حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 127

سیاسی، اقتصادی

(قبل از جنگ نهروان در سال 37 هجری در ردّ اعتقادات خوارج ایراد کرد، خوارج عقیده داشتند: کسی که گناه کبیره انجام دهد کافر و از اسلام خارج شده است، مگر توبه کند و دوباره مسلمان گردد)

1- افشاء گمراهی خوارج

پس اگر چنین می پندارد که من خطا کرده و گمراه شدم، پس چرا همه امّت محمّد (صلی الله علیه و سلّم) را به گمراهی من گمراه می دانید؟ و خطای مرا به حساب آنان می گذارید؟ و آنان را برای خطای من کافر می شمارید؟ شمشیر ها را بر گردن نهاده، کورکورانه فرود می آورید و گناهکار و بیگناه را به هم مخلوط کرده همه را یکی می پندارید؟ در حالی که شما می دانید، همانا رسول خدا(صلی الله علیه و سلّم) زناکاری را که همسر داشت(1)سنگسارکرد، سپس بر او نماز گزارد، و میراثش را به خانواده اش سپرد، و قاتل را کشت و میراپ او را به خانواده اش بازگرداند، دست دزد را برید و زناکاری را که همسر نداشت تازیانه زد، و سهم آنان را از غنائم می داد تا با زنان مسلمان ازدواج کنند. پس پیامبر(صلی الله علیه و سلّم) آنها را برای گناهانشان کیفر می داد، و حدود الهی را بر آنان جاری می ساخت، امّا سهم اسلامی آنها را از بین نمی برد، و نام آنها را از دفتر مسلمین خارج نمی ساخت.(پس با انجام گناهان کبیره کافر نشدند) شما(خوارج)،بدترین مردم و آلت دست شیطان، و عامل گمراهی این و آن می باشید.

2- پرهیز از افراط و تفریط نسبت به امام علی(علیه السّلام)

به زودی دو گروه نسبت به من هلاک می گردند: دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود،(2) و دشمنی  که در کینه توزی با من زیاده روی کرده به راه باطل درآید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید، همواره با بزرگ ترین جمعیّت ها باشید که دست خدا با جماعت است(3). از پراکندگی بپرهیزید، که انسان تنها بهر ه ی شیطان است آنگونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود، آگاه باشید هر کس که مردم را به این شعار(4)  « تفرقه و جدایی» دعوت کند او را بکُشید هر چند که زیر عمامه من باشد.

3- علل پذیرش حکمیّت

اگر به آن دو نفر (ابوموسی و عمروعاص) رأی به داوری داده شد، تنها برای این بود که آنچه را قرآن زنده کرد زنده سازند، و آنچه را قرآن مرده خواند، بمیرانند، زنده کردن قرآن این است که دست وحدت به هم دهند و به آن عمل نمایند، و میراندن، از بین بردن پراکندگی و جدایی است، پس اگر قرآن ما را به سوی آنان بکشاند آنان را پیروی می کنیم، و اگر آنان را به سوی ما سوق داد باید اطاعت کنند. پدر مباد شما را! من شرّی براه نیانداخته، و شما را نسبت به سرنوشت شما نفریفته، و چیزی را بر شما مشتبه نساخته ام، همانا رأی مردم شما را بر این قرار گرفت که دو نفر را برای داوری انتخاب کنند، ما هم از آنها پیمان گرفتیم که از قرآن تجاوز نکنند، اما افسوس که آنها عقل خویش را از دست دادند، حق را ترک کردند در حالی که آن را به خوبی می دیدند، چون ستمگری با هوا پرستی آنها سازگار بود با ستم همراه شدند، ما پیش از داوری ظالمانه ی شان با آنها شرط کردیم که به عدالت داوری کنند و بر اساس حق حکم نمایند، اما به آن پای بند نماندند.

(1):محصن:مردی یا زنی را گویند که همسر دارد و آلوده به زنا می شود.

(2):مانند ((سبائیّه)) که امیر المومنین (ع) را خدا پنداشتند، و آنحضر آنها را مجازات کرد.

(3):نقد تفکّر، اَندیویدولیسم Andividulism (اصالت فرد) و نقد تفکّر اِسکوپیسم  Escopism(فرار از شرکت در امور اجتماعی و دولتی)که در تفکّرامام(ع) فرد اصالت ندارد، بلکه باید با جامعه زندگی کند و از انزوا پرهیز داشته باشد تا جامعه ساخته شود.

(4):شعار را به شعار معروف خوارج ،((لاحکم الّا الله)) که نفی حکومت بود تفسیر کرده اند که حاصل آن تفرقه در امّت است، ابن ابی الحدید می گوید: شعار خوارج آن بود که موی میان سر را می تراشیدند که تفکّر: سکتاریانیسم  Sectarianisme(فرقه گرائی) را نفی می کند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت