حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢

 

 

نیایش آن حضرت در آمرزش خواهی

1 خدایا، ای آن که گناهکاران از رحمت ِ تو یاری خواهند.

2 ای آن که در ماندگان  به یاد کرد احسان ِ تو امان جویند.

3 ای آن که خطا پیشگان از بیم تو با فریاد بگریند.

4 ای مونس ِ مردم گریزانِ دور از دیار. ای غمگسار غم زدگان  و شکسته دلان. ای فریادرس بی کسان ِ بی یاور. ای یاور نیازمندان ِ رانده شده.

5 تویی که رحمت ودانشت در همه جا فراگیر است.

6 تویی که هر آفریده را از نعمتت بهره مند کرده ای.

7 تویی که بیش از آن که کیفر می دهی، در می گذری.

 8 تویی که پیش از به خشم آوردن، مهر می ورزی.

 9 تویی که افزون برآنچه باز می داری، می بخشی.

 10 تویی که آفریدگان همه از رحمتت گشایش می یابند.

 11 تویی که چون کسی را نعمت ببخشی، پاداشی از او نخواهی.

 12 تویی که در کیفر دادن سرکشان، اندازه نگه می داری.

13ومن، ای معبود ِ من، بنده ی توهستم که به دعا فرمانش داده ای؛ پس می گوید: لبّیک وسعدیک. اینک این منم، ای پروردگار من، افتاده بر درگاه ِ تو.

14 این منم که بار گناهان بر پشتم سنگینی می کند. این منم که عمرم را در گناه به سر آوردم. این منم که از روی نادانی نافرمانی ات کردم؛ حال آنکه این گستاخی در حقِّ تو روا نبود.

15 ای معبود ِ من، آیا برکسی که می خواندت رحمت می آوری تا من در خواندن ِ تو سخت بکوشم؟ آیا آن کسی که به درگاهت زار می گرید می آمرزی تا من نیز اکنون به گریه آغازم؟ آیا از کسی که به خواری در خاک ِ درت می ساید در می گذری؟ آیا کسی را که از بینوایی خود پیش تو گِلِه می کند وتنها به توامید بسته است، بی نیاز می سازی؟

16 ای خدای من، آن را که جز تو بخشنده ای نمی یابد، نومید مگردان، وآن را که جز از تو، ازهیچ کس دیگر بی نیازی نخواهد، وامگذار.

17 ای خدای من، پس بر محمّد وخاندانش درود فرست واز من روی مگردان که من رو به سوی تو آورده ام، واز رحمت خود بی نصیبم مکن که دل به امید تو بسته ام، ودست رد بر سینه ام  مزن که بر درگهت به خدمت ایستاده ام؛

18 تویی که خود را به رحمت ستوده ای. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست وبر من رحمت آور. وتویی که خود را بخشنده  نامیده ای، پس گناهم را ببخشای.

19 ای معبود من،می بینی که چگونه از ترس تو اشکم روان است وقلبم از بیم تو پریشان، واندامم از شکوه تو لرزان.

20 واین همه، برای آن است که من از کردار بد ِ خود شرمنده ام، واز بس به درگاه  تو نالیده ام، صدایم بند آمده، زبانم یاری نمی کند که با تو به راز ونیاز سخن گویم.

21 پس، ای معبود من، ستایش برای توست. چه بسیار عیب ها که از من پوشیده ای و رسوایم نکرده ای، و چه بسیار گناهان مرا که بدانها آلوده گشته ام  و تو ازآنها پرده برنگرفته ای و نشان بدنامی بر گردنم نیفکنده ای  و زشتی های آن آلودگی را بر همسایگان عیب جوی من  و رشکبران نعمتی که به من داه ای، آشکار نساخته ای.

22 آن گاه، این همه، مرا از ادامه آن کارهای ناپسند که خود می دانی، باز نداشت.

23 حال ای معبود من، چه کسی  به رستگاری خویش از من نادان تر، و به نصیب خود از من غافل تر، و به سامان بخشی ِ نفس امّاره از من بی اعتنا تر است که آن روزی ِ ارزانی شده ات را خرج گناهی کنم که مرا از آن برحذر داشته ای؟ و چه کسی بیش از من  در گرداب باطل غوطه ور و به زشتکاری گراینده تراست که چون بر سر دو راهی ِ دعوت تو و فراخوان ِ شیطان می ایستم، با دیده ی باز وآگاهانه در پی دعوت شیطان می روم، بی آنکه دشمنی او با خودم را فراموش کرده  باشم؟

24 ودر همان حال، یقین دارم که سرانجام دعوت تو بهشت است، و فرجام دعوت او دوزخ.

25 پاک ومنزّهی تو، چه شگفت آور است که من به زیان ِ خود گواهی می دهم  و کارهای نهان خود را برمی شمارم.

26 و شگفت آور تر از این، بردباری توست درباره من، ودرنگ توست در زود عقاب کردن من؛ واین، نه از آن روست که من پیش توآبرو وعزّتی دارم، بلکه تنها مدارای توست با من وفزون بخشی تو برمن، تا از آن نافرمانی ای که تو را به خشم آورَد، پیشگیری کنم، واز آن گناهان که فرسوده ام سازد، دست بردارم؛ وهم از آن روست که تو بخشودن گناه مرا ازعقوبت کردنم به سبب آن، دوست ترداری.

27 ای معبود من، گناهم بیش تر، وآنچه از من بر جای مانده زشت تر وکردارم بدتر است. در گرایش به باطل بی باک ترم، ودر فرمانبرداری از تو بیداری ام ناچیز تر است، ودر برابر هشدارهای تو آگاهی  و مراقبتم کم تر؛ چنان که در شمارش کاستی های خویش در می مانم واز یادآوری گناهان خود ناتوانم.

28 بدین کلمات، خویش را سرزنش می کنم؛ زیرا به مهربانی تو که سامان کار گنهکاران بسته بدان است، امیدوارم، وبه رحمت تو که وسیله آزاد کردن خطاپیشگان است، دل بسته ام.

29 خدایا، این گردن من است که گناهان آن را در حلقه بندگی در آورده اند؛ پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و با بخشایش خود رهایش گردان. واین پشت ِ من است که زیر بار خطاها دو تا گردیده؛ پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و به فضل خود از بار خطاهایم بکاه.

30 ای معبود من، اگر چندان بگریم که مژگانم فرو ریزد، و چندان زاری کنم که صدایم بگیرد، و چندان بر درگاهت بایستم که پاهایم آماس کند، و چندان پیش تو کمر خم کنم که استخوان های پشتم به درآید، و چندان به سجده روم که چشمانم از چشمخانه بیرون شود، و در همه عمر جز خاک زمین نخورم، و پیوسته تا واپسین روز آب ِ خاکستر نوشم، و در این میان، چندان نام تو بر زبان آورم که از گفتن باز مانم  و آن گاه ازشرم تو چشم به آسمان برندارم، باز هم سزاوار آن نخواهم بود که حتّی یک گناه از گناهانم را بیامرزی.

31 اگر آن گاه که شایسته آمرزش تو شوم، مرا بیامرزی، وآن گاه که سزاوار بخشایش تو گردم، ببخشاییی، همانا این آمرزش وبخشایش نه از آن روست که من در خورِ آنم؛ زیرا سزای من، آن گاه که نافرمانی تو کردم، آتش بود. پس اگر عذابم کنی، بر من ستم نورزیده ای.

32 معبود من، اکنون که بر گناهم پرده افکنده ای و رسوایم نساخته ای و به کَرَم خود با من مدارا نموده ای و در کیفر کردنم شتاب نکرده ای و به لطف خود با من بردبار بوده ای  و نعمت خود را دگرگون  و زلال ِ احسان ِ خویش را تیره گردانده ای، بر زاری های دراز و بیچارگی های سخت و بد حالی های من رحمت آور.

33 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست و مرا از گناهانم در امان دار، و به فرمانبرداری خود وادار، و توفیقم ده که به نیکی از بیراهه معصیت به راه طاعت  باز گردم. با آب ِ توبه پاکم ساز و یاری ام ده که گناه نکنم، و به تن درستی حال و روزم را بهتر کن، وشیرینی آمرزشت را به من بچشان، و مرا آزاد کرده ی بخشایش و رحمت خود گردان، و از خشم ِ خود برای من امان نامه ای بنویس، و از مژده این نعمت ها در جهان، پیش از رفتن به آن جهان، شادم ساز؛ مژده ای که آن را بشناسم، و برای من در آن نشانه ای بگذار که به آن آگاه شوم.

34 این خواسته ها، بیش از توان تو نباشد، وبا وجود قدرت و بردباری ات، بر تو دشوار نیاید، و با آن بخشش های بزرگ که آیات قرآنت دلیل بر آنهاست، تو را به سختی نیندازد، که توهر چه خواهی، همان کنی، وهرچه اراده کنی، به همان فرمان دهی. و تو برهر کاری توانایی.

منبع : صحیفه ی سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت