حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢

 

نیایش آن حضرت در مقام شکر پروردگار

1 خدایا، هیچ کسی در طریق شکر تو به سرمنزلی نرسد، مگر آن که احسان دیگری از سوی تو برای او فراهم آید و سپاس دیگری را بر وی لازم گردانَد،

2 و هرچه در فرمانبرداری از تو کوشش نماید، به سرانجامی نرسد، و به آن مرتبه از طاعت که تو به خاطر فضل و احسان خود سزاوار آنی، دست نیابد.

3 پس شاکرترین بندگانت از سپاس تو ناتوان باشد، و عابدترین ِ ایشان از فرمانبرداری ات فرو مانَد.

4 هیچ کس را بر تو آن حق نیست که او را به شایستگی اش بیامرزی و به سزاواری اش از وی خشنود شوی.

5 پس هرکه را آمرزیده ای، از احسان تو بوده است، و از هرکه خشنود گشته ای، از فضل و رحمت تو.

6کار ِ اندک ِ پذیرفته را جزای فراوان می بخشی، و در برابر ِ طاعت ِ ناچیز پاداش می دهی؛ چنان که گویی شکر گزاری ِ بندگانت- که در برابر آن پاداشی بر ایشان لازم کرده ای و مزدی بزرگ به آنان داده ای – چیزی است که می توانند از آن خودداری کنند. از این رو، به آنان پاداش می دهی، یا چون سبب آن به دست ِ تو نیست، جزایشان می بخشی.

7 ای معبود من، چنین نیست، بلکه اختیار آنان به دست تو بوده است، پیش از آن که بر عبادت توانا باشند، و پاداش آنان را فراهم ساخته ای، پیش از آن که تو را اطاعت کنند؛ زیرا شیوه تو بخشیدن است، و خوی تو احسان کردن، و آیین تو آمرزیدن.

8 همه ی آفریدگانت معترف اند که تو بر آن کس که عقوبتش کرده ای، ستم ننموده ای، و گواه اند که تو با آن کس که در امانش داشته ای، به احسان عمل کرده ای، و همه خود را در انجام دادن ِ آنچه تو سزاوار آن هستی، مقصّر می دانند.

9 اما اگر نبود این که  شیطان فریبشان می دهد و از اطاعت تو دورشان می دارد، هیچ نافرمانی، معصیت تو نمی کرد، و اگر باطل را به چهره حق در نمی آورد، هیچ کس از راه تو بیراه نمی گشت.

10 منزّهی تو، چه روشن و آشکار است لطف و کرمت در معامله با آن کس که تو را اطاعت کند یا معصیت ورزد؛ و بنده سر به راه  را به خاطر آنچه خود برای او بر عهده گرفته ای، می ستایی و بنده نافرمان را مهلت می دهی، با آن که می توانی در بازخواست وی شتاب کنی،

11 و هر یک از آن دو را چیزی می بخشی که سزاوار آن نیستند، و به هر کدام چیزی را تفضّل می کنی که ارزش کارشان بدان پایه نرسد.

12 اگر تو آن بنده ی فرمانبر را به اندازه ی عملش- که تو خود او را بر آن واداشته ای- جزا می دادی، بعید نبود که ثواب تو را در نیابد و نعمت تو نیز از کَفَش برود؛ ولی چنین نکرده ای، بلکه به لطف خود، او را در برابر عبادت کوتاه مدّت و فناپذیر، پاداشی بلند مدّت و جاودان بخشیده ای، و در برابر کارهای زود گذر، ثوابی پیوسته و ماندگار داده ای.

13 عجیب تر این که از بنده خود- که روزی ات را خورده و با آن بر طاعت تو توانا گردیده است- بهایی طلب نکرده ای، و بر سَرِ ابزارهایی که به مدد آنها به آمرزش تو راه یافته، بر او سخت نگرفته ای، و اگر چنین کرده بودی، همه دسترنج و نتیجه کوشش وی، در برابر کوچک ترین نعمت و احسان تو، از میان می رفت، و او در گرو ِ دیگر نعمت هایت پیش تو می ماند. پس در این صورت، کی مستحقّ ِ چیزی از ثواب تو بود؟ نه، کی مستحق بود؟

14ای معبود من، این حال کسی است که تو را فرمان برده است، و شیوه ی کسی است که در عبادتت بسی کوشیده است. امّا آن کس که فرمان تو را پشت گوش انداخته و نهی تو را مرتکب شده است، در انتقام گرفتن از او شتاب نورزیده ای، تا مگر از معصیت تو دست بردارد و به طاعت تو بازگردد، حال آن که در نخستین لحظه ی گنهکاری، سزاوار همه عقوبت هایی گردیده بود که برای تمام آفریدگنت مهیّا کرده ای.

15پس هر عذابی که از او به تاخیر افکنده ای، و هر انتقام و عقاب ِ شدید که از او باز پس داشته ای، چشم پوشی توست از حقّ ِ خود، و خشنودی توست به کم تر از آنچه سزاوار آنی.

16 پس ای معبود من، کیست بزرگوارتر از تو، و کیست بدبخت تر از آن کس که در راه مخالفت تو هلاک گردیده است؟ نه، هیچ کس نیست. تو والاتر از آنی که درباره ات جز احسان و نیکی سخن گویند، و کم تر ز آن که جز به سبب دادگری از تو بیمناک شوند. هرگز ترس آن نیست که بر گنهکار ستم ورزی و از پاداش کسی که تو را خرسند کرده است، غافل شوی. پس بر محمّد وخاندانش درود فرست و آرزوی مرا برآور، و هدایتت را بیش از پیش نصیب من گردان، تا با آن در کار خود به توفیق رسم. بی شک، تو بسیار بخشنده بزرگواری.

منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت