حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 97

سیاسی، اخلاقی، اعتقادی

(پس از جنگ نهروان در نکوهش لشکریان خود در سال 38 هجری، که برای نبرد نهایی با معاویه سستی می ورزیدند ایراد کرد)

1- علل نکوهش و شکست کوفیان

اگر خداوند، ستمگر را چند روزی مهلت دهد، از بازپرسی و عذاب او غفلت نمی کند، و او بر سر راه، در کمین گاه ستمگران است، و گلوی آنها را در دست گرفته تا از فرو رفتن آب دریغ دارد. آگاه باشید! به خدایی که جانم در دست اوست، شامیان بر شما پیروز خواهند شد، نه از آن رو که از شما به حق سزاوارترند.

بلکه در راه باطلی که زمامدارشان می رود شتابان فرمان بردارند. و شما در گرفتن حق من سسستی می ورزید، و هر آینه، ملّت های جهان صبح می کنند در حالی که از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند، من صبح می کنم در حالی که از ستمگری پیروان خود وحشت دارم. شما را برای جهاد با دشمن برانگیختم، امّا کوچ نکردید، حق را به گوش شما خواندم ولی نشنیدید، و در آشکار و نهان شما را دعوت کردم، اجابت نکردید، پند واندرزتان دادم، قبول نکردید. آیا حاضران غائب می باشند؟ و یا بردگانی در شکل مالکان؟! فرمان خدا را بر شما  می خوانم از آن فرار می کنید، و با اندرزهای رسا و گویا شما را پند می دهم از آن پراکنده می شوید، شما را به مبارزه با سرکشان ترغیب می کنم، هنوز سخنانم به آخر نرسیده، چون مردم سبا،(1)متفرّق شده، به جلسات خود باز می گردید، و در لباس پند واندرز، یکدیگر را فریب می دهید تا اثر تذکّرات مرا از بین ببرید. صبحگاهان کجی های شما را راست می کنم، شامگاهان به حالت اوّل برمی گردید، چونان کمان سختی که نه کسی قدرت راست کردن آن را دارد و نه خودش قابلیّت راست شدن را دارا است. ای مردمی که بدن های شما حاضر و عقل های شما پنهان و افکار آرا شما گوناگون است و زمامداران شما دچار مشکلات شمایند، رهبر شما از خدا اطاعت می کند، شما با او مخالفت می کنید، امّا رهبر شامیان خدای را معصیت می کند، از او فرمانبردارند. به خدا سوگند دوست دارم معاویه شما را با نَفَرات خود مانند مبادله ی درهم و دینار با من سودا کند، ده نفر از شما را بگیرد و یک نفر از آنها را به من بدهد!

2- روانشناسی اجتماعی مردم کوفه

ای اهل کوفه!گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیزید ندارید: کرهایی با گوش های شنوا، گُنگ هایی با زبان گویا، کورانی با چشمهای بینا. نه در روز جنگ از آزادگانید، و نه به هنگام بلا به سختی برادران یکرنگ می باشید. تهی دست مانید(2)ای مردم! شما چونان شتران دور مانده از ساربان می باشید، که اگر از سویی جمع آوری شوند از دیگر سو،پراکنده می گردند.

به خدا سوگند، می بینم که اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گیرد و گرمی آن سوزان، پسر ابوطالب را رها می کنید و مانند جدا شدن زن حامله پس از زایمان از فرزندش، هر یک به سویی می گریزید. و من در پی آن نشانه ها روانم که پروردگارم مرا رهنون شده و آن راه را می روم که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گُشوده، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره می سپارم.

3- ضرورت اطاعت(از اهل بیت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) (( اهل بیت(علیهما السّلام) ))

مردم! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از ان سو که گام برمی دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند، وبه پستی و هلاکت باز نم گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید، و اگر قیام کردند قیام کنید، از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید، و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.

4- وصف اصحاب پیامبر(ص)

من اصحاب محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی نگرم، آنها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهر های غبار آلوده داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذراندند، و پیشانی و گونه های صورت را در پیشگاه خدا بر خاک می ساییدند، با یاد معاد چنان ناآرام بودند گویا بر روی آتش ایستاده اند. بر پیشانی آنها از سجده های طولانی پینه ی بسته بود ( چون پینه زانوهای بزها) اگر نام خدا برده می شد چنان می گریستند که گریبان های آنان تَر می شد. و چون درخت در روز تُند باد می لرزیدند، از کیفری که از آن بیم داشتند، یا برای پاداشی که به آن امیدوار بودند.

(1):ضرب المثل است، سبأ پدر اعراب یمن بوده که ده پسر داشت، قبل از جنگ آنها را در طرف راست و چپ خود قرار داد تا با نظم خاصّی بجنگند، امّا وقتی جنگ شروع شد همه فرار کردند و پدر را تنها گذاشتند از آن پس ((تفرّقوا ایادی سبأ)) ضرب المثل شد.

(2): ضرب المثل است،((تَرِبَت اَیدیکم)) (دستهای خاک آلوده باد)) یعنی تهی دست و فقیر بمانید.

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت