حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳

 

خطبه148

سیاسی

(این خطبه درباره ی شهر بصره و مردمش و طلحه و زبیر ایراد شد)

روانشناسی طلحه و زبیر(در شورش بصره)

هر کدام از طلحه و زبیر، امیدوار است که حکومت را به دست آورد، و دیده به آن دوخته و رفیق خود را به حساب نمی آورد.(1) آن دو، نه رشته ای الهی را چنگ زدند و نه با وسیله ای به خدا روی آوردند. هر کدام بار کینه رفیق خود را بر دوش می کشد، که به زودی پرده از روی آن کنار خواهد رفت.

به خدا سوگند! اگر به آنچه می خواهند برسند، این جان آن را می گیرد و آن، این را از پای در می آورد، هم اکنون گروهی سرکش و نافرمان به پا خاسته اند (ناکثین) پس خداجویان حسابگر کجایند؟ سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) برایشان بیان گردید و اخبار امروز را به آنان گفته اند، در حالی که برای هر گمراهی علّتی(2) و برای هر عهد شکنی بهانه ای وجود دارد.

سوگند به خدا! من آن کسی نیستم که صدای گریه، و بر سر و سینه زدن برای مرده، و ندای فرشته مرگ را بشنود و عبرت نگیرد.

(1): طلحه و زبیر از آغاز جنگ برای خواندن نماز جماعت نزاع کردند و با دخالت عائشه بنا شد یک روز فرزند طلحه و روز دیگر فرزند زبیر نماز بخواند، طلحه از مرردم خواست او را با عنوان ((امیر)) سلام دهند، زبیر هم همین درخواست را کرد.

(2): اشاره به : تِتیُولوژی Tetiology (علّت شناسی)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت