حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 83

اعتقادی، اخلاقی

(از خطبه های شگفت آور امام (علیه السّلام) که به آن خطبه ((غرّا)) گویند.)

1- شناخت صفات الهی

 ستایش خداوندی را سزاست، که به قدرت، والا وبرتر، و با عطا و بخشش نعمت ها به پدیده ها نزدیک است. اوست بخشنده ی تمام نعمت ها، و دفع کننده ی تمام بلاها و گرفتاری ها. او را می ستایم در برابر مهربانی ها و نعمت های فراگیرش. به او ایمان می آورم چون مبدأ هستی و آغاز کننده خلقت آشکار است.

از او هدایت می طلبم چون راهنمای نزدیک است، و از او یاری می طلبم که توانا و پیروز است، و به او توکّل می کنم چون تنها یاور و کفایت کننده است. وگواهی می دهم که محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم)  بنده و فرستاده اوست. او را فرستاده ی تا فرمان های خدا را اجرا کند و بر مردم حجّت را تمام کرده، آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.

2- سفارش به پرهیزکاری

سفارش می کنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی، که برای بیداری شما مَثَل های پندآموز آورده، و سرآمد زندگانی شما را معیّن  فرمود، و لباس های رنگارنگ بر شما پوشانده، و زندگی پروسعت به شما بخشیده، و با حسابگری دقیق خود، بر شما مسلّط است.

در برابر کارهای نیکو، به شما پاداش می دهد، و با نعمت های گسترده و بخشش های بی حساب، شما را گرامی داشته است، و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را بر حذر داشته است.

تعداد شما را می داند، و چند روزی جهت آزمایش و عبرت برای شما مقرّر داشته، که در این دنیا آزمایش می گردید، و برابر اعمال خود محاسبه می شوید.

3- دنیا شناسی

آب دنیای حرام همواره تیره، و گل آلود است.

منظره ای دل فریب و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد.

نوری است در حال غروب کردن، سایه ای است نابود نشدنی، ستونی است در حال خراب شدن. آن هنگام که نفرت دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده، سوار را بر زمین می کوبد، و با دام های خود آنها را گرفتار می کند، و تیرهای خود را سوی آنان پرتاب می نماید، طناب مرگ به گردن انسان می افکند، به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناک می کشاند تا در قبر، محل زندگی خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده کند.

و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام می نهند، نه مرگ از نابودی انسان دست می کشد و نه مردم از گناه فاصله می گیرند! که تا پایان زندگی و سرمنزل فنا و نیستی آزادانه به پیش می تازند

4- وصف رستاخیز

تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد، و روزگاران سپری شود، و رستاخیز برپاگردد، در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها، و لانه های پرندگان، و خانه درندگان، و میدان های جنگ، بیرون می آورد که با شتاب به سوی فرمان پروردگار می روند، و به صورت دسته هایی خاموش، وصف های آرام وایستاده حاضر می شوند، چشم بیننده خدا آنها را می نگرد، و صداری فرشتگان به گوش آنها می رسد. لباس نیاز و فروتنی پوشیده درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دلها آرام،صداها آهسته،  عرق از گونه ها چنان جاری است که امکان حرف زدن نمی باشد، اضطراب و وحشت همه را فراگرفته، بانگی رعدآسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت، برای دریافت کیفر و پاداش می کشاند.

5-  وصف احوال بندگان خدا

بندگانی که با دست قدرتمند خدا آفریده شدند، و بی اراده ی خویش پدید آمده، پرورش یافتند، سپس در گهواره گور آرمیده متلاشی می گردند. و روزی به تنهایی سر از قبر برمی آورند، و برای گرفتن پاداش به دقت حساب رسی می گردند، در چند روزه ی  دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بردارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند، تاریکی های شک و تردید از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشته اند تا برای مسابقه در نیکوکاری ها، خود را آماده سازند، تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش کنند.

6- مَثَل های پندآموز(سَمبل های تقوی)

وه! چه مثال های بجا، و پند های رسایی وجود دارد اگر در دل های پاک بنشیند، و در گوش های شنوا جای گیرد، و با اندیشه های مصمّم و عقل های با تدبیر برخورد کند. پس، از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد، گناه کرد و اعتراف کرد، ترسید و به اعمال نیکو پرداخت، پرهیز کرد و پیش تاخت، یقین پیدا کرد و نیکوکار شد و آن را به گوش جان خرید، او را ترساندند و نافرمانی نکرد، به او اخطار شد و به خدا روی آورد، پاسخ مثبت داد ونیایش و زاری کرد، بازگشت و توبه کرد، در پی راهنمایان الهی رفت و پیروی کرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوی حق حرکت کرده و از نافرمانی ها گریخت، سود طاعت را ذخیره کرد، و باطن را پاکیزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه برای روز حرکت، هنگام حاجت و جایگاه نیازمندی، آماده ساخت، و آن را برای اقامتگاه خویش، پیشاپیش فرستاد. ای بندگان خدا! برای هماهنگی با اهداف آفرینش خود، از خدا پروا کنید، و آن چنان که شما را پرهیز داد از مخالفت و نافرمانی خدا بترسید، تا استحقاق وعده های خدا را پیدا کنید، و از بیم روز قیامت برکنار باشید.

7- راه های پند پذیری(راههای شناخت)

خدا گوش هایی برای پند گرفتن از شنیدنی ها، و چشم هایی برای کنار زدن تاریکی ها، به شما بخشیده است، و هر عضوی از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در ترکیب ظاهری صورت ها و دوران عمر با هم سازگار باشند، با بدن هایی که منافع خود را تأمین می کنند، و قلب هایی که روزی را به سراسر بدن با فشار می رسانند، و از نعمت های شکوهمند خدا برخوردارند، و در برابر نعمت ها شکرگزارند، و از سلامت خدادای بهره مندند.

مدّت زندگی هر یک از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان عبرت هایی پند آموز برای شما ذخیره کرد،لذّت هایی که از دنیا چشیدند، و خوشی ها و زندگی راحتی که پیش از مرگ داشتند، سرانجام دست مرگ گریبان آنها را گرفت و میان آنها و آرزوهایشان جدایی افکند: آنها که در روز سلامت چیزی برای خود ذخیره نکردند، و در روزگاران خوش زندگی عبرت نگرفتند. آیا خوشی های جوانی را جز ناتوانی پیری در انتظار است؟ و آیا سلامت و تندرستی را جز حوادث بلا و بیماری در راه است؟

و آیا آنان که زنده اند جز فنا و نیستی را انتظار دارند؟ با اینکه جدایی و تپش دل ها نزدیک است که سوزش درد را چشیده، و شربت غصّه را نوشیده، و فریاد یاری خواستن برداشته، و از فرزندان و خویشاوندان خود، در خواست کمک کرده است. آیا خویشاوندان می توانند مرگ را از او دفع کنند؟ و آیا گریه و زاری آنها نفعی برای او دارد؟

8- عبرت از مرگ

 او را در سرزمین مردگان می گذارند، و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند.

حشرات درون زمین، پوستش را می شکافند، و خشت و خاک گور بدن او را می پوساند، تند بادهای سخت آثار او را نابود می کند، و گذشت شب و روز،

نشانه های او را از میان بر می دارد. بدن ها پس از آنهمه طراوت متلاشی می گردند،

و استخوان ها بعد از آن همه سختی و مقاومت، پوسیده می شوند. و ارواح در گرو سنگینی بارگناهانند، و در آنجاست که به اسرار پنهان یقین می کنند، امّا نه بر اعمال درستشان چیزی اضافه می شود و نه از اعمال زشت می توانند توبه کنند.

آیا شما فرزندان و خویشاوندان همان مردم نیستید؟

که بر جای پای آنها قدم گذاشته اید؟ و از راهی که رفتند می روید؟

و روش آنها را دنبال می کنید؟ امّا افسوس که دلها سخت شده، پند نمی پذیرد، و از رشد وکمال باز مانده، و راهی که نباید برود می رود، گویا آنها هدف پند ها و اندرزها نیستند و نجات و رستگای را در به دست آوردن دنیا می دانند. بدانید که باید از صراط  عبور کنید، گذرگاهی که عبور کردن از آن خطرناک است، با لغزش های پرت کننده، و پرتگاه های وحشت زا، و ترس هایی پیاپی.!

9- معرّفی الگوی پرهیزگاری

از خدا چون خردمندی بترسید که دل را به تفکّر مشغول داشته، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته، و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده، و به امید ثواب، گرمی ِ روز را با تشنگی گذرانده، با پارسایی شهوات را کشته، و نام خدا زبانش را همواره به حرکت درآورده.

ترس از خدا را برای ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده، از تمام راه ها جز راه حق چشم پوشیده، و بهترین راهی که انسان را به حق می رساند می پیماید.

چیزی او را مغرور نساخته، و مشکلات و شبهات او را نابینا نمی سازد، مژده ی بهشت، و زندگی کردن در آسایش و نعمت سرای جاویدان و ایمن ترین روزها، او را خشنود ساخته است.

با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور کرده، توشه آخرت را پیش فرستاده، و ازترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است، ایام زندگی را ب شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده، و در فراهم آوردن خشنودی خدا با رغبت تلاش کرده، از زشتی ها فرار کرده، امروز رعایت زندگی فردا کرده، و هم اکنون آینده ی خود را دیده است.

 پس بهشت برای پاداش نیکوکاران سزاوار و جهنّم برای کیفر بدکاران مناسب است، و خدا برای اتقام گرفتن از ستمگران کفایت می کند، و قرآن برای حجّت آوردن و دشمنی کردن، کافی است.

10- هشدار از دشمنی شیطان

سفارش می کنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدایی که با ترساندن های مکرّر، راه عذر را بر شما بست، و با دلیل و برهان روشن، حجت را تمام کرد، وشما را پرهیز داد از دشمنی شیطانی که پنهان در سینه ها راه می یابد، و آهسته در گوش ها راز می گوید، گمراه و پست است، وعده های دروغین داده، در آرزوی آنها به انتظار می گذارد، زشتی های گناهان را زینت می دهد، گناهان بزرگ را کوچک می شمارد، و آرام آرام دوستان خود را فریب داده، راه رستگاری را بر روی در بند شدگانش می بندد، و در روز قیامت آنچه را که زینت داده انکار می کند، و آنچه را که آسان کرده، بزرگ می شمارد، و از آنچه که پیروان خود را ایمن داشته بود سخت می ترساند.

11- شگفتی های آفرینش انسان

مگر انسان، همان نطفه و خون نیم بند نیست که خدا او را در تاریکی های رَحِم و غلاف های تو در تو، پدید آورد؟ تا به صورت جنین درآمد، سپس کودکی شیرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانی رسیده گردید، سپس او را دلی فراگیر، و زبانی گویا، و چشمی بینا عطا فرمود تا عبرت ها را درک کند، و از بدی ها بپرهیزد، و آنگاه که جوانی در حد کمال رسید، و بر پای خویش استوار ماند، گردن کشی آغاز کرد، و روی از خدا گرداند، و در بیراهه گام نهاد، و در هواپرستی غرق شد،و برای بدست آوردن لذّت های دنیا تلاش فراوان کرد، و سرمست شادمانی دنیا شد، هرگز نمی پندارد مصیبتی پیش آید!

 و بر اساس تقوی فروتنی ندارد، ناگهان سرمست و مغرور در این آزمایش چند روزه، مرگ او را می رباید، او را که در دل ِ بدبختی ها، اندکی زندگی کرده، و آنچه  را که از دست داده عوضی به دست نیاورده است، و آنچه از واجبات را که ترک کرد، قضایش را بجا نیاورد، که درد مرگ او را فراگرفت، روزها در حیرت و سرگردانی، و شب ها با بیداری و نگرانی می گذراند.

 12- عبرت از مرگ

هر روز به سختی درد می کشد، و هر شب رنج و بیماری به سراغش می رود، در میان برادری غمخوار، و پدری مهربان و ناله کننده ای بی طاقت و بر سینه کوبنده ای گریان افتاده است.

امّا او در حالت بیهوشی و سَکَرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.

 پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن  پیچانده، در حالی که نسلیم و آرام است، بر می دارند، و بر تابوت می گذارند.

خسته و لاغربه سفر آخرت می رود، که فرزندان و برادران او را بدوش کشیده تا سر منزل  غربت، آنجا که دیگر او را نمی بینند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند. امّا هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زدگان باز گردند، در گودال قبر نشانده، برای پرستش حیرت آور، و امتحان لغزش زا، زمزمه غم آلود دارد.

 و بزرگ ترین بلای آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و برافروختگی شعله ها و نعره های آتش است، که نه یک لحظه آرام گیرد تا استراحت کند، و نه آرامشی وجود دارد که از درد او بکاهد، و نه قدرتی که مانع کیفر او شود، نه مرگی که او را از این همه ناراختی برهاند، و نه خوابی که اندوهش را برطرف سازد، در میان انواع مرگ ها و ساعت ها مجازات گوناگون گرفتار است. به خدا پناه می بریم.

 13- پندآموزی از گذشتگان

 ای بندگان خدا! کجا هستند آنان که سالیان طولانی در نعمت های خدا عمر گذراندند؟

تعلیمشان دادند و دریافتند، مهلتشان دادند وبیهوده روزگار گذراندند؟

از آفات و بلاها دورشان داشتند اما فراموش کردند، زمان طولانی آنها را مهلت دادند، نعمت های فراوان بخشیدند، از عذاب دردناک پرهیزشان دادند، و وعده هایی بزرگ از بهشت جاویدان به آنها دادند. ای مردم! از گناهانی که شما را به هلاکت افکند، از عیب هایی که خشم خدا را در پی دارد، بپرهیزید. دارندگان چشمهای بینا، و گوش های شنوا، و سلامت و کالای دنیا! آیا گریزگاهی هست؟ یا رهایی و جای امنی، پناهگای و جای فراری هست؟ آیا بازگشتی برای جبران وجود دارد؟ نه چنین است؟ پس کی باز می گردید؟ به کدام سو می روید؟ و به چه چیز مغرور می شوید؟ همانا بهره ی هر کدام شما از زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست! آنگونه که خاک آلود بر آن خفته باشد. ای بندگان خدا! هم اکنون به اعمال نیکو پردازید، تا ریسمان های مرگ بر گلوی شما سخت نشده، و روح شما برای کسب کمالات آزاد است، و بدن ها راحت، و در حالتی قرار دارید که می توانید مشکلات یکدیگر را حل کنید. هنوز مهلت دارید، و جای تصمیم و توبه و بازگشت از گناه باقی مانده است.عمل کنید پیش از آن که در شدّت تنگنای وحشت و ترس ونابودی قرار گیرید، پیش از آن که مرگ در انتظار مانده، فرا رسد، و دست قدرتمند خدای توانا شما را برگیرد.

( وقتی که امام این خطبه را ایراد فرمود، بدنها بلرزه درآمد، اشکها سرازیر و دل ها ترسان شد، که جمعی آن را غرّاء نامیدند.)

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت