ی ما نوشته اند، پیش تو آیند.

3 چون روز های زندگی ما سپری شود ومدّت عمر ما به سرآید و فراخوان ِ تو ما را فراخوانَد- همان که از اجابت آن چاره وگریزی نیست- بر محمد وخاندانش درود فرست وچنان کن که آنچه فرشتگان ِ نویسنده برای ما رقم می زنند، به توبه ای مقبول خاتمه یابد، تا پس از آن ما را به سبب گناهی که کرده ایم  و نافرمانی ای که بدان آلوده گشته ایم، باز نداری،

4 و در آن روز که از رازهای پنهان بندگانت پرده برمی داری، پیش چشم ِ همگان، پرده از گناهان ِ ما برنداری.

5 تنها تویی که با هرکس تو را بخواند، مهر می ورزی، وبه هر کس که تو را ندا دهد، جواب می گویی.

نیایش آن حضرت در اعتراف به گناه

1 خدایا، سه چیز مرا باز می دارد ازاین که خواسته خود را با تو در میان گذارم، ویک چیز مرا بر آن وا می دارد.

2 فرمانی که داه ای و من در عمل به آن کُندی کرده ام، کاری که مرا از آن باز داشته ای ومن به انجام دادن ِ آن شتاب ورزیده ام، نعمتی که بهمن ارزانی داشته ای و من در سپاس آن کوتاهی نموده ام، سه چیزی هستند که مرا باز می دارند.

3 امّا بخشش و نیکی بسیار تو به کسی که روی به درگاهت آورَد وبا خوش بینی به سوی تو آید، مرا به گفتن خواسته ام بر می انگیزد؛ چرا که هر احسان تو بخشش بسیار است، وهر نعمت ِ  تو نعمت بی سابقه.

4 اینک ای معبود من، این منم که بر درگاه عزّت تو همچون بنده ای فرمانبردار وخوار ایستاده ام، وهمچون بینوایی عیالوار، شرمسارانه دست ِ خواهش دراز کرده ام.

5 اعتراف می کنم که در هنگام احسان ِ تو جز خودداری از نافرمانی تو کاری نکرده ام، حال آنکه هیچ گاه از نعمت های تو بی بهره نبوده ام .

6 ای معبود ِ من، آیا اقرارم به کارهای ناپسند در پیشگاه تو، مرا سود می دهد؟ واعترافم  به زشتکاری ها مرا از عذاب تو نجات  می بخشد؟ یا در همین حال که هستم خشم ِ خود را برمن واجب کرده ای، وهم اکنون که تو را می خوانم غضب خود را دامنگیرم ساخته ای؟

7 ای خداوند پاک، از تو ناامید نخواهم شد، زیرا دَرِ بازگشت به سوی خود را به رویم گشوده ای.پس به درگاهت می نالم،چونان بنده ای ذلیل که بر خود ستم کرده وحُرمت پروردگارِ خود را شکسته است؛

8 همان که گناهانش فزونی یافته و روزگار عمرش سپری شده و چندان که می نگرد، زمان کارکردنش به سرآمده وزندگی  اش رو به پایان نهاده است، وبه یقین می داند که پناهی جز تو ندارد واز عذاب تو گریختن نتواند. پس با توبه روی به درگاهت آورده وآن را برای تو خالص گردانیده وبا دلی پاک وپاکیزه در پیشگاهت ایستاده وبا صدایی آرام ودگرگون تو رامی خواند.

9 از فروتنی بسیار و سر به زیر افکندن در پیشگاه تو قامتش خم گردیده  وترس از تو پاهایش را به لرزه در آورده وگونه هایش خیس ِ اشک است، ودر این حال، تو را می خواند که: ای مهربان ترین مهربانان، وای مهربان ترین کسی که رحمت خواهان سوی تو آیند وجویندگان ِ آمرزش پیرامون ِ تو گردش کنند. ای آنکه بخشش تو از انتقامت بیشتر، وخشنودی تو از خشمت افزون تر است.

10 ای آن که به نیکی از گناه خلق در می گذری تا ستایش ِ تو کنند.ای آن که بندگانت را به پذیرش توبه عادت داده ای وبا توبه تبهکارانشان را به راه آورده ای. ای آن که به اندک کار ِ نیک ایشان خرسند شوی وآن کار ِ کم را پاداش بسیار دهی. ای آن که اجابت دعای بندگان را ضامن شده ای وبا فضل وبخشش خود، به آنان پاداش نیک وعده فرموده ای.

11 من آن گنهکارترین ِ گنهکارانی نیستم که آمرزیده ای؛ من از نکوهیده ترین کسانی نیستم که از تو پوزش خواسته اند وپذیرفته ای؛ واز ستمکارترین ِ ستمکارانی نیستم که رو به سوی تو آورده اند و تو نیز [با رحمت خود]به ایشان رو کرده ای.

12 من اینک به سوی تو بر می گردم؛ همچون کسی که از گذشته خود سخت پشیمان است واز بار گران ِ معصیتی که بر دوش دارد، هراسان است، واز آنچه گرفتار آن شده، شرمسار ودل نگران است.

13می داند که آمرزش گناهان بزرگ، پیش تو کار سختی نیست،ودر گذشتن از خطاهای سنگین برتو دشوار نباشد،وبردباری در برابر تباهکاری ِ آشکار ما تو را به زحمت نیندازد، ومحبوب ترین بندگان تو آن کس است که در برابر ِ تو سرکشی نکند واز پافشاری بر گناه بپرهیزد وپیوسته از تو آمرزش خواهد.

14 خدایا من از گردن کشی در برابر ِتو بیزاری می جویم واز پافشاری بر گناه به تو پناه می برم و از هر کوتاهی که کرده ام آمرزش می طلبم وبر آن کار که در آن فرو مانم از تو یاری می خواهم.

15 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و گناه آنچه را بر من واجب کرده ای، بر من ببخشای، و مرا از کیفری که سزاوار آنم، بِِرَهان، و از آنچه گناهکاران را به وحشت اندازد، آسوده بدار؛ زیرا تو بر چشم پوشی ازگناه توانایی، وتنها به تو امید ِ خطاپوشی هست، وهمگان تو را به وصف آمرزش می شناسند. خواسته ی خویش را تنها از تو می خواهم که گناهم را جز تو آمرزنده ای نیست. هرگز،هرگز!

16 من بر خویشن جز از عذاب تو نمی ترسم، که تنها از تو باید بیم داشت وتنها از تو باید آمرزش خواست. برمحمد وخاندانش درود فرست ونیازم را برآور وخواسته ام را برسان وگناهم را ببخشای ومرا از ترس در امان دار، که تو بر همه کاری توانایی واین همه بر تو آسان  است. چنین باد ای پروردگار هستی ها.

نیایش آن حضرت درنیاز خواهی

1 خدایا، ای سرانجام ِ نیک هر نیاز خواهی.

2 ای آن که توفیق رسیدن به خواسته ها از توست.

3 ای آن که  در برابر نعمت هایت عوض نمی خواهی.

4 ای آن که  زلال ِ بخشش خود را منّت نهادن نمی آلایی.

5 ای آن که تنها به تو نیازی توان جست و از تو بی نیاز نتوان بود

6  ای آن که همگان به تو روی می آورند  و از تو روی بر نمی تابند.

7 ای آن که خواسته های بسیار، گنجینه های نعمتت را تهی نمی گرداند.

8 ای آن که  هیچ دستاویزی قانون حکمتت را دگرگون نمی سازد

9 ای آن که  رشته ی نیاز نیازمندان  از تو بریده نمی شود.

10 ای آن که بسیاری دعای  خواهنگان تو را نمی رنجاند.

11 خود را به بی نیازی از آفریدگانت ستوده ای، و تو سزاوار این بی نیازی هستی،

12 وآفریدگان را نیازمند ِ خویش  خوانده ای و آنان را سزاست که نیازمند تو باشند.

13 وهرکس که سامان کار خود را از تو بخواهد، و بخواهد که تو او را بی نیاز گردانی، خواسته ی خود را در آن جا که باید، جست وجو کرده واز راهی درست به یافتن آن بر آمده است.

14 وهرکس که حاجت خود نزد یکی از بندگان ِ تو بَرَد واو را سبب کام یابی ِ خویش پندارد، خود را در معرض ناامیدی گذاشته است ومی سزد که از نعمت ِ تو بهره ای نبرد.

15 خدایا، مرا از تو خواسته ای است که خود از برآوردن آن ناتونم وچاره جویی آن نتوانم، و نفسم مرا وسوسه می کند که برآوردن آن خواسته را از کسی خواهم که او، خود، نیاز از تو خواهد و در خواسته اش بی نیازنباشد؛ واین، خود لغزشی بود از لغزش های خطاکاران، و زمین خوردنی چون زمین خوردن ِ گنهکاران.

16 آن گاه به هشدار تو از خواب ِ بی خبری به خود آمدم، وبه توفیق تو، پس از لغزش برخاستم، وچون به راهم آوردی، دیگر زمین نخوردم وباز گردیدم،

17 وگفتم، پاک ومنزّه است پروردگار من؛ چگونه می شود نیازمندی از نیازمندی چون خود حاجت خواهد و تهی دستی نیازخواه ِ تهی دست دیگری گردد؟

18 پس ای معبود من، با اشتیاق ِ تمام به سویت آمدم، و با اعتماد، دست امید به دامان ِ تو زدم،

19 و دانستم که کوه خواسته های من، پیش توانگری نو، کوچک است، وانبوه چشمداشت ِ من از تو،در برابر رحمتهای تو اندک؛ گنجایش لطف ِ تو بیش از نیاز ِ خواهندگان است، ودست ِ بخشش تو بالاتر از همه ی دستان.

20 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و به لطف خود با من آن کن که بخشش بسیار تو را سزاوار است، و به عدل خود با من مکن که مرا شایسته است. من نخستین کسی نیستم که به تو روی آورد و تو او را نعمت دادی، حال آن که سزاوار رانده شدن بود، و نخستین کسی نیستم که دست خواهش به سویت دراز کرد و تو خواسته اش را برآوردی، حال آن که سزاوار ناامیدی بود.

21 خدایا، پس بر محمد وخاندانش درود فرست ودعای مرا اجابت کن و ندایم را پاسخ گو و بر زاری های من رحمت آور وآواز مرا بشنو.

22 مرا از خودت نا امید مساز، و رشته ی پیوند من با خودت را مگسل، و در نیاز که اکنون از تو می خواهم، وهر نیاز دیگر، مرا به دیگرا حواله مکن.

23 و پیش از آن که از این جا برخیزم، خود، برآوردن ِ خواسته ام را برعهده بگیر، ونیازم را برآورده ساز ومرا به  خواسته ام  برسان؛ با آسان کردن سختی ها به من، ومقدار نمودن آنچه خیر من در آن است، در همه ی کارها.

24 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست؛ درودی پیوسته وبالنده؛ بی گسست و بی پایان؛ واین درود را یاری رسان ِ من و وسیله برآمدن ِ حاجتم گردان، که تو کارگشای ِ نیکو خصالی.

25 ای پروردگار من، خواهشم از تو این است که ....[ خواسته خود را به یاد می آوری وبه سجده می روی ومی گویی:] بخشش بسیار تو خاطرم را آسود واحسانت مرا به سوی تو راه نمود. پس تو را به خودت و محمد وخاندانش- که درود تو بر آنان باد- سوگند می دهم و از تو میخواهم که مرا دسِت تهی و ناامید برنگردانی.

نیایش آن حضرت در باره  ستم هایی که بر اومی رفته است

1  ای آن که  از رنج مردم ِ جفا دیده آگاهی.

2 ای آن که  برای دانستن حال وروز ایشان، به گواهی ِ گواهان نیاز نداری.

3 ای آن که  مدد کاری ات به ستم دیدگان نزدیک،

4 واز ستمگران دور است

5 معبود من، تو می دانی که از فلانی فرزند فلان، چه بدی ها به من رسیده که تو خود همگان را از آنها باز داشته ای، وچه بی حرمتی ها نصیبم شده که تو خود از آنها نهی فرموده ای. این همه، از روی سرکشی است، به خاطر نعمتی که عطایش کرده ای، واز سر بی اعتنایی وبی پروایی در برابر کیفری که آن را به تاخیر انداخته ای.

6 خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به نیروی خویش آن را که بر من ستم کند و با من دشمنی ورزد، از ستم باز دار، و به قدرت خود، سر سختی اش را در هم شکن، و او را به گرفتاری هایش سرگرم ساز، و پیش دشمنانش ناتوان گردان.

7 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و مگذار که بر من ستم روا دارد، ومرا در برابر او به نیکی یاری فرما، واز پرداختن به کارهایی چون کارهای او و در افتادن به حال و روزی که او دارد، نگاه دار.

8 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست، وهم اینک مرا بر دشمنم چنان یاوری کن که با طوفان ِ خشم ِ من فرو نشیند وکار ِ انتقام من از او تمام شود.

9 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و به جای آن ستم که او بر من کرده، بخشایش خود را نصیب من فرما، وبه جای بد رفتاری هایش، بر من رحمت آور، که هر ناخوشایندی پیش ناخوشایندی پیش ناخشنودی تو ناچیز است، وهر مصیبتی در برابر خشم تو آسان.

10 خدایا، همچنان که ستم دیدگی را در چشم من بد آراسته ای ، مرا از ستمگری نیز رویگردان کن.

11 خدایا، جز در پیشگاه تو دادخواهی نمی کنم، و از هیچ داوری جز تو یاری نمی خواهم؛ هرگز! پس بر محمد وخاندانش درود فرست ودعایم را به اجابت رسان و دادخواهی ام را به دگرگون شدن حال ِمن ِ پایان ده.

12 خدایا، مرا به ناامیدی از دادگری خویش میازمای، وآن که را برمن ستم روا میدارد، به ایمن شدن از کیفر خود امتحان مکن، تا در ستمگری بر من پای فشارد وبه زور حقّم را باز ستاند.به زودی آنچه را به ستمکاران وعده داده ای، برای او پیش آور، و آن مژده اجابت که به درماندگان داده ای، درباره ی من به انجام رسان.

13 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست وچنان کن که قبول آنچه بر من مقدّر کرده ای، چه مرا سود دهد وچه زیان، برایم آسان باشد، و مرا به آنچه از من گرفته ای یا به من وعده داده ای، خشنود ساز، و به راست ترین راه، هدایت فرما، و به درست ترین  کارها وادار.

14 خدایا، اگر خیر مرا در آن می بینی که گرفتن حقّ من و انتقام من از کسی که بر من ستم روا داشته است- تا روز جدایی حق از باطل وروز ِ گرد آمدن مدّعیان حق- به تاخیر افتد، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا با نیّت درست وشکیبایی ِ پیوسته یاری فرما.

15 و مرا از خواهش های نکوهیده ونا بردباری ِ آزمندان در امان دار، وآن پاداش نیک را که برای من اندوخته ای وآن کیفر وعقاب را که برای دشمن ِ من آماده کرده ای، در دلم نمایان کن، و آن را برای من دستاویزی قرارده تا به مدد آن، به آنچه برایم مقدّر کرده ای، خرسند شوم، وبه آنچه برایم برگزیده ای، اطمینان یابم. چنین باد، ای پروردگار هستی ها، که تنها تو دارای بخشش بزرگی هستی و تنها تو برهر کار توانایی.

نیایش آن حضرت هنگام بیماری

1 خدایا، ستایش برای توست به خاطرآن تندرستی که همچنان از آن برخوردارم، وستایش برای توست برای این بیماری که در تنم پدید آورده ای.

2 ای معبوود من ، نمی اند کدام یک از این دو حالت  به شکرگزاری سزاوارتر است وستایش در کدام یک از این دو هنگامه شایسته تر،

3 آیا هنگام تندرستی که روزهای پاکیزه خود را بر من گوارا ساخته بودی مرا در طلب خوشنودی و بخشش خود به نشاط آورده بودی و به فرمانبرداری خود توفیق می دادی و نیرو می بخشیدی،

4 یا هنگام بیماری که مرا به آن آزمودی و آن را همچون نعمتی به من ارزانی کردی تا بار سنگین گناه را برپشت من سبک گردانی و مرا از آلودگی ها ی نافرمانی پاکیزه سازی وهشدارم دهی که توبه کنم و به یادآوری که قدر نعمت پیشین را بدانم و زنگار گناه از دل بزدایم؟

5 ودر این میان، چه بسیار کارهای پسندیده را که فرشتگان در کارنامه من بر قلم آوردند، بی آنکه دلی در آن اندیشه کند و زبانی بدان سخن گوید و اندامی با آن به رنج افتد، بلکه هرچه بود،از فضل و بخشش واحسان ِ تو بود در حق ِمن.

6 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و آنچه را خود برای من می پسندی، محبوب من گردان، و آنچه را خود برسرمی آوری، بر من آسان ساز. مرا از پلیدی گناهان پیشین پاکیزه کن،واز گزند آنچه کرده ام، دور فرما.شیرینی تن درستی را در من پدید آور وگوارایی سلامت را به من بچشان، و چنان کن که چون از این بیماری به در روم، خود را به آمرزشت رسانم وبهبود حالم با گذشت ِ تو از گناهانم پیوند خورد، و چون از چنبر اندوه رهایی یابم، در گستره ی رحمتت پای نهم و تن درستی ام با گشایش وآسایش از سوی تو همراه شود.

7 تنها تویی که بی مزد ومنّت احسان می کنی، وبی شایستگی ِ ما نعمت می دهی. بسیار بخشنده واحسان کننده ای، ودارای  یزرگی وبزرگواری هستی.

 

نیایش آن حضرت در آمرزش خواهی

1 خدایا، ای آن که گناهکاران از رحمت ِ تو یاری خواهند.

2 ای آن که در ماندگان  به یاد کرد احسان ِ تو امان جویند.

3 ای آن که خطا پیشگان از بیم تو با فریاد بگریند.

4 ای مونس ِ مردم گریزانِ دور از دیار. ای غمگسار غم زدگان  و شکسته دلان. ای فریادرس بی کسان ِ بی یاور. ای یاور نیازمندان ِ رانده شده.

5 تویی که رحمت ودانشت در همه جا فراگیر است.

6 تویی که هر آفریده را از نعمتت بهره مند کرده ای.

7 تویی که بیش از آن که کیفر می دهی، در می گذری.

 8 تویی که پیش از به خشم آوردن، مهر می ورزی.

 9 تویی که افزون برآنچه باز می داری، می بخشی.

 10 تویی که آفریدگان همه از رحمتت گشایش می یابند.

 11 تویی که چون کسی را نعمت ببخشی، پاداشی از او نخواهی.

 12 تویی که در کیفر دادن سرکشان، اندازه نگه می داری.

13ومن، ای معبود ِ من، بنده ی توهستم که به دعا فرمانش داده ای؛ پس می گوید: لبّیک وسعدیک. اینک این منم، ای پروردگار من، افتاده بر درگاه ِ تو.

14 این منم که بار گناهان بر پشتم سنگینی می کند. این منم که عمرم را در گناه به سر آوردم. این منم که از روی نادانی نافرمانی ات کردم؛ حال آنکه این گستاخی در حقِّ تو روا نبود.

15 ای معبود ِ من، آیا برکسی که می خواندت رحمت می آوری تا من در خواندن ِ تو سخت بکوشم؟ آیا آن کسی که به درگاهت زار می گرید می آمرزی تا من نیز اکنون به گریه آغازم؟ آیا از کسی که به خواری در خاک ِ درت می ساید در می گذری؟ آیا کسی را که از بینوایی خود پیش تو گِلِه می کند وتنها به توامید بسته است، بی نیاز می سازی؟

16 ای خدای من، آن را که جز تو بخشنده ای نمی یابد، نومید مگردان، وآن را که جز از تو، ازهیچ کس دیگر بی نیازی نخواهد، وامگذار.

17 ای خدای من، پس بر محمّد وخاندانش درود فرست واز من روی مگردان که من رو به سوی تو آورده ام، واز رحمت خود بی نصیبم مکن که دل به امید تو بسته ام، ودست رد بر سینه ام  مزن که بر درگهت به خدمت ایستاده ام؛

18 تویی که خود را به رحمت ستوده ای. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست وبر من رحمت آور. وتویی که خود را بخشنده  نامیده ای، پس گناهم را ببخشای.

19 ای معبود من،می بینی که چگونه از ترس تو اشکم روان است وقلبم از بیم تو پریشان، واندامم از شکوه تو لرزان.

20 واین همه، برای آن است که من از کردار بد ِ خود شرمنده ام، واز بس به درگاه  تو نالیده ام، صدایم بند آمده، زبانم یاری نمی کند که با تو به راز ونیاز سخن گویم.

21 پس، ای معبود من، ستایش برای توست. چه بسیار عیب ها که از من پوشیده ای و رسوایم نکرده ای، و چه بسیار گناهان مرا که بدانها آلوده گشته ام  و تو ازآنها پرده برنگرفته ای و نشان بدنامی بر گردنم نیفکنده ای  و زشتی های آن آلودگی را بر همسایگان عیب جوی من  و رشکبران نعمتی که به من داه ای، آشکار نساخته ای.

22 آن گاه، این همه، مرا از ادامه آن کارهای ناپسند که خود می دانی، باز نداشت.

23 حال ای معبود من، چه کسی  به رستگاری خویش از من نادان تر، و به نصیب خود از من غافل تر، و به سامان بخشی ِ نفس امّاره از من بی اعتنا تر است که آن روزی ِ ارزانی شده ات را خرج گناهی کنم که مرا از آن برحذر داشته ای؟ و چه کسی بیش از من  در گرداب باطل غوطه ور و به زشتکاری گراینده تراست که چون بر سر دو راهی ِ دعوت تو و فراخوان ِ شیطان می ایستم، با دیده ی باز وآگاهانه در پی دعوت شیطان می روم، بی آنکه دشمنی او با خودم را فراموش کرده  باشم؟

24 ودر همان حال، یقین دارم که سرانجام دعوت تو بهشت است، و فرجام دعوت او دوزخ.

25 پاک ومنزّهی تو، چه شگفت آور است که من به زیان ِ خود گواهی می دهم  و کارهای نهان خود را برمی شمارم.

26 و شگفت آور تر از این، بردباری توست درباره من، ودرنگ توست در زود عقاب کردن من؛ واین، نه از آن روست که من پیش توآبرو وعزّتی دارم، بلکه تنها مدارای توست با من وفزون بخشی تو برمن، تا از آن نافرمانی ای که تو را به خشم آورَد، پیشگیری کنم، واز آن گناهان که فرسوده ام سازد، دست بردارم؛ وهم از آن روست که تو بخشودن گناه مرا ازعقوبت کردنم به سبب آن، دوست ترداری.

27 ای معبود من، گناهم بیش تر، وآنچه از من بر جای مانده زشت تر وکردارم بدتر است. در گرایش به باطل بی باک ترم، ودر فرمانبرداری از تو بیداری ام ناچیز تر است، ودر برابر هشدارهای تو آگاهی  و مراقبتم کم تر؛ چنان که در شمارش کاستی های خویش در می مانم واز یادآوری گناهان خود ناتوانم.

28 بدین کلمات، خویش را سرزنش می کنم؛ زیرا به مهربانی تو که سامان کار گنهکاران بسته بدان است، امیدوارم، وبه رحمت تو که وسیله آزاد کردن خطاپیشگان است، دل بسته ام.

29 خدایا، این گردن من است که گناهان آن را در حلقه بندگی در آورده اند؛ پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و با بخشایش خود رهایش گردان. واین پشت ِ من است که زیر بار خطاها دو تا گردیده؛ پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و به فضل خود از بار خطاهایم بکاه.

30 ای معبود من، اگر چندان بگریم که مژگانم فرو ریزد، و چندان زاری کنم که صدایم بگیرد، و چندان بر درگاهت بایستم که پاهایم آماس کند، و چندان پیش تو کمر خم کنم که استخوان های پشتم به درآید، و چندان به سجده روم که چشمانم از چشمخانه بیرون شود، و در همه عمر جز خاک زمین نخورم، و پیوسته تا واپسین روز آب ِ خاکستر نوشم، و در این میان، چندان نام تو بر زبان آورم که از گفتن باز مانم  و آن گاه ازشرم تو چشم به آسمان برندارم، باز هم سزاوار آن نخواهم بود که حتّی یک گناه از گناهانم را بیامرزی.

31 اگر آن گاه که شایسته آمرزش تو شوم، مرا بیامرزی، وآن گاه که سزاوار بخشایش تو گردم، ببخشاییی، همانا این آمرزش وبخشایش نه از آن روست که من در خورِ آنم؛ زیرا سزای من، آن گاه که نافرمانی تو کردم، آتش بود. پس اگر عذابم کنی، بر من ستم نورزیده ای.

32 معبود من، اکنون که بر گناهم پرده افکنده ای و رسوایم نساخته ای و به کَرَم خود با من مدارا نموده ای و در کیفر کردنم شتاب نکرده ای و به لطف خود با من بردبار بوده ای  و نعمت خود را دگرگون  و زلال ِ احسان ِ خویش را تیره گردانده ای، بر زاری های دراز و بیچارگی های سخت و بد حالی های من رحمت آور.

33 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا از گناهانم در امان دار، و به فرمانبرداری خود وادار، و توفیقم ده که به نیکی از بیراهه معصیت به راه طاعت  باز گردم. با آب ِ توبه پاکم ساز و یاری ام ده که گناه نکنم، و به تن درستی حال و روزم را بهتر کن، وشیرینی آمرزشت را به من بچشان، و مرا آزاد کرده ی بخشایش و رحمت خود گردان، و از خشم ِ خود برای من امان نامه ای بنویس، و از مژده این نعمت ها در جهان، پیش از رفتن به آن جهان، شادم ساز؛ مژده ای که آن را بشناسم، و برای من در آن نشانه ای بگذار که به آن آگاه شوم.

34 این خواسته ها، بیش از توان تو نباشد، وبا وجود قدرت و بردباری ات، بر تو دشوار نیاید، و با آن بخشش های بزرگ که آیات قرآنت دلیل بر آنهاست، تو را به سختی نیندازد، که توهر چه خواهی، همان کنی، وهرچه اراده کنی، به همان فرمان دهی. و تو برهر کاری توانایی.

نیایش آن حضرت درنفرین بر شیطان

1 خدایا، پناه می برم به تو از وسوسه های شیطانِ رانده شده و فتنه ها و فتنه انگیزی های او و تکیه کردن بر آنچه در دل ها می افکند و نویدها و فریب های او و افتادن  به دام های او

2 وطمع ورزیدن او در این که ما را از جادّه طاعت تو باز گرداند و به نافرمانی تو خوارمان سازد. وپناه می بریم به تو که آنچه را شیطان در چشم ما می آراید زیبا ببینیم وآنچه را زشت جلوه میدهد گران پنداریم.

3 خدایا، به نیروی عبادت خود، او را از گِرِد ما بران، و به پایداری ما در راه دوستی ات خوارش گردان، و میان ما و او پرده ای قرار ده که دریدن ِ آن نتواند، و سدّی چنان استوار که راه شکافتنش را نداند.

4 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و شیطان را به دشمنانت سرگرم ساز، و به هواداری خود ما را از گزند او حفظ فرما، و نیرنگ او را دفع نما، و چنان کن که به ما پشت کند و بگریزد و نشان پای او بر جای نماند.

5 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و به اندازه گمراهی ِ شیطان ، ما را هدایت ارزانی کن، ودر برابر تلاش او برای بیراه کردن ما، ره توشه پرهیزگاری نصیبمان فرما، و بر خلاف جادّه تباهی او، ما را از تقوا درآور.

6 خدایا، در دل های ما راه  ورودی برای شیطان مگذار، و جایی از وجود ما را جایگاه او قرار مده.

7 خدایا، هر باطلی را که شیطان در چشم ما می آراید، به ما بشاناسان، و چون شناساندی، ما را از آن بازدار و بیاموزمان که چگونه با او نیرنگ بازیم و با چه وسیله با وی به نبرد پردازیم. از خواب غفلت بیدارمان کن تا به او نگراییم، وبه توفیق خود ما را در پیکار با او یاری فرما.

8 خدایا، دل های ما را از انکار ِ کردار ِ ابلیس آکنده ساز، و لطفی کن تا رشته های نیرنگ او را پاره کنیم.

9 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و شیطان را بر ما چیره مگردان، وامید او را از ما ببُر، و آزمندی او را در گمراه کردن ِ ما بی نتیجه گذار.

10 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و پدران و مادران و فرزندان و خاندان و خویشان و نزدیکان و همسایگان ما، مردان و زنان مومنشان، همه را به جایگاهی استوار و دژی محکم و پناهگاهی امن درآور، و در برابر شیطان سپرهای نگه دارنده بر آنان بپوشان، و برای پیکار با او، به آنان شمشیرهای برنده عطا کن.

11 خدایا، این دعا را شامل حال همه کسانی کن که به پروردگاری ات گواهی می دهند، و از سَرِ اخلاص تو را یگانه می دانند، و آن گونه که شایسته بندگی توست با شیطان می ستیزند، و با دریافت علوم ربّانی، در مبارزه با او از تو یاری می خواهند.

12 خدایا، هر گِرِهی را که او می بندد، تو بگشا، وهرچه را او به هم می پیوندد، از هم بگسل، وهر تدبیری که می اندیشد، گسسته گردان، و از هر کار که آهنگ آن می کند، بازش دار، وهر چه را استوار می سازد، درهم شکن.

13 خدایا، سپاه او را بشکن، نیرنگش را تباه کن، پناهگاهش را ویران ساز، و بینی اش را به خاک مال.

14 خدایا، ما را در زمره ی دشمنان شیطان درآور، و از شمار دوستانش بیرون بَر، تا هر گاه ما را به سوی خود خوانَد، فرمانش نبریم، وهرگاه دعوتمان کند، پاسخش ندهیم ، وکسی را که فرمانبر ماست، به دشمنی با او برانگیزیم، و آن کس را که پیروی ما کند، از پیروی او بترسانیم.

15 خدایا، بر محمّد، واپسین ِ پیغمبران و سرورِ فرستادگان، و خاندان پاک و پاکیزه اش درود فرست، و ما و خاندان و برادران ِ ما را و همه مردان و زنان مومن را از گزند آنچه می ترسیم، در پناه آور، و ما را از بیم آنچه امان ِ آن خواسته ایم، درامان دار.

16 خواسته ما را برآور، و آنچه را از گفتن آن غفلت  ورزیده ایم، به ما ارزانی کن، و آنچه را از یاد برده ایم، برایمان محفوظ بدار، و بدین سان، ما را به پایه نیکان و مرتبه مومنان برسان. چنین باد ای پروردگار هستی ها.

نیایش آن حضرت برای دفع بلاها

1 خدایا، ستایش برای توست که سرنوشت مرا به نیکی رقم زدی و بلای خویش را از من بگرداندی. مبادا این تندرستی گذرایی که به من عنایت کرده ای، تنها بهره من از رحمت تو باشد، تا آنچه دوست می داشته ام مایه بدبختی ام شود، و دیگری با آنچه خوشایند من است به نیک بختی رسد.

2 اگر این تن درستی که یکسر ازآن بهره مندم  و روز و شبم را با آن به سر می برم، بلایی پیوسته و وبالی پایدار به دنبال دارد،  پس آنچه را واپس انداخته ای، پیش افکن، وآنچه را پیش افکنده ای، واپس فرست؛

3 زیرا آنچه به نابودی انجامد، بسیار نیست، وآنچه سرانجامش جاودانگی است، اندک نباشد، و بر محمّد و خاندانش درود فرست.

نیایش آن حضرت درطلب باران

1 خدایا، مارا به باران زنده و سیراب گردان، و با آن باران ِ درشت و فراوان که از ابرهای بارنده فرو می ریزد و درهمه جای زمین گیاهان زیبا و پُرطراوت می رویاند، رحمت خود را بر ما بگستران.

2 میوه ها را برسان و بر بندگان خود منّت گذار، و سرزمین های مرده را به شکفتن ِ شکوفه ها زنده ساز، و فرشتگان ِ نویسنده را فرمان ده که با هر باران که می فرستی حاظر آیند؛ بارانی که سودمند و پیوسته و فراوان و گسترده و تُند باراست؛

3 تا با آن، زمین ِ مرده را زنده کنی، و آنچه را از دست رفته است باز گردانی، و آنچه را روییدنی است برویانی، و روزی های مردم را وسعت دهی، از ابری انبوه و برهم نشسته، شادی آور، خوش عاقبت، در همه جا سایه گستر، پُر سر و صدا، امّا نه آن گونه که بارانش به ویرانی انجامد و برقش فریب و نیرنگ باشد.

4 خدایا، ما را ازبارانی سیراب کن که فریاد رسنده ما، رویاننده گیاه، فراگیرنده وبسیار بارنده باشد، تا گیاهان نورُسته را خرّمی و بالندگی بخشی و گیاهان ِ خفته را به پا داری.

5 خدایا، بارانی برای ما بفرست  که با آن آب از تپّه ها روان کنی، وچاه ها را پُر آب سازی، و رودها را به خروش آوری، ودرختان را برویانی، ودر همه شهرها ارزانی پدید آوری، وچارپایان ومردمان را توش وتوان بخشی، وروزی های پاکیزه را برای ما کامل گردانی، وکِشت  ما را برویانی، و پستان ها را پُر شیر سازی، و بر نیروی ما بیفزایی.

6 خدایا، مبادا سایه آن ابر بر ما بادِ گرم وزد، و سردی اش برای ما ناخجسته شود، و به جای باران بر سر ما سنگ ببارد و آب ِ آن در کام ما تلخ و ناگوار آید.

7 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و ما را از برکات آسمان ها و زمین برخوردار نما، که تو برهر کار توانایی.

نیایش آن حضرت درطلب خوی های نیک

 1 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و ایمان مرا به کمال مطلوب رسان، و یقین مرا برترین یقین گردان، و سرانجام ِ نیّت مرا سرانجام ِ بهترین نیّت ها قرار ده، و سرانجام ِ کار مرا سرانجام ِ نیکوترین کارها.

2 خدایا، به لطف خود نیّت مرا  برتری بخش و آن را خالص گردان، و به آنچه نزد توست، یقین مرا استواری ده، و به قدرت خود، کارهای تباه مرا بسامان کن.

3 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و بی نیازم کن از هر کار که پرداختن به آن مرا از تو باز می دارد.مرا به کاری  وادار که فردا از آن خواهی پرسید، و چنان کن که روزهای عمرم در انجام دادن ِ کاری سپری شود که مرا برای آن آفریده ای. بی نیازم گردان  و روزی ام را فراوان ساز. مرا با نگریستن به دارایی ِ مردم،  به فتنه مینداز. عزیزم گردان  و به خودپسندی دچارم  مکن. مرا به بندگی  و خاکساری ِ درگاهت توفیق ده  و چنان  مکن که عبادت  خویش را بزرگ پندارم  و آن را تباه کنم. دست مرا وسیله ای کن که با آن به مردم نیکی رسد، و مخواه که با کدورت ِ منّت نهادن  آمیخته گردد و مرا از کردار شایسته بهره مندی ده و از به خود نازیدن برکناردار.

4 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و چندان که مرا در چشم ِ مردم بزرگ می داری، به همان اندازه پیش خودم خوار گردان، و چندان که مرا عزّت آشکار می بخشی، به همان مقدار پیش خودم ذلّت  نفس عنایت کن.

5 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا از روشی پسندیده  برخوردار نما که هرگز از آن  کناره نجویم، و به راهی راست رهنمون گردان که از آن روی نگردانم، و مرا نیّتی درست ارزانی کن که در آن  شک نکنم، و تاآن زمان زنده ام بدار که به طاعت تو مشغولم، و چون روزگارم چراگاه شیطان شود، جانم را بگیر، پیش از آن که بیزاری تو بر من بتازد و خشمت مرا به خاک اندازد.

6 خدایا، هر خوی ناپسند مرا پسندیده و هر عیب مرا که موجب سرزنش من است نیکو گردان، و هر فضیلت  کامل نگشته ی مرا به کمال رسان.

7 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و کینه دشمنان مرا به مهر مبدّل کن، و رشک را به محبّت، و بدگمانی بندگان شایسته را در حقّ ِ من به اطمینان، و دشمنی نزدیکان را به دوستی، و پیوند گسستن ِ خویشان را به پیوستن، و روی برتافتن ِ نزدیکان را به یاریگری، و دوستی دوستان ِ دروغین را به عشق خالصانه، و ناسازگاری رفیقان را به معاشرت نیک، و تلخی ِ ترس از ستمگران را به شیرینی ایمن ماندن از ستم ایشان.

8 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا در برابر آن کس که بر من ستم می کند، توانایی ده، و در مقابل آن که با من به ستیز برخاسته، زبان ِ گویا بخش، و بر آن که با من دشمنی می ورزد، پیروزی ده، و در برابر آن کس که مرا می فریبد، چاره سازی عنایت کن، و در برابر آن کس که مرا زبون ِ خود می خواهد، نیرومند گردان. توانم ده که دروغ آن کس را که بر من عیب می گیرد، آشکارکنم، و از دست ِ آن کس که در پی آزار من است، رهایی یابم، و توفیقم ده تا از کسی فرمانبری کنم که مرا به راه راست می برد، و در پی ِ کسی روم که مرا به جادّه خیر وصلاح می کشد.

9 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و مرا بر آن دار که خیر خواه کسی باشم که بد خواه من است، و به آن کس که از من کناره می گیرد، پاسخ نیک دهم، و به کسی که مرا محروم می کند، بخشش نمایم، و کار کسی را که از من می بُرَد، با آشتی تلافی کنم، و کسی را که درباره من غیبت می کند، به نیکی یادآورم، و خوبی را سپاس گویم، و از بدی چشم برگیرم.

10 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و مرا به زیور شایستگان بیارای و به جامه پرهیزگاران بپوشان : در گستردن عدل وداد، و فرو خوردن خشم، و میراندن آتش دشمنی، و به هم پیوستن دل های پراکنده، و بسامان کردن کار بندگان، و برملا کردن پسندیده ها، و پوشاندن کارهای ناپسند، و نرم خویی و فروتنی و خوش رفتاری و بردباری و خوش رویی، و پیشی جُستن در فضیلت ها، و گرویدن به شیوه احسان، و سرزنش نکردن دیگران، و بخشش نکردن به کسی که سزاوار بخشش نیست، و گفتن سخن حق، اگر چه دشوار باشد، و اندک شمردن کردار وگفتار نیک ِ خود، اگر چه بسیار باشد، و بسیار شمردن کردار و گفتار بدِ خویش، اگرچه اندک باشد [ای معبود من] این صفات را در من به کمال رسان، به وسیله ی طاعت ِ پیوسته و همراهی با جماعت مومنان و دوری گزیدن از بدعتگذاران و پیروان ِ اندیشه های ساختگی.

11 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست وهنگام پیری فراخ ترین روزی ات را به من ارزانی کن، و چون درمانده شوم، نیرومندترین نیروی خود را به من ده، و مرا در عبادت خود به کسالت دچارمکن، و مپسند که راه تو را نادیده انگارم و برخلاف دوستی ات گام بردارم و با آنان که از تو بریده اند، پیوند خورم، و از آنان که به تو پیوسته اند، پیوند بُرَم.

12 خدایا، چنان کن که هنگام ضرورت تو به انتقام برخیزم، وهنگام نیاز ، نیازخواه تو باشم، وهنگام تنگدستی، پیش تو زاری کنم، و مرا به فتنه مینداز که هنگام ناچاری فروتن گردم و هنگام ترس در پیشگاه ِ غیرِ تو به زاری افتم، تا آن جا که سزاوار گردم مرا به حال خود واگذاری  و احسان خویش را از من دریغ کنی  و روی از من بگردانی. ای مهربان ترین مهربانان.

13 خدایا، هر آرزو و رشک که شیطان در دلم  می افکند، تو آن را یاد کرد بزرگی ِ خود و اندیشه در قدرت خود و تدبیر بر ضدّ دشمنت قرار ده، و چنان کن که هر ناسزا و یاوه و دشنام ناموسی، یا گواهی ناحق، یا غیبت مومنی که حضور ندارد، و یا ناسزا به شخص حاضر و مانند آن که بر زبانم جاری می شود، سخنی در ستایش تو و افزونی در مدح تو و بزرگداشت همواره ی تو و سپاس نعمت های تو و اعتراف به احسان ِ تو و شمارش بخشش های تو باشد.

14 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و چنان کن که بر من ستم نرود، زیرا تو می توانی آن ستم را از من باز داری؛ و من بر کسی ستم نکنم، زیرا تومی توانی مرا از ستمگری نگه داری؛ و هرگز به گمراهی نیفتم، زیرا تو می توانی مرا به راه هدایت اندازی؛ و هرگز فقیر نشوم، زیرا گشایش کارم از توست، و هرگز گردن کشی نکنم، که هر چه دارم از توست.

15 خدایا، بر آستان ِ آمرزشت قدم نهادم  و آهنگ ِ بخشایش تو کردم  و به گذشت ِ تو مشتاقانه روی آوردم  و به احسان تو مطمئن گشتم، حال آن که هیچ ندارم تا سبب آمرزش تو شود، و در کردارم چیزی نیست که در خور بخشش ِ تو باشد. و چون بدین گونه خویشتن را محکوم کرده ام، دیگر جز احسان ِ تو هیچ نخواهم داشت. پس بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و برمن تفضّل فرما.

16 خدایا، زبانم را به هدایت گویا کن، و پرهیزگاری را به من الهام فرما، و مرا به هر کاری که پاکیزه تر است موفق بدار، و به هر چه پسندیده تر است برگمار.

17 خدایا، مرا به والاترین راه رهنمون باش  و چنان کن که بر دین تو بمیرم  و بر دین تو زنده شوم.

18 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا از میانه روی بهره مند فرما، و در زمره شایستگان درآور، واز راهنمایان راه ِ هدایت وپایداری قرار ده، و در شمار بندگان نیکوکار خود وارد ساز. رستگاری روز قیامت را روزی ِ من کن و از کمینگاه دوزخ به سلامت عبورم ده.

19 خدایا، چنان کن که نفس من از آنچه رستگاری اش در آن است دل برندارد، و به آنچه سامان کارش در آن است نیز مشغول باشد؛ زیرا نفس ِ من، اگر تو از گناه بازش نداری، حریص  وآزمند است.

20 خدایا، چون غمگین شوم، تو همه چیز منی، و چون محروم گردم، امید وآرزویم تویی، و چون مصیبتی به من رو کند، به درگاه تو زاری کنم، و هرچه از دست ِ من رود، پیش تو باقی است، وهر چه تباه شود، به صلاح آوردن آن با توست، وهر چه ناپسند تو باشد، آن را دگرگون می سازی. پس بر من منّت گذار و پیش از رسیدن بلا، تن درستی ام ده، و پیش از آن که نیاز خواهم، توانگرم فرما، و پیش از آن که گمراه شوم، راه راستم بنما. رنج آزار بندگان را از من بردار، و آسایش روز رستاخیز را به من ببخش، و نیکی ِ هدایت را به من ارزانی کن.

21 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و به لطف خود، آسیب حوادث را از من به دور دار، و با نعمت های خود مرا بپروران، و به کرم خویش اصلاحم فرما و دردم را چاره ساز، و در سایه ی امن خود پناهم ده، و جامه خشنودی خود بر من بپوشان، و چون کارها بر من پوشیده و مشکل شود، توفیقم ده که درست ترینشان را انجام دهم، و چون امور به یکدیگر در هم آمیزند، پاکیزه ترین آنها را به من بنما، و چون مذاهب  و ملل به ناسازگاری در افتند، مرا به آن مذاهب که بیش تر مایه خشنودی توست، راهنمایی کن.

22 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست  و بر سرم تاج بی نیازی بگذار، و بر آنم دار که کارها را به نیکوترین شکل انجام دهم  و برهدایت ِ تو راست  و پا برجا باشم. مرا به روزی ِ بسیار و زندگی راحت میازمای، و گذران زندگی ام را برمن سخت و بغرنج مساز. دعایم را اجابت  نشده به من برمگردان، که من برای تو همتایی نمی دانم  و با وجود تو دیگری را نمی خوانم.

23 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا از اسرافکاری بازدار، و روزی ام را از بلای تباهی ایمن دار، و دارایی ام را برکت ده  و بر آن بیفزای، و در کار انفاق راه درست ِ نیکی کردن را به من بنمای.

24 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست  و رنج کسب ِ معاش را از من بردار، واز جایی که گمان نمی برم، مرا روزی ده، تا به جای عبادت تو به جست وجوی روزی نپردازم و از عواقب آن بر دوش خود باری گران فراهم نسازم.

25 خدایا، آنچه را خواستارم، به قدرت خود روا گردان، و از آنچه بیمناکم ، به عزّت خویش در امانم دار.

26 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و عزّت و آبرویم را با توانگری حفظ فرما،  ومنزلتم را با تنگ دستی به خواری میفکن تا از روزی خواهانت روزی بخواهم و دست نیاز به سوی مردمان فرومایه پیش آورم، و آن گاه به ستایش کسی که به من چیزی بخشیده فریب خورم و به نکوهش آن که چیزی از من دریغ داشته مبتلا گردم، حال آن که تنها تویی که می بخشی و نمی بخشی.

27 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست  و مرا تندرستی ده تا بندگی کنم، و آسودگی بخش تا دل از این جهان بردارم، و دانشی عنایت کن که با عمل همراه گردد، و پارسایی ای که با میانه روی توأم باشد.

28 خدایا، عمرم را با بخشایش خود به پایان بَر، و آرزویم را در امید بستن به رحمت خود محقّق فرما، و راهم را در رسیدن به خشنودی خود آسان ساز، و کردارم را در همه حال نیکو گردان.

29 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا هنگام غفلت به یاد خویش انداز، و در روزهای فرصت، به فرمانبری خود به کارم گیر، و برای رسیدن به محبّت خود، راهی آسان پیش پایم گذار، و با آن، خیر این جهان  و آن جهان ِ مرا کامل گردان.

30 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ مانند برترین درودها که پیش از او بر کسی از آفریدگانت فرستاده ای، یا پس از او کسی از آفریدگانت خواهی فرستاد، و مارا در دنیا  و آخرت نیکی عطافرما، و به رحمت خود، مرا از عذاب آتش نگاه دار.

نیایش آن حضرت هنگامی که اندوهگین می شد

1 خدایا، ای کار ساز بنده ی توانا و بینوا، و ای نگاه دارنده ی ما از هر چیز سهمناک  و وحشت زا. دست گناهان مرا به گوشه ی تنهایی کشانده  و هیچ یاور و همراهی برایم نمانده. در برابر خشم تو ناتوان شده ام و کسی مددکار من نیست. ترس دیدار تو به جانم افتاده  و تسکین دهنده ای برای آن نمی یابم.

2 اگر تو مرا بیم دهی، چه کسی مرا از تو ایمنی  می بخشد، و اگر تو به تنهایی ام افکنی چه کسی به یاری ام  برمی خیزد، و اگر تو ناتوانم خواهی، چه کسی مرا توانا می گردانَد.

3 ای معبود من، جز پروردگار، کسی پرورده خود را پناه ندهد، و انسان پیروزمند است که شکست خورده را امان تواند داد، و تنها جوینده است که می تواند از گریخته دستگیری کند.

4 ای معبود من، همه ی اینها به دست ِ قدرت توست، و سرانجام ِ هر گریز و فراری جز آستان ِ تو نیست. پس بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و گریز مرا پناهی فراهم کن  و خواسته ام را برآورده ساز.

5 خدایا، اگر تو روی بزرگوار خود را از من برگردانی، یا فضل بسیارت را از من دریغ فرمایی، یا روزی ات را از من بازداری، و یا رشته ی پیوند خود را از من بگسلی، باز هم برای رسیدن به هریک از آرزوهایم  راهی جز تو نمی یابم، و به آنچه نزد توست، جز به یاری تو رسیدن نتوانم، که من بنده ی تو هستم  و در اختیارت، و موی پیشانی ام چون زمام ِ من در دست توست.

6 تا فرمان تو هست، مرا فرمانی نیست. حکم تو بر من جاری است. قضای تو در حقّ من، عین ِ عدالت است، و مرا یارای آن نیست که خود را فرمانبردار تو نخواهم  و قدرتت را نادیده انگارم، و نتوانم خود را محبوب تو سازم  و به خشنودی ات دست یازم، و به آنچه نزد توست، نخواهم رسید مگر به طاعت و رحمت فراوانت.

7 ای معبود من، شب را به روز می آورم و روز را به شب می رسانم در حالی که بنده ی زبون تو هستم، و جز به یاری تو سود و زیانی به خود نتوانم رساند، و با این سخن علیه نَفس ِ خود گواهی  می دهم  و به ناتوانی ام اعتراف می کنم. پس آنچه را به من  وعده فرموده ای، برآورده ساز، و هرچه را به من داده ای، به کمال رسان، که من بنده تهی دست ِ زار ِ ناتوان ِ رنجور ِ بی سر وپای ِ خوار ِ فقیر ِ ترسان ِ پناهنده  تواَم.

8 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ و چنان مکن که در برابر آنچه به من عطا کرده ای، به یادت نباشم، و در برابر آنچه به من بخشیده ای، از احسانت غفلت ورزم، و از اجابت دعایم، اگر چه تاخیر افتد، ناامید شوم؛ و در هر حال که باشم، در خوشی  و یا ناخوشی، در سختی یا آسایش، در عافیت  و یا بلا، در توانگری یا تنگ دستی، در بینوایی یا بی نیازی.

9 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ و توفیقم ده که در همه حال از تو به نیکی سخن گویم و به ستایشت کمر بندم و سپاسگزار تو باشم، تا به آنچه از دنیا به من  وعده کرده ای دلخوش نگردم،  و برای آنچه از من دریغ داشته ای، اندوهگین نشوم. قلبم را جامه تقوا بپوشان  و تنم را به کاری که بر من می پسندی بگمار، و مرا در برابر آنچه به من روی آورَد، به فرمانبرداری خود مشغول بدار، تا آنچه را تو دشمن  می داری، دوست نپندارم، و آنچه را مایه خشنودی توست، دشمن ندارم.

10 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ و قلبم را به محبّت خود تهی گردان، و به یادکرد خود وادار، و با بیم خویش از ورطه گناه بیرون آر، و میلش را به سوی خود نیرومند ساز، و آن را به طاعت خود راغب فرما، و در راهی که پیش تو محبوب تر است، به سوی خود روان گردان، و چنان کن که تا زنده ام، تنها به آنچه تو داری رغبت نماید.

11 در این جهان، پرهیزگاری را توشه راهم ساز، و چنان کن که سرانجام این راه رحمت ِ تو باشد، و تنها خشنودی تو در آن است  وارد شوم، و بهشت تو جایگاه من گردد  و مرا نیرویی ده که بار خشنودی تو را به دوش کشم، و چنان کن که تنها به سوی تو بگریزم و به آنچه نزد توست رغبت ورزم، و در دلم انداز که از مردمان ِ بدکردار بترسم، و نصیبم کن که با تو و دوستان تو و بندگان فرمانبرت خو بگیرم.

13 بار منّت هیچ گنهکار و کافر را بر دوش من مگذار، و چنان کن که آنان را بر من حقّ نعمتی نباشد و من به آنان محتاج نگردم، بلکه آرامش جان  و دلبستگی  و بی نیازی  و کفایت کار ِ من تنها به دست ِ تو و بندگان نیکوکارت  باشد.

14 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا همنشین و مددکار ایشان قرار ده. بر من منّت گذار که با اشتیاق به سوی تو آیم  و کمر به کاری بندم که دوست می داری  و مایه خرسندی توست، که تو بر هر کار توانایی و برآوردن این خواسته ها برای تو آسان است.

نیایش آن حضرت در هنگام سختی

1 خدایا، مرا در اصلاح نفس ِ خویش به کاری فرمان داده ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری، و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون تر است. پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری  مشغول شوم که تو را از من خشنود می سازد، و خشنودی خود را در حال تن درستی [نه در گرفتاری وسختی] از من بخواه.

2 خدایا مرا طاقت رنج نباشد، و بر بلا شکیبایی نتوانم، و تاب تحمّل درویشی ندارم. پس روزی ام را از من مگیر و مرا به آفریدگانت  وامگذار. تو خود حاجتم را برآور و خود مرا کفایت کن.

3 به چشم رحمت خود نگاهم کن  و در همه کارها مرا مدد فرما، که اگر مرا به خود واگذاری، در کار خود فرومانم  و به آنچه مصلحت خود در آن است نپردازم، و اگر به آفریدگانت مرا واگذاری، چهره خویش در هم کشند، و اگر مرا به نزدیکانم حوالت دهی، ناامیدم سازند، و اگر چیزی بخشند، اندک  و بی خیر باشد و بسیار برمن منّت نهند و مرا سرزنش ها کنند.

4 پس خدایا، به فضل خود مرا توانگر ساز، و به عظمت خود مرا بلند مرتبه گردان، و به توانمندی خود مرا گشاده دستی عنایت کن، و با آنچه نزد توست، بی نیازم فرما.

5 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و مرا از بند حسد رهایی بخش، و از گناهان در پناه آور، و از حرام ها بپرهیزان، و مرا بر آنچه نافرمانی توست گستاخ مفرما  و خواهشم را به سوی خود گردان،  و مرا به آنچه از تو به من می رسد دلخوش ساز، و به آنچه روزی ام کرده ای  و آنچه به من بخشیده ای  و آن نعمت که ارزانی داشته ای برکت ده ، و مرا در هر حالی، در امان دار، و از نافرمانی نگاه دار، و از چشم بد بپوشان، و ازدست دشمنان دور ساز، و در پناه خویش آور و ایمن گردان.

6. خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و توفیقم ده که هر چه را برمن لازم گردانده ای  و در پیوند با خودت یا آفریدگانت بر من واجب کرده ای، به جای آورم، اگر چه تنم از انجام دادن آن ناتوان باشد و نیرویم به سستی گراید و وُسع من بدان نرسد و مال و دارایی ام تحمّل آن نتواند؛ خواه آن وظیفه را به یاد داشته باشم یا فراموشم شده باشد.

7 ای پروردگار من، آن وظیفه را توبرعهده ام گذاشته ای و من به اختیار خود از آن غفلت ورزیده ام. اینک تو آن را، از جانب من، از بخشش بی پایان و احسان ِ فراوان خویش ادا فرما، که تو بس بی نیاز و بخشنده ای، تا چیزی از آن بر گردن ِ من باقی نماند که بخواهی در روز دیدارت-  ای پروردگار من- به جای آن از نیکی هایم بکاهی یا بر بدی های من بیفزایی.

8  خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و مرا به کاری برانگیز که در راه تو برای آخرت ِ خود بدان پردازم، تا آنجا که صدق آن رغبت را در دل خویش احساس کنم  و زهد ورزی در کار دنیا خلق وخوی من گردد  و از سر ِ اشتیاق به نیکی ها مبادرت ورزم و از روی هراس از بدی ها بپرهیزم، و مرا چنان روشنایی ده که با آن در میان مردم راه بسپرم  و در تاریکی ها به راه راست روم و تیرگی شکّ  و شبهه را بزدایم.

9 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و ترس اندوه عذاب  و شوق پاداش موعود را روزی ام کن، تا لذّت چیزی را که تو را برای آن می خوانم، و غصّه چیزی را که از آن به توپناه می برم، دریابم.

10 خدایا، تو خود می دانی که سامان ِ کارِ این جهان  و آن جهان ِ من در چیست. پس با مهربانی بزرگ ِ خود به خواسته های من توجّه فرما.

11  خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و چون از شکر نعمت هایی که در آسودگی  و سختی و تن درستی و بیماری به من عطا کرده ای، کوتاهی ورزم، حق را روزی ِ من فرما  تا در هنگامه های بیم و امنیّت و خرسندی و خشم و زیان و سود، حقیقت خشنودی  و آرامش جان خود را در عمل به آنچه در برابر تو وظیفه من است، بدانم.

12  خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و سینه مرا از رشک  و حسد تهی گردان، تا بر هیچ یک از بندگانت، به سبب احسان تو به ایشان، حسد نبرم؛ آن گونه که اگر ببینم به یکی از بندگان خود در کار دین و تن درستی و پرهیزگاری و توانگری و آسودگی، نعمتی داده ای، من نیز از تو و به یاری تو برای خود برتر از آن را آرزو کنم؛ ای آن که یکتا و بی همتایی.

13  خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا در این جهان  و آن جهان، در حال خشنودی و خشم، از خطاها به دور دار، و از لغزش ها بپرهیزان، تاخشنودی  و خشم برای من یکسان باشد، و از تو فرمانبرداری کنم، و خشنودی تو در حقّ ِ دوستان و دشمنان را بر خشم  و خشنودی خویش ترجیح دهم؛ آن گونه که دشمنم از جور من در امان مانَد و دوستم از هواخواهی ناحقّ من ناامید شود.

14 و مرا از کسانی قرار ده که هنگام آسودگی، تو را مخلصانه می خوانند، آن سان که بیچارگانت هنگام درماندگی. آری تو ستوده وبزرگواری.

نیایش آن حضرت درطلب تندرستی

1 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و تن درستی را لباس تنم کن، و سراپای مرا به تن درستی فروپوشان و با آن مرا امان بخش و گرامی بدار و بی نیاز گردان، و تن درستی را به من صدقه ده و آن را مال ِ من کن و همچون فرشی زیر پایم بگستران، و آن مایه بیماری که در من است، به تن درستی بدل فرما، و میان من و تن درستی، در این جهان  و آن جهان، جدایی میفکن.

2 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست ومرا تن درستی بخش؛ تن درستی ای که مرا بس باشد و شفابخش و چیره برهر بیماری، و روز افزون باشد و در تن ِ من تن درستی زاید؛ تن درستی در این جهان و آن جهان.

3 بر من منّت گذار و سلامت و امنیّت  و بی عیبی در دین و بدن، و دل آگاهی  و پیشرفت و استواری در کارها، و دلواپسی و ترس از خود را به من عطا فرما، و نیرویی ده که با آن به فرمان تو به راه طاعت روم و از آنچه مرا از آن باز داشته ای، بپرهیزم.

4 خدایا، بر من منّت گذارکه تا آن زمان که زنده ام می داری، در این سال و هرسال ِ دیگر، حج و عمره بگزارم و قبر فرستاده ات – که درود و رحمت و برکات تو بر او و خاندانش باد- و قبر خاندانش را- که بر ایشان سلام باد- زیارت کنم. آن زیارت را زیارتی پذیرفته و شایسته پاداش قرار ده که از چشم تو نمی افتد و نزد تو اندوخته ای برای من است.

5 ستایش خود و سپاس خود و یاد و ثنای نیک خود را بر زبانم جاری ساز و قلبم را گنجایش فهم هدف های دین خود عنایت کن.

6 من و فرزندانم را از گزند شیطان ِ رانده شده در پناه خود گیر، و از آسیب هر گزنده زهردارِ غیر کُشنده و کُشنده، وهر بیم و بلا، و چشم بد ، و از گزند هر ناتوان و نیرومند، و هر فراپایه و فرومایه، و هر خُرد و بزرگ، و هر دور و نزدیک، و از گزند هر کس، از جنّیان و آدمیان، که با فرستاده تو و خاندان ِ او به دشمنی برخاسته اند، و هر جنبنده ای که سر نوشتش به دست توست، در امان دار، که تو بر راه راستی.

7 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و هر کس بدِ مرا خواهد، نیّتش  را بگردان و نیرنگ او را از من به دور دار و آسیبش از من دفع نما و فریبکاری  او را به خودش برگردان.

8 در برابر او سدّی بساز تا چشمش مرا نبیند و گوشش درباره من هیچ نشنود، و هنگام یادکردن ِ من، راه دلش را محکم ببند، و زبانش را در وقت سخن گفتن از من لال کن، و سرش را فروکوب، و عزّتش را به خواری افکن، و قهر و قدرتش را درهم شکن، و گردنش را به ذلّت فرود آر، و شکوهش را تباه ساز، و مرااز همه آسیب ها و بدی ها و سخن چینی ها و ریشخندها و عیب جویی ها و بدگویی ها و رشک بردن ها و دشمنی ها و دام ها و کمند ها و پیادگان  و سواران او در امان دار، که تو گرامی و توانایی.

نیایش آن حضرت درحقّ پدر ومادرش

1 خدایا، برمحمّد بنده و فرستاده ات، و خاندان پاکش درود فرست و برترن درود ها و رحمت و برکات و سلام خود را ویژه آنان ساز.

2خدایا، پدر و مادر مرا به بزرگداشت  و درود خویش مخصوص گردان. ای مهربان ترین مهربانان.

3 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و در دلم انداز که هر وظیفه را که در برابر ایشان بر عهده من است، بشناسم، و آگاهی از آن وظیفه را، به کمال، درمن فراهم آر، و چنان کن که آنچه را به من الهام کرده ای، به کار بندم، و توفیق ده تا آنچه بینش آن را به من داده ای، به جای آورم، و چیزی از آنچه به من آموخته ای، فرو نگذارم، و اعضای بدنم از پرداختن به آنچه مرا الهام کرده ای، در نمانَد.

4 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ همچنان که ما را به وجود او شرافت بخشیدی. بر محمّد و خاندانش درود فرست؛ آن گونه که به برکت وی برای ما حقّی بر دیگر مردمان  واجب کرده ای.

5 خدایا، چنان کن که من از پدر ومادرم چنان بیم نمایم که از پادشاه خودکامه، و به آن دو همچون مادری بس مهربان و دلسوز نیکی کنم، و فرمانبرداری از پدر و مادر و نیکی کردن ِ من در حق ّ ایشان را برای من از خواب در چشم خواب آلودگان شادی آور تر،و از آب خنک در کام تشنگان گواراترساز، تا خواهش ایشان را بر خواهش خود ترجیح دهم، و خرسندی آنان را بر خرسندی خود مقدّم دارم، و نیکی آن دو در حقّ خودم را بسیار بینم، اگر چه اندک باشد، و نیکی خود در حقّ آنان را اندک بینم، اگر چه بسیار بُوَد.

6خدایا، آوای مرا در برابر ایشان نرم و آهسته گردان، و سخنم را خویشایندشان ساز، و مرا با آن دو نرمخو کن، و مرا دلسوز ایشان قرار ده، و چنان کن که با آنان خوش رفتار و غمخوار شوم.

7خدایا، آن دو را، به پاس آن که پرورشم داده اند، نیک پاداشی ده، و چون مرا عزیز و گرامی داشته اند، ثوابی بزرگ عطاشان کن، و در مقابل حفظ و حمایت ِ من در خُردی، جانب ایشان را نگه دار.

8خدایا، هر آزاری که از من به آن دو رسیده، وهر ناپسندی که از من در حق ّ ایشان سر زده، و هر حقّی از آن دو را که من تباه کرده ام، همه را سبب آمرزش گناهانشان  و بلندی مرتبه شان  و افزونی حَسَناتشان قرار ده؛ ای آن که بدی ها را به چندین برابر نیکی ها دگرگون می سازی.

9خدایا، اگر پدر ومادرم با من به تندی سخن گفتند و رفتار نابجایی کردند، یا حقّی از من تباه نمودند و یا در وظیفه خویش در قبال من کوتاهی ورزیدند، من همه خطاهای ایشان را بخشیدم و با این کار بزرگشان داشتم. از تو می خواهم که آن دو را، به سبب آنچه در حقّ من کرده اند، گرفتار نسازی، که من در خیرخواهی ایشان تردید ندارم و نمی پذیرم که در خوبی کردن من درنگ کرده باشند، و دلگیر نیستم که آن دو کارهای مرا عهده دار بوده اند، ای پروردگار من؛

10 زیرا گزاردن حقّ ایشان بر من واجب تر است، و نیکی آن دو با من دیرینه تر، و منّتشان بر من بیشتر از آن که بخواهم آنان را به عدالت قصاص کنم، یا آن کنم که آنان کرده اند.ای معبود من، اگر چنین کنم، پس آن روزهای بسیار که در پرورش من سرکرده اند و آن سختی که در نگاه داری ِ من به جان خریده اند و آن همه رنج و ناداری که بر خود روا داشته اند تا من در آسایش به سر برم، چه خواهد شد؟

11نه، هرگز نتوانند همه حقّ خود را از من دریافت کنند، و من نیز نتوانم حقّ ایشان بر خود را به شایستگی بگزارم و وظیفه خدمتگزاری به آن دو را به جای آورم. پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و یاری ام فرما – ای بهترین کسی که همه از او مدد خواهند – و توفیقم ده – ای راهنماتر کسی که بدو روی آورند- و در آن روز که ((هرکس به سبب آنچه کرده است، پاداش بیند و بر ایشان ستم نرود))، مرا از کسانی قرار مده که پدران و مادران خود را نافرمانی کرده اند.

12 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و پدر و مادر مرا به برترین پاداشی که ویژه پدران و مادران بندگان مومن خود کرده ای، ویژه گردان، ای مهربان ترین مهربانان.

13 خدایا، چنان کن که پس از هر نماز خود، و در هر زمان دیگری از شب، و در هر ساعتی از روز، به یاد آنان باشم.

14 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست و مرا به سبب دعایم در حقّ ایشان بیامرز، و از آنان به سبب نیکی هایی که در حقّ من می کنند، در گذر؛ گذشت و آمرزشی بایسته. و به شفاعت من، از آن دو خشنود باش؛ خشنودی ای  بکمال و شایسته. و با گرامیداشت خود، آنان را به سرای رستگاری و سلامت وارد کن.

15 خدایا، اگر آمرزش تو پیش از من به ایشان رسیده است، پس آن دو را شفیع من گردان، و اگر آمرزش تو پیش از آن دو به من رسیده است،  پس مرا  شفیع ایشان کن، تا به لطف و مهربانی تو در خانه گذشت و بخشش تو و در منزل آمرزش و رحمت تو گرد هم آییم، که تو دارای بخشش بزرگ و نعمت فراوان هستی، و تو مهربان ترین مهربانانی.

نیایش آن حضرت درحقّ فرزندانش

1 خدایا، بر من منّت گذار و فرزندانم را نگه داری کن وآنان را برای من شایسته گردان ومرا از ایشان بهره مندی ده.

2 ای معبود من، به خاطر من، آنان را در زندگی کام یاب ساز وعمرشان را طولانی کن. فرزندانشان را بپروران وناتوانشان را توانا گردان. جسمشان ودینشان و خویشان را به سلامت دار، و جان و تنشان، و هر کارشان را که به من مربوط است، از هر گزندی در امان دار، وروزی ِ آنان را به دست من فراوان و پیوسته گردان،

3 و آنان را نیکوکاران ِ پرهیز گار،صاحب بینش وپند پذیران ِ سر به راه خود قرار ده که دوستدار و نیکخواه ِ یارانت، ودشمن و کینه جوی دشمنانت باشند. چنین باد ای پروردگار هستی ها.

4 خدایا، بازوی مرا به وجود فرزندانم توانا کن، وناراستی کار مرا به راستی آور، و خاندان ِ مرا فزونی بخش، وبزم مرا به وجود ایشان بیارای، ونام مرا به آنان زنده بدار، ودر نبودِ من کارم را به دست فرزندانم سامان ده، ویاری ام کن که با مدد ایشان به خواسته های خود برسم. چنان کن که آنان با من دوست ومهربان باشند، وبا راستی و درستی روی دل به سوی من آورند وفرمان من برند واز نافرمانان وبدرفتاران ومخالفان وخطاکاران نباشند.

5 و مرا یاری فرما که فرزندانم را بپرورم وادب نمایم وبه آنان مهربانی کنم، وافزون بر ایشان، به من فرزندان ِ پسر عطا فرما و این را مایه خیر من قرار ده، وهمه آنان را، در آنچه از تو می خواهم، یاور من گردان.

6 من وفرزندانم را از گزند شیطان رانده شده در امان دار؛ زیرا تو ما را آفریده ای وبه نیکی فرمان داده ای واز بدی باز داشته ای وبه پاداش فرمان های خود وعده فرموده ای واز کیفر آنها ترسانده ی؛ آن گاه برای ما دشمنی پدید آورده ای که ما را به نیرنگ می فریبد. شیطان را چنان به ما چیرگی داده ای که ما را بر او بدان پایه چیره نگردانده ای. در خانه ی دلهای ما جایش داده ای ودر گذرگاه خون ِ ما روانش ساخته ای. اگر ما از او غفلت کنیم، او از ما غافل نخواهد شد. اگر ما فراموشش کنیم، او ما را فراموش نکند. ما را از کیفر تو آسوده خاطر می سازد واز غیر تو می ترساند.

7 اگر آهنگ کاری زشت کنیم، ما را برآن دلیرمی سازد، و اگر آهنگ کاری نیک کنیم، ما را از آن باز میدارد. خود را با خواهش های گناه آلود با من رو به رو می سازد وپرچم های شبهه را بر می افرازد. وعده مان می دهد به دروغ، و آرزومندمان می کند بی نتیجه.اگر نیرنگش را ازما نگردانی، گمراهمان کند، و اگر تو ما را از تبهکاری هایش ایمن نسازی، بلغزاندمان.

8 خدایا، به دست قدرت خود چیرگی اش را از من بردار، تا با دعای فراوان به درگاهت راه ما را بر او بربندی وبه یاری تو از نیررگش مصون مانیم.

9 خدایا، هر چه از تو خواهم، عطایم کن، وهر نیاز که دارم، برآورده ساز، واجابتی را که خود ضمانت آن کرده ای، از من دریغ مفرما، ودعایم را از رسیدن به پیشگاه خودت باز مدار؛ زیرا خود مرا به دعا فرمان داده ای. همه آنچه را در این جهان و آن جهان مایه اصلاح کار من است، به من ارزانی کن؛ چه آنها که بر زبان آورده ام و چه آنها که از خاطر برده ام، آشکار کرده ام یا نهان داشته ام، پیش هر کس گفته ام یا از همه پنهان گذاشته ام.

10 چنان کن که در همه حالات،تنها از تو نیاز خواهم واز شایستگان باشم وبا درخواست کردن از تو، از کام یافتگان به شمار آیم، وبا توکل بر تو از کسانی باشم که نعمت خود را از آنان دریغ نکرده ای،

11 واز کسانی قرارم ده که پناه جستن به تو خوی ایشان است، واز معامله با تو سود بسیار برده اند، و به قهر وقدرت تو در امان مانده اند، واز فضل تو بسا روزی حلال یافته اند، و از بخشش بسیار وکرم تو در کار خود به گشایش رسیده اند، و به لطف تو از خاک ذلّت به بلندای عزّت فرا رفته اند، و از دست ستم به دامان عدل تو گریخته اند، و در پناه رحمت تو از بلا رها شده اند، و با پرهیزگاری، از گناهان ولغزش ها و خطاها در امان مانده اند، وبا اطاعت از تو نیکی و پایداری در راه حق و راستی موفّق گشته اند، و به نیروی تو میان ایشان  و گناهان حجابی پدید آمده است که هیچ گناهی را مرتکب نمی شوند، و در پناه تو آسوده می زیَند.

12 خدایا، این همه توفیق و رحمت خود به ما ارزانی کن، وما را از عذاب آتش امان ده، وهمانند آنچه را من برای این جهان و آن جهان ِ خود و فرزندم از تو درخواست کرده ام، به همه ی مردان  و زنان مسلمان  و با ایمان عطا فرما، که تو نزدیکی  واجابت کننده، شنوایی دانا، بخشنده ای  و آمرزگار، دلسوزی  و بس مهربان.

13 ما را در این جهان  و آن جهان خیر و نیکی عطا کن  واز شکنجه آتش نگاه دار.

نیایش آن حضرت برای همسایگان ودوستانش

1 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و مرا به نیکوترین شیوه یاری فرما، تا حقگزار همسایگان و دوستان خود باشم که به حقّ ما آشنایند و با دشمنان ما در ستیز.

2 و توفیقشان ده که سنّت و آیین تو را برپادارند ورفتارهای نیکو را که تو فرموده ای، فراگیرند: ناتوانان ِ خود را مدد رسانند و نیازشان را برآورده سازند؛ از بیماران خود عیادت کنند؛ راهجویانشان را هدایت نمایند؛ مشورت کنندگان را اندرز دهند؛ به پیشواز مسافران خویش روند؛ رازهایشان را پنهان کنند؛ کاستی هایشان را بپوشانند؛ ستم دیدگان خود را یاری رسانند؛ آنان را در زندگی خود شریک کنند؛ دارایی وبخشش های خود را از دیگران دریغ نورزند؛ و آنچه را بایسته است، به ایشان ببخشند، پیش از آن که نیاز خواهند.

3 خدایا، مرا برآن دار که رفتار همسایگان و دوستان ِ بدکردار خود را به نیکی پاسخ دهم  واز ستمگرشان در گذرم، بی آنکه به ایشان ستم نمایم،  ودرباره همه شان گمان ِ نیک بَرَم و جملگی آنان را با مهربانی و نیکی مدد رسان. به خاطر پاک دامنی دیده از ناروای آنان بربندم، واز سَرِ فروتنی، با ایشان به نرمی رفتار کنم، ودسوز بلادیدگان باشم. در نبودشان مهر در قلبم نگه دارم واز سر خیر خواهی بقای نعمت را برای آنان دوست بدارم. هر چه را برای خویشان خود می خواهم، برای آنان نیز بخواهم، وهر حقّی را که برای نزدیکان ِ خود نگه می دارم، برای آنان هم نگه دارم.

4 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و چنان کن که آنچه من برای ایشان خواسته ام، آنان نیز همانند آن رابرای من خواستار شوند. از نیکوترین بهره ها که نزد ایشان است، مرا ارزانی کن، و بینش آنان را فزونی ده تا حقّ مرا به نیکی بگزارند وفضل مرا بیش تر بشناسند، تا ایشان به وسیله من به نیک بختی رسند ومن وسیله ایشان. دعایم را به اجابت رسان، ای پروردگار هستی ها.

نیایش آن حضرت درباره مرزبانان

1 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و مرزهای مسلمانان را به نیروی غالب خویش استوار وایمن گردان، ومرزبانان را به قدرت خود مدد فرما، و آنان را از خزانه بی پایان خود عطایای بسیار بخش.

2 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست وبر شمار مرزبانان بیفزا، وسلاح هایشان را بُرنده وکاری ساز، واز همه طرف پاسشان بدار، وپیرامونشان را از نفوذ دشمن حفظ فرما. پیوند آنان را محکم ساز، وخود، کارهاشان را بسامان کن، وتوشه آنان را پی در پی برسان.سنگینی ِ وظیفه مرزبانی را تو خود بر ایشان سَبُک گردان. آنان را بر دشمنانشان پیروزی ده وبازویشان را قوی فرمای و باشکیبایی مدد نمای وچنان کن که نیرنگ دشمن را نیک بشناسند وپاسخ گویند.

3 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست وبه مرزبانان انچه را نمی شناسند بشناسان، وآنچه را نمی دانند بیاموز، و چشم دلشان را بدانچه نمی بینند بینا ساز.

4 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست. و چون با دشمن  روبه رو می شوند، یاد این دنیای پر نیرنگ ِ فریبنده را از خاطر آنان ببَر واندیشه مال فتنه انگیز را از دل هایشان بزدای. بهشت را پیش چشم ایشان تجسّم بخش و آنچه برای آنان مهیا کرده ای، از خانه های جاوید و جاهای نیکوی و سیه چشمان ِ خوب روی و جوی های سرشارازنوشیدنی های مختلف  و درختان گرانبار از میوه های گوناگون، به ایشان بنمای، تا هیچ یک آهنگ ِ پشت کردن به دشمن نکنند واندیشه گریختن از هماورد خود را در سر نپرورند.

5 خدای، بدین وسیله دشمنانش را فراری ده، وچنگال قدرت او را از سرشان بردار، ومیان دشمنان وسلاهاشان جدایی افکن، وبند دل های آنان را بگسل، وآذوقه شان را از ایشان دور گردان، ودر میانه راه سرگشته شان فرما و از جادّه ی مقصود گمراهشان کن. راه کمک را بر آنان ببند وشمارشان را اندک ساز وقلب هاشان را از ترس بیاکَن، و آنان را از دست گشودن[ بر جان ومال مسلمانان] بر حذر دار، و زبانشان را از گفتن فروبند، و چنان شکستی نصیبشان فرما که دنباله ها شان پراکنده شوند و آیندگانشان عبرت گیرند، وچنا خوارشان ساز که هیچ لشکری در جنگیدن با مسلمانان طمع نکند.

6 خدایا، زنانشان را نازا کن، وآب پشت مردانشان را بخشکان، ونسل چارپایان سواری وشیرده آنان را برانداز. آسمانشان را از باریدن ِ قطره ای باران، و زمینشان را از رویاندن بوته ای گیاه بازدار.

7 خدایا، بدین وسیله، برنیرو وتدبیر مسلمانان بیفزای، و شهرهایشان را استواری و دارایی شان را فزونی بخش. خاطرشان را از دشمن آسوده گردان تا به جای پیکار با وی، تو را پرستش کنند و با توخلوت نمایند، تا [مردم ِ] سراسر زمین جز تو را نپرستند وجز در برابر تو پیشانی بر خاک نسایند.

8 خدایا، مسلمانان ِ هر بخش از سرزمین الامی را برای جنگ با مشرکانی که در برابر آنان اند برانگیز، وایشان را به صف های پی در پی فرشتگانت مدد فرمای که دشمنان مشرک را تا آن جا که خاک زمین به پایان می رسد، با کشتن و اسیر کردن فراری دهند، یا مشرکان اعتراف کنن که تویی آن خدایی که جز تو معبودی نیست، یکتایی وانباز نداری.

9 خدایا، همه دشمنان خود را در هر گوشه وکنار که هستند، چنین سرانجامی ده: از هند و روم وترکستان و خزر وحبشه ونوبه وزنگبار و سرزمین سقباله و دیلمه گرفته تا دیگر امّت های مشرک که نام ونشانشان بر ما پوشیده است، حال آنکه تو خود یکایک ایشان را می شناسی و با قدرت خود بر آنان احاطه داری.

10 خدایا، مشرکان را به خودشان مشغول دار تا به مرزهای سرزمین اسلامی دست طمع نگشایند. از شمار ایشان بکاه تا از شمار مسلمانان نکاهند، و جمعشان را پراکنده ساز تا بر ضدّ مسلمانان متّحد نشوند.

11 خدایا، دل های مشرکان را از آرامش، وبدن هاشان را از نیرو تهی گردان، وتدبیر وچاره سازی را از یادشان ببر. آنان را هنگام نبرد با مردان مسلمان به ضعف و سستی دچار کن، واز در افتادن با دلیران ِ لشکر اسلام بترسان. سپاهی از فرشتگان را با عذاب خود بر ایشان بفرست، آن گونه که در جنگ بدر فرستادی، تا ریشه زندگی شان را برکنی وبرتری و قدرتشان را از میان ببری و جمعشان را پراکنده سازی.

12خدایا، آب هایشان را به وبا و خوراک هایشان را به دردها بیالا، وشهرهایشان را در زمین فرو بَر، و بر سرزمینشان بلاهای پی در پی ببار، وآن را از قحطی و خشکسال گرفتار فرمای،و خواربار آنان را در بی بارترین ودور ترین زمین ها قرار ده. قلعه های زمین را جان پناه آنان مساز، وایشان را به گرسنگی مدام وبیماری دردناک مبتلا گردان.

13 خدایا،هر جنگ جوی اهل آیین تو که با مشرکان در جنگ است – و هر مجاهد پیرو سنّت تو که با ایشان به جهاد برخاسته تا دین تو برتری یابد وحزب تو تواناتر گردد و بهره ی تو کامل تر شود- کارهای او را آسان کن و هرچه خواهد برایش آماده ساز وخود پیروزی اش را بر عهده گیر. او را یارانی شایسته بخش و پشتش را محکم گردان ودر آمد زندگی اش را فراوان کن ونشاط و سرزندگی برخوردارش فرما. سوز اشتیاق او به خاک ِ وطن را در دلش فرو بنشان واو را از اندوه تنهایی بِرَهان واندیشه ی زن و فرزند را از خاطرش بزدای.

14 راهش نمای که آهنگ کار نیک کند، وخود، تن درستی اش را برعهده گیر، وهمواره سلامتش بدار، و ترس را از دلش بیرون کن، وبه او دلیری بخش و سرسختی عطا فرما. او را به یاری خود قوی گردان، و شیوه های جهاد و سنّت های خود را به او بیاموزان، ودر قضاوت راه صواب را پیش پایش بگذار، و او را از ریاکاری برکناردار، واز هوس ِ نام و آوازه جویی خالص گردان، واندیشه و یادکرد وجنبش و آرامش وی را در راه خود و برای خود قرار ده.

15 هرگاه با دشمن تو ودشمن خود رو در رو شود، آنان را در چشم او اندک بنمای و شکوهشان را در دل او خُرد وناچیز بدار. او را بر آنان چیره گردان و آنان را بر او چیره مگردان. اگر نیک بختی را پایان زندگی اش قرار داده ای وخواسته ای که شهادت سرانجام او باشد، پس شهادتش را به وقتی انداز که دشمنانت را نابود ساخته یا به اسارتی سخت درآورده و مرزهای سرزمین اسلامی آرامش یافته است و دشمنان ِ تو پشت داده و گریخته اند.

16 خدایا، هر مسلمانی را که در نبودن جنگ جو یا مرزبانی، در سرای او کارهای زندگی اش را سامان می بخشد و بازماندگان او را سرپرستی می کند، یا او را با بخشی از دارایی خود یاری می دهد، یا به ساز و برگ جنگی مدد رساند، یا او را بر جهاد برمی انگیزد، یا به دعایی خیرش بدرقه می کند، ویا در نبون او حرمتش را نگه می دارد، به او پاداشی هم اندازه پاداش آن جنگ جو و مرزبان عطا فرما، و کار او را در همین دنیا جزایی ده که با آن سود کاری را که از این پیش کرده است، وشادمانی نیکوکاری خود را، به زودی به چنگ آورد، وچون مّت عمرش به پایان رسد، آن بخششی که برای او پیوسته گردانده ای و احسانی که آماده ساخته ای، نصیبش گردد.

17 خدایا، هر مسلمانی که دل نگران کارِ اسلام است و گرد آمدن مشرکان برضدّ مسلمانان او را اندوهگین می سازد، و چون خواهش جنگ در دلش پدید آید یا عزم ِ جهاد کند، ضعف و سستی زمینگیرش سازد، یا تنگدستی او را به درنگ وادارد، یا رویداد دیگری عزم او را واپس اندازد، و یا چیزی میان او و تصمیمش دیوار شود، نام او را در زمره عابدان بنگار واو را پاداش  مجاهدان ببخش و در زمره شهیدان و نیکان در آور.

18 خدایا، بر محمّد بنده وفرستاده ات،و برخاندان ِ محمّد درود فرست؛ درودی برتر از همه درودها و بالاتر از همه سلام ها؛ درودی که زمانش به پایان نرسد ورشته شمار ِ آن از هم نگسلد؛ درودی همچون کامل ترین درودها که از این پیش، بر یکی دیگر از دوستانت فرستاده ای، که تو خدای نعمت بخش و ستوده ای، آن نخست آفریدگار و بازآفریننده ی هستی ها، و هر چه بخواهی همان کنی.

نیایش آن حضرت هنگام پناه جستن به خدا

1 خدایا، من با دل بریدن از همه کس، قلب خود را از یاد غیر تو پیراسته ام،

2 وبا تمام وجود به تو روی آورده ام،

3 واز آن کس که خود نیازمند احسان ِ توست، روی ِ حاجت برگردانده ام،

4و از آن کس که از فضل تو بی نیاز نیست، خواهش خود را پس گرفته ام،

5 و دانسته ام که نیاز خواهی ِ انسان ِ نیازمند از نیازمندی دیگر، نشانه کم خردی و کج اندیشی است.

6ای معبود من، چه بسیار دیده ام مردمی را که از غیر تو عزّت طلبیده اند و ذلّت نشصیبشان شده است؛ و توانگری را نزد دیگران جسته اند و به تنگ دستی رسیده اند؛ و هوس ِ سربلندی کرده اند و به سرافکندگی دچار آمده اند.

7با دیدن این نمونه ها، انسان دور اندیش، از امید بستن به دیگران در امان می مانَد، و عبرت گرفتن او را توفیق بندگی می دهد، وبرگزیدن حق او را به راه صواب می کشاند.

8 ای سرور و آقای من، تنها تویی که درگاهت سرای حاجت خواهی ِ من است، نه هر کسی که از او چیزی خواهند؛ وتنها تویی که حاجنم را برآورده می سازی، نه هرکسی که از او خواهش طلبند.

9پیش از آن که دیگری را بخوانم، تنها تو را می خوانم وبس؛ در حالی که تنها امیدم تویی، و در دعای من، کسی همشأن و همراه تو نیست، وندای من، دیگری را با تو در بر نمیگیرد.

10ای معبود من، تو با وجود صفات گوناگون، یگانه و یکتایی، وتنها تو دارای آن نیروی نفوذ ناپذیر هستی. کمال ِ  توانایی و نیرومندی برای توست. والا خداوندو بلند مرتبه ای

11هر کسی جز تو در زندگی اش مستحقّ ترحّم است؛ در کار ِ خود بی اختیار، ودر هر حال ِ خویش بیچاره است؛ از حالی به حالی دگرگون می شود وصفت های گوناگون می پذیرد.

12[خدایا]  تو برتر از آنی که همتا و هم توانی داشته باشی، وبزرگ تر از آن که تو را مثل ومانندی باشد، پاک ومنزّهی و جز تو معبودی نیست.

نیایش آن حضرت هنگامی که روزی بر او تنگ می شد

1 خدایا، تو ما را به بدگمانی در روزی هایمان، وبه روزی دراز در مدّت عمرمان، آزمودی، تا آن جا که روزی های تو را از روزی خوارانت طلب کردیم، وبه سبب آرزوهای دراز، در عمرِ پیران ِ کهن سال طمع ورزیدیم.

2 پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و ما را یقینی درست عطا فرما که با آن از رنج طلب بیاساییم، و اطمینانی خالص به ما ببخش که دشواری ِ کارها را از ما بردارد.

3 آن وعده ای  را که در وحی بر پیامبرت آشکارا بیان داشته ای ودر پی آن در کتاب خود بدان سوگند یادکرده ای، سبب قرار ده تا دل مشغولی ما را به رزقی که خود آن را برعهده گرفته ای، و کاری که سامان دادن آن را ضمانت کرده ای، پایان دهد.

4 تو خود گفته ای، و گفته تو راست ترین گفتار است، و سوگند خورده ای، و سوگند تو راست ترین سوگند است، که ((روزی تان و آنچه به شما وعده داده می شود، در آسمان است)).

5 و آن گاه فرموده ای: (( سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این سخن حق است، مثل آن سخن که می گویید.))

نیایش آن حضرت دریاری خواستن برای پرداخت وام

1خدایا، محمّد وخاندانش درود فرست و مرا رهایی بخش از وامی که چهره ام را افسرده و غمگین سازد. و اندیشه ام را بیاشوبد، و فکرم را پریشان گرداند، و روزگاری دراز مرا به کوشش وادارد.

2 پناه می برم به تو از اندوه و اندیشه بدهکاری، ودل نگران بودن و بی خوابی کشیدن برای آن. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا از رنج ِ وام در پناه آور. پروردگارا، در برابر ذلّت ِ وامداری در زندگی و پیامدهای آن پس از مردن، امید من به پشتیبانی ِ توست. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا به مالی سرشار، یا مالی به اندازه و پیوسته، یاری فرما.

3 خدایا، برمحمّد وخاندانش درود فرست و مرا از اسراف و زیاده روی به دور دار، و با بخشش و میانه روی راه اعتدال بنمای. چنان کن که در کار خود اندازه نگه دارم وبه لطف تو مال خود رابیهوده خرج نکنم. روزی ام را پیوسته از راه های حلال بر من روان گردان، و انفاق مرا در راه کارهای نیک انداز، و مالی را که برای من خود بزرگ بینی آورد یا به ستم مُنجر شود و یا به سرکشی انجامد، از من بستان.

4 خدایا، چنان کن که همنشینی با فقیران خوشایند من باشد، و مرا در هم صحبتی با آنان، سینه ای گشاده و خیالی آسوده عنایت کن.

5 آنچه از مال و ثروت ِ این جهان ِ زود گذر را که از من گرفته ای، در گنجینه های باقی ِ خود ذخیره نما،

6 و آن بهره ی بی مقدار را که به من ارزانی داشته ای و در این جهان عطا فرموده ای، دستاویزی برای رسیدن به رحمتت و پیوستن به مقام قُرب و داخل شدن به بهشت خود قرار ده، که تو احسان بزرگ داری، و تو بخشنده بزرگواری.

منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

نیایش آن حضرت درباره توبه

1 خدایا، ای آن که زبان وصف کنندگان ز وصف فرومانَد.

2 ای آن که امید آرزوندان از تو فراتر نمی رود.

3 ای آن که مزد نیکوکاران نزد تو تباه نمی گردد.

4 ای آن که پرستندگان بیش از همه از تو می ترسند.

5 ای آن که پرهیزگاران بیش از همه از تو بیم در دل دارند.

6 این، جایگاه کسی است که گناهانش او را بازیچه دست خود کرده اند وخطاها عنان اختیارش را در کف گرفته اند وشیطان بر وی چیره گشته، واو از روی سستی در عمل به آنچه فرموده ای، کوتاهی کرده، واز سَر ِ فریب، آنچه را نهی کرده ای، مرتکب شده است؛

7 همچون کسی که نمیداند هستی اش در دست قدرت توست، یا همچون کسی که بخشش ِ بسیار تو در حقّ ِ خودش را انکار می کند، تا آن زمان که چون چشم بصیرتش گشوده شود وابرهای کوری از برابرش پراکنده گردند، ستم هایی را که در حقّ خود کرده، برشمرد، و در مخالفت هایی که با پروردگار خود ورزیده، بیندیشد. پس نافرمانی ِ بزرگ خود را بزرگ، و مخالفت ِ سنگین خود را سنگین می بیند.

8 آن گاه رو به سوی تو می آورد، در حالی که به تو امیدوار و از تو شرمنده است، و از سَر ِ اطمینان روی دلش را به آستان تو گردانیده، و با یقین خویش، طمع ورزانه، آهنگ تو کرده، و مخلصانه، با توشه ترس خود نزد تو آمده است. چشم امیدش از هرچه غیر تو که دیگران را به طمع انداخته بسته شده است، و دلش از ترس هرچه غیر تو که دیگران را به وحشت افکنده، تهی گشته.

9 اکنون با حال زار و نزار در حضورت ایستاده، و با فروتنی چشم بر زمین دوخته، و در پیشگاه عزّتت، سرش را به خواری فرود آورده، و فروتنانه، راز دلش را که تو به آن داناتری، با تو در میان نهاده، و متواضعانه برخی گناهان خود را شمرده، که تو شمارشان را بهتر می دانی، و از آن کارهای ناپسندی که به قضای تو مایه ی رسوایی اش گشته، به درگاه تو استغاثه می کند؛ گناهانی که خوشی های آنها از میان رفته است و فرجام های بدشان تا همیشه دامنگیر وی خواهد بود.

10 ای معبود من، اگر چنین بنده ای را کیفر دهی، عدل تو را منکر نشود، و اگر او را ببخشایی و به رحمت خود بنوازی، بخششت را[پیش لطف تو] بزرگ و شگفت نشمارد؛ زیرا تو پروردگار بزرگواری که آمرزش گناهان ِ سترگ در نگاهت بزرگ نباشد.

11خدایا، این منم که نزد تو آمده ام، در حالی که فرمانبردار تواَم به دعایی که بدان امر کرده ای، و خواهان وفا به وعده اجابتت هستم، آن جا که فرموده ای: (( بخوانیدمرا تا اجابت کنم شما را.))(1)

12 خدایا، پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و با بخشش خود به من روی آور، همچنان که من با اعتراف خود به درگاه تو روی آورده ام، ومرا از پرتگاه گناهان برآور، آن سان که من خود را برای تو پَست گردانده ام، و لغزش هایم را در پرده عفو خود بپوشان، آن گونه که در انتقام گرفتن از من درنگ فرمودهای.

13خدایا، قصد مرا در فرمانبرداری ات استوارساز، و بصیرتم را در پرستش خود قوی گردان، ومرا به کارهایی توفیق ده که با آنها آلودگی گناه را از من بشویی، و چون بخواهی مرا بمیرانی، بر آیین خود و آیین پیغمبرت محمّد (ص) بمیران.

14 خدایا، اینک که در پیشگاه تو ایستاده ام، از گناهان بزرگ و کوچک، و بدی های پنهان و آشکار،و لغزش های گذشته و اکنون ِ خود به سوی تو باز می گردم؛ مانند کسی که بازگشته و دیگر اندیشه ی هیچ  گناهی را به خود راه نمی دهد و آهنگ گناه نیز خواهد کرد.

15 ای معبود من، تو خود در کتاب استوارت فرموده ای که بازگشت بندگانت را آغوش می گشایی و بدی هایشان را می آمرزی و آنان را که گناه به سوی تو باز می گردند دوست می داری. پس آن گونه که وعده فرموده ای، بازگشت مرا پذیرا شو، و چنان که بر عهده گرفته ای، از بدی های من در گذر، و آن سان که شرط کرده ای، محبّت خود را بر من لازم گردان.

16 ای پروردگار من، شرط من با تو این است که دیگربه کاری رو نکنم که پسند ِ تو نیست و بر عهده می گیرم که گِرد کاری نگردم که تو را خوش نمی آید، و پیمان می بندم که دوری گزینم از هر چه معصیت ِ توست.

17 خدایا، تو از من به آنچه می کنم آگاه تری. پس گناهانی را که می دانی، بر من ببخشای، و به قدرت خود، مرا به سوی آنچه دوست می داری برگردان.

18 خدایا، حقوقی  بر عهده ی من است که بعضی را به یاد دارم و برخی را فراموش کرده ام، ولی همه آنها پیش ِ چشم ِ همیشه بیدار ِ تو، ودر احاطه علم توست که فراموشی بدان راه نمی یابمد. پس تو خود آن حقداران را عوض ده، وگناه ِ مربوط به حقّ ِ ایشان را بر من ببخشای، و بار سنگین آن را بر دوش من سَبُک گردان، و مرا از انجام دادن ِ گناهی مانند آن در امان دار.

19خدایا، بازگشت من از گناه پایدار نخواهد ماند مگر این که تو مرا نگاه داری، و از خطاها باز نتوانم ایستاد مگر این که تو مرا نیرو دهی. پس با نیروی کفایت کننده مرا توانایی ده، و با عصمتی بازدارنده از گناه، یاری ام فرما.

20 خدایا، چه بسا بنده ای که از گناه به درگاه تو بازگردیده، وتو به علم غیب خویش می دانی که او توبه خود را خواهدشکست و بار دیگر به گناه و خطای خود باز خواهد گشت. پناه می برم به تو که چنین باشم. پس این توبه مرا توبه ای قرار ده که بعد از آن نیازمند توبه ای نشوم؛ توبه ای که بار گناهان گذشته را از من بردارد، ومرا در باقی عمر، از گزند ِ گناهان به سلامت دارد.

21 خدایا، من از نادانی خود نزد تو پوزش می طلبم، و برای کردار ناشایست خود، بخشایش می خواهم. پس بر من منّت گذار و در سایه رحمت خویش جایم ده و تفضّل فرما و بر من جامه عافیت پوشان.

22خدایا، من از هر کاری که خواست ِ تو نبوده یا دوستی ات را از میان می برده است، توبه می کنم: از هر اندیشه بد که به دلم راه یافته، و هر نگاه زیر چشمی ِ گناه آلود، وهر گفتار نابجای زبانم؛ توبه ای که با آن یکایک اعضایم از عقوبت های تو به سلامت مانند، و از خشم دردناک تو که تجاوزگران از آن در هراس اند، ایمنی یابند.

23خدایا، بر تنهایی من در پیشگاه خود، و تپش های قلبم از ترس خود، و لرزه های اعضایم از شکوه خود،  رحمت آور؛ زیرا گناهانم- ای پروردگار من- مرا در برابر توبه رسوایی افکنده است. اگر به خاموشی تن دهم، هیچ کس به جای من سخن نخواهد گفت، و اگر برای خود شفاعت خواهم، سزاوار آن نباشم.

24 خدایا، برمحمّد و خاندانش درود فرست و لطف خود را شفیع گناهان من ساز، و به آیین مهربانی خویش از بدی های من در گذر، و مرا به آنچه سزاوار آنم عقوبت مفرما، و سفره ی احسان خود را بر من بگستران، و زشتی های مرا در پرده پوشی نما، و با من همانند شخص پیروزمندی رفتار کن که بنده ای خوار و ذلیل در برابرش به زاری در افتاده و او آن بنده را به مهر می نوازد، یا همچون توانگری که بنده ای فقیر بر سَر ِ راهش نشسته و او آن بنده را بی نیاز می سازد.

25 خدایا، هیچ کس مرا پناه ندهد، پس عزّت تو باید مرا در پناه خود گیرد. هیچ کس پیش تو از من شفاعت نخواهد کرد، پس فضل تو باید شفیع من گردد. بسیاری گناهان مرا به هراس افکنده است، پس عفو تو باید مرا امان بخشد.

26 همه آنچه را گفته ام، از آن رونیست که از زشتی کار خویش بی خبرم و کردار ناپسند پیشین خود را از یاد برده ام، بلکه می خواهم آسمان تو و هر کس  در آن است، و زمین تو وهر کس بر روی آن است، همگی، پشیمانی ِ آشکار من در پیشگاه تو و توبه ام را کع با آن به تو پناه آورده ام، بشنوند،

27 تا شاید یکی از ایشان، به لطف تو، بر پریشان حالی ِ من دل بسوزاند، یا آشفتگی ام او را به رقّت آورَد ودر حقّ ِ من دعایی کند که آن را پیش از دعای من به استجابت رسانی، و یا از من شفاعتی کند که نزد تو از شفاعت من استوار تر باشد وبه سبب آن از بند خشمت رهایی یابم ودر حریم خشنودی ات چای نَهم.

28 خدایا اگر پشیمانی پیش  تو بازگشت به سوی توست، پس من پشیمان ترینم؛ و اگر گناه نکردن همان توبه کردن است، پس من توبه کارترینم؛ واگر پوزش خواهی از گناه سبب آمرزش است، پس من از تو پوزش می خواهم.

29 خدایا، همچنان که ما را به توبه فرمان داده ای و پذیرفتن توبه را بر عهده گرفته ای، و همان گونه که ما را به دعا بر انگیخته ای و اجابت آنرا وعده فرموده ای، پس برمحمّد وخاندانش درود فرست و بازگشت مرا به سوی خویش آغوش گشای، ومرا با ناامیدی از رحمت خود بر مگردان. این تویی که گناهکاران را می پذیری و با خطا پیشگان ِ باز گشته از گناه مهر می ورزی.

30 خدایا، برمحمّد وخاندانش درود فرست، زیرا تو ما را به همّت او راه راست بنمودی؛ و برمحمّد و خاندانش درود فرست، چون به هدایت او نجاتمان بخشیدی؛ و برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که در روز رستاخیز و روز احتیاج  به تو، ما را دستگیر شود، که تو بر هر کار توانایی، و برآوردن ِ این خواسته ها بر تو آسان است.

(1): غافر(مومن)،60

(2): اشاره به آیه 25 سوره شوری: (( و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می پذیرد و از گناهان در می گذرد...)).

(3): اشاره به آیه ی 222 سوره ی بقره: ((... خداوند توبه کاران را دوست دارد...)).

نیایش آن حضرت در نماز شب

1 خدایا، ای صاحب عرش پادشاهی ای که همیشه پاینده است.

2 و سلطنتی که بی سپاهیان و پشتیبان ها توانمند است،

3 و شکوه و عزّتی که با گذشت روزگاران و سر آمدن سال ها و سپری گشتن زمان ها  و  روزها پایدار می مانَد.

4 سلطنتت چنان چیرگی دارد که آغاز و انجام آن را حدّی نیست،

5 و پادشاهی ات را بلندایی است که همه ی چیزها پیش از رسیدن به اوج آن تباه شوند.

 6 والاترین وصف ِ وصف کنندگان، برای پایین ترین مرتبه ی آن رفعت و بلندا که برای خود برگزیده ای، نارساست.

7 در مسیر معرفت تو، صفت ها به گمراهی روند، ونعت ها[پیش از بیان آنچه سزاوار توست] از هم گسیخته شوند، و خیال های دقیق و ظریف در پیشگاه عظمتت به حیرت افتند.

8 آری، تو آن خدایی که پیش از هر چیزبوده ای و همواره خواهی بود؛ پاینده ای و از میان نخواهی رفت.

9 من آن بنده ی کم کار و پُر آرزویم که وسیله ای در دست ندارم، جزآنچه رحمت تو فراهم آورده، و رشته های امیدم از هم گسیخته، جز رشته ی امید ِ بخشش تو که خود بدان آویخته ام.

10 طاقت من کم شمار است و بارِ معصیت تو بر دوش من بسیار. بخشایش در حقّ ِ بنده ات، اگر چه بد کرده باشد، بر تو دشوار نیست. پس مرا ببخشای.

11 خدایا، علم تو بر کارهای پنهان احاطه دارد، و هر امر پنهانی در برابر آگاهی ِ تو آشکار است، و پیچیدگی ها و ریزه کاری ها بر تو پوشیده نیست، و رازهای نهانی از تو مخفی نمی مانَد.

12 دشمن تو- که از تو مهلت خواسته بود تا مرا به گمراهی فراخوانَد و تو او را مهلت دادی، و برای گمراه کردن من از تو فرصت طلبیده بود و تو فرصتش دادی – اینک بر من دست یافته است.

13 آن دم که از گناهان کوجک هلاک کننده و گناهان بزرگ ِ فساد انگیز به سوی تو می گریختم، مرا به زمین افکند، و چون خود را به معصیت آلودم و به کردار بد ِ سزاوار خشم تو گشتم، لجام نیرنگ خود را از من برگرفت و با سخن ِ کفرش با من روبه رو گردید و از من بیزاری جست و بر من پشت کرد وبرفت و مرا در بیابان گمراهی در برابر خشم تو تنها رها گردانید و بر آستان ِ عقوبتت به حالتی در افکند

14 که نه شفیعی نزد تو از من شفاعت می کند، و نه پناهنده ای مرا در برابر تو ایمنی می بخشد، و نه قلعه ای مرا از چشم تو پوشیده می دارد، و نه پناهگاهی هسن که بدان پناه برم.

15 این جا که من ایستاده ام، جایگاه کسی است که به تو پناه آورده و در برابرت لب به اعتراف گشوده است. پس مبادا گستره فضل تو بر من تنگ آید، وجامه عفو تو بر من کوتاه نماید، و من نومیدترین ِ بندگانت باشم که به سوی تو بازگشته اند، و بی نصیب ترین ِ کسانی که با دلی پُر امید به درگاه تو روی آورده اند. مرا بیامرز که تو بهترین ِ آمرزندگانی.

16 خدایا، تو مرا فرمان دادی و من فرمان نبردم،  و مرا نهی کردی و من  نهی تو را مرتکب شدم. اندیشه ی بد، خطا را در چشم من بیاراست و من بدان دست زدم.

17 هیچ روزی را روزه نبوده ام تا آن را گواه خود گیرم، و هیچ شبی را به شب بیداری صبح نکرده ام تا آن را پناه خود سازم، و هیچ مستحبّی را بر پای نداشته ام تا به سبب آن در خود ستایش باشم. تنها به واجبات تو پرداخته ام، که تضییع آنها مایه ی نابود است.

18 هرگز نتوانم با فضیلت یک کار مستحب، خود را به تو نزدیک کنم، چرا که بسیاری از واجبات تو را نادیده انگاشته ام، و از امر و نهی تو پا را فراتر گذاشته ام و حرمت هایی را شکسته و گناهان بزرگی را مرتکب شده ام که تو مرا از رسوایی های آنها به سلامت داشتی، و آن گناهان پوشیده ماند.

19 این جا که من ایستاده ام، جایگاه کسی است که خود را برای تو از گناه برحذر داشته و بر خود خشمگین و از تو خشنود است. با دلی شکسته و نزار، و گردنی کج و پشتی خمیده از بار سنگین گناه، با تو روبه رو گردیده، در حالی که میان شوق به تو و بیم از تو برجا ایستاده است.

20 و تو سزاوار تر کسی هستی که باید به او امید بندد واز او بترسد و بپرهیزد. پس ای پروردگار من، چیزی را که از تو امید آن دارم، به من ارزانی کن، و از آنچه می ترسم، پناهم ده، و از رحمت خود صله ای به من عنایت کن، که تو کریم ترین کسی هستی که از او نیاز می خواهند.

21 خدایا، همچنان که در این جهان ِ گذرا، پیش چشم دیگر مردمان، با عفو خود بر گناهان من پرده افکندی و زندگی ام را از فضل و بخشش خود بیاکندی، در آن جهان ِ ماندگار نیز مرا در جایی که گواهان می ایستند ودر محضر فرشتگان مقرّب و رسولان بزرگ و بزرگوارت، و شهیدان و صالحان، از رسوایی پیش همسایه ای که گناهان خود را از او پنهان می کردم و خویشاوندی که در کارهای پنهانی ِ خود از او حیا میورزیدم، در پناه آور.،.

22 پروردگارا، باور نداشتم که ایشان راز ِ مرا پوشیده دارند، امّا ای پروردگار من، مطمئن بودم که تو مرا می آمرزی. تو سزاوار تر کسی هستی که مردم به او اعتماد می کنند، و بخشنده ترین کسی که به او روی می آورند، ومهربان تر کسی که از او رحم ومهربانی می خواهند. پس بر من رحمت آور.

23 خدایا، تو بودی که مرا به صورت ِ آبی پَست و بی ارزش  از میان استخوان های به هم فشرده پشت پدر و از گذرگاه های باریک، در تنگنای رَحِمی که آن را با پرده هایی پوشیده داشته ای، سرازیر کردی، ومرا از حالتی به حالت دیگر در آوردی، تا آن که صورت مرا به کمال پرداختی و در پیکر من اعضاء و جوارحی قرار دادی؛ همچنان که در کتاب خود آورده ای: نطفه ای بود، سپس خون ِ لخته ای، سپس گوشت جویده شده ای، سپس استخوانی، و آن گاه بر استخوان ها گوشت پوشانیدی، و پس از آن، بدان گونه خواست ِ تو بود، آن را آفرینشی دیگر بخشیدی.(1)

24 تا چون نیازمند روزی ّ تو شدم و از دستگیری ِ بخشش تو بی نیاز نبودم، از زیادتی خوردنی و آشامیدنی ِ کنیزت[ مادرم]- که مرا در اندرونش قرار دادی و در نهاد ِ رَحِمش به امانت گذاشتی- قوت مرا مقرّر داشتی.

25 ای پروردگار من، اگر در این حالات مرا به چاره جویی خودم رها می کردی و به نیروی خویشم ناگزیر می ساختی، هم تدبیرم از من کناره می گرفت و هم نیرویم از من به دور می ماند.

26 اما تو همچون احسان کننده ای مهربان و با لطف، به فضل خود مرا غذا دادی، و از سَرِ احسان، این کار را تا اکنون در حقّ من انجام داده ای. پیوسته از احسان ِ تو برخوردارم و نیکی کردن تو با من سستی نمی گیرد. با این همه، یقین من به روز دادن تو چنان استوار نیست که با فراغ دل به کاری پردازم که پیش تو برای من سودمند تر است.

27 عنان اختیارم در دست شیطان است و او مرا به وادی ِ بدگمانی و ضعف یقین می کشاند، و من گله گزارم از این که برای من همنشینی بد است و نَفسم از او پیروی می کند. پناه می برم به تو از چیره گشتن شیطان بر خود، و به درگاه تو زاری می کنم که مکر او را از من بگردانی،

28 و از تو می خواهم که راه روزی جستن مرا آسان کنی. ستایش برای توست که در آغاز به ما نعمت های بزرگ بخشیدی، و به ما الهام کردی که تو را بر احسان کردن ونعمت دادنت سپاس گوییم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و روزی ام را به آسانی به من برسان، و مرا به آنچه قسمتم کرده ای راضی گردان، و به آن مقدار که برایم مقدّر نموده ای خشنود کن، و آنچه را از جسم و عمر من کاسته می شود، در راه طاعت خود قرار ده، که تو بهترین روزی دهندگانی .

29 خدایا، پناه می برم به تو از آتشی که با آن بر هر کس تو را اطاعت نکند، سخت گرفته ای، و هر کس را که به خشنودی تو محل نگذارد، بیم داده ای، آتشی که روشنایی آن تاریکی، ملایم آن دردناک، و دور ِ آن بس نزدیک است؛ آتشی که شعله هایش یکدیگر را می بلعند ودر هم می پیچند؛

30آتشی که استخوان ها را می پوسانَد و ساکنان خود را آب ِ جوش می نوشاند؛ آتشی که بر حال آن کس که به زاری در افتاده نمی نگرد، و بر کسی که از او مهر و لطف می جوید، رحم نمی کند، و هرگز نمی تواند از عذاب کسی که در برابرش فروتن گشته و تسلیم او گردیده، چیزی بکاهد، بلکه با سوزنده ترین عذاب دردناک خود، و بدترین بیچارگی، به پیشواز ساکنان خود می آید.

31پناه می برم به تو از کژدُم های دهان گشوده ی آن، و مارهای آن که پُر صدا دندان بر دندان می سایند، و نوشیدنی ِ آن که دل و روده ساکنانش را پاره پاره می کند و قلب هایشان را از جای برمی کند. از تو می خواهم که راهی پیش پایم نهی که مرا از آن آتش دور و واپس دارد.

32 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست وبه زیادی ِ رحمت خود مرا از آتش دوزخ در پناه آر، و به عفو نیکوی خود از در افتادن به ورطه گناه درامان دار و خوار مساز، ای بهترین ِ پناه دهندگان.

33 خدایا، تو بندگانت را از بدبختی و سختی نگاه می داری، و به آنان خیر و نیکی عطا می کنی، وهر چه بخواهی همان می کنی، که تو بر هر کار توانایی.

34 خدایا،درود فرست بر محمّد وخاندانش آن گاه که نیکان به نیکی یاد شوند، و درود فرست بر محمّد وخاندانش  تا آن زمان که روز و شب از پی هم آیند و روند؛ درودی که رشته آن از هم نگسلد و در شمار نیاید؛ درودی که هوا را بیا کَنَد و زمین و آسمان را سرشار کند.

35 خدای تعالی بر او درود فرستد چندان که خرسند شود، و پس از آن بر او و خاندانش درود فرستد؛ درودی بی کران و بی پایان، ای مهربان ترین ِ مهربانان.

(1): اشاره به آیه ی 12 تا 14 سوره ی مومنون: (( و به یقین، انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم. سپس او را به صورت نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را لخته خونی کردیم، و لخته ی خون را پاره گوشتی مبدل نمودیم پس آن را استخوان ها کردیم، آن گاه به استخوان ها گوشتی پوشاندیم، سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم (و در آن روح دمیدیم). پس پر خیر و پاینده است خدایی که بهترین آفرینندگان است.))

نیایش آن حضرت در طلب خیر

1 خدایااز تو می خواهم که به سبب دانش بی حدّ خود، برای من خیر و نیکی را برگزینی.پس  بر محمّد وخاندانش درود فرست و از هرچیز برترین را نصیب من فرما.

2 به ما الهام کن که آنچه را نیک و درست است، بدانیم وعمل کنیم، و این را وسیله ای قرار داده تا به آنچه برایمان مقدّر فرموده ای خشنود شویم، و به حکمی که در حقّ ما کرده ای گردن نهیم. پس پریشانی ِ دودل بودن را از قلب ما بزدای و ما را به یقینی همانند  یقین بندگان مخلص خود یاری نمای.

3 و مخواه که در شناخت آنچه برای ما برگزیده ای، ناتوان مانیم، تا آن جا که حرمت تو در چشم ما اندک شود و آنچه مقدّر کرده ای پیش ما ناپسند آید وبه حالتی دچار شویم که از نیک فرجامی دورتر است و به غیر عافیت نزدیک تر.،

4 آنچه را قسمتمان کرده ی و برای ما ناخوشایند است، محبوب ما گردان، و آن حکم تو را که دشوار می پنداریم، آسان ساز،

5 و در دل ما انداز که در برابر آنچه در حقّ ما خواسته ای، تسلیم تو باشیم، و نخواهیم که آنچه به تاخیر انداخته ای، در پیش افتد و آنچه پیش انداخته ای، به تاخیر افتد، و آنچه را محبوب توست، ناپسند نداریم، و آنچه را خوش نمی داری، اختیار نکنیم.

6 کار ما را به آن سرانجام که نیک تر است و ان فرجام که پسندیده تر،پایان ده؛ زیرا تو نفیس ترین چیزها را می بخشی، و بخشش های بزرگ می دهی، و هر چه بخواهی همان می کنی، و بر هر کار توانایی.

نیایش آن حضرت هنگام ابتلا، یا هنگامی که کسی را به رسوایی گناه گرفتار می دید

1خدایا، ستایش برای توست که می دانی و می پوشانی، و با این که از باطن ِ همه خبرداری، عاقیت می بخشی. هریک از ما چون خود را به عیب و کاستی آلود،او را مشهور خاص و عام نساختی، و چون دست خود را به زشتی ها گشود، رسوایش نساختی، و چون در پنهان بدی ها را مرتکب شد،آن ها را آشکار نکردی.

2 چه بسا نهی را که مرتکب شده ام، و چه بسا امر تو را که از آن سر پیچیده ایم، در حالی که تو ما را بر آن امر و نهی کرده بودی. چه بسا خطاها که از ما سر زده است و تنها تو از آنها باخبر گردیده ای، نه دیگر بینندگان، وتو بیش از دیگران بر افشای آنها توانا بودی. عافیت تو برای ما، پرده ای بود در برابر چشمانشان، و سدّی بر سَرِ راه گوش هاشان.

3 چنان کن که آن اسباب شرمندگی ما که پوشیده داشته ای، و آن زشتی و عیب که پنهان نموده ای، پندی باشد برای ما، و ما را از بد رفتاری و آلوده شدن به گناه باز دارد، و مایه ی کوششی شود برای رسیدن به توبه ی معصیت زدا، ودر آمدن به راه پسندیده.

4 وقت ِ این کوشش را نزدیک ساز و ما را به غفلت دچار مکن؛ چرا که ما روی نیاز به درگاه تو آورده ایم و از گناهان به سوی تو بازگردیده ایم.

5 خدایا، درود فرست بر محمّد وخاندان او که ایشان را از میان آفریدگانت برگزیده ای، ناب ترین ِ مردمان و پاکیزگان اند، و چنان کن که ما، آن سان که خود فرمان داده ای، گفته هایشان را به گوش جان بشنویم وحُکمشان را فرمان بریم.

نیایش آن حضرت در مقام رضا به قضای الاهی

1 ستایش برای خداست که به آنچه فرمان می رانَد خشنودم، و گواهی میدهم که خدا روزی ِ بندگانش را به عدالت قسمت نموده و با همه آفریدگانش به فضل و احسان رفتار کرده است.

2 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا به آنچه به دیگران عطا کرده ای میازمای، و آنان را به آنچه از من باز داشته ای، به آفت ِ سرکشی و تکبّر دچار مکن، تا سبب شود بر آفریدگانت رشک بَرَم و حکم تو را خوار شُمُرَم.

3 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا به آنچه برایم مقدّر نموده ای، دلخوش کن، و سینه مرا در برابر آنچه وسیله ی تقدیر توست، فراخ ساز، و به من چنان اطمینانی بخش که با تکیه بر آن، اقرار کنم قضای تو جز به نیکی روان نگشته است، و تو را بیش تر در برابر انچه از من بازداشته ای سپاس گویم تا در برابر آنچه به من ارزانی کرده ای.

4 مرا بازدار از این که انسان بینوا را فرومایه پندارم، یا گمان کنم که انسان ِ توانگر فضل و برتری دارد؛ زیرا شریف کسی است که فرمانبرداری تو او را شرافت بخشیده باشد، و عزیز کسی است که از بندگی ِ تو عزّت یافته باشد.

5 پس بر محمّد وخاندانش درود فرست وما را از ثروتی بی فنا بهره مند ساز، وبه عزّتی پایدار مدد فرما، و از سلطه ای جاودانه برخوردار نما، که تو آن یکتای یگانه ی بی نیازی که نه فرزندی آورده ای و نه فرزند کسی بوده ای، و هیچ کس همتای تو نیست.

نیایش آن حضرت هنگام شنیدن بانگ رعد

1خدایا، این ابر و برق، دو نشانه از نشانه های قدرت تو، و دو کارگزار از کارگزاران تو هستند که با رحمتی سودمند، یا رنجی زیانبار، به فرمانبرداری ات شتاب می ورزند. پس به سبب این دو نشانه، بر سَرِ ما باران فساد و تباهی مبار، و بر تن ما جامه ی بلا مپوشان.

2 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و سود و برکت این ابرها را بر ما فرو ریز و آزار و زیانشان را از ما برگیر. مبادا ما را به آفت ابرها دچار کنی و بر مایه ی زندگانی ما آسیب فرستی.

3 خدایا، اگر این ابرها را برانگیخته ای که عذابی آورند و نماینده ی خشم تو باشند، از خشم تو به خودت پناه می آوریم و آمرزش خواهانه به درگاهت زار می گرییم. پس خشم خود را به سوی مشرکان گسیل دار، و آسیاب عذابت را بر سَرِ خداناشناسان به گردش درآر.

4 خدایا، خشکی ِ سرزمین های ما را با ریزش باران خود از میان ببر، و با روزی ِ خود، وسوسه را از دل های ما بیرون کن. ما را به غیر خودت سرگرم مساز، و میان ما و سرچشمه ی احسانت فاصله مینداز، چون توانگر کسی است که تو بی نیازش کرده باشی، و تن درست آن کس که تو او را از بلا نگه داری.

5 هیچ کس را در برابر تو نه وسیله دفاع باشد، و نه آن قدرت و نیرو که پیش قهر تو با آن پشتگر می یابد. به هر کس هر چه خواهی فرمان دهی، و برای هرکس هر سرنوشتی که خواهی رقم زنی.

6 پس حمد و ستایش برای توست که ما را از بلا نگه می داری، و باید سپاسگزار تو بود که نعمت های خود را به ما می بخشی؛ چنان ستایشی که از حمد و سپاس دیگر ستایشگران پیش افتد و زمین و آسمان را سرشار کند.

7 این تویی که عطاهای بزرگ می بخشی و نعمت های سترگ می دهی. ستایش ِ کم را پذیرایی و شکرِ اندک را سپاسگزار. نیکوکار و خوش رفتار و صاحب نعمت های بسیاری. جز تو معبودی نیست و بازگشت همه به سوی توست.

نیایش آن حضرت در مقام شکر پروردگار

1 خدایا، هیچ کسی در طریق شکر تو به سرمنزلی نرسد، مگر آن که احسان دیگری از سوی تو برای او فراهم آید و سپاس دیگری را بر وی لازم گردانَد،

2 و هرچه در فرمانبرداری از تو کوشش نماید، به سرانجامی نرسد، و به آن مرتبه از طاعت که تو به خاطر فضل و احسان خود سزاوار آنی، دست نیابد.

3 پس شاکرترین بندگانت از سپاس تو ناتوان باشد، و عابدترین ِ ایشان از فرمانبرداری ات فرو مانَد.

4 هیچ کس را بر تو آن حق نیست که او را به شایستگی اش بیامرزی و به سزاواری اش از وی خشنود شوی.

5 پس هرکه را آمرزیده ای، از احسان تو بوده است، و از هرکه خشنود گشته ای، از فضل و رحمت تو.

6کار ِ اندک ِ پذیرفته را جزای فراوان می بخشی، و در برابر ِ طاعت ِ ناچیز پاداش می دهی؛ چنان که گویی شکر گزاری ِ بندگانت- که در برابر آن پاداشی بر ایشان لازم کرده ای و مزدی بزرگ به آنان داده ای – چیزی است که می توانند از آن خودداری کنند. از این رو، به آنان پاداش می دهی، یا چون سبب آن به دست ِ تو نیست، جزایشان می بخشی.

7 ای معبود من، چنین نیست، بلکه اختیار آنان به دست تو بوده است، پیش از آن که بر عبادت توانا باشند، و پاداش آنان را فراهم ساخته ای، پیش از آن که تو را اطاعت کنند؛ زیرا شیوه تو بخشیدن است، و خوی تو احسان کردن، و آیین تو آمرزیدن.

8 همه ی آفریدگانت معترف اند که تو بر آن کس که عقوبتش کرده ای، ستم ننموده ای، و گواه اند که تو با آن کس که در امانش داشته ای، به احسان عمل کرده ای، و همه خود را در انجام دادن ِ آنچه تو سزاوار آن هستی، مقصّر می دانند.

9 اما اگر نبود این که  شیطان فریبشان می دهد و از اطاعت تو دورشان می دارد، هیچ نافرمانی، معصیت تو نمی کرد، و اگر باطل را به چهره حق در نمی آورد، هیچ کس از راه تو بیراه نمی گشت.

10 منزّهی تو، چه روشن و آشکار است لطف و کرمت در معامله با آن کس که تو را اطاعت کند یا معصیت ورزد؛ و بنده سر به راه  را به خاطر آنچه خود برای او بر عهده گرفته ای، می ستایی و بنده نافرمان را مهلت می دهی، با آن که می توانی در بازخواست وی شتاب کنی،

11 و هر یک از آن دو را چیزی می بخشی که سزاوار آن نیستند، و به هر کدام چیزی را تفضّل می کنی که ارزش کارشان بدان پایه نرسد.

12 اگر تو آن بنده ی فرمانبر را به اندازه ی عملش- که تو خود او را بر آن واداشته ای- جزا می دادی، بعید نبود که ثواب تو را در نیابد و نعمت تو نیز از کَفَش برود؛ ولی چنین نکرده ای، بلکه به لطف خود، او را در برابر عبادت کوتاه مدّت و فناپذیر، پاداشی بلند مدّت و جاودان بخشیده ای، و در برابر کارهای زود گذر، ثوابی پیوسته و ماندگار داده ای.

13 عجیب تر این که از بنده خود- که روزی ات را خورده و با آن بر طاعت تو توانا گردیده است- بهایی طلب نکرده ای، و بر سَرِ ابزارهایی که به مدد آنها به آمرزش تو راه یافته، بر او سخت نگرفته ای، و اگر چنین کرده بودی، همه دسترنج و نتیجه کوشش وی، در برابر کوچک ترین نعمت و احسان تو، از میان می رفت، و او در گرو ِ دیگر نعمت هایت پیش تو می ماند. پس در این صورت، کی مستحقّ ِ چیزی از ثواب تو بود؟ نه، کی مستحق بود؟

14ای معبود من، این حال کسی است که تو را فرمان برده است، و شیوه ی کسی است که در عبادتت بسی کوشیده است. امّا آن کس که فرمان تو را پشت گوش انداخته و نهی تو را مرتکب شده است، در انتقام گرفتن از او شتاب نورزیده ای، تا مگر از معصیت تو دست بردارد و به طاعت تو بازگردد، حال آن که در نخستین لحظه ی گنهکاری، سزاوار همه عقوبت هایی گردیده بود که برای تمام آفریدگنت مهیّا کرده ای.

15پس هر عذابی که از او به تاخیر افکنده ای، و هر انتقام و عقاب ِ شدید که از او باز پس داشته ای، چشم پوشی توست از حقّ ِ خود، و خشنودی توست به کم تر از آنچه سزاوار آنی.

16 پس ای معبود من، کیست بزرگوارتر از تو، و کیست بدبخت تر از آن کس که در راه مخالفت تو هلاک گردیده است؟ نه، هیچ کس نیست. تو والاتر از آنی که درباره ات جز احسان و نیکی سخن گویند، و کم تر ز آن که جز به سبب دادگری از تو بیمناک شوند. هرگز ترس آن نیست که بر گنهکار ستم ورزی و از پاداش کسی که تو را خرسند کرده است، غافل شوی. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و آرزوی مرا برآور، و هدایتت را بیش از پیش نصیب من گردان، تا با آن در کار خود به توفیق رسم. بی شک، تو بسیار بخشنده بزرگواری.

نیایش آن حضرت در پوزش خواهی

1 خدایا، از تو پوزش می خواهم، اگر در حضور من بر مظلومی ستم رفته و من او را یاری نکرده ام، و در حقّ ِ من احسانی صورت گرفته و سپاسگزار آن نبوده ام، و خطاکاری از من پوزش خواسته و من آن را نپذیرفته ام، و نیازمندی از من چیزی طلب کرده و من به او نبخشیده ام، و مومنی بر گردن من حقّی داشته و من آن را به جا نیاورده ام، و عیب مومنی بر من آشکار گردیده و آن را نپوشانده ام، وگناهی  به من روی آورده و من از آن کناره نجسته ام.

2 ای معبود من، از همه این خطاها و همانند آنها از تو پوزش می طلبم؛ پوزشی از روی پشیمانی که مرا در رویارویی با نظایر آنها، اندرزدهنده ای باشد.

3 پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و چنان کن که پشیمانی من از لغزش هایی که دچارشان شده ام- و تصمیم من بر ترک گناهانی که برایم پیش می آید- توبه ای باشد که برای من دوستی ات را در پی آورَد. ای دوست دار توبه کاران.

نیایش آن حضرت در طلب عفو و بخشایش

1 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و روی ِ شهوت ِ مرا ازهر چیز ِ حرامی بگردان، ودستِ آزمندی مرا به هیچ گناهی مرسان، و مرا از آزردن هر مرد و زن ِ مومن و مسلمان بر کناردار.

2خدایا، اگر بنده ای در حقّ من به کاری دست زده که تو او را از آن بازداشته ای، یا آبروی مرا، که تو حرمت آن را بر او لازم گردانیده ای، به ناحق ریخته است، و در این حال از دنیا رفته، یا زنده است و حقّ من بر گردن ِ وی باقی است، او را در ستمی که بر من روا داشته بیامرز، و در حقّی که از من با خود برده است ببخشای، و او را به سبب آنچه با من کرده سرزنش مفرمای، و بدی هایش را پیش چشمش میاور که آزرده خاطرشود. این عفو و بخشایش ِ بی دریغ و بخشش ِ رایگان من درباره آنان را پاک ترین صدقه و برترین عطیّه ای قرار ده که صدقه دهندگان و تقرّب جویان به دیگران می بخشند،

3 و در عوض این گذشت، از من درگذر، و در برابرِ دعایم در حقّ آنان، بر مت رحمت آور، تا هر یک از ما به مدد فضل تو به سعادت رسیم و به احسان تو روی رهایی بینیم.

4 خدایا، اگر بنده ای از بندگانت از من آسیبی دیده، یا از جانب من به او آزاری رسیده، یا من به دست ِ خود و یا به وسیله کسی بر او ستمی کرده ام و حقّش را تباه ساخته و مانع دادخواهی اش شده ام، بر محمّد و خاندانش درود فرست و با توانگری ِ خود رضایت او را از من فراهم ساز، و حقّش را تمام و کمال ادا فرما.

5 سپس مرا بری گردان از آنچه حکم تو بر من لازم کند، و رهایی بخش از آنچه عدل تو فرمان دهد؛ زیرا نیروی من تاب انتقام تو را ندارد، و توان من با خشم تو برابری نتواند، که اگر طبق حق، و برابر آنچه کرده ام، مرا پاداش دهی، هلاکم کرده ای، و اگر مرا با رحمت خود نپوشانی، به نابودی ام افکنده ای.

6خدایا، ای معبود من، از تو بخشش چیزی را می خواهم که عطای آن از تو هیچ نمی کاهد، و برداشتن ِ باری را خواستارم که بر گرفتن آن برتو دشوار نمی آید.

7ای معبود من، از تو می خواهم که نَفس مرا ببخشایی؛نَفسی که آن را نیافریدی تا با آن زیانی را برطرف سازی یا به سودی دست یازی، بلکه آن را آفریدی تا قدرت خویش را بر آفریدن ِ مانندِ آن به اثبات رسانی، و آن را دلیلی بر خلقت شبیه آن قرار دهی.

8 از تو می خواهم که بار سنگین گناهم را که بر من گرانبار گردیده، از من برداری، و از تو مدد می جویم بر تحمّل بار سنگینی که مرا به زانو درآورده است.

9پس بر محمّد وخاندانش درود فرست ونَفس مرا که بر خود ستم نموده، ببخشای، و رحمت خود را بگمار که بار گناهان مرا از من بردارد. چه بسا رحمتت به گنکاران رسیده، و چه بسا آمرزشت ستمکاران را در برگرفته است.

10 پس  بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا نمونه ی کسانی قرار ده که با آمرزش ِ خویش آنان را از لغزشگاه های خطاکاران فرا برده ای، و به توفیق خود از گرداب های هلاک مجرمان رهانیده ای، تا سرانجام به یُمن عفو تو از بند خشمت رها شده اند و به احسانت از کمند ِ عدل تو آزاد گردیده اند.

11 معبود من، تو اگر چنین کنی، این لطف را در حقّ کسی روا داشته ای که سزاوار ِ عذاب ِ تو بودن را منکر نمی شود، و خود را از این که مستحقّ ِ خشم تو گردد، بری نمی داند.

12 معبود من، در حق کسی لطف کرده ای که ترسش از تو، از آزمندی اش در تو افزون تر است، و نا امیدی اش از رهایی، از امیدش به رهایی استوار تر، امّا این نا امیدی اش نه از رحمت توست و امیدواری اش نه از سَری مغرور شدن به بخشش تو، بلکه از آن رو ناامید است که کارهای نیکش در میان کارهای بدش اندک می نماید، و بهانه های او در انجام ندادن وظایفش دیر نمی پاید.

13 امّا تو، معبود من، سزاواری مه صدّیقان به رحمتت فریفته نشوند وگنهکاران از بخششت ناامید نگردند؛ زیرا تو آن پروردگار بزرگی که فضل و احسان خود را از هیچ کس دریغ نمی داری، و در گرفتن خقّ خود بر کسی سخت نمی گیری.

14 یاد  تو والاتر است از هرچه یاد کنند، و نام های تو منزّه تر است از آن که دیگران بر خود نهند. نعمت های تو در میان آفریدگانت پراکنده است؛ پس بر لین نعمت ها تو را سپاس ای پروردگار هستی ها.

نیایش آن حضرت هنگام یاد کرد مرگ

1 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست وما را از آرزوی دور و دراز نگه دار، و چنان کن که با درستکاری دست آرزوها از ما کوتاه شود، تا ما را امید آن نباشد که ساعتی را پس از ساعتی پایان بریم، و روزی را پس از روزی به سر آوریم، و نَفَسی را به نَفَسی پیوند زنیم، و از پس ِ یک گام، گام دیگری برداریم.

2 ما را از فریب آرزوها به سلامت دار و از بدی های آنها ایمن ساز، و مرگ را پیش روی ما مجسّم بدار و بر ما مپسند که لحظه ای از یاد ان تهی گردیم.

3 ما را آن گونه به انجام دادن کارهای شایسته موفّق کن که بازگشتمان به سوی تو را کُند پنداریم، ودر رسیدن به کوی تو حریص تر گردیم؛ بدان پایه که مرگ برای ما خانه ی آرامشی شود که در آن بیاساییم، و جایی دوست داشتنی که مشتاقانه بدان درآییم، و خویشاوندی که نزدیک شدن به او را دوست بداریم.

4پس چون مرگ را به ما نزدیک ساختی وما را به دامنش انداختی، به دیدار او ما را نیک بختی بخش، و آمدنش را سبب آرامش ما کن، و به میزبانی او شوربختمان مساز، و به دیدار او ما را به خواری میفکن، و او را دری از درهای بخشش، و کلیدی از کلیدهای رحمت خود گردان.

5 ما را در حالی بمیران که راه یافته ایم وگمراه نگردیده ایم، و طاعت تو را ناپسند نشمرده ایم، و روی از گناه برتافته ایم و دست از نافرمانی کشیده ایم. ای عهده دار پاداش نیکوکاران، و اصلاح کننده عمل تباهکاران.

نیایش آن حضرت در طلب پرده پوشی و محفوظ ماندن از گناه

1 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و بساط کرامت خود را برایم بگستران، و مرا به آبشخورهای آکنده از مهر و رحمت خویش وارد کن، و در میانجای مینوی خود فرود آور، و از درگاهت مران که خوار شوم، و ناامید مگردان که بی نصیب مانم.

2 مرا به کردار بدم کیفر مکن، و به سبب آنچه کرده ام بر من سخت مگیر، و رازم را آشکار مساز، و از کارِ پوشیده ام پرده برمدار. عملم را به ترازوی عدل و انصاف خود مسنج، و حال و روزم را پیش نیکان ِ خلق ظاهر مکن.

3 چیزی را که آشکار شدنش مایه ی ننگ من است، از آنان پوشیده دار، و آنچه مرا نزد تو رسوا می کند، در پرده گذار.

4 به خشنودی خود مرا بلند مرتبه ساز، و به آمرزش خود عزّتم را به کمال رسان، و در صف (( اصحاب یمین)) جایم ده، و در طریق سلامت یافتگان به راه انداز، و در شمار رستگاران درآور، و بزم نیکان را به وجود من رونق بخش. چنین باد ای پروردگار هستی ها.

 

نیایش آن حضرت پس از ختم قرآن

1 خدایا با یاری تو بود که کتابت را تا پایان تلاوت کردم؛ کتابی که آن را همچون نوری درخشان فرو فرستاده ای، و بر هر کتابی که پیش از آن نازل کرده ای گواهش ساخته ای، و بر هر سخنی که بیان داشته ای برترش گردانده ای؛

2 کتابی که آن را فرقان  قرار داده ای و بدو حلال وحرامت را جدا کرده ای؛ قرآنی که در آن راه های گوناگون احکام خود را در آن نمایان ساخته ای؛ کتابی که آن را برای بندگانت آن گونه که باید، شرح و تفضیل داده ای؛ وحیی که به شایستگی بر پیامبر خود،محمّد- که درود تو بر او وخاندانش باد- فرو فرستاده ای،

3 و آن را نوری قرار داده ای که به پیروی از آن، از تیرگی های گمراهی و نادانی به راه می آییم؛ و درمانی برای آن کس که از روی اندیشه و باور به آن گوش سپارد؛ و ترازوی عدلی که زبانه اش از حق به سوی دیگر میل نکند؛ و نور هدایتگری که پرتو ِ برهانش پیش چشم  بینندگان خاموش نگردد، و نشانه ی نجات بخشی که هر کس آهنگ ِ پیروی ِ آن کند، گمراه نشود، و هر کس به ریسمان عصمت آن درآویزد، دست هلاکت به دامنش نرسد.

4 خدایا، همچنان که ما را بر تلاوت قرآن مدد رساندی و با بیان نیکویش خشونت و سختی ِ زبان ما را نرمی دادی، در زمره ی کسانی قرارمان ده که آن را چنان که درخور و شایسته است حفظ و حراست می کنند، و با اعتقاد به تسلیم شدن در برابر آیات محکم آن، بندگی ِ تو می ورزند، و با اعتراف به آیات متشابه و دلایل آشکار آن، به تو پناه می آورند.

5 خدایا، تو قرآن را سربسته و مجمل بر پیامبر خود، محمّد- که درود خدا بر او و خاندانش باد- فرو فرستادی، و علم به شگفتی های بیان و بنان ِ آن را به طور کامل به وی الهام کردی ، و دانش آن را با تفسیر و توضیح  به ما به میراث دادی. ما را بر آنان که علم قرآن نمی دانند برتری بخشیدی، و بر فهم ظاهر و باطن کتاب خود توانا کردی، تا والاتر و بالاتر از کسانی قرارمان دهی که شناخت قرآن درخور تحمّلشان نیست.

6خدایا، همچنان که دل های ما را محمل ِ حقایق قرآن قرار دادی و با رحمت خود شرافت و فضیلت آن را به ما شناساندی، بر محمّد که با آیات آن مردم را پند داد، و خاندانش که خزانه داران علوم قرآن اند، درود فرست و ما را از آنانی به شمارآور که قرآن را فرود آمده از نزد تو می دانند، تا هیچ شکّی با یقین ما درباره ی این حقیقت معارضه نکند، و هیچ لغزشی ما را از راه راست آن منحرف نگرداند.

7 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و ما را از کسانی قرار ده که به ریسمان ِ قرآن می آویزند، و در اموری که حق و باطل در آنها به هم آمیخته است، به دژ ِ استوار آن پناه می برند، و در سایه ی حمایتش می آسایند، و با نور صبحگاه آن هدایت می یابند، و مشعل تابناکش را دلیل راه خود می گیرند، و از فروغ چراغ آن، چراغ معرفت می افروزند، و جز از او راه راست نمی جویند.

8خدایا، همچنان که محمّد را به سبب قرآن نشانه ی راه خود قرار دادی تا مردم را به سوی تو راه نماید و به وسیله  ی خاندان ِ او راه های خشنودی خود را روشن کردی، بر محمّد وخاندانش درود فرست و قرآن را برای ما وسیله ای کن که با آن به والاترین مرتبه های بزرگی و عزّت برشویم، و نردبانی که از آن به جایگاه سلامت بالا رویم، و سببی که به پاداش آن در عرصه قامت به رستگاری رسیم، و دستاویزی که با آن به سوی نعمت های سرای جاودانه پیش رویم.

9 خدایا، بر محمّد و خاندانش درود فرست و به حرمت ِ قرآن، سنگینی ِ بار گناهان را را از دوش ما بردار، و خوهای پسندیده ی نیکان را به ما ارزانی کن، و ما را پی سپار ِ کسانی قرار ده که برای تو در نیمه های شب، در آغاز و انجام روز، قرآن  می خوانند و آن را به پای می دارند،تا به پاکی ِ آن ما را از هر ناپاکی بری سازی، و به راه کسانی ببری که با نور قرآن روشنی یافته اند و آرزوها مانع کارهای نیک ایشان نشده است تا با فریب و نیرنگ بازشان دارد.

10 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و چنان کن که قرآن در تاریکی شب ها مونس ما باشد، و ما را از تحریکات شیطان و اندیشه های وسوسه آلود در امان دارد، و پاهایمان را از رفتن به سوی گناهان مانع شود، و زبان ها را از گفتن ِ ناحق و نادرست – بی آن که آفتی بینند- لال گردانَد، و اعضا و جوارح مارا ازآلوده گشتن به گناه بپرهیزاند، و ما را از نگریستن به دیده عبرت در امور، که دست بی خبری پوشیده داشته است، بیاگاهاند، تا فهم شگفتی های قرآن و مَثَل های هشدار دهنده آن – که کوهای استوار، با همه سرسختی، از حمل آن ناتوان اند- به دل هایمان راه یابد.

11 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و با قرآن همیشه ظاهر ما را آراسته بدار، و اندیشه های وسوسه آلود را را از دست یافتن به خلوص باطن ما منع نما. و آلودگی های دل های ما و علاقه ما به گناهان را برطرف ساز، و آشفتگی کارهای ما را بسامان کن، و در گرمگاه روز رستاخیز، هنگامه عرضه اعمال، سوز تشنگی ما را به آب رحمت قرآن فرو بنشان، و در روز ِ ((هراس ِ بزرگ))که از گورها برانگیخته شویم، بر تن ما جامه های امن بپوشان.

12 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و به مدد قرآن حاجت ما را به بی نیازی رسان، و آسایش زندگی و برکت و فراوانی ِ روزی ها را به سوی ما روان گردان، و از بدسرشتی ها و زشت کرداری ها به دور دار، و از فرو افتادن به درّه عمیق کفر و تن دادن به موجبات نفاق ایمن ساز، تا آن که قرآن ما را در قیامت به سوی خشنودی و بهشت تو پیش بَرَد، و در این جهان از خشم تو و تجاوز از حدود تو حفظ کند، و به سبب آنچه نزد تو بر عهده ی ما نهاده شده [ که پیرو قرآن باشیم و احکام آن را به کار بندیم]، گواهی دهد که ما حلال آن را حلال، و حرام آن را حرام دانسته ایم.

13 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و از برکت قرآن، سختی ِ جان کندن و رنج ناله کردن و به شماره افتادن نَفَس ها را هنگام مرگ بر ما آسان کن؛ : (( آن گاه که جان ها به گلوگاه می رسد، و کسی  می گوید: کیست آن که افسون کند و شفا بخشد؟)) پس فرشته ی مرگ برای گرفتن ِ جان وی از پرده های غیب چهره بنماید، و از کمان ِ مرگ، تیرهای وحشت ِ فراق به سوی او پرتاب کند، و برایش جامی از زهر مرگ، که طعم شرنگ دارد، به هم آمیزد، و زمان کوچیدن و روان شدن ِ ما به جهان دیگر نزدیک ونزدیک تر شود، وکارهای ما همچون گردنبند بر گردن ما بسته باشد، و تا روز دیدار[ = رستاخیز] گورها منزلگاه های ما گردند.

14 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و در آمدن ِ ما به سرای فرسودگی، و ماندن ِ دراز مدّت  مارا در میان طبقات خاک، برما مبارک ساز، و پس از جداشدن از دنیا، گورها را  بهترین منزل ما گردان، و تنگنای لَحَدهای ما را به رحمت خود بگستران، و ما را در برابر حاضران عرصه ی قیامت، به کیفر گناهان تباه کننده رسوا مفرما،

15 و چون در پیشگاه تو به صف می ایستیم، به حرمت قرآن، برخورداری و درماندگی ما رحمت آور، و در روز عبور از پُل لرزان ِ جهنّم، قدم های ما را به قرآن پابرجا ساز واز لغزیدن نگاه دار، و پیش از برانگیخته شدن، تاریکی گورهای ما را بدان روشنایی بخش، و مارا از اندوه روز قیامت و هول و هراس شدید آن برهان،

16 و در آن روز که چهره ستمکاران سیاه شود، و در روز حسرت و پشیمانی، روی ما را سپید گردان، و دوستی ِ ما را در دل های مومنان انداز، و این زندگی را بر ما دشوار مساز.

17 خدایا، بر محمّد، بنده و فرستاده ی خود، درود فرست؛ زیرا او پیام تو را به مردم رسانید و فرمانت را با صدای بلند آشکار گردانید و برای بندگانت خیرخواهی کرد.

18 خدایا، جایگاه پیامبر ما را- که درودهای تو بر او و خاندانش باد- در روز رستاخیز از دیگر پیامبران به خود نزدیک تر قرار ده، و شفاعتش را پذیرفته تر، و قدر و منزلتش را بیش تر، و جاه وجلالش را افزون تر.

19 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و بنای دین او را بلندمرتبه ساز، و دلیل و برهانش را بزرگی عطاکن، و ترازوی نیکی های او را سنگین تر نما، و شفاعتش را پذیرا باش، و وسیله تقرّب او را قبول فرما و روسپیدش گردان، و نورش را به کمال رسان، و او را والایی و برتری عنایت کن.

20 ما را بر طریقت او زنده بدار، و بر دین او بمیرا، ودر راه او پویا ساز، و بر شیوه او سالک گردان، و از فرمانبرداران او قرارده، و در جرگه پیروان او در آور، و بر سَر ِ حوض او وارد کن، و از جام او بنوشان.

21 خدایا، درود فرست بر محمّد وخاندانش؛ درودی که به سبب آن او را به برترین خوبی و احسان و افزونی نایل کنی که امید آن دارد، زیرا تو رحمت فراگیر و بخشش بزرگ داری.

22 خدایا، محمّد- را در عوض ِ آن که پیام های تو را به مردم رسانید، و آیات تو را بر ایشان خواند، و برای بندگانت خیرخواهی کرد، و در راه تو مجاهده نمود- پاداش ده؛ برتر از پاداشی که نصیب یکی از فرشتگان مقرّب و پیامبران مُرسَل ِ برگزیده ی خود کرده ای. سلام خدا بر او وخاندان پاک و پاکیزه اش، و رحمت و برکت او نصیب ایشان باد.

نیایش آن حضرت هنگام دیدن هلال

1ای آفریده ی فرمانبر، ای رونده ی زود گذز، ای که در منازل مقدّر شده برای تو می آیی و می روی، ای کارگزار خدا در چرخ گردونی که جای تدبیر کارهاست،

2 ایمان آوردم به آن کس که تاریکی ها را به وسیله تو روشن گردانید، و چیزهای مبهم را به فروغ تو پدیدار نمود، و تو را نشانه ای از نشانه های چیرگی و فرمانروایی خود قرار داد، و به فزونی و کاستی و طلوع و غروب و تابندگی و تیرگی رام ومسخّر ساخت، و تو در همه ی این حالات، فرمانبردار او بودی و بی درنگ در پی ِ انجام دادن ِ هرچه می خواست.

3 منزّه است خدا، که آنچه در کار تو تدبیر کرده، بس شگفت انگیز است، و آنچه درباره ی تو انجام داده، پُر ظرافت و دقیق، و تو را کلید ماهی نو برای کاری نوقرار داده است.

4 پس من از خدایی که پروردگار من و پروردگار توست، و آفریننده ی من و آفریننده ی توست، و تقدیر ساز سرنوشت من وتقدیر ساز سرنوشت توست، و صورتگر من و صورتگر توست، می خواهم بر محمّد وخاندانش درود فرستد و تو را ماه برکت قرار دهد؛ برکتی که گذشت ِ روزها از آن نمی کاهد؛ و ماه پاکی و پاکیزگی؛ آن پاکیزگی که چرک گناهش نمی آلاید؛

5ماه ایمنی از آفات  و دور ماندن از بدی ها، و ماه سعادت که در آن بدشگونی نباشد، و ماه فرخندگی که سختی ونامرادی بدان راه نیابد، و ماه آسانی و آسودگی که هیچ دشواری با آن نیامیزد، و ماه نیکی و خیر که هیچ بدی آن را نیالاید، و ماه امن وایمان و نعمت و احسان و سلامت و اسلام.

6 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و ما را از خشنودترین کسانی قرار ده که این هلال بر آنان طلوع کرده است، و از پاک ترین مردمی که به سوی آن نگریسته اند، و از نیک بخت ترین کسانی که در این ماه تو را عبادت می کنند. در این ماه، ما را توفیق بازگشت به سوی خود عنایت کن. و از گناه درامان دار، و از این که با دست خود نافرمانی ات کنیم، حفظ فرما.

7 به ما الهام کن که نعمتت را سپاس گوییم. بر تن ما جامه ی عافیت بپوشان و توفیقی ده که طاعتت را به کمال رسانیم و تو نعمت خود را بر ما تمام کنی؛ زیرا تو بخشنده ی نعمت های بزرگی، و در خور سپاسی. خدای تعالی درود فرستد بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه ی او.

نیایش آن حضرت برای ورود به ماه رمضان

1 ستایش برای خداست که ما را به سپاس خود رهنمون گردید، و بدان اهلیّت بخشید تا از شکرگزاران ِ احسان او باشیم، و بر این کار، ما را پاداش نیکوکاران دهد.

2 ستایش برای خداست که دین خود را به ما عطا فرمود، و ما را به آیین خود ویژه گردانید، و به راه های احسان خویش پویا ساخت تا به فضل نعمت او به سوی خشنودی اش روانه شویم؛ ستایشی که آن را از ما قبول کند و به سبب آن از ما راضی شود.

3 ستایش برای خداست که ماه خود، ماه رمضان، را از جمله راه های احسان قرار داد، که ماه روزه، ماه اسلام، ماه پاکیزگی از آلودگی ها، ماه رها شدن از گناهان و ماه شب زنده داری است؛ ماهی که قرآن در آن نازل گردیده؛ قرآنی که راهنمای مردم و نشانه ی آشکار هدایت و جدا کننده ی حق از باطل است.

4 پس به سبب حرمت های فراوان و فضیلت های نمایان که برای این ماه مقرّر داشت، برتری آن را بر دیگر ماه ها عیان فرمود. برای بزرگداشت آن، چیزهایی را که در ماه های دیگر حلال کرده بود، در این ماه حرام گردانید، و خوردنی ها و آشامیدنی ها را غدغن کرد، و برای آن زمانی معیّن قرار داد، که نه اجازه می دهد آن زمان ِ معیّن پیش انداخته شود، و نه می پذیرد که به تاخیر افتد.

5 آن گاه یکی از شب های این ماه را بر شب های هزار ماه دیگر برتری داد و نام آن را ((شب قدر)) نهاد؛ شبی که در آن، فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان برای هر امری- و آن شب، تا سپیده‎‎ دمان، یکسر سلام و برکت است- بر هر یک از بندگان او که بخواهد، باتقدیرِ بی‎تغییر الاهی که برای هر کاری در نظر گرفته شده، فرود می‎آیند.

6 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و ما را بیاموزکه چگونه فضیلت ِ این ماه را بشناسیم و حرمتش را بزرگ یشماریم واز آنچه مَنعمان فرموده ای خودداری کنیم، و یاری کن تا با نگه داشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به کار گماشتن آنها در آنچه سبب خشنودی توست، روزهای آن را روزه بداریم؛ آن سان که به سخنان بیهوده گوش نسپاریم، و چشم خود را به سوی بازیچه ها ندوانیم،

7 و به حرام ها دست نگشاییم، وبه سوی ناشایسته ها قدم برنداریم، و شکم هایمان جز آنچه تو حلال کرده ای در خود جمع نکند، و زبانمان جز آنچه تو فرموده ای، نگوید، و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزدیک می سازد، خود را به زحمت نیندازیم، و جز آن کار که ما را از عقاب تو حفظ می کند، به کار دیگر نپردازیم. آن گاه به لطف خود، همه این اعمال را از ریای ریکاران، و آوازه جویی آوازه جویان، بپیرای، تا کسی را در عبادت خود با تو شریک نگیریم و جز تو منظور و مرادی نجوییم.

8 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و ما را در این ماه بر اوقات نمازهای پنج گانه آگاهی ده؛ با احکام و شرایط آن که مقرّر فرموده ای، و واجباتش که لازم گردانده ای، و وظایفی که به آنها موظّف کرده ای، و هنگامه هایی که برای آنها قرار داده ای.

9 ما را در نماز، با کسانی برابر ساز که مراتب بلند آن را دریافته اند و ارکان آن را حفظ می کنند و آن را در وقت خود، به شیوه ی بنده و فرستاده تو- که دروهای تو بر او و خاندانش باد- در رکوع و سجود و همه ی فضیلت های آن با کامل ترین وضو و در نهایت خشوع به جای می آورند.

10 توفیقمان ده که در این ماه، با نیکی و احسان، به سوی خویشان خود رویم، و با بخشش و عطایا از همسایگان خود دل جویی کنیم، و دارایی های خود را از حقوق مردم بپیراییم، و با جدا کردن زکات پاکیزه نماییم، و با کسی که از ما دوری گزیده آشتی کنیم. با آن که برما ستم نموده، از مقتضای انصاف درنگذریم، و با آن که با ما دشمنی ورزیده صلح کنیم. مگر کسی که در راه تو و برای تو با او دشمن شده ایم، که او دشمنی است که با وی دوستی نمی کنیم، و از حزبی است که با آن یکرنگ و یکدل نمی شویم.

11 ما را موفّق کن که در این ماه با انجام دادن کارهای نیک وپسندیده خود را به تو نزدیک تر سازیم؛ اعمالی که با آها گناهانمان را بیامرزی و ما را از شروع به ناشایسته ها نگاه داری، تا هیچ یک از فرشتگان تو بیش لز طاعت های گوناگون ِ ما نزد تو طاعت نیاورند، و در انواع سبب های تقرّب، به پای ما نرسند.

12 خدایا ، من از تو می خواهم که به حقّ این ماه، وبه حقّ هر فرشته ای که او را مقرّب خود ساخته ای، و هرپیامبری که او را به رسالت فرستاده ای، و هر بنده ی صالحی که برگزیده ای و او از آغاز تا انجام این ماه در عبادتت کوشیده است، بر محمّد وخاندانش درود فرستی و ما را شایسته ی آن کرامت کنی که به دوستان خود وعده فرموده ای، و از آنچه برای بندگان کوشا در اطاعت خود قرار داده ای،برخوردارمان سازی، و به رحمت خود ما را صف آنانی درآوری که بالاترین مرتبه های بهشت را سزاوارند.

13 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و چنان کن که ما از کج روی در مسئله ی توحید تو، و کوتاهی در بزرگداشت تو، و شک در دین تو، و گم کردن ِ راه تو، و غفلت از حرمتگزاری تو، و فریب خوردن از دشمن تو، شیطان ِ رانده شده، برکنار مانیم.

14 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و هرگاه در هریک از شب های این ماه بخشایش تو جمعی از بندگانت را از بند عذاب رهایی بخشید و گذشت تو ایشان را ببخشاید، ما را از جمله ی این بندگان قرار ده و در شمار بهترین کسانی درآور که با این ماه به سر برده‎اند و با آن همراهی کرده‎اند.

15 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و چون هلال این ماه ناپدید شود، گناهان ما را نیز محو نما، و چون روزهای آن به پایان رسد، آلودگی های ما را نیز از میان بردار، تا در حالی آن را پشت سر گذاریم که نو ما را از هر خطا پیراسته ای و از هرگناه پاکیزه ساخته ای.

16 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و اگر در این ماه میانه روی پیشه نکرده‎ایم، ما را به راه میانه آور، و اگر از راه را گردیده‎ایم، به راه راستمان بدار، و اگر دشمن تو، شیطان، ما را احاطه کرده است، از چنگ او رهایم مان بخش.

17خدایا، این ماه را با عادت ما آکنده ساز، و لحظه هایش را با طاعت ما بیارای، و ما را یاری کن که روزهایش را روزه بداریم و شب هایش را با نماز و نیاز و فروتنی و اظهار خاکساری در برابر تو به صبح آوریم، تا هیچ روز ِ آن بر غفلت ما، و هیچ شب ِ آن بر کوتاهی ما گواه نباشد.

18 خدایا، ما را در ماه ها و روز های دیگر، و تا زنده ایم، این چنین قرار ده، و از آن بندگان شایسته ی خود گردان که بهشت را به میراث می برند ودر آن جاودانه می مانند؛ آنان که آنچه باید[در راه خدا] بدهند،می دهند، ودر حالی که به سوی پروردگارشان باز می گردند که دل هایشان هراسان است؛ آنان که در کارهای نیک شتاب می ورزند و هم ایشان در آنها بر یکدیگر سبقت می گیرند.

19 خدایا، در هر وقت ودر هر زمان و در هر حال ،بر محمّد وخاندانش درود فرست، به شمار درودهایی که بردیگران فرستاده ای،  چندین برابر همه ی آنها؛ چندان که جز تو کسی آنها را شماره نتواند کرد، زیرا تو هر چه خواهی همان کنی.

نیایش آن حضرت در بدرود ماه رمضان

1خدایا، ای آن که در برابر آنچه می دهی، پاداش نمی خواهی.

2 ای آن که از بخشش خود پشیمان نمی شوی.

3 ای آن که پاداش بنده ات را نه هموزن ِ آنچه کرده، بالکه افزون تر می دهی.

4 تو بی استحقاق ِ ما نعمت می دهی، و از روی تفضّل گناه را می آمرزی. عذاب تو عین ِ عدالت است، و حکم تو خیر و صلاح ما.

5 اگر عطا کنی، آن را منّت نیامیزی، و اگر منع کنی، از روی ستم نباشد.

6 به هر کس که سپاست گوید، جزا می بخشی، حال آن که تو خود سپاس گفتن را به او الهام کرده ای،

7 و به هر کس که تو را ستایش کند، پاداش می دهی، حال آن که تو خود به او ستایشگری آموخته ای.

8 بر گناه کسی پرده می افکنی که اگر می خواستی، رسوایش می کردی، و به کسی نعمت می دهی که اگر می خواستی، او را نعمت نمی دادی، و ان دو یکی سزاوار رسوایی و دیگری سزاوار منع تو بود، ولی تو کارهای خود را برتفضّل بنا نهاده ای و قدرتت را در مسیر آمرزش گناه جاری ساخته ای.

9 با هر کس که نافرمانی ات کرده بردبارانه رفتار می کنی، و آن را که خواسته بر خود ستم ورزد، مهلت می دهی. آری، تو با ایشان مدارا می کنی تا وقتی که به سوی تو برگردند، و عذابشان را به تاخیر می اندازی تا وقتی که به توبه کنند، تا آن کسی که هلاک می شود، بی رضای تو در ورطه نابودی نیفتد، و آن که تیره بخت می گردد، به نعمت تو تیره بختی نیابد مگر پس از آن که دیگری عذری نبیند و حجّت بر وی تمام شود. این همه، از لطف و کرم توست ای خدای بخشنده، و بهره ای از مهربانی و عطوفت توست در حقّ ِ ما، ای خداوند پُر شکیب.

10 تویی که برای بندگانت دری به سوی آمرزش خود گشوده ای و آن را ((توبه)) نامیده ای، و برای رسیدن به این در، از وحی خویش راهنمایی  قرار داده ای تا آن را گم نکنند. ای آن که نامت بلند و جاوید است، خود فرمودی: ((خالصانه به سوی خدا بازگردید؛ باشد که پروردگارتان گناهان شما را بیامرزد و شما را به باغ هایی وارد کند که از زیر درختان آن جویباران جاری است.

11 آن روز که خدا پیامبر و کسانی را که با او به اسلام گرویده اند، خوار و درمانده نمی گردانَد. نورشان پیشاپیش  و از سمت راستشان در حرکت است. می گویند:(( ای پروردگار ما، نورمان را به کمال رسان و ما را ببخشای، که تو بر هر کارتوانایی.)) اینک آن کس که از داخل شدن به منزلگاه توبه، پس از گشایش ِ در و بودن ِ راهنما، غفلت نماید، چه بهانه ای تواند داشت؟

12 تویی که در معامله با بندگانت، به سود آنان بر قیمت می افزایی، و می خواهی که در این تجارت سود بسیار برند، و با فرود اآمدن به درگاه تو رستگاری و فزونی یابند. ای آن که نامت بلند وجاوید است، خود فرمودی: (( هرکس کاری نیک کند، ده برابر پاداش یابد، و هرکس کاری بد مرتکب شود، جز همانند آن کیفر نبیند.))

13 و فرمودی: (( کار آنان که دارایی خود را در راه خدا انفاق می کنند، به کار دانه ای مانَد که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه سد دانه باشد. و خدا این شماره را برای هرکس که بخواهد، چند برابر می افزاید.)) . فرمودی: (( کیست آن که خدا را قرض الحسنه ای دهد تا ان را برای او به چندین برابر افزون کند.))و همانند این آیات که در قرآن در باب افزایش حَسشنات نازل کرده ای.

14 تویی که به سخن خود که از عالم غیب فرستادی و با ترغیب بندگانت به آنچه سودشان در آن است، آنان را به چیزهایی راه نمودی که اگر پنهان کرده بودی، چشم هاشان نمی دید و گوش هاشان صدای آن را نمی شنید و اندیشه هاشان بدان راه نمی یافت. از این رو، فرمودی: (( اگر سپاس من گویید، شما را نعمت بیفزایم، و اگر کفران ِ نعمت  کنید، بی شک عذاب من سخت است.))

15و فرمودی: ((بخوانید مرا تا اجابت کنم. آنان که از بندگی من سر می پیچند، زود باشد که با ذلّت و خواری به دوزخ درآیند.)) پس دعا به درگاه خود را عبادت خواندی و ترک آن راسرکش، و تهدید کردی که ترک آن سبب داخل شدن به دوزخ است در عین خواری و ذلّت.

16 بدین سبب، تو را با انعام و بخششت به یاد آوردند، و با فضل و احسانت سپاس گفتند، و به فرمانت تو را خواندند، و در راه تو صدقه دادند تا از تو افزونی ِ نعمت خواهند، و بدین وسیله، از خشم تو رهایی جستند و به خشنودی ات رستگار شدند.

17 اگر یکی از آفریدگان تو دیگری را به چیزی راه می نمود که تو بندگانت را به آن دلالت کرده ای، او را به نیکوکاری و نعمت دهی وصف می کردند و به هر زبانی می ستودند. پس حمد و ستایش برای توست تا آن جا که راهی به سپاس تو یافت شود و تا آن زمان که لفظی که با آن ستایش تو کنند و معنایی که با آن حمد تو گویند، باقی باشد.

18 ای آن که احسان و بخشش خود بندگانت را به حمد و ثنای  خود فراخواندی و ایشان را در میان نعمت ها و عطایا فروپوشاندی، چه آشکار است نعمت های تو در زندگی ما، و چه بسیار و گسترده است بخشش تو در حقّ ما، و نیکی تو که آن را ویژه ما گردانده ای.

19 تو ما را به آیین برگزیده ات و دین پسندیده ات و راه آسانت هدایت کردی، و شیوه تقرّب جستن به خود و رسیدن به کرامت خود را به ما شناساندی.

20 خدایا، تو ماه رمضان را از گزیده ترین وظایف و ویژه ترین واجبات خود قرار دادی؛ماهی که آن را در میان ماه های دیگر ممتاز ساخته ای، و از میان همه ی زمان ها و روزگارها آن را برگزیده ای، و بر همه ی اوقات سال برتری اش داده ای؛ زیرا قرآن و نور را در آن فرو فرستاده ای، و ایمان بندگانت را به کمال رسانده ای، و روزه را در آن واجب نموده ای، و مردم را به شب زنده داری در این ماه راغب فرموده ای، و شب قدر را، که از هزار ماه بهتر است، بزرگ و گرامی داشته ای. 

21 با ماه رمضان، ما را بر امّت های دیگر برتری دادی، و با فضیلت این ماه ما را برای سبقت جُستن از ملّت های دیگر اختیار کردی. پس به فرمان تو روزهایش را روزه داشتم و به یاری ِ تو شب هایش را به عبادت برخاستیم؛ در حالی که با این روزه و شب زنده داری، خود را در معرض رحمتی نهادیم که بر ما عرضه داشته بودی، و آن را وسیله رسیدن به ثوابت قرار دادیم. بر عطای آنچه از تو خواهند، قدرت داری، و آنچه از فضل تو طلب کنند، می بخشی، و به آن کس که قرب تو جوید، نزدیکی.

22 این ماه مبارک، در میان ما به شایستگی زیست، و به نیکی همنشین ماگردید، و گران مایه ترین سودهای اهلجهان را به ما بخشید. سپس چون زمانش به انجام رسید و مدّتش به سر آمد و شمار روزهایش پایان گرفت، از ما جدا شد.

23 اینک او را بدرود می گوییم؛همچون بدرود  گفتن کسی که فراقش بر ما دشوار است و رفتنش ما را دچار اندوه و وحشت می کند و عهدی نگه داشتی و حرمتی رعایت کردنی و حقّی گزاردنی از وی را بر ما لازم می گردانَد. پس می گوییم: سلام بر تو ای بزرگ ترین ماه خدا، و ای عید دوستان خدا.

24سلام بر تو ای گرامی ترین اوقاتی که همنشین ما بودی، و ای بهترین ماه در همه ی روزها و ساعت ها.

25 سلام بر تو ای ماهی که در آن آرزوها در دسترس آیند و بسی کارها ی نیک انجام شود.

26 سلام بر تو ای همنشین که تا هستی پُر قدر و منزلتی، و چون از ما جدا شوی، فراق تو دردناک است. ای مایه امید که دوری ات برای ما سخت و رنج افزاست.

27  سلام بر تو ای همدمی که چون آمدی، بر دل ما آرامش آوردی و شادمان کری، و چون سپری شدی، ما را در وحشت ِ تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.

28 سلام بر تو ای همسایه ای که در مجاورت تو دل ها نرم و رقیق شوند و گناهان رو به کاستی روند.

29 سلام بر تو ای مددکاری که ما را در مقابله با شیطان یار بودی،  و ای رفیقی که راه های نیکی کردن را پیش پای ما هموار نمودی

30 سلام بر تو، که تا هستی، چه بسیار کسانی را خدا از آتش می رهانَد، و چه بسیار کسانی که حرمت تو را نگه می دارند و بخت نیک می یابند.

31 سلام بر تو، که چه بسیار گناهان ما را نابود کردی، و چه بسا عیب های گوناگون راه پرده پوشیدی.

32 سلام بر تو، که بر گناهکاران چه طولانی بودی، و چه پُر شکوه بودی در دل های مومنان.

33 سلام بر تو ای ماهی که  روزهای دیگر سال با تو رقابت و همچشمی نتوانند.

34 سلام بر تو ای ماهی که وجودت مایه سلامت ما از هر گزند وآفت بود.

35 سلام بر تو که از همنشینی ات کرهت نداشتیم و با تو بودن، برای ما ناپسند نمی آمد.

36 سلام بر تو که با برکت بسیار به ما روی آوردی و ما را از چرک های گناه شست وشو دادی.

37 سلام بر تو که از سَرِ بیزاری بئرودت نگویی، واز سشرِ ملالت روزه ات را ترک نکنیم.

38 سلام بر تو که پیش از آمدنت در آرزوی تو بودیم، و پیش از رفتنت، به اندوه جدایی دچار شدیم.

39 سلام بر تو که چه بسیار بدی ها به یُمن تو از ما بگردید، و چه بسیار خوبی ها به سوی ما روان گردید.

40 سلام بر توو آن شب قدری که بهتر ز هزار ماه است.

41 سلام بر تو که دیروز چون با ما بودی، به سختی دابسته ات بودیم، و فردا که از میان ما خواهی رفت، از جان و دل آرزومند آمدنت هستیم.

42 سلام بر تو و فضل تو که اینک از آن محروم مانده ایم. سلام بر آن برکتهای پیشین که از ما گرفته شده است.

43 خدایا، ما مدّتی را در این ماه به سر بردیم؛ ماهی که ما را بدان شرافت بخشیدی، و به احسان خویش ما را شایسته ی آن گردانیدی؛ در حالی که مردم بدکردار ِ تیره بخت، قدر آن را نشناختند و به سبب شوربختیِ خویش از فضل آن محروم شدند.

44 تو ما را به شناخت این ماه توفیق و برتری عنایت کردی، و به شیوه برخورداری از آن راه نمودی. توفیقمان دادی که روزهایش را روزه بداریم و شب هایش را با عبادت به صبح آوریم؛ اگرچه کوتاهی کردیم و از حقّ ِ بسیار ی آن، اندکی را به جا آوردیم.

45 خدایا، ستایش برای توست؛ ستایشی از سَرِ اعتراف به بدکرداری و اقرار به سستی و کوتاهی. برای رضای توست که از صمیم دل پشیمانیم، و با زبان خود،از سَرِ صدق پوزش طلبانیم. پس در برابر آن کوتاهی ای که در این ماه در عبادت بو بدان دچار شده ایم، ما را پاداش ده تا با آن خیری را دریابیم که دلخواه ما بوده است، و اندوخته های گوناگون را که آرزو داشته ایم، در عوض بستانیم.

46 پوزش ما را بپذیر که در این ماه در ادای حقِّ تو کوتاهی کردیم، و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان،و چون ما را به آن رسانیدی، کمک کن تا به نایل شویم که تو را سزاست، و طاعتی را برپا داریم که درخور این ماه است، و ما را پیوسته به کارهای نیکی موفّق ساز که حقِّ تو را در این دو ماه، این رمضان و رمضان دیگر، از ماه های عمرمان، تدارک نماید.

47 خدایا،اگر در این ماه گِرد گناهی کوچک یا بزرگ گردیده ایم، یا آن را مرتکب شده ایم، یا به عمد خطایی کرده ایمف یا از روی فراموشی بر خود ستمی روا داشته ایم، ویا حرمت دیگری را نپاییده ایم،  بر محمّد وخاندانش درود فرست وبر گناهان ما پرده بپوشان، وبه بخشایش خویش از ما درگذر، وما را پیش چشم سرزنش کنندگان قرار مده، و زبان طعنه زنان را بر ما دراز مکن، و با مهربانی ِ بی پایان و فضل کاستی ناپذیر خود ما را به کاری وادار که آنچه را در این ماه از ما نمی پسندی، فرو ریزد و بپوشانَد.

48 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و اندوه فراوان ِ ما را در فراق این ماه پاداش نیکو عطاکن، و رور عید و روزه گشودن ِ ما را مبارک ساز، و آن را از بهترین روزهایی قرار ده که بر ما گذشته و آمرزش تو را به سوی ما آورده و گناهانمان را زدوده است، و گناهان پنهان و آشکار ما را ببخشای.

49 خدایا، اکنون که این ماه به پایان رسید و جامه ی زمان را به دور افکند، تو نیز جامه ی گناهان را از ما در آور و به دور افکن، و با رفتنش، بدی های  ما را بِبَر، و ما را به سبب آن، از نیک بخت ترین روزه داران و پر نصیب ترین و بهره من ترین ِ آنان قرار ده.

50خدایا،اگر کسی از روزه داران، چنان که باید، حقِّ این ماه و حرمتش را، پاس داشته، و به احکام آن عمل کرده، و از گناهان دوری ورزیده، یا به وسیله ای به تو تقرّب جسته که خشنودی و رحمتت را برای او در پی داشته است، همانند آنچه به او می بخشی، از خوان ِ بی‎نیازی ات به ما نیز ببخش، و چندین برابرِ آن را از فضل خود به ما ارزانی کن، که فضل تو کاستی نمی گیرد و گنجینه های تو نقصان نمی پذیرد، بلکه پیوسته در حال فزونی است، و معادن احسان تو نابود نمی گردد، و بخشش ِ بی زحمت و آماده، بخشش ِ توست.

51 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و برای ما ثوابی قرار ده؛مانند ثواب کسی که این ماه را تا روز رستاخیز روزه داشته و در کار عبادت تو بسیار کوشیده است.

52 خدایا، ما در این روز فطر که آن را برای مومنان روز عید و شادی، و برای دینداران هنگامه ی اجتماع و همکاری قرار داده ای، از هر گناهی که مرتکب شده ایم، و هر کار زشتی که پیش از این کرده ایم، و هر اندیشه ی بد که که در دل خود نهان داشته ایم، دست برمیداریم و به سوی تو می آییم؛ همچون کسی که دیگر خیال بازگشت به گناه را ندارد و دیگر مرتکب هیچ گناهی نخواهد شد؛ خالصانه و بدن ذرّه ای شک و تردید.پس بازگشت ِ ما را آغوش گشای و از ما خشنود باش، و ما را بر ترک گناه استوار بدار.

53 خدایا،ما را از عذاب آتش دوزخ بترسان و به ثوابی که وعده فرموده ای مشتاق گردان، تا دریابیم لذّت آنچه را از تو می خواهیم، و اندوه آنچه را از ان به تو پناه آورده ایم.

54 و ما را در زمره کسانی در آور که به تو روی آورده اند و تو محبّت خود را نصیبشان کرده ای و بازگشت آنان را به طاعت خود پذیرفته ای، ای دادگرترین ِ دادگران.

55 خدایا، از گناه پدران و مادران ما، و از گناه همکیشان ما درگذر؛ چه آنان که از این جهان رخت بربسته اند و چه آنان که تا هنگامه ی قیامت به دنیا آیند.

56 خدایا، بر محمّد، پیامبر ما، و خاندانش درود فرست،همپنان که بر فرشتگان مقرب خود درود می‎فرستی.،بر او و خاندانش درود فرست، آن گونه که بر پیامبران مُرسَلِ خود درود می فرستی.بر او و خاندانش درود فرست ، آن سان که بر بندگان شایسته خود درود می فرستی، و برتر از درود آنان، ای پروردگار هستی ها؛ درودی که فضل و برکت آن به ما رسد، و سود آن نصیب ما گردد، و دعای ما با آن مستجاب شود. تو بزرگوار تر کسی هستی که همه رو به سوی او می آوردند، و کارساز تر کسی که بر او توکِل می کنند، و بخشنده تر کسی که از فضل او بخشش می خواهند، که تو بر هر کار توانایی.

نیایش آن حضرت در روز عیدفطر وجمعه

1 ای آن که رحمت می آوری بر آن کس که بندگانت به او رحم نمی کنند.

2 ای آن که انسان رانده از هر شهر و دیار را پذیرایی.

3 ای آن که نیازمندان خود را خفیف و خوار نمی گردانی.

4 ای آن که گستاخان ِ درگاه خود را نا امید نمی سازی.

5 ای آن که دست رد بر سینه بندگان پر توقّع خود نمی زنی.

6 ای آن که هر تحفه ی ناچیزی تقدیمت کنند، می پذیری، و هر اندک عملی برایت انجام دهند، جزا می بخشی.

7 ای آن که کار بی ارزش را به لطف می پذیری و در برابر آن پاداش بزرگ می دهی.

8 ای آن که نزذیک می شوی به هر کس که به تو تقرّب جوید.

9 ای آن که به سوی خود می خوانی هر که را که از تو روی برگرداند..

10 ای آن که نعمت خود را دگرگون نمی سازی و به کیفر دادن ِ ما شتاب نمی ورزی.

11 ای آن که نهال کار نیک می پروری تا آن را به ثمر نشانی و انبوه کُنی، و از کار بد چشم خود می پوشی تا آن را از ریشه برکَنی.

12 آرزوها پیش از رسیدن به منتهای کرم تو، با نیازهای برآورده بازآمدند، و کاسه های گدایی محتاجان، از بخشش ی بسیار تو لبالب گردیدند، و صفت ها پیش از آن که حقیقت نعمت تو را دریابند، از هم گسیخته شدند. اینک تو را سزاست آن برترین کمال برتر از هر کمالی است، و آن والاترین شکوه که از هر شکوهی والاتر است.

13 هر بزرگی در برابر تو کوچک است، و هر شریفی در کنار شرف تو بی مقدار. آنان که به سوی تو رو کردند، نومید شدند، و آنان که نیاز خود پیش دیگری بردند، زیان دیدند، و آنان که بر آستان ِغیر تو فرود آمدند، تباه گردیدند، و آنان که در جایی جز وادی فضل تو رزق و روزی جُستند، به قحطی درآمدند.

14درگاه نعمتت به روی خواهندگان باز است، و بخششت درحقّ ِ نیازمندان روا، و فریادرسی ات به دادخواهان نزدیک.

15 امیدواران از تو ناامید نشوند، و آنان که نیاز خود نزد تو آورند، از عطای تو مأیوس نگردند، و آمرزش خواهان با عذای تو به تیره‎روزی نیفتند.

16خوان روزی ات برای کسی که نافرمانی ات کند گسترده است، و بردباری ات برای آنکه با تو دشمنی ورزد،آماده. شیوه ی پروردگارتو، نیکی کردن به بدکاران است و طریقت مهربان  بودن با تجاوزکاران؛ تا آن جا که مدارا کردن تو آنان را می فریبد که توبه نکنند، ومهلت دادنت بازشان می دارد که از گناه دوری گزینند.

17 امّا تو در کیفردادن ِ ایشان شتاب نکرده ای تا مگر به فرمانت گردن نهند، و مهلتشان داده ای، چون به پایداری مُلک خود مطمئن بودی. پس هر که سزاوار نیک بختی بوده، عمرش را به نیک بختی فرجام داده ای، و آن که سزاوار تیره بختی بوده، او را به تیره بختی اش خوار کرده ای.

18 سرانجام ِ کار همه چنان شود که تو خواهی، و بازگشت امورشان به سوی تو باشد. هرچه عمرشان به درازا کشد، پایه های فرمانروایی تو سست نگردد، و چون در کیفردادنشان درنگ کنی، حجّت آشکار تو باطل نشود.

19 حجّت تو پایدار و باطل نشدنی، و فرمانروایی ات جاودان وزائل نگشتنی است. پس عذاب سخت و دائم نصیب کسی است که از تو روی برتافته. و ناامیدی  ِ بیچاره کننده آن راست که از درگاه تو دست خالی برگشته، و بدترین تیره بختی از آن ِ کسی است که به مهلت دادنت گول خورده است.،.

20 این چنین کسی، در آتش عذاب دست و پا خواهد زد، و روزگار سرگشتگی ات در وادی عقاب تو چه طولانی خواهد بود، و چه دور است که اندوهش به پایان رسد، و بسی ناامید است از این که راه رهایی اش گشوده شود. این همه، بر پایه ی حکم عادلانه و منصفانه توست که در آن بر کسی جور و ستم روا نمی داری.

21 خدایا، تو دلیل های آشکار خود را فراوان و پی در پی فرستاده ای، و پیش از این، حجّت  های خود را بیان داشته ای، و ما را از عذاب خود بیم داده ای، و از سَر ِ لطف و مهربانی تشویق کرده ای، و مَثَل ها زده ای، ومهلت را طولانی ساخته ای، و عذاب را به تأخیر افکنده ای، حال آن که می توانستی در آن عجله کنی؛ و درنگ ورزیده ای،حال آن که بر شتاب کردن توانا بودی.

22 درنگ تو در عقاب ما نه از روی بی قدرتی، و مهلت دادنت نه از روی سستی، و خودداری ات از مواخذه نه از روی غفلت، و به تأخیر افکندن عذابت نه از روی مداراست، بلکه تا دلیل تو رساتر، و کرم تو در حقّ ما کامل تر، و احسانت تمام تر گردد، و نعمتت به نهایت حدّ خود رسد. همه این امور، پیش از این بوده، و اکنون هست، و تا همیشه خواهد بود.

23 دلیل تو برتر از آن است که  جملگی به وصف درآید، و بزرگواری تو بالاتر از آن که دست ِ اندیشه به بلتدایش رسد، و نعمت تو بیش از آن است که یک به یک در شمار آید، و احسان تو افزون تر از آن که بر کم ترین ِ آن سپاست گویند..

24 بی زبانی، مرا در حمد وستایش تو ناتوان می دارد، و درماندگی از بزرگداشت تو، زبان مرا می بندد، و نهایت کوشش من این تواند بود که به ضعف و درماندگی خود اعتراف کنم؛ و این- ای معبود من- نه از سَرِ بی رغبتی، که از ناتوانی من است.

25 اینک این منم که آهنگ ِ آستان تو کرده ام و بخشش های نیک از تو می خواهم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و خواهش پنهانی مرا اجابت کن، و چون تو را بخوانم، مرا پاسخ گو، و روز مرا به ناامیدی پایان مده، و در آنچه از تو خواسته ام، دست رد بر سینه ام مزن. چون از پیش ِ تو بازگردم یا نزدت آیم، در هر دو حالت، مرا گرامی بدار، که تو در عمل به خواسته خود دچار سختی نشوی، و در اجابت ِ آنچه از تو خواهند عاجز نمانی، و تو برهر کار توانایی، و هیچ جنبش و نیروی کاری نیست جز به خواست ِ خدا، آن والامرتبه ی بزرگ.

نیایش آن حضرت در روزعرفه

1 ستایش برای خداست، پروردگار هستی ها.

2 خدایا ستایش برای توست که آسمان ها و زمین را بی مثال آفریدی، ای صاحب بزرگیِ  تام واحسان ِ تمام،مهتر مهتران، معبود هر معبود، آفریدگار هر آفریده،میراث بَرنده هر چه هست. هیچ کس به تو نمانَد و علم به هیچ موجودی از دسترست به دور نباشد. برهمه چیز احاطه داری، و همه را نگهبانی.

3 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن یکتای ِ تنهای ِ بی همتای بدل ناپذیر.

4 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشنده ی در اوج بخشندگی، آن بزرگ ِ در بزرگی بی همتا، و آن برترین، که همه چیز در برابرش حقیر و ناچیز است.

5 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بلند مرتبه که به قدرت خود بر همه استیلا دارد، و سخت انتقام گیرنده است.

6 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشاینده ی مهربان و دانای کل که هر چیز را از روی دانش و به استواری آفرید.

7 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن شنوای ِ بینا که وجودش بی سبب، و خود برهمه چیز آگاه است.

8 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشنده در بخشش از همه پیش، و پاینده ی تا همیشه پابرجا.

9 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن نخستین که پیش از همه بوده است، وآن واپسین که پس از همه خواهد بود.

10 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن که در اوج بلند مرتبگی، نزدیک است، و در عین نزدیکی، بلند مرتبه است.

11 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، صاحب شکوه و عظمت و بزرگواری، و سزاوار سپاس.

12 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، پدیده ها را بی اصل و مایه پدید آورده ای، و صورت ها را بی مثال و نمونه نقش بسته ای، و آفریده ها را بی پیروی از دیگران هستی بخشیده ای.

13  تویی که با حکمت خود، هرچیز را کمالی بسزا بخشیده ای، و هر چیز را برای انجام دادن وظیفه ای آماده ساخته ای، و هر چیز غیر خود را به نیکی سامان داده ای.

14  تویی که در آفرینش، هیچ شریکی یاری ات نکرده، و هیچ وزیری دستیار تو نشده، و هیچ کس تو را ندیده، و برای تو مثل  و مانندی نبوده است.

15 تویی که چون اراده کنی، هرچه خواهی همان شود، و چون حکم برانی ، حکم تو عین عدالت است، و چون داوری کنی، داوری کردنت براساس انصاف است.

16 تویی که هیچ مکانی گنجایشت را ندارد، و هیچ قدرتی اقتدار تو را تحمّل نتواند، و هیچ برهان و بیانی تو را درمانده نکند.

17 تویی که همه چیز را یک به یک به شمار آورده ای، و برای هر چیز پایانی گذاشته ای، و به مقتضای حکمت، اندازه معیّن کرده ای.

18 تویی که دست ِ دراز ِ اوهام از رسیدن به اوج ذاتت کوتاه است، و پای اندیشه ها را به چگونگی تو راهی نیست، و دیده ها کجایی ِ تو را درنیابند.

19 تویی که چون به پایان نمی رسی، محدود نیستی، و چون به صورتی مجسّم نمی شوی، به ادراک در نیایی، و چون فرزند نمی زایی، زاییده نشده ای.

20 تویی که رقیبی نداری تا با تو رقابت کند، و همتایی که بر تو برتری یابد، و همانندی که پیش تو عرض ِ اندام نماید.

21 تویی که بی پیروی از کسی، آفرینش را بنیاد نهادی، و از هیچ، همه را آفریدی، و بی هیچ سابقه ای پدید آوردی، و بی هیچ وسیله ای جهان را ساختی، و هر نقش که بستی، همه نیکو بستی.

22 پاک ومنزّهی تو، و چه والامرتبه ای تو، و چه بلند است جایگاه تو، و چه خوب آشکار کرده است حق را ((فرقان)) تو.

23 پاک ومنزّهی تو، ای خدای لطیف،چه بسیار است لطف ِ تو؛ ای خدای مهربان، چه فراوان است مهربانی ِتو، ای خدای حکیم، چه بی اندازه  دانایی ِ تو.

24 پاک ومنزّهی تو، ای فرمانروا، چه نفوذ ناپذیر است قدرت ِ تو؛ ای بخشنده، چه گسترده است خوان ِبخشش تو؛ای بلندپایه، چه رفیع است شأن ومقام تو.  تویی که شکوه وجلال و بزرگی داری و سزاوارحمد وسپاسی.

25 پاک ومنزّهی تو، که به نیکی ها دست خود گشوده ای، و هدایت همه از جانب توست، و تو آن را به ما آموخته ای. پس هر که برای دین یا دنیای خود از تو چیزی خواست، لطف و احسان تو را دریافت.

26 پاک ومنزّهی تو، که هر چه در وادی علم تو وارد شده ، سر به فرمان تو فرود آورده، و هر چه زیر عرش توست، در برابر عظمتت فروتن گشته، و هر آفریده تسلیم حُکم تو شده است.

27 پاک ومنزّهی تو، با هیچ یک از حواس بیرونی و درونی تو را در نیابد، و با سودن ِ دست و لمس احساست نکنند. نتوانند با تو حیله گری کنند و از خویش دورت سازد و با تو دشمنی نمایند و به مخالفت برخیزد و بر تو چیره شوند و فریبت دهند و با تو نیرنگ بازند.

28 پاک ومنزّهی تو، راه تو مستقیم و هموار است، و از طریقت تو بر پایه ی حق استوار، و تو زنده ای هستی که همه نیازخواه تواَند.

29 پاک ومنزّهی تو، سخنت حِکمت، فرمانت لازم، و اراده ات پابرجاست.

30 پاک ومنزّهی تو، هیچ کس نتواند مشیّت را بازگرداند و کلماتت را دگرگون سازد.

31 پاک ومنزّهی تو، نشانه های توآشکاراست، ای خدایی که پدیدآورنده ی آسمان ها و آفریدگار جان هایی.

32ستایش برای توست، ستایشی که با جاودانگی تو جاودانه شود.

33 ستایش برای توست، ستایشی که با دوام نعمت تو تا همیشه باقی مانَد.

34 ستایش برای توست، ستایشی که همسنگ احسان تو باشد.

35 ستایش برای توست، ستایشی که بر خشنودی ات بیفزاید.

36 ستایش برای توست، ستایشی که با ستایش دیگر ستایشگران همراهی کند، و سپاسی که دست ی سپاس دیگر سپاسگزاران بدان نرسد؛

37 ستایشی که تنها سزاوار توست، و با آن، جز تقرّب به درگاه تو را نتوان جست؛

38 ستایشی که سپاس نخستین را تداوم بخشد و سپاس واپسین را در پی آورَد؛

39 ستایشی که در گردش روزگاران فزونی یابدو پی در پی دو چندان گردد؛

40 ستایشی که فرشتگان ِ حسابگر شمارش آن نتوانند، و از آنچه فرشتگان کاتب در لوح محفوظ تو می نویسند، افزون تر باشد؛

41 ستایشی که  با عرش بزرگ تو هم طراز، وبا کرسی رفیع تو هم اندازه شود؛

42 ستایش که پاداش آن نزد تو به کمال رسد، و پاداش آن تمام جزاها را در برگیرد؛

43 ستایشی که  پیدا و پنهان  ِ آن یکی باشد، و پنهانش توأم با نیّت ِ راست؛

44 ستایشی که  هیچ آفریده ای تو را مثل آن ستایش نکند، و هیچ کس جز تو به کمال ِ آن پی نبرد؛

45 ستایشی که  هرکس در شمارش آن بکوشد، نیازمند یاری شود، و هر کس در به جای آوردن حقّ ِ آن سعی بلیغ کند، نیروی بیشتری خواهد؛

46 ستایشی که  هر ستایش دیگر را که آفریده ای گرد هم آورَد، و هر ستایش را که پس از آن بیافرینی، در برگیرد؛

47 ستایشی که  ستایشی که نزذیک تر از آن به سخن تو هیچ نباشد، و بیش از آن کس که تو را با آن می ستاید، کسی تو را نستاید؛

48 ستایشی که   با بخشش تو موجب افزونی نعمت و فراوانی آن شود، و تو با احسان خود، پیوسته آن را بیفزایی؛

49 ستایشی که زیبنده بزرگی ِ ذات تو باشد، و با عزّت ِ جلال و عظمتت برابر گردد. 

50 پروردگار من، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، آن انسان برگزیده پسندیده گرامیِ مقرّبِ درگاهت. برترین درودهای خود را، و کامل ترین برکات خود را نثارش کن، و پُربهره ترین رحمت های خود را نصیب او گردان.

51 ای پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست؛ درودی فزاینده که فزاینده تر از آن نباشد. و درود فرست بر او؛ درودی فراوان که فراوان تر از آن به دست نیاید. و درود فرست بر او؛ درودی خشنود کننده که برتر از آن صورت نبندد.

52 ای پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛درودی که او را خرسند کند وخرسندی اش را فزونی دهد. ودرود فرست بر او؛ درودی که تو را خشنود گردانَد و بر خشنودی ات بیفزاید. و درود فرست بر او؛ درودی که جز آن را برای او نپسندی و دیگری را شایسته ی آن ندانی.

53 پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که از مرز خشنودی تو فراتر رود و به جاودانگی تو پیوند خورَد و به پایان نرسد؛ آن سان که کلمات تو را پایانی نیست.

54 پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که درود فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و اهل طاعت تو را در بر گیرد، و درود بندگان جنّی و اِنسی و دعوت پذیران تو را شامل شود، و درود هریک از اصناف آفریدگانت که آنان را آفریده ای و در زمین پراکنده ای، گردِ هم آورَد.

55 پروردگار من، براو و خاندانش درود فرست؛ درودی که بر هر درودِ  پیش از آن و پس از آن احاطه یابد. و بر او و خاندانش درود فرست؛ درودی که تو ودیگران را پسند آید، و با آن درودهایی پدید آوری که درود های پیشین را با آن چندین برابر کنی، و در گردش روزگاران بارها برآن بیفزایی، چندان که جز تو هیچ کس آن را شمردن نتواند.

56 پروردگار من، درود فرست بر اهل بیت او که پاک ترین اند، و تو آنان را برای انجام دادن کار مهم ِ خود برگزیدی، و ایشان را نگهبانان علم خود و نگه داران دین خود وجانشینانت در زمین، و حجّت های خود بر بندگانت قرار دادی، و به خواست ِ خود از هر گناه و آلودگی پاک کردی، و آنان را چنان آفریدی که وسیله رسیدن به تو و راه درآمدن به بهشت تو باشند.

57 پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که با آن، عطا و کرامت خود را بر آنان وسیع گردانی، و هر گونه بخشش و احسان را در حقّشان به کمال رسانی، و بهره ایشان را از هدیّه ها و سودهای خود سرشار کنی.

58 پروردگار من،براو و بر ایشان درود فرست، درودی که آغازش حد ومرز ندارد، و مدّتش بی پایان است، و انجامش را نهایت نیست.

59 ای پروردگار من، برآنان  درود فرست؛همسنگ  عرش خود و آنچه زیر آن است، و هموزن آنچه آسمان های تو و بالاتر از آن را پُر ساخته، و به شمار زمین های تو و هر چه در زیر ودر میان آنهاست؛ درودی که ایشان را به تو نزدیک نماید، وخشنودی تو وایشان را فراهم سازد، و تا همیشه درودهایی چنین در پی داشته باشد.

60 خدایا، تو در هر زمان دین خود را به وسیله ی پیشوایی نیرو بخشیده ای که او راچونان نشان ِ هدایت پیش چشم بندگانت به پا داشته ای ودر سرزمین های خود عَلَمِ راه قرارش داده ای، پس از آن که رشته ی وجود او را به رشته ی وجود خود گره زده ای، و او را وسیله خشنودی خود ساخته ای، و پیروی اش را لازم گردانده ای، و از نافرمانی اش برحذر داشته ای، و به اطاعت فرمان هایش و پرهیز از نهی هایش امر کرده ای، و فرموده ای که هیچ کس نباید بر او پیشی گیرد یا از او واپس مانَد، و اوست که پناه جویان را در پناه خود نگه می دارد، و پناهگاه مومنان است، و رشته ی نجات آویختگان، و حُسنِ جمال ِ هستی ها.

61 خدایا، به ولیّ ِ خود شکرانه ی نعمتی را که به او داده ای، الهام نما، و مانند آن شکرانه را به ما نیز الهام کن تا نعمت وجود او را سپاس گوییم. او را از جانب خود سلطه ای یاری دهنده عطا کن.، و راه های سخت را به آسانی پیش پای او بگشای،و او را به نیرو مندترین تکیه گاه خود یاری فرما. پشت وی را محکم، و بازویش را توانا گردان، و چشم عنایت خود را از او برمدار، و به نگه داری خود حمایتش فرما، و با فرشتگانت مددکار او باش، و با برترین سپاه پیروز خود نیرومندش ساز.

62 و به دست او کتاب و احکام  راه های هدایت خود و سنّت های پیامبر خود را- که درود های تو ای خدا بر او و خاندانش باد- بر پای دار، و آن نشانه های دین تو را که ستمگران میرانده اند، دوباره زنده ساز، و گرد وغبار ستم را از جادّه شریعت خود بزدای، و دشواری های راه خویش  را برطرف نمای، و به یُمن وجود او منحرفان از دین خود را از میان بردار، و آنان را که راه مستقیم تو را کج می خواهند، نیست گردان.

63 او را با دوستان خود نرمخو گردان، و بر دشمنتنت مسلّط ساز، و مهربانی رحمت و دلسوزی و مهرورزی او را به ما ارزانی کن، و ما را بر آن دار که شنودندگان ِ سخن و فرمانبران دستور او شویم، و در راه خشنودی اش بکوشیم، و در یاری و دفاع از او، مددکار وی باشیم، و بدین وسیله، به تو وپیامبرت- که درود تو ای خدا بر او وخاندانش باد- تقرّب جوییم.

64 خدایا، بر دوستدارانِ  این خاندان درود فرست، که به مقام و منزلت ایشان معترف اند، و به راه روشن آنان می روند، و نشانه هایشان را دنبال می کنند، و به رشته محبّتشان چنگ می زنند، و به ولایتشان  تمسّک می جویند، وامامت و پیشوایی شان را می پذیرند، و به فرمانشان گردن می نهند، ودر اطاعتشان می کوشند، و روزگار دولت ایشان را منتظرند، و چشم امیدشان به آنان دوخته شده است؛ درودهای فرخنده و پاکیزه و فزاینده در هر بامداد و شامگاه.

65 بر آنها و جان هایشان سلام فرست و کارشان را براساس تقوا سامان بخش، و حال و روزشان را نیکو گردان، و توبه شان را پذیرا شو، که تویی بسیار توبه پذیر ِ مهربان و بهترین ِ آمرزگاران، و به رحمت ِ خود ما را در جوار ایشان در سرای سلامت وارد کن، ای مهربان ترین ِ مهربانان.

66 خدایا، امروز عرفه است؛ روزی که تو آن را شرافت داده ای و کرامت بخشیده ای و بزرگ داشته ای، و در چنین روزی رحمت خود را بر ما گسترده ای و به عفوت بر ما منّت نهاده ای، و بخشش خود را فراوان ساخته ای، و به یمن آن،بیش از پیش، بر بندگانت نعمت ارزانی کرده ای.

67 خدایا، من همان بنده تواَم که پیش از آن که روح خود را در او بدمی، و پس از آن که او را آفریدی، از نعمت خویش برخوردارش کردی، و سپس در زمره ی کسانی قرارش دادی که آنان را به دین خود راه نموده ای، و به ادای حقّ ِ خود کام یاب ساخته ای، و به رشته ی محبّت خود از آتش در امان داشته ای، و در حزب خود وارد کرده ای، و به آنان راه دوستی ورزیدن با دوستانت، و دشمنی کردن با دشمنانت را نشان داده ای؛

68 همان بنده ای که چون فرمانش  دادی،آن را زمین گذاشت، و چون منعش کردی، دست برنداشت، و چون از نافرمانی خود برحذرش داشتی، با آن مخالفت کرد ومرتکب نهی تو شد، امّا نه از روی دشمنی با تو و نه از سَرِ گردن کشی در برابر تو، بلکه خواهش ِ نفسانی، او را به کارهایی برانگیخت که از آنها دورش کرده بودی، و ترسانده بودی اش.،در این میان، دشمن تو و دشمن او، شیطان، تا آن جا وسوسه اش کرد که با این که از تهدید تو با خبر بود و به عفو وگذشت تو امید و اطمینان داشت از فرمان تو سرپیچی نمود؛ در حالی که با این همه بخشش که تو در حق او روا داشته ای، از دیگران به گناه نکردن شایسته تر بود.

69 اینک این منم، افتاده در برابر تو، خوار ذلیل و سرافکنده و فروتن وترسان، و معترف  به گناهان بزرگی که مرتکب شده ام و خطاهای سنگینی که انجام داده ام؛ در حالی که از عفو تو امید امنیِّت دارم  و از رحمتت  پناه می خواهم، و به یقین می دانم که هیچ کس مرا از تو در امان نخواهد داشت، و در برابر عذابت از من حمایت نخواهد کرد.

70 پس بر من تفضّل کن و همچنان که گنهکاران را به احسان خود می نوازی و بر گناهانشان پرده می اندازی، با من وگناهانم نیز چنین کن، و آن سان که عفو خود را نصیب کسی می کنی که به اختیار خودش تسلیم تو شده، مرا هم از بخشش خود نصیبی عطا فرما، و به آمرزش خود- که چون آن را به آرزومندش ارزانی کنی،در نظرت بزرگ نیاید- بر من نیز منّت گذار.

71 در این روز، برای من نصیبی قرار ده که با آن خشنودی تو بهره مند شوم، ومرا از آنچه بندگان کوشای تو از درگاهت به ارمغان می آورند، دست تهی برمگردان.

72 من از کارهای نیکی که ایشان کرده اند، با خود هیچ ندارم، امّا پیش از این، به یگانگی تو و نفی اضداد و امثال و همانند ها از تو معتقدبوده ام، و از درهایی به سوی تو آمده ام که خود فرموده ای از آن درها بر تو وارد شویم، و با چیزی به درگاه تو تقرّب جسته ام که هرگز کسی جز با آن درگاه تو تقرّب نتواند جست.

73 سپس در پی این حالت، با توبه و اخلاص به سویت آمده ام؛ با خواری و زاری به درگاه تو، و با گمان نیک به تو، و اطمینان به رحمت تو در دو جهان. وامید به تو را ضمیمه آن کرده ام؛ امیدی که آرزومندانت از آن بی نصیب نمی مانند.

74 و همچون بنده ی حقیر خوار بینوای فقیر ترسانی که به تو پناه آورده است، نیاز خود را از تو خواسته ام؛ باترس و تضرّع و پناه جویی و امان طلبی، نه از سَرِ گردن فرازی ِ متکبّران به تکبّر، و نه از روی بلندپروازی ِ طاعت پیشگان به گستاخی، و نه از روی دلخوشی به شفاعت شفیعان.

75 اینک من از هر کمی کم تر، واز هر خواری خوارترم؛ چنان ذره ای یا کم تر از آن. پس ای آن که در کیفر بدکاران شتاب نمی ورزی و ناز پروردگان ِ در نعمت را به ناگاه نمی میرانی، ای آن که به احسان خود گنهکاران را می آمرزی و خطاکاران را به نیکی کردن زیاد مهلت می دهی،

76 من بنده گنهکار معترفِ خطا پیشه لغزش خورده ام.

77 من کسی هستم که در برابر تو گستاخی ورزیده ام.

78 من کسی هستم که به دلخواه خود تو را نافرمانی کرده ام.

79 من کسی هستم که اعمال زشت خود را از بندگانت پوشیده ام و پیش تو آشکارشان ساخته ام.

80 من کسی هستم که از بندگانت ترسیده ام و خود را از تو در امان دیده ام.

81 من کسی هستم که از قهر وغلبه تو پروا نکرده ام و از خشم تو نهراسیده ام.

82 منم که برخود ستم کرده ام.

83 منم که گروگان ی بلای خود شده ام.

84 منم که شرم و حیای اندک دارم.

85 منم که رنجی دراز و دیرینه خواهم داشت.

86 خدای، سوگندت می دهم به حقِّ آن کس که از میان آفریدگانت او را برگزیده ای، به آن که او را برای خود پسندیده ای، و به حق آن که او را از میان وامانت اختیار کرده ای، و آن که او را برای مقام خود گزینش نموده ای؟ به حقِّ آن که اطاعت او را به اطاعت خود پیوسته ای، به آن که نافرمانی او را نافرمانی خود شمرده ای ، به حقّ آن که دوستی او را با دوستی خود قرین ساخته ای، به آن که دشمنی او را در شمار دشمنی خود آورده ای، در این روز، مرا مثل کسانی که بیزار از گناه در پیشگاه تو زاری می کنند و توبه کنان به آمرزشت پناه می آورند و تو آنان را می آمرزی، جامه ی رحمت و بخشایش بپوشان.

87 و کار مرا سامان ده به آن چیزی که کار طاعت پیشگان و مقرّبان و منزلت داران خود را با آن به صلاح  می آوری.

88 و خود به تنهایی مرا سرپرستی کن؛ آن سان که خود به تنهایی از کسانی سرپرستی می کنی که به عهد تو وفا کرده اند و خود را در اطاعت  از تو به رنج افکنده اند و در طلب خشنودی ات به سختی کوشیده اند.

89 مرا به سبب این که در جلب ثوابت کوتاهی کرده ام و در محرّماتت پای ازحدّ خود فراتر نهاده ام واز مرز احکات بیرون رفته ام، کیفرمکن،

90 وبا مهلت دادن ِ خود، مرا به غفلت مینداز و غافلگیر مساز؛ همچون کسی که خیر خود را از من دریغ کرد و چنین پنداشت که رساندن ی آن خیر به من، تنها به دست اوست، و حتّی در نعمت بخشی خود تو را شریک ندانست.

91 از خوابِ  بی خبران و ناهشیاری  اسرافکاران و خواب آلودگی ِ به خود رها شدگان بیدارم کن،

92 و قلب مرا به کاری بر گمار که طاعت پیشگان را بدان گماشته ای، و اهل عبادت را بدان  واداشته ای، و با آن، مردم سست و کاهل را از من آتش رها ساخته ای.

93 مرا از چیزهایی که از تو دورم می سازند ومیان من و بهره ام از تو فاصله می شوند و مرا از درخواست خود باز می دارند، در پناه خودآور،

94 و چنان کن که به من آسانی راه نیکی ها را به سوی تو بپیمایم، و از همان راه که تو فرموده ای، در رسیده به نیکی ها شتاب نماین، و بدان گونه که خود خواسته ای، در انجام دادن آنها حریصانه  بکوشیم.

95مراباکسانی که تهدید تو را به هیچ نمی گیرند، هلاک مفرما،

96 و با آنان که خود را در معرض خشم سنگین تو قرار می دهند، نابود مگردان،

97 و با آنان که از راه تو منحرف شده اند، درهم مشکن،

98و مرا از ناگواری های بلا و فتنه رهایی بخش، و از تنگنای های آشوب بیرون آور،و به مهلت دادن ِ خود غافلگیر مساز،

99 و حائل شو میان من و دشمنی که گمراهم سازد، و خواهش نفسانی که در هلاکم اندازد، و زیانی که به من روی آورَد.

100از من رو مگردان همچون رویگردان شدنت از کسی که بر او خشم گرفته ای و دیگر از او خشنود نگشته ای.

101 مرا از دل بستن به امید خود مأیوس مکن، چندان که ناامیدی از رحمتت بر من غالب شود.

102 و مرا به نعمتی که تاب آن ندارم میازمای که بار محبّتت بر شانه هایم سنگینی و از پای درآیم.

103 و مرا ماننکسی که در او هیچ خیری نیست و تو را با او کاری نبوَد و بازگشتش به سوی تو ممکن نباشد، از دست فرومگذار،

104 و مثل کسی که از چشم عنایت تو افتاده و دست تو جامه شوربختی بر تنش پوشانده است، از درگاه خود دور مساز، بلکه دستم را بگیر و از افتادن ِ فروافتادگان و دلهره ی گمراهان و لغزش ِ فریب خوردگان و گرداب ِ مرگِ هلاک شدگان، نجاتم ده.

105 و مرا از امتحانی که غلامان و کنیزان خود را بدان می آزمایی، به سلامت دار، و به مقام و مرتبه ی کسانی رسان که به آنان توجّه داری و نعمتشان داده ای و از ایشان خشنود بوده ای و آنان را زندگی ِ پسندیده عطا کرده ای و با سعادت میرانده ای.

106 چنان کن که فکرِ دل برکندن از هر چه نیکی هایم را نابود می کند و بر کاتم را به باد می دهد، هرگز از من جدانشود، و همانند گردنبندی، پیوسته برگردنم باشد،

107 و قلب من، خود را در جامه تنفّر از زشتی های خطا و رسوایی های گناه بپوشاند.

108 مرا به کاری که جز با عنایت تو بدان دست نمی یابم، سرگرم مکن، تا از کاری که جز با آن به خشنودی ات نمی رسانم، وانمانم،

109 و از دل ِ من محبّت این دنیای بی قدر و منزلت را ریشه کن ساز؛ دنیایی که مرا از آنچه نزد توست بازمی دارد، و مانع می شود که وسیله ای برای رسیدن به تو فراهم آورم، و مرا از تقرّب جستن به تو غافل می گردانَد.

110 زیبایی های تنها بودن در شب و روز، و راز و نیاز با خود را به چشم بیارای،

111و مرا عصمتی بخش که به ترس از تو نزدیکم سازد، و میان من و ارتکاب گناهان جدایی اندازد، و مرا از کمند معاصی ِ بزرگ وارهانَد.

112 از آلودگیِ  نافرمانی پاکیزه ام گردان، و ناپاکی خطاها را از من بزدای، و مرا با جامه ی سلامت بپوشان، و تن پوش عافیت بر تنم کن، و با نعمت گسترده ی خود مرا در برگیر، و فضل و احسان خود را پی در پی به من برسان.

113 به توفیق و راهنمایی خود نیرو بخش، و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو یاری ام فرما، و بی قوّت و قدرت خود، به قدرت و قوّت خویشم وامگذار،

114و در آن روزکه مرا برای دیدار خود بر می انگیزی، خوار و شرمنده ام مساز، و نزد دوستداران خود رسوایم مکن، و یادت را از خاطرم مَبر، و توفیق سپاسگزاری خود را از من دریغ مدار، و هنگام غفلت و بی خبری که نادانان شکر نعمت هایت را از یاد می برند، پیوسته آن را بر زبانم جاری کن، و به من الهام فرما که در برابر آنچه عطایم کرده ای، تو را ثنا گویم، و به آن خوبی ها که در حقّ ِ من روا داشته ای، اعتراف کنم.

115 چنان کن که اشتیاق من به تو، از اشتیاق دیگران فراتر باشد، و ستایش من درباره ی تو، بالاتر از ستایش دیگران قرار گیرد.

116 آن دم که حاجت خود پیش تو آورم، مرا وامگذار، و به کارهای نیکی که خودپسندی ام را سبب گردیده، در عذابم میفکن، و آن دست رد که بر سینه ی دشمنانت می زنی، بر سینه ی من مزن. گوش من به فرمان توست، و می دانم که دلیل و برهان ِ تو راست است و تو به فضل و بخشش سزاوارتر، و به نیکی و احسان خود کرده تری. تو شایسته ی آنی که از کیفرت بیم نمایند، و آنان را که طاعت پیشه کرده اند، بیامرزی. عفو از تو زیبنده تر است تا عقوبت کردن، و تو به پرده پوشی نزدیک تری تا پرده دری.

117 مرابه  زندگی ای پاکیزه زنده بدار که با آنچه دلخواه من است توأم گردد، و به آنچه دوست می دارم پایان یابد، و در این میان، کاری که تو ناپسند می داری، انجام ندهم، و چیزی را که نهی فرموده ای، مرتکب نشوم، و مرا همچون کسی بمیران که نورش در پیش رو و از سمت راستش در حرکت است.

118 مرا در پیشگاه خودت خوار گردان و پیش آفریدگانت بزرگوار. چون با تو خلوت کنم، مرا سرافکنده ساز، و در بین بندگانت سرافراز. از کسی که به من نیاز ندارد، بی نیازم کن، و نیاز من به خودت را فزونی بخش.

119 مرا از سرزنش دشمنان و پیش آمدن ِ بلاها و خواری و گرفتاری در پناه آور، و گناهانم را که از آنها خبرداری، بپوشان؛ مانند کسی که اگر بردباریِ  او مانع نشود، بر انتقام گرفتن قدرت دارد، و اگر مدارای او نباشد، گناهان را کیفر می دهد.

120 آن گاه که بخواهی گروهی را به فتنه و پیشامد بَد دچار کنی، چون به تو پناه آورم، مرا از آن میان رهایی ده، و چنان که در این جهان رسوایم نخواسته ای، در آن جهان نیز رسوایم مخواه،

121 و در حقّ ِ من، رشته ی نعمت های این جهان و نعمت های آن جهان و رشته ی فواید دیرینه و تازه را پیوسته گردان، و چندان عمر ِ مرا دراز مکن که به سبب آن سنگدل شوم، و مرا چندان به سختی و ناگواری دچار مکن که بزرگی و خوشی و سرزمندگی ام را از میان ببَرَد، و مرا به حقارتی که قدر و منزلتم را بکاهد، یا به عیب و نقصی که با آن جایگاه خود را نشناسم، گرفتار مساز.

122 مرا آن گونه مترسان که از نومیدی و غم خاموشی گزینم، و چندان بیم مده که به وحشت افتم. چنان کن که تنها از تهدیدهای تو بترسم، و تنها از مهلت دادن و هشدارهای تو بپرهیزم، و تنها هنگام خواندن کتاب تو بیمناک شوم.

123 شبم را آباد گردان با بیداری ام برای عبادت تو، وتنها شب زنده داری کردنم برای تو، و مردم گریزی و مأنوس شدنم با تو، و فرود آوردن بار نیاز خود بر درگاه تو،و پی در پی خواهش کردنم برای رهایی از آتش دوزخ، و پناه بردنم به تو از عذابی که اهلش در آن گرفتارند.

124 مرا سرگشته در وادی طغیان رها مکن، و تا دم مرگ در گرداب جهل و بی خبری مگذار، و مایه پند وعبرت دیگران مخواه، و موجب گمراهی آن کس که به من می نگرد مساز، و با من مثل کسانی که با سلامت و نعمت مهلتشان داده ای، رفتار مکن، و دیگری را به جای من بر مگزین، و نام مرا از دفتر نیکان مزدای، و پیکر مرا به آفت های این جهانی و آتش آن جهانی دگرگون مساز، و مرا مضحکه آفریدگان و مسخره ی درگاه خود مکن، و چنان کن که جز در پی ِ خشنودیِ تو نروم، و جز برای انتقام گرفتن از دشمنان تو، خود را به رنج نیفکنم.

125 لذّت ِ بخششت را، شیرینی رحمتت را، آسودگی و رزق و روزات را، و بهشت پُرنعمتت را به من ارزانی کن، و با بی نیازی خود، طعم آسوده خیالی و مشغول شدن به آنچه را تو دوست می داری، و طعم کوشش در آنچه را موجب تقرّب به درگاه توست، به من بچشان، وتحفه ای از تحفه های خود را برای من بفرست.

126تجارتم را پُر سود، و بازگشتم را بی زیان قرار ده، و چنان کن که از روز ِ ایستادن در برابر تو و حساب پس دادن بترسم، و هم آرزومند دیدارت باشم. مرا به توبه ای بی بازگشت و خالص کام یاب ساز که پس از آن، هر گناه کوچک وبزرگ، و هر گناه آشکار و پنهان را نابود کنی.

127 کینه ی مومنان را از دل ِ من ریشه کن ساز، وقلبم را با فروتنان مهربان گردان، و با من چنان باش که با نیکان هستی، ومرا به جامه ی پرهیزگاران بیارای، و برای من در میان آیندگان نام نیکو گذار و در میان معاصران آوازه ی بلند، و در روز رستاخیز مرا در زمره ی کسانی در آور که در اطاعت و ایمان، نخستین کسان بودند.

128گستردگی ِ نعمتت بر من را به حدّ کمال رسان، و بهترین هایش را در حقّ ِ من پی در پی ساز. دستان مرا از عطایای خود بیا کَن، و بخشش های بزرگ خود را به سوی من روان گردان، و مرا در باغ هایی که در بهشت برای برگزیدگانت آراسته ای، با خوب ترین دوستان خود همسایه کن، و در مقاماتی که برای محبّان خود فراهم آورده ای، مرا خلعت عطایای بی عوض بپوشان.

129  برای من نزد خود مکانی مطمئن قرارده که در آن آرامش یابم، و منزلی که در آن فرود آیم و مَسکن گیرم و چشم بدان روشن شود. کیفر مرا به اندازه ی گناهان بزرگی که کرده ام قرار مده. در آن روز که هر نهانی آشکار شود، هلاکم  مکن، و هر شبهه ای را از دلم بزدای، و از هر رحمتی برای من راهی به سوی حق بگشای، و بهره های بخشش خود را در حقّ ِ من فراوان ساز، و به فضل خود نصیب مرا از احسانت افزون گردان.

130 چنان کن که دلم به آنچه نزد توست مطمئن گردد، و همه همّت من در عبادت تو به کار افتد. مرا به کاری وادار که بندگان خالص خود را بدان وامی داری، و هنگام غفلتِ عقل و خرد، دل مرا با طاعت خود در هم آمیز، و بی نیازی و پاک دامنی و آسایش  و تن درستی و وسعت روزی و آرامش و عافیت را برای من فراهم ساز.

131 کارهای نیک مرا با گناهانی که به آن درآمیزد، تباه مساز، و خلوت هایم را به نعمت یا محنتی که برای آزمایش من می فرستی، آشفته مکن، و آبرویم را از گزند نیازخواهی از آفریدگانت نگاه دار، و مرا از درخواست آنچه نزد بدکاران است، بازدار.

132 مددکار ستمگران قرارم مده، و مگذار که در نابود کردن کتاب تو با آنان همدست شوم. مرا آن گونه حفظ و حمایت کن که خود نمی دانم، و با آن، از هر بدی در امان می مانم. درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزی ِ فراوان خود را به روی من بگشای که من از روی آورندگان به درگاه تواَم، نعمت دادنت به من را به حدّ کمال رسان، که تو بهترین ِ نعمت دهندگانی.

133 ای پروردگار هستی ها، چنان کن که مانده ی عمر من، برای جلب خشنودی تو، در کار حج و عمره سپری شود. خدای تعالی درود فرستد بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه ی او، و سلام وتهیّت بر ایشان، تا ابد.

نیایش آن حضرت در روز عید قربان وجمعه

1 خئایا، امروز روز مبارک و فرخنده است و مسلمانان در هر گوشه و کنار زمین، گرد هم آمده اند؛ گروهی به نیازخواهی از تو، عدّه ای در طلب نعمت هایت، جمعی امیدوار، و دسته ای با ترس و لرز، و تو نیازهای ایشان را می بینی. حال از تو می خواهم که به لطف و کرم خود ، و به آسان بودن خواهش من نزد تو، بر محمّد وخاندانش درود فرستی.

2 خدایا، ای پروردگار ما، از آن جا که فرمانرواییِ هستی از آن ِ تو، و حمد وستایش برای توست، و جز تو هیچ خدایی نیست، و تویی آن خداوند بردبارِ بزرگوارِ مهربانِ بخشنده ی نعمت و صاحب شکوه و بزرگی و پدیدآورنده ی آسمان ها و زمین، از تو می خواهم که هرگاه میان بندگانِ، مومن خود نیکی و تن درستی و برکت و هدایت و توفیق ِ بندگی را تقسیم کنی، یا به کار خیری برآنان منّت نهی و به وسیله ی آن به سوی خود هدایتشان فرمایی، یا آنان را نزد خود والا مرتبه گردانی،و یا از خوبی های دنیا و آخرت چیزی به آنان عطا کنی، نصیب و بهره ی من از این بخشش ها را بیفزایی.

3 خدایا، از آن جا که فرمانروایی هستی از آن ِ تو، و حمد و ستایش برای توست، و جز تو هیچ خدایی نیست، از تو می خواهم که بر محمّد- که بنده و فرستاده و حبیب و برگزیده ی تو از میان آفریدگان است- و خاندان محمّد- که نیکان و پاکان و خیرخواهان اند- درود فرستی؛ درودی که تنها خود شمارش آن توانی کرد. و ما رادر دعایهای شایسته ی بندگان مومنت که در این روز تو را می خوانند، شریک گردانی، ای پروردگار هستی ها، و ما و ایشان را بیامرزی، که تو بر هر کار توانایی.

4 خدایا، من با نیاز خود به سوی تو آمده ام، و بارِ فقر و احتیاج و تهی دستی ِ خود را بر درگاه تو فرود آورده ام، در حالی که اطمینان من به آمرزش و رحمت تو بیش از اطمینانم به کارهایی است که انجام داده ام؛ زیرا عرصه ی آمرزش و رحمت تو بسی پهناور تراز محدوده گناهان من است. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و خودت هر نیاز مرا برآورده ساز، که تو بر این کارقدرت داری، و این بر تو آسان است، و من فقیر درگاه تواَم و تو از من بی نیازی؛ زیرا به هر خیری که رسیده ام، به لطف تو بوده است، و جز تو کسی بدی ها را از من دور نکرده است، و من در کارِ این جهان و آن جهانِ خود، به غیر تو امید ندارم.

5 خدایا، کسانی آماده و مهیّا شده اند که به امید عطاها و بخشش های مخلوق ِ تو و رسیدن  به صله ها و جایزه هایش، آهنگ ِ رفتن به سوی او کنند، امّا من، ای خدای نعمت دهنده، امروز خود را مهیّا و آماده کرده ام که به امیدآمرزش و احسان تو ساز و برگ سفر بربندم ودر طلب عطایا و جایزه هایت به سوی تو آیم.

6 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و امروز آن امید مرا به ناامیدی بدل مکن، ای آن که اصرارِ خواهندگان تو را به زحمت نیندازد و عطایت از تو هیچ نکاهد و من نه به دلگرمیِ کار شایسته ی خود به سوی تو آمده ام، و نه به امید شفاعت هیچ آفریده ای، مگر شفاعت محمّد واهل بیت او، سلام تو براو و آنان باد.

7 به درگاهت آمده ام، با اقرار به گناه خود و ستمی که بر خود روا داشته ام. آمده ام در حالی که امیدم به آمرزش بزرگ توست که با آن از خطاکاران درگذشته ای، و سرگرمی دراز مدّت ایشان به گناه بزرگ، مانع نمی شود که تو همچنان مِهر و مغفرت  خود را نصیب آنان فرمایی.

8 ای آن که دامنه ی رحمتت بسی گسترده، و مجال عفو و بخششت بسیار است. ای خدای بزرگ، ای خدای بزرگ، ای خدای کریم، ای خدای کریم ،بر محمّد وخاندان محمّد درود فرست وباز هم رحمت خود را به من کرامت کن، و به فضل خود مرا بنواز، و با آمرزش خود مرا احاطه نما.

9 خدایا، این جایگاه برای جانشینان و برگزیدگان تو، و مکان امانتداران توست در آن درجات متعالی که مخصوص ایشان گردانیده ای، ولی دیگران به ناحق آن را ربوده اند؛ و این، تقدیر تو بوده است. فرمان تو چیرگی ناپذیر است، و از تدبیر ناگریز تو، هرگونه و هرجا که اراده کنی، گریزی نیست. از آن جا که تو به مقتضای حکمت خود از همه داناتری، درباره ی آفرینش و اراده ی خود متّهم نیستی؛ تا این که برگزیدگان و جانشینانت شکست خورند و حقّشان از دست برفت، و اینک می نگرند که فرمان تو دگرگون شده، و کتابت به گوشه ای افتاده، و واجبات تو از سمت و سویی که خود مقرّر فرموده ای منحرف گردیده، و سنّت های پیامبرت به حال خود رها شده است.

10 خدایا، دشمنان ایشان، از پیشینیان وپسیان، را لعنت فرست، و کسانی را که به کارهای آنان راضی بوده اند، و نیز یاران و پیروانش را لعنت  کن.

11 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست، که تو ستوده خصال و بزرگواری؛ همچون درودها و برکات و سلام هایت که بر بندگان برگزیده ی خود، ابراهیم و خاندان ابراهیم، فرستاده ای. و در گشایش و آسایش و یاری دادن و قدرت بخشیدن و حمایت ایشان تعجیل فرما.

12 خدایا، مرا از کسانی قرار ده که تو را یگانه می دادنند، و حق را پذیرفته اند، و فرستاده ات را تصدیق کرده اند، و پیشوایانی را که طاعت آنان را لازم گردانده ای و برنامه ی توحید وایمان به تو به وسیله و به دست ایشان اجرا می شود، از جان و دل پذیرا شده اند. چنین باد ای پروردگار هستی ها.

13 خدایا، خشم تو را جز بردباری ات فرو نمی نشاند، و شدّت خشمت را جز بخشش تو مانع نمی شود،ودر برابر عذاب تو جز رحمتت پناهگاهی نیست، و جز زاری در پیشگاه تو، چیزی مرا از عقابت نجات نمی بخشد. پس بر محمّد وخاندان محمّد درود فرست. و ای معبود من، تنها با قدرت خود، که با آن بندگان ِ بی جان خود را زنده می کنی و سرزمین های مرده را حیات می بخشی، در کار ما گشایشی حاصل کن.

14 ای معبود من، مرا به اندوه و غم نمیران تا این که خواهشم را برآوری و اجابت دعایم را به من بنمایی و طعم تن درستی را تا زنده ام به من بچشانی.مرا دشمن شاد مگردان، و او را بر گردن من سوار مکن، و بر من چیره اش مساز.

15 معبود من، اگر تو مرا بلند مرتبه گردانی، چه کسی خوار و ذلیلم تواند کرد؟ اگر تو مرا حقیر سازی، کیست که سربلندم کند؟ اگر تو مرا گرامی بداری، چه کسی حقیر و ناچیزم تواند شمرد؟ اگر تو مرا به حقارت درافکنی، دیگر چه کسی گرامی ام تواند داشت؟ اگر تو مرا عذاب کنی، کیست که بر من رحمت آورَد؟ و اگر هلاکم سازی، چه کسی می تواند به اعتراض در برابرت بایستد یا از کار ِتو پرسش نماید؟ نیک دانسته ام که حکم تو را ستمی در پی نیست، و تو در انتقام گرفتن شتاب نمی ورزی؛ زیرا کسی شتاب می کند که می ترسد چیزی را از دست بدهد، و کسی محتاج ستم است که ناتوان باشد؛ حال آن که تو – ای معبود من – از این چگونگی ها، بسیار برتر و والاتری.

16 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا هدف تیرهای بلا، و در برابر طوفان ِ خشم خود قرار مده. مهلتم دو واندوهم را ببَر. دستم را بگیر و از لغزش نگاه دار و با بلاهای پی در پی میازمای، که تو ناتوانی و بیچارگی و زاریِ  مرا به درگاه خود می بینی.

17خدایا، من امروز از خشم تو به خودت پناه می آورم. بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا در پناه خود گیر.

18 از شدّت خشمت از تو امان می طلبم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا در امان دار.

19 از تو می خواهم که مرا از عذاب خود ایمنی بخشی. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا ایمن گردان.

20 از تو هدایت می جویم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا به راه راست ببَر.

21 از تو میخواهم که یاری ام کنی. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا مدد فرما.

22 از تو رحمت  و بخشش می طلبم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و بر من رحمت آور.

23  از تو می خواهم که مرا کفایت کنی. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و خود مرا کفایت کن.

24 رزق و روزی ِ خود را از تو می خواهم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و روزی ام را برسان.

25  از تو یاری و کمک می خواهم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا یاری ده.

26 از تو می خواهم که گناهان پیشین مرا بیامرزی. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا بیامرز.

27 از تو می خواهم که مرا از گناه نگه داری. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا نگاه دار، که اگر تو بخواهی، من هرگز به کاری که ناپسند تو باشد، باز نخواهم گشت.

28 ای پروردگار من، ای پروردگار من،ای مهربان، ای بخشنده، ای صاحب بزرگی و احسان ِ تمام، بر محمّد وخاندانش درود فرست وهمه ی آنچه را از تو خواسته ام و طلب کرده ام و با آن به تو روی آورده ام، به من ارزانی کن. آن را برای من بخواه و مقدّر نمای، و به مقتضای آن فرمان بِران و آن را روا بدار. و در آن خواسته ها که بر می آوری، خیر مرا قرار ده، و آن را برای من پُر برکت ساز، و با آن بر من تفضّل فرما. و با آنچه به من عطا می کنی، نیک بختم گردان، و از فضل خود ونیکی های گسترده که نزد توست بر من بیفزا، که تو توانگر و بخشنده ای، و آن را به نیکی و نعمت های آخرت پیوند بزن، ای مهبان ترین مهربانان(1)

(1)   : پس از خاتمه ی دعا، هرچه در نظر داری، از خدا بخواه، و هزار مرتبه بر محمّد وخاندانش درود فرست،که امام سجاد (علیه السّلام) چنین می کرد.

نیایش آن حضرت برای دفع حیله دشمن

1 خدایا، تو مرا راه نمودی و من بیهودگی را پیشه ساختم، پندم دادی و من سنگدلی ورزیدم؛ عطایای نیک دادی و من نافرمانی کردم. آن گاه چون آنچه مرا از آن بازداشته بودی، به من شناساندی و من بدان آگاه شدم، آمرزش طلبیدم و تو مرا بخشودی. سپس دوباره خود را به گناه آلودم و تو پرده پوشی کردی. پس حمد و ستایش را سزد ای معبود من.

2 خود را به درّه های  نیستی  درافکندم، و به کوره راه های  نابودی درآمدم، و در آن میان، خود را با تندبادهای خشم تو روبه رو کردم، و با شعله های عذابت مواجه گردیدم.

3با این همه، تنها دستاویز من برای رسیدن به تو، یگانه دانستنِ توست، و تنها وسیله ی من این است که هرگز چیزی را در خدایی با تو شریک ندانسته ام، و با وجود تو، معبود دیگری نگرفته ام، و اینک خود به سویت آمده ام، که تو گریزگاه بدکارانی، و پناهگاه آن کس که بهره ی خود را تباه کرده و به تو پناه آورده است.

4 چه بسا دشمنی که شمشیر دشمنی اش را بر من آخت، و لبه ی خنجرش را برای کشتن من تیز و برّان ساخت، و دم برنده ی آن را به قصد جان من پرداخت، و زهرهای کُشنده را با آب ِ خوردن من در هم آمیخت، و تیرهای بی خطای خود را به سوی من نشانه رفت، و چشمان مراقبش یک لحظه از من غافل نگردید و در خواب نشد، و در دل آورد که مرا گزندی رسانَد و تلخاب دشمنی اش را به کام من ریزد.

5 و تو ای معبود من، دیدی که من از برداشتن بار سنگین رنج ها ناتوانم، و از انتقام آن که قصدش جنگیدن با من است درمانده ام، و در میان دشمنان ِ بسیار خود تنهایم، همانان که در کمین اند تا مرا آن گونه آسیبی رسانند که هرگز بدان نیندیشیده ام.

6سپس پیش از آن که بخواهم، تو یاری ام کردی، و به قدرت خود پشت مرا محکم ساختی. برّانی شمشیرش را بی اثر کردی، و او را با آن همه یارانِ بی شمارَش تنها گذاشتی، و مرا بر او پیروز نمودی، و تیرهایی را که به قصد جان من رها کرده بود. به سوی خودش بازگرداندی، و بی آن که باد خشمش را فرو نشانَد و سوز کینه اش را تسکین دهد، او را به عقب راندی، و در آن حال که یاران و سپاهیانش به وعده ی خود وفا نکردند، سر انگشت خود را با دندان گَزید و پشت به میدان  جنگ کرد و گریخت.

7 و چه بسا ستمکارانی که با فریب و نیرنگ خود بر من دست گشود، و دام های خویش بر سَر ِ راه من بگسترد، و به جست و جوی من همّت گماشت،  همچوم درّنده ای که در کمین صید گریخته ی خود نشسته، در کمین من بنشست؛ در انتظار فرصتی که شکار خود را به چنگ آوَرد. و در حالی که با چاپلوسی به من روی خوش نشان می داد، مرا با نگاهی کینه توزانه می نگریست.

8 آ ن گاه که تو، ای معبود من- که نامت بلند و فرخنده باد- فساد ِ باطن و زشتی ِ نهانش را دیدی، او را با سر در همان گودالی افکندی که برای به دام انداختن من فراهم کرده بود، و در آن سرنگونش ساختی، تا این که پس از همه سرکشی، با ذلّت و خواری به همان دامی درافتاد که می اندیشید مرا گرفتار آن سازد، و اگر نبود رحمت تو، نزدیک بود که هرچه بر سَرِ او آمد، بر سَرِ من نیز بیاید.

9 و چه بسا حسودی که آسایش من سبب شد غصّه راه گلویش را ببندد و خشم چون استخوانی حلقومش را بخراشد، پس با زبان تیز خود مرا آزرد، و با تهمت عیب و نقص خود را بر من نهاد، و آبروی مرا آماج تیرهای کینه ی خود ساخت، و مرا به خشم آورد و با نیرنگ خود قصد جانم کرد.

10 پس ای معبود من، تو را ندا دادم، در حالی که از تو می خواستم به فریادرسی، و حمایتت پناه گیرد، ستم دیده نشود، و هرکه خود را به سنگر انتقامت رسانَد، بیم و هراسش نباشد. پس تو مرا به قدرت خود، از بی رحمی ِ او پناه دادی.

11 و چه بسا ابرهای بلا را که از فراز سرم  پراکندی، و چه بسا ابرهای پُر نعمت را که بر من باراندی، و جویبارهای رحمت را که برای من جاری کردی، و جامه های تن درستی را که بر تنِ  من پوشاندی. چه بسا چشم های حوادث که مرا می پایید و تو کورشان کردی، و چه بس پرده های تاریک ِ غم که آنها را کنار می زدی.

12 چه بسا گمان ِ نیکو که در حقّ من به واقعیّت رسانیدی. چه بسا تهی دستی ِ مرا که با توانگری جبران کردی. چه بسا که در سختی ها از پا فتادم و تو مرا بر سَرِ پا آوردی. چه بسا بیچارگی ای که تو یکباره آن را دگرگون کردی.

13 اینها همه انعام و احسان تو بود، ومن همچنان در نافرمانی تو سخت می کوشیدم، ولی بدکرداری من مانع نشد که احسان خود را درحقّ من به کمال رسانی، و نیک رفتاری تو با من سبب نگردید که از کارهایی که موجب خشم توست، بپرهیزم.آری، تو درباره ی آنچه می کنی بازخواست نشوی.

14 به خدا سوگند که چون چیزی از تو خواستند، بخشیدی، و بی آنکه بخواهند، نیز عطاکردی، و چون فضل تو را طلب کردند، بخل نورزیدی. ای مولای من، تو از هر چه ابا کنی، احسان و نعمت بخشیدن و نیکی و انعام را دریغ نخواهی کرد، و من از هرچه دوری کنم، از انجام دادن محرّمات و پافراتر نهادن از حمد و ستایش تو را سزد ای معبودمن، ای مقتدری که شکست ناپذیری، و ای مهلت دهنده ای که شتاب نمی ورزی.

15 این جایگاه کسی است که به نعمت های بسیار تو معترف است، ولی آنها را با کوتاهی در سپاسگزاری تو، پاسخ گفته و اینک علیه خود گواهی می دهد که احکام و حدودت را تباه کرده است.

16 خدایا، من با تمسّک به مقام بلند محمّد و راه روشن علی به تو تقربب می جویم، و به واسطه آن دو به تو روی می آورم، بدان امید که مرا از گزند بدی هایی که خود می دانی پناه دهی، که این کار با وجد نگرانی ات تو را به سختی نیندازد، و پیش قدرتت مشکل ننماید، که تو بر هر کار توانایی.

17 پس ای معبود من، رحمت و دوام توفیق خود را به من ارزانی کن تا آن را نردبانی سازم برای بالا رفتن به سوی خشنودی تو و ایمن شدن از عقوبت تو،ای مهربان ترینِ مهربانان.

نیایش آن حضرت در مقام خوف از خدای تعالی

1 خدایا، تو اندامم را موزون آفریدی، و مرا در خُردی پروریدی، و به اندازه روزی دادی.

2 خدایا، من در کتاب تو که فرو فرستاده ای و با آن بندگانت را بشارت داده ای، یافته ام که فرموده ای: (( ای بندگان من که بر خود ستم روا داشته اید، از رحمت خدا ناامید مشوید؛ زیرا خدا همه گناهان را می آمرزد.)) و پیش از این، کارهایی از من سر زده است که خود می دانی  و از من بدانها آگاه تری. پس وای بر من از این رسوایی، به سبب گناهانی که نامه ی عمل من در خود ثبت کرده است.

3 و اگر نبود که من به آمرزش فراگیر تو امیدوارم، خودم را به نابودی می افکندم، و اگر کسی را تووانایی آن می بود که از پروردگارش بگریزد، بی شک من به گریختن از تو سزاوارتربودم. هیچ رازی در آسمان و زمین از تو پوشیده نیست و آن را در قیامت آشکار می کنی، در حالی که هم جزادهنده ای وهم حسابگر امور.

4 خدایا، اگر بگریزم، مرا طلب کنی، و اگر فرار کنم، مرا دریابی. اینک این منم که  شکسته و خوار وزبون در برابرت ایستاده ام. اگر عذابم کنی، سزاوارم، و این  کار- ای پروردگار من- از سوی تو عدل است؛ و اگر بیامرزی، چه عجب که از گذشته ای دور مشمول آمرزش تو بوده ام و جامه عافیت بر من پوشانده ای.

5 حال- خدایا- از تو می خواهم که به نام های پنهانت، و آن زیبایی و جمال که در پَسِ پرده های عزّت و جلالت پوشیده مانده است، رحمت آوری بر این جان بی تاب و مشتی استخوان ِ سست و بی شکیب که تاب گرمای آفتابت را ندارد. پس گرمای آتش دوزخ را چگونه برتابد؟ و جانی که طاقت بانگ و رعد تو را ندارد. پس چگونه خشم تو را تاب آورَد؟

6 خدایا، بر من رحم کن که مردی حقیر و بی مقدارم، و قدر ومنزلت اندک است. عذاب کردن من به اندازه ی موری حتّی بر قلمرو فرمانروایی ات نیفزاید. و اگر چنین باشد، از تو می خواهم که مرا بر آن عذاب شکیبایی دهی، و خود، آن افزونی را برای تو می پسندم، ولی چه کنم- خدایا- که قلمرو فرمانروایی ات گسترده تر، و پادشاهی ات جاودانه تر از آن است که اطاعت ِ بندگان ِ فرمانبردار بر آن بیفزاید و نافرمانی گنهکاران از آن بکاهد.

7 پس ای مهربان ترینِ مهربانان، بر من رحمت آور و از من درگذر، ای صاحب بزرگی و بخشندگی، و توبه ام را بپذیر که تو توبه پذیر و مهربانی.

نیایش آن حضرت در تضرّع و اظهار خاکساری

1 ای معبود من، تو را می ستایم- و تو سزاوار هر ستایشی- بدان سبب که در حقِّ من نیکی ها کردی، و نعمت های فراوان به من بخشیدی، و عطایای بسیار ارزانی فرمودی، و به رحمت خود مرا بر دیگران برتری دادی، و نعمت خویش را بر من تمام گرداندی. تو درباره ی من چندان خوبی و احسان کرده ای که دست شکر و سپاس من از آن کوتاه است.

2 آری، اگر نبود احسان تو و نعمت های بسیارت، من بهره ی خود را به دست نمی آورم ونَفس خود را اصلاح نمی کردم؛، ولی تو پیش از آن که درخواست کنم، به من احسان فرمودی، و در همه کارها از دیگران بی نیازم کردی، و سختی ِ بلا را از من دور ساختی، و حکم سهمگین خود را از من بازداشتی.

3 ای معبود من، چه بسیار بلای بیش از طاقت که از من بگرداندی، و چه بسیار نعمت که چشم دلم را بدان روشنی بخشیدی، و چه بسیار احسان که از روی بزرگواری در حقّ ِ من روا داشتی.

4 تویی که هنگام ناچاری و بیچارگی، دعایم را به اجابت رساندی، و چون به پرتگاه ِ گناه افتادم، دستم را گرفتی و مرا آمرزیدی و حقّ مرا از دشمنانم ستاندی.

5 ای معبود من، هرگاه از تو چیزی خواسته ام، بخیلت نیافته ام، و هرگاه آهنگ ِ دیدار تو کرده ام، گرفته و درهم نبوده ای، بلکه دیده ام دعای مرا می شنوی و آنچه خواسته ام عطا می کنی، و دیده ام در هر حالتی که هستم، و در هر زمانی که به سر می برم، و نعمت های فراوانت بر من ارزانی شده است. از این روست که تو نزد من درخور ِ ستایش و احسانت پیش من نیکوست...

6 جان و زبان و عقل من تو را ستایش کنند؛ ستایشی که به حدّ کمال خود و حقیقت ِ سپاست نایل آمده و منتهای خشنودی تو از من است. پس مرا از شدّت ِ خشم خود رهایی ده.

7 ای جان پناه من در آن هنگام که راه های گوناگون مرا در یافتن ِ راه رستگاری به رنج و سختی می افکنند. ای بخشنده ی گناه من، اگر تو زشتی های مرا از چشم مردم نمی پوشاندی، من از رسوایان بودم. ای آن که با یاری خود مرا توانایی بخشیدی، اگر یاری ام نمی کردی، از شکست خوردگان بودم. ای آن که پادشاهان در پیشگاه تو یوغ ذلّت و خواری را بر گردن نهاده اند و از قدرت و سختگیری ات هراسان اند. ای آن که پرهیزگاریِ بندگان را سزاواری، و ای آن که نام های نیکو داری، از تو می خواهم که مرا ببخشایی و بیامرزی؛ زیرا نه بی گناهم که روی عذرخواهی داشته باشم، نه نیرویی دارم که بر تو پیروز شوم، و نه گریزگاهی که بدان بگریزم.

8 از تو می خواهم که از گناهانم درگذری، و از آن گناهان که مرا در بند خود کرده و از همه سو احاطه نموده و از پرتگاه ها نابودی فرو افکنده است، پوزش می خواهم.ای پروردگار من، از گزند آن معاصی، توبه کنان به سویت گریخته ام، پس توبه ام را بپذیر. به درگاهت پناه آورده ام، پس پناهم ده. از تو پناه می جویم، پس مرا خوار مساز. نیاز خواه تواَم. پس نعمت خویش را از من دریغ مدار. در تو آویخته ام، پس دستم را رها مکن. خواهان لطف تواَم، پس نومیدم برمگردان.

9 ای پروردگار من، تو را می خوانم، در حالی که درویشم و نالان و ترسان و نگران و بیمناک وفقیر، و از درگاه تواَم گریزی نیست.

10 ای معبود من، پیش تو شکایت می کنم از ناتوانی ام در شتاب ورزیدن به سوی وعده هایی که به دوستانت داده ای، و دوری گزیدن از چیزهایی که دشمنانت را از آنها ترسانده ای، و شکایت می کنم به تو از فراوانی اندوه و وسوسه نَفسِ خویش.

11 معبودِ من، تو مرا به نیّت بَدم رسوا نساختی، و به سبب گناهانم به ورطه ی نیستی نینداختی. چون می خوانمت، پاسخ می گویی؛ اگر چه هنگامی که تو مرا به سوی خود می خوانی، درنگ می ورزم. هر حاجت که خواهم، تنها از تو خواهم، و هرجا که باشم، راز دل با تو در میان می گذارم. جز تو را نمی خوانم و جز به تو امید نمی بندم.

12 پیوسته فرمانبردارم؛ چرا که هر کس شکایت پیش تو آورَد، آن را می شنوی، و هر کس بر تو توکّل کند، به او روی می آوری، و هر کس در تو می آویزد، او را هایی می بخشی، و هر کس به تو پناه آورَد، غم واندوهش را می بَری.

13 پس معبود من، مرا به سبب اندک بودن سپاسم، از خیر آن جهان و این جهان محروم ساز، و گناهانم را که خود از آن آگاهی، بیامرز.

14 با این همه، اگر عذابم کنی، چه می توانم گفت، که من ستمکارم، سهل انگارم، تبهکارم، گنهکارم، مقصّرم،لاابالی و غافل از بهره ی خویشم. امّا اگر مرا بیامرزی، چه جای شگفتی، که تو مهربان ترینِ مهربانانی.

نیایش آن حضرت در اظهار ورزیدن بر دعا

1 ای خدایی که  نه در زمین چیزی از تو پوشیده می ماند و نه در آسمان، و چگونه چیزی که خود آن را آفریده ای، از تو پنهان تواند بود ای معبود من؟ یا چگونه چیزی را که خود پدید آورده ای، شماره نتوانی کرد؟ یا چگونه چیزی که تدبیر کارش به دست توست، از چشمت پنهان شود؟ یا چگونه می تواند از تو بگریزد کسی که بی رزق و روزی ِ تو زنده نخواهد بود؟ و یا چگونه از بندِ اراده ات رهایی یابد آن کس که جز در قلمرو ِ فرمانروای ات راهی برایش نیست.

2 پاک ومنزّهی تو، از آفریدگان ِ تو آن کس که بیش تر تو را بشناسد، از تو بیش تر می ترسد، و آن کس که طاعتش بیش از دیگران باشد، فروتنی اش در پیشگاه تو بیش تر خواهد بود، و خوارترینِ آنان کسی است که روز اش را تو می دهی، ولی او دیگری را پرستش می کند.

3 پاک ومنزّهی تو، آن کس که به تو شرک می ورزد و فرستادگانت را دروغ می پندارد، از پادشاهی ات نتواند کاست. آن کس که حکم تو را بر نمی تابد، نتواند از فرمان تو سرپیچد، و آن کس که قدرتت را منکر می شود، خود را از سلطه ی تو باز نتواند داشت، و آن کس که جز تو را می پرستد، از دست تو راه گریزش نیست، و آن کس که دیدار تو را خوش ندارد، در دنیا جاودان نخواهد زیست.

4 پاک ومنزّهی تو، و چه بلند است مرتبه ات، و چه غالب است قدرتت، و چه سخت است نیرویت، وچه نافذ است فرمانت.

5 پاک ومنزّهی تو، مرگ را برای همه ی آفریدگانت مقدّر کرده ای، چه آنان که تو را به یکتایی می پرستند و چه آنان  که نمی پرستند. همگان چشنده ی طعم مرگ هستند، و همه رهسپار کوی تواَند. نامت بلند و فرخنده است. جز تو هیچ خدایی نیست. یکتایی و انباز نداری.

6 به تو ایمان آوردم، و فرستادگانت را تصدیق کردم، و کتابت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو کافر گردیدم، و از هر که غیر تورا پرستید، بیزار شدم.

7 خدایا، روز و شبم را در حالی سپری می کنم که کار نیک خود را اندک می بینیم، و به گناه خود معترفم، و به خطای خود اقرار دارم. من چون بر خویشتن ستم کرده ام، ذلیل و خوارم. کردار من مرا به نابودی افکنده، و هوای نَفسِ من تباهم گردانیده، و شهوات مرا از خوبی ها بی بهره ساخته است.

8 ای مولا من، از تو درخواست می کنم؛ چونان کسی که آرزوهای دراز او را به کاری بیهوده سرگرم نموده، و جسمش به سبب تن درستی به غفلت افتاده، و قلبش به افزونی ِ نعمت فریفته گردیده، و کم تر به فرجام کار خود می اندیشد؛

9 چونان کسی که آرزوها بر او چیره شده، و خواهش نَفس به فتنه اش دچار کرده، و دنیا تمام وجودش را به تصرّف در آورده، و مرگ براو سایه افکنده است؛ چونان کسی که گناهان خود را بسیار می بیند و به خطای خود معترف است؛ چونان کسی که گناهان خود را بسیار می بیند و به خطای خود معترف است؛ چونان کسی که جز تو پروردگاری دارد و نه جز تو سرپرستی می شناسد. کسی او را از خشم تو نمی رَهاند، و او هرگز پناهگاهی نمی یابد که از تو بدان پناه برد، مگر آن گاه که به درگاه تو پناه آورَد.

10 معبود من، از تو می خواهم که به حقّ ِ خود که بر همه ی آفریدگانت لازم گردانده ای، و به نام بزرگ خود که به پیامبرت فرموده ای با آن به تسبیح تو پردازد، و به بزرگی ِ ذات بزرگوارت که نه کهنگی می پذیرد، نه دگرگون می شود، نه تغییر حالت می دهد و نه از میان می رود، بر محمّد وخاندانش درود فرستی و مرا با عبادت خود از هرچیز بی نیاز کنی، و با ترس از خود، محبّت دنیا را از دلم بزدایی، و به رحمت خود مرا با دستی  پر از کرامت بازگردانی؛

11 زیرا من تنهابه سوی تو می گریزم، و تنها از تو می ترسم، و تنها از تو فریادرسی می خواهم، و تنها به تو امیدوارم، و تنها تو را می خوانم، و تنها به درگاه تو پناه می آورم، و اعتمادم تنها به توست، و تنها از تو یاری می جویم، و تنها به تو ایمان دارم، و تنها برتو توکّل می کنم، و اتّکای من تنها به  جود و بخشش توست.

نیایش آن حضرت در ابراز فروتنی و تواضع

1 پرورگارمن، گناهانم زبان ِ مرا بند آورده و رشته ی سخنم را از هم گسسته است و من عذری اقامه نتوانم کرد. پس همچنان اسیری گرفتاری و گروگان ِ کردار خویشتنم. در میان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بیراه شده ام و دستم از چاره کوتاه است.

2 من خود را در جایگاه گنهکاران ِ سرشکسته قرار داده ام؛ در جایگاه شوربختانی که با تو گستاخی می ورزند و تهدیدهایت را سبک می شمارند.

3 پاک ومنزّهی تو، به چه جرئتی باتو گستاخی کردم؟ و با کدامین فریب خود را به ورطه نابودی افکندم؟

4ای مولای من، بر من رحمت آور که به صورت بر زمین افتاده ام و از راه لغزیده ام. به حِلم خود از نادانی ام در گذر، و به احسان خود از بدکرداری ام، که به گناه خود اقرار دارم و به خطای خود معترفم. اینک این دست من و این سَرِ من که برای قصاص ازخود آن را با فروتنی تسلیم کرده ام. بر پیری ام و پایان گرفتن ی روزگارم و نزدیک شدنِ مرگم و ناتوانی و درویشی و بیچارگی ام رحمت آور.

5مولای من، به من رحم کن آن گاه که پایم از دنیا بریده شود، و یادم از خاطر آفریدگان برود، و همچون کسی که یکباره از یاد رفته است، به جمع فراموش شان درآیم.

6مولای من، آن گاه که چهره و حالتم دگرگون شود وجسمم بپوسد واندامم پاره گردد وبندبند وجودم ازهم بگسلد،بر من رحمت آور، که وای بر غفلت من از آنچه در پیش رو دارم.

7 مولای من، در آن روز که از گور خود به درآیم و زنده شوم، به من رحم کن، و در آن روز جای ایستادن ِ مرا برای حساب در میان دوستدارانت قرار ده، و چنان کن که با دوستانت به سوی میزان روانه شوم ودر سایه قرب ِ تو منزل گزینم، ای پروردگار هستی ها.

نیایش  آن حضرت در طلب از میان بردن غم ها

1 ای غمگسار و ای اندوه زدا، ای بخشنده در این جهان و آن جهان و مهربان در هر دو سرا، بر محمّد و خاندانش درود فرست.اندوهم را ببَر و غمم را از میان بردار.

2 ای یگانه، ای یکتا، ای کسی که همگان نیاز خود پیش تو آورند، ای آن که نزاده ای و زاده نشده ای و هیچ کس همتای تو نیست(1)، مرا از بدی ها نگاه دار و ازگناه پاکیزه بدار و گرفتاری ام را برطرف گردان.(2)

3 خدایا، من اینک مانند کسی هستم که سخت نیازمند گریده و نیرو و تووانش رو به ضعف نهاده و گناهش فراوان شده است؛ همچون کسی که جز تو برای درمان ِ نیاز خود فریاد رسی نمی بیند، و برای ضعف خود نیرودهنده ای، و برای گناهانش آمرزنده ای. ای صاحب بزرگی و بزرگواری، از تو می خواهم که مرا به کاری توفیق دهی که هر کس آن را انجام دهد، تو دوستش می داری، و یقینی ببخشی که هر کس در جریان نافذ بودن فرمانت به حقیقت ِ آن یقین برسد، از آن بهره مند شود.

4خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا بر صدق و راستی بمیران، و رشته نیازم را از دنیا بگسل، ومرا تنها به چیزی که نزد توست راغب گردان، تا از سَرِ شوق دیدار تو را خواهم، و چنان کن که به راستی برتو توکّل نمایم.

5 من خواهان ِ بهترین تقدیری هستم که برایم رقم زده ای، و از سرنوشت بدی که پیش از این مقدّر فرموده ای، به تو پناه می‎برم. من از تو ترسِ عبادت پیشگان و طاعت ِ خاشعان و یقین‎ِِ‎ِ ِتوکل کنندگان و توکّل ِ مومنان را می خواهم.

6خدایا، چنان کن که رغبت من به درخواست کردن از تو، همچون رغبت اولیای تو باشد هنگام ِ خواهش، و آن گونه از تو بیمناک باشم که دوستان تو از تو بیمناک اند، و مرا در راه خشنودی خود چنان به کار دار که چیزی از احکام دین تو را به سبب ترس از آفریدگانت فرو نگذارم.

7خدایا، نیاز من این است. پس شوق مرا برای رسیدن به آن فراوان کن، و عذر و بهانه ام را در این خواسته آشکارنما، و حجّت مرا در آن به من بفهمان، و جسمم را در طلبش به سلامت دار.

8 خدایا، هرکس به غیر تو امید و اطمینانی داشته باشد، اعتماد و امید من در همه ی کارها با توست. پس برای من چیزی را مقذّر کن که سرانجامش از همه نیکوتر است، و مرا از فتنه های گمراه کننده رهایی بخش، ای مهربان ترینِ مهربانان.

9 خدای تعالی درود فرستد بر سرور ما محمّد، فرستاده برگزیده خدا، و خاندان پاکیزه او.

منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت