حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢

 

نیایش آن حضرت در نماز شب

1 خدایا، ای صاحب عرش پادشاهی ای که همیشه پاینده است.

2 و سلطنتی که بی سپاهیان و پشتیبان ها توانمند است،

3 و شکوه و عزّتی که با گذشت روزگاران و سر آمدن سال ها و سپری گشتن زمان ها  و  روزها پایدار می مانَد.

4 سلطنتت چنان چیرگی دارد که آغاز و انجام آن را حدّی نیست،

5 و پادشاهی ات را بلندایی است که همه ی چیزها پیش از رسیدن به اوج آن تباه شوند.

6 والاترین وصف ِ وصف کنندگان، برای پایین ترین مرتبه ی آن رفعت و بلندا که برای خود برگزیده ای، نارساست.

7 در مسیر معرفت تو، صفت ها به گمراهی روند، ونعت ها[پیش از بیان آنچه سزاوار توست] از هم گسیخته شوند، و خیال های دقیق و ظریف در پیشگاه عظمتت به حیرت افتند.

8 آری، تو آن خدایی که پیش از هر چیزبوده ای و همواره خواهی بود؛ پاینده ای و از میان نخواهی رفت.

9 من آن بنده ی کم کار و پُر آرزویم که وسیله ای در دست ندارم، جزآنچه رحمت تو فراهم آورده، و رشته های امیدم از هم گسیخته، جز رشته ی امید ِ بخشش تو که خود بدان آویخته ام.

10 طاقت من کم شمار است و بارِ معصیت تو بر دوش من بسیار. بخشایش در حقّ ِ بنده ات، اگر چه بد کرده باشد، بر تو دشوار نیست. پس مرا ببخشای.

11 خدایا، علم تو بر کارهای پنهان احاطه دارد، و هر امر پنهانی در برابر آگاهی ِ تو آشکار است، و پیچیدگی ها و ریزه کاری ها بر تو پوشیده نیست، و رازهای نهانی از تو مخفی نمی مانَد.

12 دشمن تو- که از تو مهلت خواسته بود تا مرا به گمراهی فراخوانَد و تو او را مهلت دادی، و برای گمراه کردن من از تو فرصت طلبیده بود و تو فرصتش دادی – اینک بر من دست یافته است.

13 آن دم که از گناهان کوجک هلاک کننده و گناهان بزرگ ِ فساد انگیز به سوی تو می گریختم، مرا به زمین افکند، و چون خود را به معصیت آلودم(1) و به کردار بد ِ سزاوار خشم تو گشتم، لجام نیرنگ خود را از من برگرفت و با سخن ِ کفرش با من روبه رو گردید و از من بیزاری جست و بر من پشت کرد وبرفت و مرا در بیابان گمراهی در برابر خشم تو تنها رها گردانید و بر آستان ِ عقوبتت به حالتی در افکند

14 که نه شفیعی نزد تو از من شفاعت می کند، و نه پناهنده ای مرا در برابر تو ایمنی می بخشد، و نه قلعه ای مرا از چشم تو پوشیده می دارد، و نه پناهگاهی هسن که بدان پناه برم.

15 این جا که من ایستاده ام، جایگاه کسی است که به تو پناه آورده و در برابرت لب به اعتراف گشوده است. پس مبادا گستره فضل تو بر من تنگ آید، وجامه عفو تو بر من کوتاه نماید، و من نومیدترین ِ بندگانت باشم که به سوی تو بازگشته اند، و بی نصیب ترین ِ کسانی که با دلی پُر امید به درگاه تو روی آورده اند. مرا بیامرز که تو بهترین ِ آمرزندگانی.

16 خدایا، تو مرا فرمان دادی و من فرمان نبردم،  و مرا نهی کردی و من  نهی تو را مرتکب شدم. اندیشه ی بد، خطا را در چشم من بیاراست و من بدان دست زدم.

17 هیچ روزی را روزه نبوده ام تا آن را گواه خود گیرم، و هیچ شبی را به شب بیداری صبح نکرده ام تا آن را پناه خود سازم، و هیچ مستحبّی را بر پای نداشته ام تا به سبب آن در خود ستایش باشم. تنها به واجبات تو پرداخته ام، که تضییع آنها مایه ی نابود است.

18 هرگز نتوانم با فضیلت یک کار مستحب، خود را به تو نزدیک کنم، چرا که بسیاری از واجبات تو را نادیده انگاشته ام، و از امر و نهی تو پا را فراتر گذاشته ام و حرمت هایی را شکسته و گناهان بزرگی را مرتکب شده ام که تو مرا از رسوایی های آنها به سلامت داشتی، و آن گناهان پوشیده ماند.

19 این جا که من ایستاده ام، جایگاه کسی است که خود را برای تو از گناه برحذر داشته و بر خود خشمگین و از تو خشنود است. با دلی شکسته و نزار، و گردنی کج و پشتی خمیده از بار سنگین گناه، با تو روبه رو گردیده، در حالی که میان شوق به تو و بیم از تو برجا ایستاده است.

20 و تو سزاوار تر کسی هستی که باید به او امید بندد واز او بترسد و بپرهیزد. پس ای پروردگار من، چیزی را که از تو امید آن دارم، به من ارزانی کن، و از آنچه می ترسم، پناهم ده، و از رحمت خود صله ای به من عنایت کن، که تو کریم ترین کسی هستی که از او نیاز می خواهند.

21 خدایا، همچنان که در این جهان ِ گذرا، پیش چشم دیگر مردمان، با عفو خود بر گناهان من پرده افکندی و زندگی ام را از فضل و بخشش خود بیاکندی، در آن جهان ِ ماندگار نیز مرا در جایی که گواهان می ایستند ودر محضر فرشتگان مقرّب و رسولان بزرگ و بزرگوارت، و شهیدان و صالحان، از رسوایی پیش همسایه ای که گناهان خود را از او پنهان می کردم و خویشاوندی که در کارهای پنهانی ِ خود از او حیا میورزیدم، در پناه آور.،.

22 پروردگارا، باور نداشتم که ایشان راز ِ مرا پوشیده دارند، امّا ای پروردگار من، مطمئن بودم که تو مرا می آمرزی. تو سزاوار تر کسی هستی که مردم به او اعتماد می کنند، و بخشنده ترین کسی که به او روی می آورند، ومهربان تر کسی که از او رحم ومهربانی می خواهند. پس بر من رحمت آور.

23 خدایا، تو بودی که مرا به صورت ِ آبی پَست و بی ارزش  از میان استخوان های به هم فشرده پشت پدر و از گذرگاه های باریک، در تنگنای رَحِمی که آن را با پرده هایی پوشیده داشته ای، سرازیر کردی، ومرا از حالتی به حالت دیگر در آوردی، تا آن که صورت مرا به کمال پرداختی و در پیکر من اعضاء و جوارحی قرار دادی؛ همچنان که در کتاب خود آورده ای: نطفه ای بود، سپس خون ِ لخته ای، سپس گوشت جویده شده ای، سپس استخوانی، و آن گاه بر استخوان ها گوشت پوشانیدی، و پس از آن، بدان گونه خواست ِ تو بود، آن را آفرینشی دیگر بخشیدی.(2)

24 تا چون نیازمند روزی ّ تو شدم و از دستگیری ِ بخشش تو بی نیاز نبودم، از زیادتی خوردنی و آشامیدنی ِ کنیزت[ مادرم]- که مرا در اندرونش قرار دادی و در نهاد ِ رَحِمش به امانت گذاشتی- قوت مرا مقرّر داشتی.

25 ای پروردگار من، اگر در این حالات مرا به چاره جویی خودم رها می کردی و به نیروی خویشم ناگزیر می ساختی، هم تدبیرم از من کناره می گرفت و هم نیرویم از من به دور می ماند.

26 اما تو همچون احسان کننده ای مهربان و با لطف، به فضل خود مرا غذا دادی، و از سَرِ احسان، این کار را تا اکنون در حقّ من انجام داده ای. پیوسته از احسان ِ تو برخوردارم و نیکی کردن تو با من سستی نمی گیرد. با این همه، یقین من به روز دادن تو چنان استوار نیست که با فراغ دل به کاری پردازم که پیش تو برای من سودمند تر است.

27 عنان اختیارم در دست شیطان است و او مرا به وادی ِ بدگمانی و ضعف یقین می کشاند، و من گله گزارم از این که برای من همنشینی بد است و نَفسم از او پیروی می کند. پناه می برم به تو از چیره گشتن شیطان بر خود، و به درگاه تو زاری می کنم که مکر او را از من بگردانی،

28 و از تو می خواهم که راه روزی جستن مرا آسان کنی. ستایش برای توست که در آغاز به ما نعمت های بزرگ بخشیدی، و به ما الهام کردی که تو را بر احسان کردن ونعمت دادنت سپاس گوییم. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و روزی ام را به آسانی به من برسان، و مرا به آنچه قسمتم کرده ای راضی گردان، و به آن مقدار که برایم مقدّر نموده ای خشنود کن، و آنچه را از جسم و عمر من کاسته می شود، در راه طاعت خود قرار ده، که تو بهترین روزی دهندگانی .

29 خدایا، پناه می برم به تو از آتشی که با آن بر هر کس تو را اطاعت نکند، سخت گرفته ای، و هر کس را که به خشنودی تو محل نگذارد، بیم داده ای، آتشی که روشنایی آن تاریکی، ملایم آن دردناک، و دور ِ آن بس نزدیک است؛ آتشی که شعله هایش یکدیگر را می بلعند ودر هم می پیچند؛

30 آتشی که استخوان ها را می پوسانَد و ساکنان خود را آب ِ جوش می نوشاند؛ آتشی که بر حال آن کس که به زاری در افتاده نمی نگرد، و بر کسی که از او مهر و لطف می جوید، رحم نمی کند، و هرگز نمی تواند از عذاب کسی که در برابرش فروتن گشته و تسلیم او گردیده، چیزی بکاهد، بلکه با سوزنده ترین عذاب دردناک خود، و بدترین بیچارگی، به پیشواز ساکنان خود می آید.

31 پناه می برم به تو از کژدُم های دهان گشوده ی آن، و مارهای آن که پُر صدا دندان بر دندان می سایند، و نوشیدنی ِ آن که دل و روده ساکنانش را پاره پاره می کند و قلب هایشان را از جای برمی کند. از تو می خواهم که راهی پیش پایم نهی که مرا از آن آتش دور و واپس دارد.

32 خدایا، بر محمّد وخاندانش درود فرست وبه زیادی ِ رحمت خود مرا از آتش دوزخ در پناه آر، و به عفو نیکوی خود از در افتادن به ورطه گناه درامان دار و خوار مساز، ای بهترین ِ پناه دهندگان.

33 خدایا، تو بندگانت را از بدبختی و سختی نگاه می داری، و به آنان خیر و نیکی عطا می کنی، وهر چه بخواهی همان می کنی، که تو بر هر کار توانایی.

34 خدایا،درود فرست بر محمّد وخاندانش آن گاه که نیکان به نیکی یاد شوند، و درود فرست بر محمّد وخاندانش  تا آن زمان که روز و شب از پی هم آیند و روند؛ درودی که رشته آن از هم نگسلد و در شمار نیاید؛ درودی که هوا را بیا کَنَد و زمین و آسمان را سرشار کند.

35 خدای تعالی بر او درود فرستد چندان که خرسند شود، و پس از آن بر او و خاندانش درود فرستد؛ درودی بی کران و بی پایان، ای مهربان ترین ِ مهربانان.

(1): اشاره به آیه 16 سوره حشر: (( چون حکایت شیطان که به انسان گفت: کافر شو. و چون وی کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، زیرا من از خدا، پروزدگار هستی ها، می ترسم.))

(2): اشاره به آیه ی 12 تا 14 سوره ی مومنون: (( و به یقین، انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم. سپس او را به صورت نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را لخته خونی کردیم، و لخته ی خون را پاره گوشتی مبدل نمودیم پس آن را استخوان ها کردیم، آن گاه به استخوان ها گوشتی پوشاندیم، سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم (و در آن روح دمیدیم). پس پر خیر و پاینده است خدایی که بهترین آفرینندگان است.))

منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت