حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٢

 

نیایش آن حضرت هنگامی که اندوهگین می شد

1 خدایا، ای کار ساز بنده ی توانا و بینوا، و ای نگاه دارنده ی ما از هر چیز سهمناک  و وحشت زا. دست گناهان مرا به گوشه ی تنهایی کشانده  و هیچ یاور و همراهی برایم نمانده. در برابر خشم تو ناتوان شده ام و کسی مددکار من نیست. ترس دیدار تو به جانم افتاده  و تسکین دهنده ای برای آن نمی یابم.

2 اگر تو مرا بیم دهی، چه کسی مرا از تو ایمنی  می بخشد، و اگر تو به تنهایی ام افکنی چه کسی به یاری ام  برمی خیزد، و اگر تو ناتوانم خواهی، چه کسی مرا توانا می گردانَد.

3 ای معبود من، جز پروردگار، کسی پرورده خود را پناه ندهد، و انسان پیروزمند است که شکست خورده را امان تواند داد، و تنها جوینده است که می تواند از گریخته دستگیری کند.

4 ای معبود من، همه ی اینها به دست ِ قدرت توست، و سرانجام ِ هر گریز و فراری جز آستان ِ تو نیست. پس بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و گریز مرا پناهی فراهم کن  و خواسته ام را برآورده ساز.

5 خدایا، اگر تو روی بزرگوار خود را از من برگردانی، یا فضل بسیارت را از من دریغ فرمایی، یا روزی ات را از من بازداری، و یا رشته ی پیوند خود را از من بگسلی، باز هم برای رسیدن به هریک از آرزوهایم  راهی جز تو نمی یابم، و به آنچه نزد توست، جز به یاری تو رسیدن نتوانم، که من بنده ی تو هستم  و در اختیارت، و موی پیشانی ام چون زمام ِ من در دست توست.

6 تا فرمان تو هست، مرا فرمانی نیست. حکم تو بر من جاری است. قضای تو در حقّ من، عین ِ عدالت است، و مرا یارای آن نیست که خود را فرمانبردار تو نخواهم  و قدرتت را نادیده انگارم، و نتوانم خود را محبوب تو سازم  و به خشنودی ات دست یازم، و به آنچه نزد توست، نخواهم رسید مگر به طاعت و رحمت فراوانت.

7 ای معبود من، شب را به روز می آورم و روز را به شب می رسانم در حالی که بنده ی زبون تو هستم، و جز به یاری تو سود و زیانی به خود نتوانم رساند، و با این سخن علیه نَفس ِ خود گواهی  می دهم  و به ناتوانی ام اعتراف می کنم. پس آنچه را به من  وعده فرموده ای، برآورده ساز، و هرچه را به من داده ای، به کمال رسان، که من بنده تهی دست ِ زار ِ ناتوان ِ رنجور ِ بی سر وپای ِ خوار ِ فقیر ِ ترسان ِ پناهنده  تواَم.

8 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ و چنان مکن که در برابر آنچه به من عطا کرده ای، به یادت نباشم، و در برابر آنچه به من بخشیده ای، از احسانت غفلت ورزم، و از اجابت دعایم، اگر چه تاخیر افتد، ناامید شوم؛ و در هر حال که باشم، در خوشی  و یا ناخوشی، در سختی یا آسایش، در عافیت  و یا بلا، در توانگری یا تنگ دستی، در بینوایی یا بی نیازی.

9 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ و توفیقم ده که در همه حال از تو به نیکی سخن گویم و به ستایشت کمر بندم و سپاسگزار تو باشم، تا به آنچه از دنیا به من  وعده کرده ای دلخوش نگردم،  و برای آنچه از من دریغ داشته ای، اندوهگین نشوم. قلبم را جامه تقوا بپوشان  و تنم را به کاری که بر من می پسندی بگمار، و مرا در برابر آنچه به من روی آورَد، به فرمانبرداری خود مشغول بدار، تا آنچه را تو دشمن  می داری، دوست نپندارم، و آنچه را مایه خشنودی توست، دشمن ندارم.

10 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست؛ و قلبم را به محبّت خود تهی گردان، و به یادکرد خود وادار، و با بیم خویش از ورطه گناه بیرون آر، و میلش را به سوی خود نیرومند ساز، و آن را به طاعت خود راغب فرما، و در راهی که پیش تو محبوب تر است، به سوی خود روان گردان، و چنان کن که تا زنده ام، تنها به آنچه تو داری رغبت نماید.

11 در این جهان، پرهیزگاری را توشه راهم ساز، و چنان کن که سرانجام این راه رحمت ِ تو باشد، و تنها خشنودی تو در آن است  وارد شوم، و بهشت تو جایگاه من گردد  و مرا نیرویی ده که بار خشنودی تو را به دوش کشم، و چنان کن که تنها به سوی تو بگریزم و به آنچه نزد توست رغبت ورزم، و در دلم انداز که از مردمان ِ بدکردار بترسم، و نصیبم کن که با تو و دوستان تو و بندگان فرمانبرت خو بگیرم.

13 بار منّت هیچ گنهکار و کافر را بر دوش من مگذار، و چنان کن که آنان را بر من حقّ نعمتی نباشد و من به آنان محتاج نگردم، بلکه آرامش جان  و دلبستگی  و بی نیازی  و کفایت کار ِ من تنها به دست ِ تو و بندگان نیکوکارت  باشد.

14 خدایا، بر محمّد  و خاندانش درود فرست  و مرا همنشین و مددکار ایشان قرار ده. بر من منّت گذار که با اشتیاق به سوی تو آیم  و کمر به کاری بندم که دوست می داری  و مایه خرسندی توست، که تو بر هر کار توانایی و برآوردن این خواسته ها برای تو آسان است.

منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت