حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢

 

 

نیایش آن حضرت درنیاز خواهی

1 خدایا، ای سرانجام ِ نیک هر نیاز خواهی.

2 ای آن که توفیق رسیدن به خواسته ها از توست.

3 ای آن که  در برابر نعمت هایت عوض نمی خواهی.

4 ای آن که  زلال ِ بخشش خود را منّت نهادن نمی آلایی.

5 ای آن که تنها به تو نیازی توان جست و از تو بی نیاز نتوان بود

6  ای آن که همگان به تو روی می آورند  و از تو روی بر نمی تابند.

7 ای آن که خواسته های بسیار، گنجینه های نعمتت را تهی نمی گرداند.

8 ای آن که  هیچ دستاویزی قانون حکمتت را دگرگون نمی سازد

9 ای آن که  رشته ی نیاز نیازمندان  از تو بریده نمی شود.

10 ای آن که بسیاری دعای  خواهنگان تو را نمی رنجاند.

11 خود را به بی نیازی از آفریدگانت ستوده ای، و تو سزاوار این بی نیازی هستی،

12 وآفریدگان را نیازمند ِ خویش  خوانده ای و آنان را سزاست که نیازمند تو باشند.

13 وهرکس که سامان کار خود را از تو بخواهد، و بخواهد که تو او را بی نیاز گردانی، خواسته ی خود را در آن جا که باید، جست وجو کرده واز راهی درست به یافتن آن بر آمده است.

14 وهرکس که حاجت خود نزد یکی از بندگان ِ تو بَرَد واو را سبب کام یابی ِ خویش پندارد، خود را در معرض ناامیدی گذاشته است ومی سزد که از نعمت ِ تو بهره ای نبرد.

15 خدایا، مرا از تو خواسته ای است که خود از برآوردن آن ناتونم وچاره جویی آن نتوانم، و نفسم مرا وسوسه می کند که برآوردن آن خواسته را از کسی خواهم که او، خود، نیاز از تو خواهد و در خواسته اش بی نیازنباشد؛ واین، خود لغزشی بود از لغزش های خطاکاران، و زمین خوردنی چون زمین خوردن ِ گنهکاران.

16 آن گاه به هشدار تو از خواب ِ بی خبری به خود آمدم، وبه توفیق تو، پس از لغزش برخاستم، وچون به راهم آوردی، دیگر زمین نخوردم وباز گردیدم،

17 وگفتم، پاک ومنزّه است پروردگار من؛ چگونه می شود نیازمندی از نیازمندی چون خود حاجت خواهد و تهی دستی نیازخواه ِ تهی دست دیگری گردد؟

18 پس ای معبود من، با اشتیاق ِ تمام به سویت آمدم، و با اعتماد، دست امید به دامان ِ تو زدم،

19 و دانستم که کوه خواسته های من، پیش توانگری نو، کوچک است، وانبوه چشمداشت ِ من از تو،در برابر رحمتهای تو اندک؛ گنجایش لطف ِ تو بیش از نیاز ِ خواهندگان است، ودست ِ بخشش تو بالاتر از همه ی دستان.

20 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست و به لطف خود با من آن کن که بخشش بسیار تو را سزاوار است، و به عدل خود با من مکن که مرا شایسته است. من نخستین کسی نیستم که به تو روی آورد و تو او را نعمت دادی، حال آن که سزاوار رانده شدن بود، و نخستین کسی نیستم که دست خواهش به سویت دراز کرد و تو خواسته اش را برآوردی، حال آن که سزاوار ناامیدی بود.

21 خدایا، پس بر محمد وخاندانش درود فرست ودعای مرا اجابت کن و ندایم را پاسخ گو و بر زاری های من رحمت آور وآواز مرا بشنو.

22 مرا از خودت نا امید مساز، و رشته ی پیوند من با خودت را مگسل، و در نیاز که اکنون از تو می خواهم، وهر نیاز دیگر، مرا به دیگرا حواله مکن.

23 و پیش از آن که از این جا برخیزم، خود، برآوردن ِ خواسته ام را برعهده بگیر، ونیازم را برآورده ساز ومرا به  خواسته ام  برسان؛ با آسان کردن سختی ها به من، ومقدار نمودن آنچه خیر من در آن است، در همه ی کارها.

24 خدایا، بر محمد وخاندانش درود فرست؛ درودی پیوسته وبالنده؛ بی گسست و بی پایان؛ واین درود را یاری رسان ِ من و وسیله برآمدن ِ حاجتم گردان، که تو کارگشای ِ نیکو خصالی.

25 ای پروردگار من، خواهشم از تو این است که ....[ خواسته خود را به یاد می آوری وبه سجده می روی ومی گویی:] بخشش بسیار تو خاطرم را آسود واحسانت مرا به سوی تو راه نمود. پس تو را به خودت و محمد وخاندانش- که درود تو بر آنان باد- سوگند می دهم و از تو میخواهم که مرا دسِت تهی و ناامید برنگردانی.

  منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت