حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢

 

نیایش آن حضرت در روزعرفه

1 ستایش برای خداست، پروردگار هستی ها.

2 خدایا ستایش برای توست که آسمان ها و زمین را بی مثال آفریدی، ای صاحب بزرگیِ  تام واحسان ِ تمام،مهتر مهتران، معبود هر معبود، آفریدگار هر آفریده،میراث بَرنده هر چه هست. هیچ کس به تو نمانَد و علم به هیچ موجودی از دسترست به دور نباشد. برهمه چیز احاطه داری، و همه را نگهبانی.

3 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن یکتای ِ تنهای ِ بی همتای بدل ناپذیر.

4 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشنده ی در اوج بخشندگی، آن بزرگ ِ در بزرگی بی همتا، و آن برترین، که همه چیز در برابرش حقیر و ناچیز است.

5 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بلند مرتبه که به قدرت خود بر همه استیلا دارد، و سخت انتقام گیرنده است.

6 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشاینده ی مهربان و دانای کل که هر چیز را از روی دانش و به استواری آفرید.

7 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن شنوای ِ بینا که وجودش بی سبب، و خود برهمه چیز آگاه است.

8 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشنده در بخشش از همه پیش، و پاینده ی تا همیشه پابرجا.

9 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن نخستین که پیش از همه بوده است، وآن واپسین که پس از همه خواهد بود.

10 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن که در اوج بلند مرتبگی، نزدیک است، و در عین نزدیکی، بلند مرتبه است.

11 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، صاحب شکوه و عظمت و بزرگواری، و سزاوار سپاس.

12 توآن خدایی که جز تو معبودی نیست، پدیده ها را بی اصل و مایه پدید آورده ای، و صورت ها را بی مثال و نمونه نقش بسته ای، و آفریده ها را بی پیروی از دیگران هستی بخشیده ای.

13  تویی که با حکمت خود، هرچیز را کمالی بسزا بخشیده ای، و هر چیز را برای انجام دادن وظیفه ای آماده ساخته ای، و هر چیز غیر خود را به نیکی سامان داده ای.

14  تویی که در آفرینش، هیچ شریکی یاری ات نکرده، و هیچ وزیری دستیار تو نشده، و هیچ کس تو را ندیده، و برای تو مثل  و مانندی نبوده است.

15 تویی که چون اراده کنی، هرچه خواهی همان شود، و چون حکم برانی ، حکم تو عین عدالت است، و چون داوری کنی، داوری کردنت براساس انصاف است.

16 تویی که هیچ مکانی گنجایشت را ندارد، و هیچ قدرتی اقتدار تو را تحمّل نتواند، و هیچ برهان و بیانی تو را درمانده نکند.

17 تویی که همه چیز را یک به یک به شمار آورده ای، و برای هر چیز پایانی گذاشته ای، و به مقتضای حکمت، اندازه معیّن کرده ای.

18 تویی که دست ِ دراز ِ اوهام از رسیدن به اوج ذاتت کوتاه است، و پای اندیشه ها را به چگونگی تو راهی نیست، و دیده ها کجایی ِ تو را درنیابند.

19 تویی که چون به پایان نمی رسی، محدود نیستی، و چون به صورتی مجسّم نمی شوی، به ادراک در نیایی، و چون فرزند نمی زایی، زاییده نشده ای.

20 تویی که رقیبی نداری تا با تو رقابت کند، و همتایی که بر تو برتری یابد، و همانندی که پیش تو عرض ِ اندام نماید.

21 تویی که بی پیروی از کسی، آفرینش را بنیاد نهادی، و از هیچ، همه را آفریدی، و بی هیچ سابقه ای پدید آوردی، و بی هیچ وسیله ای جهان را ساختی، و هر نقش که بستی، همه نیکو بستی.

22 پاک ومنزّهی تو، و چه والامرتبه ای تو، و چه بلند است جایگاه تو، و چه خوب آشکار کرده است حق را ((فرقان)) تو.

23 پاک ومنزّهی تو، ای خدای لطیف،چه بسیار است لطف ِ تو؛ ای خدای مهربان، چه فراوان است مهربانی ِتو، ای خدای حکیم، چه بی اندازه  دانایی ِ تو.

24 پاک ومنزّهی تو، ای فرمانروا، چه نفوذ ناپذیر است قدرت ِ تو؛ ای بخشنده، چه گسترده است خوان ِبخشش تو؛ای بلندپایه، چه رفیع است شأن ومقام تو.  تویی که شکوه وجلال و بزرگی داری و سزاوارحمد وسپاسی.

25 پاک ومنزّهی تو، که به نیکی ها دست خود گشوده ای، و هدایت همه از جانب توست، و تو آن را به ما آموخته ای. پس هر که برای دین یا دنیای خود از تو چیزی خواست، لطف و احسان تو را دریافت.

26 پاک ومنزّهی تو، که هر چه در وادی علم تو وارد شده ، سر به فرمان تو فرود آورده، و هر چه زیر عرش توست، در برابر عظمتت فروتن گشته، و هر آفریده تسلیم حُکم تو شده است.

27 پاک ومنزّهی تو، با هیچ یک از حواس بیرونی و درونی تو را در نیابد، و با سودن ِ دست و لمس احساست نکنند. نتوانند با تو حیله گری کنند و از خویش دورت سازد و با تو دشمنی نمایند و به مخالفت برخیزد و بر تو چیره شوند و فریبت دهند و با تو نیرنگ بازند.

28 پاک ومنزّهی تو، راه تو مستقیم و هموار است، و از طریقت تو بر پایه ی حق استوار، و تو زنده ای هستی که همه نیازخواه تواَند.

29 پاک ومنزّهی تو، سخنت حِکمت، فرمانت لازم، و اراده ات پابرجاست.

30 پاک ومنزّهی تو، هیچ کس نتواند مشیّت را بازگرداند و کلماتت را دگرگون سازد.

31 پاک ومنزّهی تو، نشانه های توآشکاراست، ای خدایی که پدیدآورنده ی آسمان ها و آفریدگار جان هایی.

32ستایش برای توست، ستایشی که با جاودانگی تو جاودانه شود.

33 ستایش برای توست، ستایشی که با دوام نعمت تو تا همیشه باقی مانَد.

34 ستایش برای توست، ستایشی که همسنگ احسان تو باشد.

35 ستایش برای توست، ستایشی که بر خشنودی ات بیفزاید.

36 ستایش برای توست، ستایشی که با ستایش دیگر ستایشگران همراهی کند، و سپاسی که دست ی سپاس دیگر سپاسگزاران بدان نرسد؛

37 ستایشی که تنها سزاوار توست، و با آن، جز تقرّب به درگاه تو را نتوان جست؛

38 ستایشی که سپاس نخستین را تداوم بخشد و سپاس واپسین را در پی آورَد؛

39 ستایشی که در گردش روزگاران فزونی یابدو پی در پی دو چندان گردد؛

40 ستایشی که فرشتگان ِ حسابگر شمارش آن نتوانند، و از آنچه فرشتگان کاتب در لوح محفوظ تو می نویسند، افزون تر باشد؛

41 ستایشی که  با عرش بزرگ تو هم طراز، وبا کرسی رفیع تو هم اندازه شود؛

42 ستایش که پاداش آن نزد تو به کمال رسد، و پاداش آن تمام جزاها را در برگیرد؛

43 ستایشی که  پیدا و پنهان  ِ آن یکی باشد، و پنهانش توأم با نیّت ِ راست؛

44 ستایشی که  هیچ آفریده ای تو را مثل آن ستایش نکند، و هیچ کس جز تو به کمال ِ آن پی نبرد؛

45 ستایشی که  هرکس در شمارش آن بکوشد، نیازمند یاری شود، و هر کس در به جای آوردن حقّ ِ آن سعی بلیغ کند، نیروی بیشتری خواهد؛

46 ستایشی که  هر ستایش دیگر را که آفریده ای گرد هم آورَد، و هر ستایش را که پس از آن بیافرینی، در برگیرد؛

47 ستایشی که  ستایشی که نزذیک تر از آن به سخن تو هیچ نباشد، و بیش از آن کس که تو را با آن می ستاید، کسی تو را نستاید؛

48 ستایشی که   با بخشش تو موجب افزونی نعمت و فراوانی آن شود، و تو با احسان خود، پیوسته آن را بیفزایی؛

49 ستایشی که زیبنده بزرگی ِ ذات تو باشد، و با عزّت ِ جلال و عظمتت برابر گردد. 

50 پروردگار من، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، آن انسان برگزیده پسندیده گرامیِ مقرّبِ درگاهت. برترین درودهای خود را، و کامل ترین برکات خود را نثارش کن، و پُربهره ترین رحمت های خود را نصیب او گردان.

51 ای پروردگار من، بر محمّد و خاندانش درود فرست؛ درودی فزاینده که فزاینده تر از آن نباشد. و درود فرست بر او؛ درودی فراوان که فراوان تر از آن به دست نیاید. و درود فرست بر او؛ درودی خشنود کننده که برتر از آن صورت نبندد.

52 ای پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛درودی که او را خرسند کند وخرسندی اش را فزونی دهد. ودرود فرست بر او؛ درودی که تو را خشنود گردانَد و بر خشنودی ات بیفزاید. و درود فرست بر او؛ درودی که جز آن را برای او نپسندی و دیگری را شایسته ی آن ندانی.

53 پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که از مرز خشنودی تو فراتر رود و به جاودانگی تو پیوند خورَد و به پایان نرسد؛ آن سان که کلمات تو را پایانی نیست.

54 پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که درود فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و اهل طاعت تو را در بر گیرد، و درود بندگان جنّی و اِنسی و دعوت پذیران تو را شامل شود، و درود هریک از اصناف آفریدگانت که آنان را آفریده ای و در زمین پراکنده ای، گردِ هم آورَد.

55 پروردگار من، براو و خاندانش درود فرست؛ درودی که بر هر درودِ  پیش از آن و پس از آن احاطه یابد. و بر او و خاندانش درود فرست؛ درودی که تو ودیگران را پسند آید، و با آن درودهایی پدید آوری که درود های پیشین را با آن چندین برابر کنی، و در گردش روزگاران بارها برآن بیفزایی، چندان که جز تو هیچ کس آن را شمردن نتواند.

56 پروردگار من، درود فرست بر اهل بیت او که پاک ترین اند، و تو آنان را برای انجام دادن کار مهم ِ خود برگزیدی، و ایشان را نگهبانان علم خود و نگه داران دین خود وجانشینانت در زمین، و حجّت های خود بر بندگانت قرار دادی، و به خواست ِ خود از هر گناه و آلودگی پاک کردی، و آنان را چنان آفریدی که وسیله رسیدن به تو و راه درآمدن به بهشت تو باشند.

57 پروردگار من، برمحمّد وخاندانش درود فرست؛ درودی که با آن، عطا و کرامت خود را بر آنان وسیع گردانی، و هر گونه بخشش و احسان را در حقّشان به کمال رسانی، و بهره ایشان را از هدیّه ها و سودهای خود سرشار کنی.

58 پروردگار من،براو و بر ایشان درود فرست، درودی که آغازش حد ومرز ندارد، و مدّتش بی پایان است، و انجامش را نهایت نیست.

59 ای پروردگار من، برآنان  درود فرست؛همسنگ  عرش خود و آنچه زیر آن است، و هموزن آنچه آسمان های تو و بالاتر از آن را پُر ساخته، و به شمار زمین های تو و هر چه در زیر ودر میان آنهاست؛ درودی که ایشان را به تو نزدیک نماید، وخشنودی تو وایشان را فراهم سازد، و تا همیشه درودهایی چنین در پی داشته باشد.

60 خدایا، تو در هر زمان دین خود را به وسیله ی پیشوایی نیرو بخشیده ای که او راچونان نشان ِ هدایت پیش چشم بندگانت به پا داشته ای ودر سرزمین های خود عَلَمِ راه قرارش داده ای، پس از آن که رشته ی وجود او را به رشته ی وجود خود گره زده ای، و او را وسیله خشنودی خود ساخته ای، و پیروی اش را لازم گردانده ای، و از نافرمانی اش برحذر داشته ای، و به اطاعت فرمان هایش و پرهیز از نهی هایش امر کرده ای، و فرموده ای که هیچ کس نباید بر او پیشی گیرد یا از او واپس مانَد، و اوست که پناه جویان را در پناه خود نگه می دارد، و پناهگاه مومنان است، و رشته ی نجات آویختگان، و حُسنِ جمال ِ هستی ها.

61 خدایا، به ولیّ ِ خود شکرانه ی نعمتی را که به او داده ای، الهام نما، و مانند آن شکرانه را به ما نیز الهام کن تا نعمت وجود او را سپاس گوییم. او را از جانب خود سلطه ای یاری دهنده عطا کن.، و راه های سخت را به آسانی پیش پای او بگشای،و او را به نیرو مندترین تکیه گاه خود یاری فرما. پشت وی را محکم، و بازویش را توانا گردان، و چشم عنایت خود را از او برمدار، و به نگه داری خود حمایتش فرما، و با فرشتگانت مددکار او باش، و با برترین سپاه پیروز خود نیرومندش ساز.

62 و به دست او کتاب و احکام  راه های هدایت خود و سنّت های پیامبر خود را- که درود های تو ای خدا بر او و خاندانش باد- بر پای دار، و آن نشانه های دین تو را که ستمگران میرانده اند، دوباره زنده ساز، و گرد وغبار ستم را از جادّه شریعت خود بزدای، و دشواری های راه خویش  را برطرف نمای، و به یُمن وجود او منحرفان از دین خود را از میان بردار، و آنان را که راه مستقیم تو را کج می خواهند، نیست گردان.

63 او را با دوستان خود نرمخو گردان، و بر دشمنتنت مسلّط ساز، و مهربانی رحمت و دلسوزی و مهرورزی او را به ما ارزانی کن، و ما را بر آن دار که شنودندگان ِ سخن و فرمانبران دستور او شویم، و در راه خشنودی اش بکوشیم، و در یاری و دفاع از او، مددکار وی باشیم، و بدین وسیله، به تو وپیامبرت- که درود تو ای خدا بر او وخاندانش باد- تقرّب جوییم.

64 خدایا، بر دوستدارانِ  این خاندان درود فرست، که به مقام و منزلت ایشان معترف اند، و به راه روشن آنان می روند، و نشانه هایشان را دنبال می کنند، و به رشته محبّتشان چنگ می زنند، و به ولایتشان  تمسّک می جویند، وامامت و پیشوایی شان را می پذیرند، و به فرمانشان گردن می نهند، ودر اطاعتشان می کوشند، و روزگار دولت ایشان را منتظرند، و چشم امیدشان به آنان دوخته شده است؛ درودهای فرخنده و پاکیزه و فزاینده در هر بامداد و شامگاه.

65 بر آنها و جان هایشان سلام فرست و کارشان را براساس تقوا سامان بخش، و حال و روزشان را نیکو گردان، و توبه شان را پذیرا شو، که تویی بسیار توبه پذیر ِ مهربان و بهترین ِ آمرزگاران، و به رحمت ِ خود ما را در جوار ایشان در سرای سلامت وارد کن، ای مهربان ترین ِ مهربانان.

66 خدایا، امروز عرفه است؛ روزی که تو آن را شرافت داده ای و کرامت بخشیده ای و بزرگ داشته ای، و در چنین روزی رحمت خود را بر ما گسترده ای و به عفوت بر ما منّت نهاده ای، و بخشش خود را فراوان ساخته ای، و به یمن آن،بیش از پیش، بر بندگانت نعمت ارزانی کرده ای.

67 خدایا، من همان بنده تواَم که پیش از آن که روح خود را در او بدمی، و پس از آن که او را آفریدی، از نعمت خویش برخوردارش کردی، و سپس در زمره ی کسانی قرارش دادی که آنان را به دین خود راه نموده ای، و به ادای حقّ ِ خود کام یاب ساخته ای، و به رشته ی محبّت خود از آتش در امان داشته ای، و در حزب خود وارد کرده ای، و به آنان راه دوستی ورزیدن با دوستانت، و دشمنی کردن با دشمنانت را نشان داده ای؛

68 همان بنده ای که چون فرمانش  دادی،آن را زمین گذاشت، و چون منعش کردی، دست برنداشت، و چون از نافرمانی خود برحذرش داشتی، با آن مخالفت کرد ومرتکب نهی تو شد، امّا نه از روی دشمنی با تو و نه از سَرِ گردن کشی در برابر تو، بلکه خواهش ِ نفسانی، او را به کارهایی برانگیخت که از آنها دورش کرده بودی، و ترسانده بودی اش.،در این میان، دشمن تو و دشمن او، شیطان، تا آن جا وسوسه اش کرد که با این که از تهدید تو با خبر بود و به عفو وگذشت تو امید و اطمینان داشت از فرمان تو سرپیچی نمود؛ در حالی که با این همه بخشش که تو در حق او روا داشته ای، از دیگران به گناه نکردن شایسته تر بود.

69 اینک این منم، افتاده در برابر تو، خوار ذلیل و سرافکنده و فروتن وترسان، و معترف  به گناهان بزرگی که مرتکب شده ام و خطاهای سنگینی که انجام داده ام؛ در حالی که از عفو تو امید امنیِّت دارم  و از رحمتت  پناه می خواهم، و به یقین می دانم که هیچ کس مرا از تو در امان نخواهد داشت، و در برابر عذابت از من حمایت نخواهد کرد.

70 پس بر من تفضّل کن و همچنان که گنهکاران را به احسان خود می نوازی و بر گناهانشان پرده می اندازی، با من وگناهانم نیز چنین کن، و آن سان که عفو خود را نصیب کسی می کنی که به اختیار خودش تسلیم تو شده، مرا هم از بخشش خود نصیبی عطا فرما، و به آمرزش خود- که چون آن را به آرزومندش ارزانی کنی،در نظرت بزرگ نیاید- بر من نیز منّت گذار.

71 در این روز، برای من نصیبی قرار ده که با آن خشنودی تو بهره مند شوم، ومرا از آنچه بندگان کوشای تو از درگاهت به ارمغان می آورند، دست تهی برمگردان.

72 من از کارهای نیکی که ایشان کرده اند، با خود هیچ ندارم، امّا پیش از این، به یگانگی تو و نفی اضداد و امثال و همانند ها از تو معتقدبوده ام، و از درهایی به سوی تو آمده ام که خود فرموده ای از آن درها بر تو وارد شویم، و با چیزی به درگاه تو تقرّب جسته ام که هرگز کسی جز با آن درگاه تو تقرّب نتواند جست.

73 سپس در پی این حالت، با توبه و اخلاص به سویت آمده ام؛ با خواری و زاری به درگاه تو، و با گمان نیک به تو، و اطمینان به رحمت تو در دو جهان. وامید به تو را ضمیمه آن کرده ام؛ امیدی که آرزومندانت از آن بی نصیب نمی مانند.

74 و همچون بنده ی حقیر خوار بینوای فقیر ترسانی که به تو پناه آورده است، نیاز خود را از تو خواسته ام؛ باترس و تضرّع و پناه جویی و امان طلبی، نه از سَرِ گردن فرازی ِ متکبّران به تکبّر، و نه از روی بلندپروازی ِ طاعت پیشگان به گستاخی، و نه از روی دلخوشی به شفاعت شفیعان.

75 اینک من از هر کمی کم تر، واز هر خواری خوارترم؛ چنان ذره ای یا کم تر از آن. پس ای آن که در کیفر بدکاران شتاب نمی ورزی و ناز پروردگان ِ در نعمت را به ناگاه نمی میرانی، ای آن که به احسان خود گنهکاران را می آمرزی و خطاکاران را به نیکی کردن زیاد مهلت می دهی،

76 من بنده گنهکار معترفِ خطا پیشه لغزش خورده ام.

77 من کسی هستم که در برابر تو گستاخی ورزیده ام.

78 من کسی هستم که به دلخواه خود تو را نافرمانی کرده ام.

79 من کسی هستم که اعمال زشت خود را از بندگانت پوشیده ام و پیش تو آشکارشان ساخته ام.

80 من کسی هستم که از بندگانت ترسیده ام و خود را از تو در امان دیده ام.

81 من کسی هستم که از قهر وغلبه تو پروا نکرده ام و از خشم تو نهراسیده ام.

82 منم که برخود ستم کرده ام.

83 منم که گروگان ی بلای خود شده ام.

84 منم که شرم و حیای اندک دارم.

85 منم که رنجی دراز و دیرینه خواهم داشت.

86 خدای، سوگندت می دهم به حقِّ آن کس که از میان آفریدگانت او را برگزیده ای، به آن که او را برای خود پسندیده ای، و به حق آن که او را از میان وامانت اختیار کرده ای، و آن که او را برای مقام خود گزینش نموده ای؟ به حقِّ آن که اطاعت او را به اطاعت خود پیوسته ای، به آن که نافرمانی او را نافرمانی خود شمرده ای ، به حقّ آن که دوستی او را با دوستی خود قرین ساخته ای، به آن که دشمنی او را در شمار دشمنی خود آورده ای، در این روز، مرا مثل کسانی که بیزار از گناه در پیشگاه تو زاری می کنند و توبه کنان به آمرزشت پناه می آورند و تو آنان را می آمرزی، جامه ی رحمت و بخشایش بپوشان.

87 و کار مرا سامان ده به آن چیزی که کار طاعت پیشگان و مقرّبان و منزلت داران خود را با آن به صلاح  می آوری.

88 و خود به تنهایی مرا سرپرستی کن؛ آن سان که خود به تنهایی از کسانی سرپرستی می کنی که به عهد تو وفا کرده اند و خود را در اطاعت  از تو به رنج افکنده اند و در طلب خشنودی ات به سختی کوشیده اند.

89 مرا به سبب این که در جلب ثوابت کوتاهی کرده ام و در محرّماتت پای ازحدّ خود فراتر نهاده ام واز مرز احکات بیرون رفته ام، کیفرمکن،

90 وبا مهلت دادن ِ خود، مرا به غفلت مینداز و غافلگیر مساز؛ همچون کسی که خیر خود را از من دریغ کرد و چنین پنداشت که رساندن ی آن خیر به من، تنها به دست اوست، و حتّی در نعمت بخشی خود تو را شریک ندانست.

91 از خوابِ  بی خبران و ناهشیاری  اسرافکاران و خواب آلودگی ِ به خود رها شدگان بیدارم کن،

92 و قلب مرا به کاری بر گمار که طاعت پیشگان را بدان گماشته ای، و اهل عبادت را بدان  واداشته ای، و با آن، مردم سست و کاهل را از من آتش رها ساخته ای.

93 مرا از چیزهایی که از تو دورم می سازند ومیان من و بهره ام از تو فاصله می شوند و مرا از درخواست خود باز می دارند، در پناه خودآور،

94 و چنان کن که به من آسانی راه نیکی ها را به سوی تو بپیمایم، و از همان راه که تو فرموده ای، در رسیده به نیکی ها شتاب نماین، و بدان گونه که خود خواسته ای، در انجام دادن آنها حریصانه  بکوشیم.

95مراباکسانی که تهدید تو را به هیچ نمی گیرند، هلاک مفرما،

96 و با آنان که خود را در معرض خشم سنگین تو قرار می دهند، نابود مگردان،

97 و با آنان که از راه تو منحرف شده اند، درهم مشکن،

98و مرا از ناگواری های بلا و فتنه رهایی بخش، و از تنگنای های آشوب بیرون آور،و به مهلت دادن ِ خود غافلگیر مساز،

99 و حائل شو میان من و دشمنی که گمراهم سازد، و خواهش نفسانی که در هلاکم اندازد، و زیانی که به من روی آورَد.

100از من رو مگردان همچون رویگردان شدنت از کسی که بر او خشم گرفته ای و دیگر از او خشنود نگشته ای.

101 مرا از دل بستن به امید خود مأیوس مکن، چندان که ناامیدی از رحمتت بر من غالب شود.

102 و مرا به نعمتی که تاب آن ندارم میازمای که بار محبّتت بر شانه هایم سنگینی و از پای درآیم.

103 و مرا ماننکسی که در او هیچ خیری نیست و تو را با او کاری نبوَد و بازگشتش به سوی تو ممکن نباشد، از دست فرومگذار،

104 و مثل کسی که از چشم عنایت تو افتاده و دست تو جامه شوربختی بر تنش پوشانده است، از درگاه خود دور مساز، بلکه دستم را بگیر و از افتادن ِ فروافتادگان و دلهره ی گمراهان و لغزش ِ فریب خوردگان و گرداب ِ مرگِ هلاک شدگان، نجاتم ده.

105 و مرا از امتحانی که غلامان و کنیزان خود را بدان می آزمایی، به سلامت دار، و به مقام و مرتبه ی کسانی رسان که به آنان توجّه داری و نعمتشان داده ای و از ایشان خشنود بوده ای و آنان را زندگی ِ پسندیده عطا کرده ای و با سعادت میرانده ای.

106 چنان کن که فکرِ دل برکندن از هر چه نیکی هایم را نابود می کند و بر کاتم را به باد می دهد، هرگز از من جدانشود، و همانند گردنبندی، پیوسته برگردنم باشد،

107 و قلب من، خود را در جامه تنفّر از زشتی های خطا و رسوایی های گناه بپوشاند.

108 مرا به کاری که جز با عنایت تو بدان دست نمی یابم، سرگرم مکن، تا از کاری که جز با آن به خشنودی ات نمی رسانم، وانمانم،

109 و از دل ِ من محبّت این دنیای بی قدر و منزلت را ریشه کن ساز؛ دنیایی که مرا از آنچه نزد توست بازمی دارد، و مانع می شود که وسیله ای برای رسیدن به تو فراهم آورم، و مرا از تقرّب جستن به تو غافل می گردانَد.

110 زیبایی های تنها بودن در شب و روز، و راز و نیاز با خود را به چشم بیارای،

111و مرا عصمتی بخش که به ترس از تو نزدیکم سازد، و میان من و ارتکاب گناهان جدایی اندازد، و مرا از کمند معاصی ِ بزرگ وارهانَد.

112 از آلودگیِ  نافرمانی پاکیزه ام گردان، و ناپاکی خطاها را از من بزدای، و مرا با جامه ی سلامت بپوشان، و تن پوش عافیت بر تنم کن، و با نعمت گسترده ی خود مرا در برگیر، و فضل و احسان خود را پی در پی به من برسان.

113 به توفیق و راهنمایی خود نیرو بخش، و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو یاری ام فرما، و بی قوّت و قدرت خود، به قدرت و قوّت خویشم وامگذار،

114و در آن روزکه مرا برای دیدار خود بر می انگیزی، خوار و شرمنده ام مساز، و نزد دوستداران خود رسوایم مکن، و یادت را از خاطرم مَبر، و توفیق سپاسگزاری خود را از من دریغ مدار، و هنگام غفلت و بی خبری که نادانان شکر نعمت هایت را از یاد می برند، پیوسته آن را بر زبانم جاری کن، و به من الهام فرما که در برابر آنچه عطایم کرده ای، تو را ثنا گویم، و به آن خوبی ها که در حقّ ِ من روا داشته ای، اعتراف کنم.

115 چنان کن که اشتیاق من به تو، از اشتیاق دیگران فراتر باشد، و ستایش من درباره ی تو، بالاتر از ستایش دیگران قرار گیرد.

116 آن دم که حاجت خود پیش تو آورم، مرا وامگذار، و به کارهای نیکی که خودپسندی ام را سبب گردیده، در عذابم میفکن، و آن دست رد که بر سینه ی دشمنانت می زنی، بر سینه ی من مزن. گوش من به فرمان توست، و می دانم که دلیل و برهان ِ تو راست است و تو به فضل و بخشش سزاوارتر، و به نیکی و احسان خود کرده تری. تو شایسته ی آنی که از کیفرت بیم نمایند، و آنان را که طاعت پیشه کرده اند، بیامرزی. عفو از تو زیبنده تر است تا عقوبت کردن، و تو به پرده پوشی نزدیک تری تا پرده دری.

117 مرابه  زندگی ای پاکیزه زنده بدار که با آنچه دلخواه من است توأم گردد، و به آنچه دوست می دارم پایان یابد، و در این میان، کاری که تو ناپسند می داری، انجام ندهم، و چیزی را که نهی فرموده ای، مرتکب نشوم، و مرا همچون کسی بمیران که نورش در پیش رو و از سمت راستش در حرکت است.

118 مرا در پیشگاه خودت خوار گردان و پیش آفریدگانت بزرگوار. چون با تو خلوت کنم، مرا سرافکنده ساز، و در بین بندگانت سرافراز. از کسی که به من نیاز ندارد، بی نیازم کن، و نیاز من به خودت را فزونی بخش.

119 مرا از سرزنش دشمنان و پیش آمدن ِ بلاها و خواری و گرفتاری در پناه آور، و گناهانم را که از آنها خبرداری، بپوشان؛ مانند کسی که اگر بردباریِ  او مانع نشود، بر انتقام گرفتن قدرت دارد، و اگر مدارای او نباشد، گناهان را کیفر می دهد.

120 آن گاه که بخواهی گروهی را به فتنه و پیشامد بَد دچار کنی، چون به تو پناه آورم، مرا از آن میان رهایی ده، و چنان که در این جهان رسوایم نخواسته ای، در آن جهان نیز رسوایم مخواه،

121 و در حقّ ِ من، رشته ی نعمت های این جهان و نعمت های آن جهان و رشته ی فواید دیرینه و تازه را پیوسته گردان، و چندان عمر ِ مرا دراز مکن که به سبب آن سنگدل شوم، و مرا چندان به سختی و ناگواری دچار مکن که بزرگی و خوشی و سرزمندگی ام را از میان ببَرَد، و مرا به حقارتی که قدر و منزلتم را بکاهد، یا به عیب و نقصی که با آن جایگاه خود را نشناسم، گرفتار مساز.

122 مرا آن گونه مترسان که از نومیدی و غم خاموشی گزینم، و چندان بیم مده که به وحشت افتم. چنان کن که تنها از تهدیدهای تو بترسم، و تنها از مهلت دادن و هشدارهای تو بپرهیزم، و تنها هنگام خواندن کتاب تو بیمناک شوم.

123 شبم را آباد گردان با بیداری ام برای عبادت تو، وتنها شب زنده داری کردنم برای تو، و مردم گریزی و مأنوس شدنم با تو، و فرود آوردن بار نیاز خود بر درگاه تو،و پی در پی خواهش کردنم برای رهایی از آتش دوزخ، و پناه بردنم به تو از عذابی که اهلش در آن گرفتارند.

124 مرا سرگشته در وادی طغیان رها مکن، و تا دم مرگ در گرداب جهل و بی خبری مگذار، و مایه پند وعبرت دیگران مخواه، و موجب گمراهی آن کس که به من می نگرد مساز، و با من مثل کسانی که با سلامت و نعمت مهلتشان داده ای، رفتار مکن، و دیگری را به جای من بر مگزین، و نام مرا از دفتر نیکان مزدای، و پیکر مرا به آفت های این جهانی و آتش آن جهانی دگرگون مساز، و مرا مضحکه آفریدگان و مسخره ی درگاه خود مکن، و چنان کن که جز در پی ِ خشنودیِ تو نروم، و جز برای انتقام گرفتن از دشمنان تو، خود را به رنج نیفکنم.

125 لذّت ِ بخششت را، شیرینی رحمتت را، آسودگی و رزق و روزات را، و بهشت پُرنعمتت را به من ارزانی کن، و با بی نیازی خود، طعم آسوده خیالی و مشغول شدن به آنچه را تو دوست می داری، و طعم کوشش در آنچه را موجب تقرّب به درگاه توست، به من بچشان، وتحفه ای از تحفه های خود را برای من بفرست.

126تجارتم را پُر سود، و بازگشتم را بی زیان قرار ده، و چنان کن که از روز ِ ایستادن در برابر تو و حساب پس دادن بترسم، و هم آرزومند دیدارت باشم. مرا به توبه ای بی بازگشت و خالص کام یاب ساز که پس از آن، هر گناه کوچک وبزرگ، و هر گناه آشکار و پنهان را نابود کنی.

127 کینه ی مومنان را از دل ِ من ریشه کن ساز، وقلبم را با فروتنان مهربان گردان، و با من چنان باش که با نیکان هستی، ومرا به جامه ی پرهیزگاران بیارای، و برای من در میان آیندگان نام نیکو گذار و در میان معاصران آوازه ی بلند، و در روز رستاخیز مرا در زمره ی کسانی در آور که در اطاعت و ایمان، نخستین کسان بودند.

128گستردگی ِ نعمتت بر من را به حدّ کمال رسان، و بهترین هایش را در حقّ ِ من پی در پی ساز. دستان مرا از عطایای خود بیا کَن، و بخشش های بزرگ خود را به سوی من روان گردان، و مرا در باغ هایی که در بهشت برای برگزیدگانت آراسته ای، با خوب ترین دوستان خود همسایه کن، و در مقاماتی که برای محبّان خود فراهم آورده ای، مرا خلعت عطایای بی عوض بپوشان.

129  برای من نزد خود مکانی مطمئن قرارده که در آن آرامش یابم، و منزلی که در آن فرود آیم و مَسکن گیرم و چشم بدان روشن شود. کیفر مرا به اندازه ی گناهان بزرگی که کرده ام قرار مده. در آن روز که هر نهانی آشکار شود، هلاکم  مکن، و هر شبهه ای را از دلم بزدای، و از هر رحمتی برای من راهی به سوی حق بگشای، و بهره های بخشش خود را در حقّ ِ من فراوان ساز، و به فضل خود نصیب مرا از احسانت افزون گردان.

130 چنان کن که دلم به آنچه نزد توست مطمئن گردد، و همه همّت من در عبادت تو به کار افتد. مرا به کاری وادار که بندگان خالص خود را بدان وامی داری، و هنگام غفلتِ عقل و خرد، دل مرا با طاعت خود در هم آمیز، و بی نیازی و پاک دامنی و آسایش  و تن درستی و وسعت روزی و آرامش و عافیت را برای من فراهم ساز.

131 کارهای نیک مرا با گناهانی که به آن درآمیزد، تباه مساز، و خلوت هایم را به نعمت یا محنتی که برای آزمایش من می فرستی، آشفته مکن، و آبرویم را از گزند نیازخواهی از آفریدگانت نگاه دار، و مرا از درخواست آنچه نزد بدکاران است، بازدار.

132 مددکار ستمگران قرارم مده، و مگذار که در نابود کردن کتاب تو با آنان همدست شوم. مرا آن گونه حفظ و حمایت کن که خود نمی دانم، و با آن، از هر بدی در امان می مانم. درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزی ِ فراوان خود را به روی من بگشای که من از روی آورندگان به درگاه تواَم، نعمت دادنت به من را به حدّ کمال رسان، که تو بهترین ِ نعمت دهندگانی.

133 ای پروردگار هستی ها، چنان کن که مانده ی عمر من، برای جلب خشنودی تو، در کار حج و عمره سپری شود. خدای تعالی درود فرستد بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه ی او، و سلام وتهیّت بر ایشان، تا ابد.

منبع: صحیفه سجادیه، ترجمه ی محمد مهدی رضایی

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت