حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۳

 

خطبه 111

اخلاقی

1- هشدار از دنیا پرستی

پس از ستایش پروردگار؛ همانا من شما را از دنیای حرام می ترسانم، زیرا در کام شیرین و در دیده ی انسان سبز و رنگارنگ است،  در شهوات و خواهش های نفسانی پوشیده شده، و با نعمت های زودگذر دوستی می ورزد، با متاع اندک زیبا جلوه می کند، و در لباس آرزوها خود را نشان می دهد، و با زینت غرور خود را می آراید، شادی آن دوام ندارد، و کسی از اندوه آن ایمن نیست.

2- شناخت ماهیّت دنیا

دنیای حرام بسیار فریبنده و بسیار زیان رساننده است، دگرگون شونده و ناپایدار، فناپذیر و مرگبار، و کشنده ای تبهکار است، و آنگاه که به دست آرزومندان افتاد و با خواهش های آنان دمساز شد می نگرد که جز سرابی پیش نیست که خدای سبحان فرمود:

((زندگی چون آبی ماند که از آسمان فرو فرستادیم و به وسیله آن گیاهان فراوان رویید سپس خشک شده، باد آنها را پراکنده کرد و خدا بر همه چیز قادر و تواناست)).

کسی از دنیا  شادمانی ندید جز آن که پس از آن با اشک و آه روبرو شد؛ هنوز با خوشی های دنیا روبرو نشده است که با ناراحتیها و پشت کردن آن مبتلا می گردد؛ شبنمی از رفاه و خوشی دنیا بر کسی فرو نیامده جز آن که سیل بلا همه چیز را از بیخ و بن می کَنند.

هرگاه صبحگاهان به یاری کسی برخیزد، شامگاهان خود را به ناشناسی می زند، اگر از یک طرف شیرین و گوارا باشد از طرف دیگر تلخ و ناگوار است.

کسی از فراوانی نعمت های دنیا کام نگرفت جز آن که مشکلات و سختی ها دامنگیر او شد، شبی را در آغوش امن دنیا به سر نبرده جز آن که صبحگاهان بال های ترس و وحشت برسر او کوبید، بسیار فریبنده است و آنچه در دنیاست نیز فریبندگی دارد، فانی و زودگذر است، و هر کس در آن زندگی می کند فنا می پذیرد.(1)

 3- روش برخورد با دنیا

در زاد وتوشه آن جز تقوا خیری نیست. کسی که به قدر کفایت از آن بردارد در آرامش به سر می برد، و آن کس که درپی به دست آوردن متاع بیشتری از دنیا باشد وسائل نابودی خود را فراهم کرده، و به زودی از دست می رود. بسا افرادی که به دنیا اعتماد کردند، ناگهان مزه ی تلخ مصیبت را بدانها چشاند و بسا صاحب اطمینانی  که به خاک و خونش  کشید. چه انسان های با عظمتی را که خوار و کوچک ساخت، و بسا فخر فروشانی را که به خاک ذلّت افکند.

حکومت دنیا ناپایدار، عیش و زندگانی آن تیره و تار، گوارای آن شور، و شیرینی آن تلخ، غذای آن زهر، و اسباب و وسائل آن پوسیده است؛ زنده ی آن در معرض مردن، و تندرست آن گرفتار بیماری است؛ حکومت آن برباد رفته، و عزیزان آن شکست خورده؛ متاع آن نکبت آلود و پناه آورنده ی آن غارت زده خواهد بود.

4- عبرت از گذشتگان

آیا شما در جای گذشتگان خود به سر نمی برید؟ که عمرشان از شما طولانی تر و آثارشان بادوام تر و آرزویشان درازتر و افرادشان بیشتر و لشکریانشان انبوه تر بودند؟ دنیا را چگونه پرستیدند؟ و آن را چگونه بر خود گزیدند؟(2) و سپس از آن رخت بربستند و رفتند:

بی توشه ای که آنان را برای رسیدن به منزلگاه کفایت کند و بی مرکبی که آنان را به منزلشان رساند. آیا شنیده اید که دنیا خود را فدای آنان کرده باشد؟ یا به گونه ای یاریشان داده یا با آنان به نیکی به سر برده باشد؟ نه هرگز!! بلکه سختی و مشکلات دنیا چنان به آنها رسید که پوست و گوشتشان را درید، با سختی ها آنان را سست و با مصیبت ها ذلیل و خوارشان کرد و بینی آنان را به خاک مالید و لگد مال کرد و گردش روزگار را بر ضد آنها برانگیخت. شما دیدید که دنیا آن کس را که برابر آن فروتنی کرد، و آن را برگزید، و بر همه چیز مقدم داشت، که گویا جاودانه می ماند، نشناخت و روی خوش نشان نداد تا آن که از دنیا رفت! آیا جز گرسنگی توشه ای به آنها سپرد؟ آیا جز در سختی فرودشان نیاورد؟ و آیا روشنی دنیا جز تاریکی و سرانجامش جز پشیمانی بود؟

5- پرهیز از دنیای حرام

آیا شما چنین دنیایی را بر همه چیز مقدم می دارید و بدان اطمینان می کنید؟ یا در آرزوی آن به سر می برید؟ پس دنیا بد خانه ای است برای کسی که خوشبین باشد، و یا از خطرات آن نترسد. پس بدانید- و می دانید- که آن را ترک می کنید و از آن رخت بر می بندید!

و پند گیرید از آنها که گفتند:   ((چه کسی از ما نیرومند تر است؟))

سپس آنان را به گورهایشان سپردند بی آن که سواره کارانشان خوانند، و در قبرها فرود آوردند بی آن که همسایگانشان نامند، از سطح زمین، قبرها، و از خاک کفن ها، و از استخوان های پوسیده همسایگانی پدید آمدند که هیچ خواننده ای را پاسخ نمی دهند و هیچ ستمی را باز نمی دارند و نه به نوحه گری توجّهی دارند. نه از باران خوشحال و نه از قحطسالی نومید می گردند. گرد هم قرار دارند و تنهایند، همسایه یکدیگر امّا از هم دورند، فاصله ای با هم ندارند ولی هیچگاه به دیدار یکدیگر نمی روند. نزدیکان از هم دورند بردبارانی هستند که کینه ها از دل آنان رفته، بی خبرانی که حسد در دلشان فرو مرده است. نه از زیان آنها ترسی، و نه به دفاع آنها امیدی وجود دارد. درون زمین را به جای سطح آن برای ماندن انتخاب کردند و خانه های تنگ و تاریک را به جای خانه های وسیع برگزیدند. به جای زندگی با خویشاوندن، غربت را، و به جای نور، ظلمت را برگزیدند، به زمین بازگشتند چونان که در آغاز آن را پا برهنه و عریان ترک گفتند، و با اعمال خود به سوی زندگی جاویدان و خانه همیشگی کوچ کردند، آنسان که خدای سبحان فرمود:

 ((چنانکه آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی گردانیم، وعده ای بر ماست و همانا این کار را انجام خواهیم داد.))

(1): با طرح اصل فناپذیری دنیا و زندگی، اصل دوم ترمودینامیک(تبدیل مادّه به انرژی) و آنتروپی Entropy (سیر جهان وجود به طرف پیری و نابودشدن) تأیید می گردد، و اصالت مادّه ( ماتریالیسم) و اصالت طبیعت (ناتورالیسم) و اصالت انرژی(انرژیسم) ضربه پذیر می گردد.

(2): اشاره به: کرونولوژی CHORONOLOGY (تاریخ شناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت