حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

 

خطبه 91

اعتقادی، علمی، معنوی

(مسعدة بن صدقه از امام صادق(علیه السّلام) نقل کرد، روزی در مسجد کوفه شخصی به امام علی(علیه السّلام) گفت: خدا را آنگونه توصیف کن که گویا چشم سر او را دیده ایم، امام به خطابه برخاست، مسجد پر از مردم شد، در حالی که خشکناک بود و رنگ صورت امام تغییر کرده بود فرمود)(1)

1- خداشناسی

ستایش خدایی را سزاست که نبخشیدن بر مال او نیفزاید، و بخشیدن او را فقیر نسازد، زیرا هر بخشنده ای جز او، اموالش کاهش یابد، و جز او هر کس از بخشش دست کشد مورد نکوهش قرارگیرد.، اوست بخشنده ی انواع نعمت ها و بهره های فزاینده و تقسیم کننده ی روزی پدیده ها، مخلوقات همه جیره خوار سفره ی اویند، که روزیِ همه را تضمین، و اندازه اش را تعیین فرمود. به مشتاقان خویش و خواستاران آنچه در نزد اوست راه روشن را نشان داد، سخاوت او در آنجا که از او بخواهند، با آنجا که از او درخواست نکنند، بیشتر نیست. خدا اوّلی است که آغاز ندارد، تا پیش از او چیزی بوده باشد، و آخری است که پایان ندارد تا چیزی پس از او وجود داشته باشد. مردمک چشم ها را از مشاهده خود بازداشته است. زمان بر اونمی گذرد تا دچار دگرگونی گردد، و در مکانی قرار ندارد تا پندار جابجایی نسبت به او  روا باشد. اگر آنچه ازدرون معادن کوه ها بیرون می آید، و یا آنچه از لبان پر از خنده صدف های دریا خارج می شود، از نقره های خالص، و طلاهای ناب(2)، دُرهای غلطان، و مرجان های دست چین، همه را ببخشد، در سخاوت او کمتر اثری نخواهد گذاشت، و گستردگی نعمت هایش را پایان نخواهد داد، در پیش او آنقدر از نعمت ها وجود دارد که هرچه انسان ها درخواست کنند تمامی نپذیرد، چون اوبخشنده ای است که درخواست نیازمندان چشمه ی جود او را نمی خشکاند، و اصرار و درخواست های پیاپی او را به بخل ورزیدن نمی کشاند.

2- صفات خدا در قرآن

ای پرسش کننده، درست بنگر، آنچه را که قرآن از صفات خدا بیان می دارد، به آن اعتماد کن، و از نور هدایتش بهرهبگیر، و آنچه را که شیطان تو را به دانستن آن وا می دارد، و کتاب خدا آن را بر تو واجب  نکرده، و در سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامان هدایتگر (علیهما السّلام) نیامده، رها کن و علم آن را به خدا واگذار، که این نهایت حقّ پروردگار بر تو است. بدان، آنها که در علم دین استوارند، خدا آنها را از فرو رفتن در آنچه که بر آنها پوشیده است و تفسیر آن را نمی دانند، و از فرو رفتن در اسرار نهان بی نیاز ساخته است، و آنان را از این رو که به عجز و ناتوانی خود در برابر غیب و آنچه که تفسیر آن را نمی دانند اعتراف می کنند، ستایش فرمود، و ترک ژرف نگری آنان در آنچه که خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن درعلم شناسانده است.

پس به همین مقدار بسنده کن! و خدا را با میزان عقل خود ارزیابی مکن، تا از تباه شدگان نباشی.(3)

اوست خدای توانایی که اگر وهم وخیال انسانها بخواهد برای درک اندازه قدرتش تلاش کند، و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد، و قلب های سراسر عشق مشتاقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید،و عقل ها با تلاش وصف ناپذیر از راه های بسیار ظریف و باریک بخواهند ذات او را درک کنند، دست قدرت بر سینه ی همه نواخته بازگرداند، در حالی که در تاریکی های غیب برای رهایی خود به خدای سبحان پناه می برند و با ناامیدی و اعتراف به عجز از معرفت ذات خدا، باز می گردند، که با فکر وعقل نارسای بشری نمی توان او را درک کرد، و اندازه ی جلال و عزّت او در قلب اندیشمندان راه نمی یابد. خدایی که پدیدها را از هیچ آفرید، نمونه ای در آفرینش نداشت تا از آن استفاده کند، و یا نقشه ای از آفریننده ای پیش از خود، که از آن در آفریدن موجودات بهره گیرد، و نمونه های فراوان از ملکوت قدرت خویش، و شگفتی های آثار رحمت خود، که همه با زبان گویا به وجود پروردگار گواهی می دهند را به ما نشان داده که بی اختیار ما را به شناخت پروردگار می خوانند.

در آنچه آفریده آثار صنعت ونشانه های حکمت او پدیدار است، که هر یک از پدیده ها حجّت و برهانی بر وجود او می باشند، گرچه برخی مخلوقات، به ظاهر ساکت اند، ولی بر تدبیر خداوندی گویا، و نشانه های روشنی بر قدرت و حکمت اویند!

 خداوندا! گواهی می دهم، آن کس که تو را به اعضای گوناگون پدیده ها و مفاصل به هم پیوسته که به فرمان حکیمانه تو در لابلای عضلات پدید آمده، تشبیه می کند، هرگز در ژرفای ضمیر خود تو را نشناخته، و قلب او با یقین اُنس نگرفته است، و نمی داند که هرگز برای توهمانندی نیست. و گویا بیزاری پیروان گمراه از رهبران فاسد خود را نشنیده اند که می گویند: (( به خدا سوگند ما در گمراهی آشکار بودیم که شما را با خدای جهانیان مساوی پنداشتیم))

دروغ گفتند مشرکان که تورا با بُت های خود همانند پنداشتند، و با وَهم و خیال خود گفتند پیکری چون بُتهای ما دارد، و با پندار نادرست تو را تجزیه کرده، و با اعضا گوناگون مخلوقات تشبیه کردند.

خدایا! گواهی می دهم آنان که تو را با چیزی از آفریده های تو مساوی شمارند از تو روی برتافته اند و آن که از تو روی گردان شود براساس آیات محکم قرآن، و گواهی براهین روشن تو، کافر است. تو همان خدای نامحدودی هستی که در اندیشه های نگُنجی تا چگونگی ذات تو را درک کنند، و درخیال و وهم نیایی تا تو را محدود و دارای حالات گوناگون پندارند.

3- وصف پروردگار در آفرینش موجودات گوناگون

آنچه را آفرید با اندازه گیری دقیقی استوار کرد، و با لطف و مهربانی نظمشان داد، و به خوبی تدبیرکرد. هر پدیده را برای همان جهت که آفریده شد به حرکت درآورد، چنانکه نه از حد و مرز خویش تجاوز نماید و نه در رسیدن به مراحل رشد خود کوتاهی کند، و این حرکت حساب شده را بدون دشواری به سامان رساند تا براساس اراده او زندگی کند.

پس چگونه ممکن است سرپیچی کند؟ در حالی که همه ی موجودات از اراده ی خدا سرچشمه می گیرند، خدایی که پدید آورنده موجودات گوناگون است، بدون احتیاج به اندیشه و فکری که به آن روی آورد، یا غریزه ای که در درون پنهان داشته باشد، و بدون تجربه از حوادث گذشته، و بدون شریکی که در ایجاد امور شگفت انگیز یا ریش کند، موجودات را آفرید، پس آفرینش کامل گشت و به عبادت و اطاعت او پرداختند، دعوت او را پذیرفتند و در برابر فرمان الهی سستی و درنگ نکردند و در اجرای فرمان الهی توقف نپذیرفتند. پس کجی های هرچیزی را راست، و مرزهای هریک را روشن ساخت، و با قدرت خداوندی بین اشیاء متضاد هماهنگی ایجاد کرد، و وسائل ارتباط آنان را فراهم ساخت، و موجودات را از نظر حدود، اندازه، و غرائز، و شکل ها، و قالب ها، و هیئت های گوناگون، تقسیم واستوار فرمود، و با حکمت و تدبیر خویش هریکی را بهس سرشتی که خود خواست درآورد.

4- چگونگی آفرینش آسمان ها

فضای باز وپستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون اینکه بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های  آن را به هم آورد، و هر یک را با آنچه که تناسب داشت و جفت بود پیوند داد، و دشواری فرود آمدن و برخاستن را بر فرشتگانی که فرمان او را به خلق رسانند یا اعمال بندگان را بالا برند آسان کرد.

درحالی که آسمان به صورت دود و بخار بود به آن فرمان داد، پس رابطه های آن را برقرار ساخت، سپس آنها را از هم جدا کرد وبین آنها فاصله انداخت، و بر هر راهی و شکافی از آسمان، نگهبانی از شهاب های روشن گماشت، و با دست قدرت آنها را از حرکت ناموزون در فضا نگهداشت، و دستور فرمود تا برابرفرمانش تسلیم باشند.

 و آفتاب را نشانه ی روشنی بخش روز، و ماه را، با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد، و آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد، و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد(4)تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب وروز تفوت باشد، و قابل تشخیص شود، و با رفت و آمد آن ها شماره ی سالها، و اندازه گیری زمان ممکن باشد.

پس در فضای هرآسمان فلک آن را آفرید، و زینتی از گوهر های تابنده و ستارگان درخشنده بیاراست، و آنان را که خواستند اسرار آسمان ها را دزدانه در یابند، با شبهات های سوزان تیرباران کرد، و تمامی ستارگان از ثابت واستوار، و گردنده و بی قرار، فرود آینده وبالا رونده، و نگران کننده و شادی آفرین(5)را، تسلیم اوامر خود فرمود.

5- ویژگی های فرشتگان

سپس، خداوندی سبحان برای سکونت بخشیدن در آسمان ها، و آباد ساختن بالاترین قسمت از ملکوت خویش، فرشتگانی شگفت آفرید، و تمام شکاف ها و راه های گشاده آسمان ها را با فرشتگان پر کرد، و فاصله جوّ آسمان را از آنها گستراند، که هم اکنون صدای تسبیح آنها فضای آسمان را پر کرده: در بارگاه قدس، درون پرده های حجاب و صحنه های مجد و عظمت پروردگار، طنین انداز است.، در ماورای آنها زلزله هایی است که گوش ها را کر می کند و شعاع های خیره کننده ی نور، که چشم ها را از دیدن باز می دارد، و ناچار خیره بر جای خویش می ماند.

 خدا فرشتگان را درصورت هایی مختلف و اندازه های گوناگون آفرید، و بال و پرهایی برای آنها قرار داد، آنها که همواره در تسبیح جلال و عزّت پروردگار به سر می برند، و چیزی از شگفتی های آفرینش پدیده ها را به خود نسبت نمی دهند ودر آنچه از آفرینش پدیده ها که خاص خداست، ادّعایی ندارند:

(( بلکه بندگانی بزرگوارند، که در سخن گفتن از او پیشی نمی گیرند . به فرمان الهی عمل می کنند))

خدا فرشتگانی را امین وحی خود قرار داد، و برای رساندن پیمان امر ونهی خود به پیامبران، از آنها استفاده کرد، و روانه ی زمین کرده، آنها را از تردید شبهات مصونیّت بخشید، که هیچ کدام از فرشتگان از راه رضای حق منحرف نمی گردند.

آنها را از یاری خویش بهره مند ساخت، و دل هایشان را در پوششی از تواضع و فروتنی و خشوع  آرامش درآورد، درهای آسمان را بر رویشان گشود تا خدا را به بزرگی بستایند، و برای آنها نشانه های روشن قرار داد تا به توحید او بال گشایند.

سنگینی های گناهان هرگز آنها را در انجام وظیفه دل سرد نساخت، و گذشت شب و روز آنها را به سوی مرگ سوق نداد، تیرهای شک وتردید خلل در ایمانشان ایجاد نکرد، و شک و گمان در پایگاه یقین آنها راه نیافت، و آتش کینه در دل هایشان شعله ور نگردید،حیرت و سرگردانی آنها را از ایمانی که دارند و آنچه از هیبت و جلال خداوندی که در دل نهادند جدا نساخت و وسوسه ها در آنها راه نیافته، تا شک وتردید بر آنها تسلط یابد.

6- اقسام فرشتگان(6)

گروهی از فرشتگان در آفرینش ابرهای پرآب، و در آفرینش کوه های عظیم وسربلند، و خلقت ظلمت و تاریکی ها نقش دارند، و گروهی دیگر، قدم هایشان تا ژرفای زمین پایین رفته، و چونان پرچمهای سفیدی دل فضا را شکافته اند، و در زیر آن بادهایی است که به نرمی حرکت کرده و در مرزهای مشخّصی نگاهش می دارد.

7- صفات والای فرشتگان

اشتغال به عبادت پروردگار، فرشتگان را از دیگر کارها بازداشته، و حقیقت ایمان مان آنها و معرفت حق، پیوند لازم ایجاد کرد، نعمت یقین آنها را شیدای حق گردانید که به غیر خدا هیچ علاقه ای ندارند.

شیرینی معرفت خدا را چشیده و از جام محبّت پروردگار سیرآب شدند، ترس و خوف الهی در ژرفای جان فرشتگان راه یافته، و از فراوانی عبادت قامتشان خمیده و شوق و رغبت فراوان، از زاری و گریه شان نکاسته است. مقام والای فرشتگان، از خشوع و فروتنی آنان کم نکرد، و غرور وخودبینی دامنگیرشان نگردید، تا اعمال نیکوی گذشته را شماره کنند، و سهمی از بزرگی و بزرگواری برای خود تصوّرنمایند. گذشت زمان آنان را از انجام وظایف نرنجانده و از شوق ورغبتشان نکاسته تا از پروردگار خویش ناامید گردند.

از مناجات های طولانی، خسته نشده، و اشتغال به غیر خدا آنها را تحت تسلط خود در نیاورده است، و از فریاد استغاثه و زاری آنها فروکش نکرده و در مقام عبادت و نیایش دوش به دوش هم همواره ایستاده اند، راحت طلبی آنها را به کوتاهی در انجام دستوراتش وادار نساخته، و کودنی و غفلت و فراموشی بر تلاش و کوشش و عزم راسخ فرشتگان راه نمی یابد، و فریب های شهوت، همّت های بلندشان را تیر باران نمی کند.

فرشتگان، ایمان به خدای صاحب عرش را ذخیره ی روز بی نوایی خود قرار داده و آن هنگام که خلق به غیر خدا روی می آورد آنها تنها متوجّه پروردگار خویشند، هیچ گاه عبادت خدا را پایان نمی دهند، و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهی و اطاعت پروردگار سُست نمی کنند، آنچه آنان را شیفته اطاعت خدا کرده بذر محبّت است که در دل می پرورانند، و هیچگاه دل از بیم و امید او بر نمی دارند.

عوامل ترس آنها را از مسئولیت باز نمی دارد تا در انجام وظیفه سستی ورزند، طمع ها به آنان شبیخون نزده تا تلاش دنیا را بر کار آخرت مقدّم دارند، اعمال گذشته خود را بزرگ نمی شمارند، و اگر بزرگ بشمارند امیدوارند، و امید فراوان نمی گذارد تا از پروردگار ترسی در دل داشته باشند.

8- پاک بودن فرشتگان از رذایل اخلاقی

 فرشتگان درباره ی پروردگار خویش به جهت وسوسه های شیطانی اختلاف نکرده اند، و برخوردهای بد باهم نداشته و راه جدایی نگیرند.کینه ها و حسادت ها در دلشان راه نداشته و عوامل شک وتردید و خواهش های نفسانی، آنها را از هم جدا نساخته، و افکار گوناگون آنان را به تفرقه نکشاند است.

فرشتگان بندگان ایمانند، و طوق بندگی برگردن افکنده و هیچ گاه با شک وتردید وسُستی، آن را بر زمین نمی گذارند. در تمام آسمان ها جای پوستینی خالی نمی توان یافت مگر آن که فرشته ای به سجده افتاده، یا در کار و تلاش است. اطاعت فراوان آنها بر یقین و معرفتشان نسبت به پروردگار می افزاید، و عزّت خداوند عظمت او را در قلبشان بیشتر می نماید.

9- چگونگی آفرینش زمین

زمین را به موج های پرخروش، و دریاهای موّاج فرو پوشاند، موج هایی که بالای آنها به هم می خورد و در تلاطمی سخت، هریک دیگری را واپس می زد، چونان شتران نر مست، فریاد کنان و کف بر لب، به هر سوی روان بودند.(7)

پس، قسمت های سرکش آب از سنگینی زمین فرو نشست و هیجان آنها بر اثر تماس با سینه زمین آرام گرفت.

زیرا زمین با پشت بر آن می غلطید و آن همه سر و صدای امواج ساکن و ارام شده، چون اسب افسار شده رام گردید.

خشکی های زمین در دل امواج، گسترد، و آب را از کبر و غرور و سرکشی و خروش بازداشت، و از شدّت حرکتش کاسته شد، و بعد از آن همه حرکت های تند ساکت شد، و پس از آنهمه خروش و سرکشی متکبّرانه به جای خویش ایستاد.

پس هنگامی که هیجان آب در اطراف زمین فرو نشست و کوه های سخت و مرتفع را بردوش خود حمل کرد، چشمه های آب از فراز کوه ها بیرون آورد و آب ها را در شکاف بیابان ها و زمین های هموار روان کرد، و حرکت زمین را با صخره های عظیم و قلّه کوه های بلند نظم داد، و زمین به جهت نفوذ کوه ها در سطح آن، و فرو رفتن ریشه ی کوه ها در شکاف های آن و سوار شدن بر پشت دشت ها و صحراها، از لرزش و اضطراب باز ایستاد.

10- نقش پدیده های جوی در زمین

و بین زمین و جو فاصله افکند، و وَزِش بادها را برای ساکنان آن آماده ساخت، تمام نیازمندیها و وسائل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیّا فرمود، آنگاهیچ بلندی از بلندی های زمین راکه آب سرچشمه ها ونهرها به آن راه ندارد وانگذاشت، بلکه ابرهایی را آفرید تا قسمت های مرده ی آن احیا شود، و گیاهان رنگارنگ برویند.

قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند، و با به هم خوردن ابرها، برق ها درخشیدن گرفت، و از درخشندگی ابرهای سفید کوه پیکر، ومتراکم چیزی کاسته نشد. ابرها را پی در پی فرستاد تا زمین را احاطه کردند، و بادها شیر ِ باران را از ابرها  دوشیدند، و بشدّت به زمین فرو ریختند، ابرها پایین آمده سینه بر زمین ساییدند، و آنچه بر پشت داشتند فرو ریختند که در بخش های بی گیاه زمین انواع گیاهان روییدن گرفت، و در دامن کوه ها، سبزه ها پدید آمد.

11- زیبایی های زمین

پس زمین به وسیله باغ های زیبا، همگان را به سرور و شادی دعوت کرده، با لباس نازک گلبرگ ها که برخود پوشید، هر بیننده ای را به شگفتی واداشت.(8) و با زینت و زیوری که از گلوبند گل های گوناگون، فخرکنان خود را آراست، هر بیننده ای را به وجد آورد، که فرآورده های نباتی را، توشه و غذای انسان، و روزی حیوانات قرار داد. در گوشه و کنار آن درّه های عمیق آفرید، و راه ها و نشانه ها برای آنان که بخواهند از جادّه های وسیع آن عبور کنند، تعیین کرد.

 12- داستان زندگی آغازین آدم(علیه السّلام) و اعزام پیامبران(صلی الله علیه و آله و سلّم)

هنگامی که خدا زمین را آماده زندگی انسان ساخت و فرمان خود را صادر فرمود، آدم(علیه السّلام) را از میان مخلوقاتش برگزید، و او را نخستین و برترین مخلوق خود در زمین قرار داد. ابتدا آدم را در بهشت جای داده و خوراکی های گوارا به او بخشید و از آنچه که او را منع کرد پرهیز داد و آگاهش ساخت که اقدام بر آن، نافرمانی بوده و مقام و ارزش او را به خطر خواهد افکند. امّا آدم(علیه السّلام) به آنچه نهی شد، اقدام کرد(9) و علم خداوند درباره او تحقّق یافت، تا آن که پس از توبه، او را از بهشت به سوی زمین فرستاد، تا با نسل خود زمین را آباد کند، و بدین وسیله حجت را بر بندگان تمام کرد، و پس از وفات آدم(علیه السّلام) زمین را از حجّت خالی  نگذاشت و میان فرزندان آدم(علیه السّلام) و خود، پیوند شناسایی برقرار فرمود، و قرن به قرن، حجّت ها و دلیل ها را بر زبان پیامبران برگزیده آسمانی و حاملان رسالت خویش جاری ساخت، تا اینکه سلسله ی انبیاء با پیامبر اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) به اتمام رسید و بیان احکام و انذار و بشارت الهی به سر منزل نهایی راه یافت.

13- آفرینش امکانات زندگی

روزی ِ انسان ها را اندازه گیری و مقدّر فرمود، گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت بگونه ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی درآمیخت، و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران شادی وسرور را با غصّه و اندوه نزدیک ساخت، اَجل وسرآمد زندگی را مشخّص کرد، آن را گاهی طولانی و زمانی کوتاه قرار داد، مقدّم یا موخّر داشت، و برای مرگ، اَسباب و وسائلی فراهم ساخت، و با مرگ، رشته های  زندگی را در هم پیچید و پیوندهای خویشاوندی را از هم گسست تا آزمایش گردند.

14- تعریف علم خداوند

خداوند از اسرار پنهانی مردم و از نجوای آنان که آهسته سخن می گویند و از آنچه که در فکرها بواسطه ی گُمان خطور می کند، و تصمیم هایی که به یقین می پیوندد، و از نگاه های رمزی چشم که از لابلای پِلک ها خارج می گردد، آگاه است. خدا از آنچه در مخفی گاه های دل ها قرار دارد، و از اموری که پشت پرده ی غیبت پنهان است، و آنچه را که پرده های گوش مخفیانه می شنود، و از اندرون لانه های تابستانی مورچگان، و خانه های زمستانی حشرات، از آهنگ اندوهبار زنان غمدیده و صدای آهسته قدم ها، آگاهی دارد.

خدای سبحان از جایگاه پرورش میوه در درون پرده های شکوفه ها، و از مخفی گاه غارهای حیوانات وحشی در دل کوه ها، واعماق درّه ها، از نهانگاه پشّه ها بین ساقه ها و پوست درختان، از محل پیوستگی برگ ها به شاخسارها، و از جایگاه نطفه ها در پشت پدران، آگاه است.

خدا از آنچه پرده ی ابر را به وجود می آورد و به هم می پیوندد، و از قطرات بارانی که از ابرهای  متراکم  می بارند، و از آنچه که گردبادها از روی زمین برمی دارند، و باران ها با سیلاب آن را فرو می نشانند و نابود می کنند، از ریشه گیاهان زمین که میان انبوه شن و ماسه پنهان شده است، از لانه پرندگانی که در قلّه بلند کوه ها جای گرفته، و از نغمه های مرغان در آشیانه های تاریک، از لؤلؤهایی که در دل صدف ها پنهان است، و امواج دریاهایی که آنها را در دامن خویش پروراندند آگاهی دارد.

خدا از آنچه که تاریک شب آن را فراگرفته، و یا نور خورشید برآن تافته، و آنچه تاریکی ها و امواج نور، پیاپی آن را در بر می گیرد، از اثر هر قدمی، از احساس هر حرکتی، و آهنگ هر سخنی، و جنبش هر لبی، و مکان هر موجود زنده ای، و وزن هر ذره ای، و ناله ی هر صاحب اندوهی اطلاع دارد.

خدا هر آنچه از میوه ی شاخسار درختان و برگ هایی که روی زمین ریخته و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون وجنین که به شکل پاره ای گوشت است، و پرورش دهنده انسان و نطفه آگاهی دارد، و برای این همه آگاهی، هیچ گونه زحمت و دشواری برای او وجود ندارد و برای نگهداری این همه از مخلوقات رنگارنگ که پدید آورده دچار نگرانی نمی شود، و در تدبیر امور مخلوقات، سُتی و ملالی در او راه نمی یابد، بلکه علم پروردگار در آنها نفوذ یافته و همه ی آنها را شماره کرده است، و عدالتش همه را در برگرفته و با کوتاهی کردن مخلوقات در ستایش او، باز فضل و کرمش تداوم یافته است.

15- نیایش امیرالمومنین(علیه السّلام)

خدایا! تویی سزاوار ستایش های نیکو، و بسیار و بی شمار تو را ستودن اگر تو را آرزو کنند پس بهترین آرزویی، و اگر به تو امید بندند، بهترین امیدی.

خدایا! درهای نعمت بر من گشودی که زبان به مدح غیر نو نگشایم،

وبر این نعمت ها غیر از تو را ستایش نکنم، و زبان را در مدح نومیدکنندگان، و آنان که مورد اعتماد نیست باز نکنم. خداوندا! هر ثناگویی از سوی ستایش شده پاداشی دارد، به تو امید بستم که مرا به سوی ذخائر رحمت و گنج های آمرزش آشنا کنی. خدایا! این بنده ی توست که تو را یگانه می خواند، و توحید و یگانگی تو را سزاست، و جز تو کسی را سزاوار این ستایش ها نمی داند. خدایا! مرا به درگاه تو نیازی است که جز فضل تو جبران نکند، و آن نیازمندی را جز عطا و بخشش تو به توانگری مبدّل نگرداند. پس در این مقام رضای خود را به ما عطا فرما، و دست نیاز ما را از دامن غیر خود کوتاه گردان که((تو برهر چیز توانایی.))

(1):توحید شیخ صدوق ص48

(2):اشاره به علم: تلژلوژیteltg,togy (فلز شناسی) و متالوژیmetaliogy(استخراج فلزّات)

(3):اثبات این حقیقت که عقل یکی از ابزارهای شناخت است و نباید به آن اصالت داد که اشاره به نقد راسیونالیسم(اصالت عقل) دارد.

(4):اشاره به: مترولوژی metrology( شناخت پدیده های جوّی)

(5): امروزه دانشمندان، این حقیقت را به اثبات رسانده اند که حرکت ستارگان و انفجارهائی که در کرات بالا به وجود می آید در شادی ونگرانیف و وضع روانی وعصبی مردم روی زمین أثر می گذارد، که در پدید آمدن اضطراب های روانی، درگیریها، و جنگ و زد وخورد های اجتماعی موثّر است.

(6): با طرح موجوداتی غیر عادّی چون فرشتگان، فرشتگان، روح وارواح، تفکّر اصالت مادّه(ماتریالیسم) را مورد نقد قرار می دهد و این حقیقت به اثبات می رسد که موجوداتی غیر عادّی و جهانی فراسوی مادِبات وجود دارند.

(7): اشاره به: ژِئولوژی geology(زمین شناسی) و گرولوژی gerology(شناخت طبقات زمین)

(8):اشاره به علم: ایستسکس aestheics(زیبا شناسی)

(9): زندگی کوتاه مدّت حضرا آدم(ع) در بهشت بود، که امر و نهی الهی در آنجا همانند دنیا نیست تا گناه باشد، چون پیامبران از هرگونه واشتباهی مصون بوده ومعصومند.

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت