حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳

 

خطبه 162

اعتقادی، سیاسی

( در سال 37 هجری در صفّین شخصی از طایفه بنی اسد پرسید: چگونه شما را از مقام امامت که سزاوارتر از همه بودید کنا زدند؟ فرمود:)

1- علل و عوامل غضب امامت

ای برادر بنی اسدی! تو مردی پریشان و مضطربی که نابجا پرسش می کنی، لیکن تو را حق خویشاوندی است،(1) و حقّی که در پرسیدن داری و بی گمان طالب دانستنی. پس بدان که: آن ظلم و خوکامگی که نسبت به خلافت بر ما تحمیل شد، در حالی که ما را نَسَب برتر و پیوند خویشاوندی با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) استواتر بود، جز خودخواهی و انحصار طلبی چیز دیگری نبود که: گروهی بخیلانه به کرسی خلافت چسبیدند، و گروهی سخاوتمندانه از آن دست کشیدند، داور خداست، و بازگشت همه ما به روز قیامت است. ( در اینجا شعر امرئ القیس را خواند که: ) « واگذار داستان تاراج آن غارتگران را، و به یاد آور داستان شگفت دزدیدن اسب سواری را»(2)

2- شکوه از ستم های معاویه

بیا و داستان پسر ابو سفیان را به یاد آور، که روزگار مرا به خنده آورد از آن پس که مرا گریاند. سوگند به خدا که جای شگفتی نیست، کار از بس عجیب است که شگفتی را می زداید و کجی و انحراف می افزاید. مردم کوشیدند نور خدا را در داخل چراغ آن خاموش سازند، جوشش زلال حقیقت را از سرچشمه آن ببندند، چرا که میان من و خود، آب را وَبا آلود(1) کردند. اگر محنت آزمایش از ما و این مردم برداشته شود، آنان را به راهی می برم که سراسر حق است، و اگر به گونه ی دیگری انجامد:

(با حسرت خوردن بر آنها جان خویش را مگذار، که خداوند بر آنچه می کنند آگاه است)

(1): زینب دختر جَحش، یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) از قبیله بنی اسد بود.

(2): شعر از امرأالقیس است. وی پس از کشته شدن پدرش، به خالد بن سدوس پناهنده شد. مردم بنی  جدیله به او حمله کرده اموال و شترهایش را بردند. خالد به او گفت اسب سواری ات را به من ده تا اموال تو را باز پس گیرم. خالد بر اسب او سوار شده خود را به مردم (بنی جدیله) رساند و اعلام کرد این شتران و اموال از آن پناهنده ی من است آن را برگردانید، مردم حمله کردند و اسب سواری را هم از دست او در آوردند! وقتی خبر به امرألقیس رسید این شعر را سرود یعنی: غارت گذشته را واگذار، هم اکنون سخن از دزدیده شدن اسب سواری من بگو.  امام (علیه السّلام) می خواهد بفرماید که: واگذار صحبت خلافت در گذشته را و به این بیندیش که با معاویه چه باید کرد؟

(3): جای شگفتی است که امام (علیه السّلام) در 14 قرن قبل، آب را محل رشد و تکثیر انگل ((وبا)) مطرح می کند که پاستور پس از کشف میکروب در تداوم تحقیقات خود با استفاده از کتاب صحیفه ی سجّادیّه از واژه ی وبی این حقیقت را از نظر تجربی ثابت کرد.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما


کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت