حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩۳

 

خطبه 174

تاریخی، سیاسی

(درباره ی طلحه فرزند عبیدالله در سال 36 هجری که در آستانه ی جنگ جَمَل فرمود)

افشا ادّعاهای دروغین طلحه

تا بوده ام مرا از جنگ نترسانده، و از ضربت شمشیر نهراسانده اند، من به وعده ی پیروزی که پروردگارم داده است استوارم. به خدا سوگند، طلحة بن عبیدالله، برای خونخواهی عثمان شورش نکرد، جز اینکه می ترسید خون عثمان از او مطالبه شود، زیرا او خود متهم به قتل عثمان است، که در میان مردم از او حریص تر بر قتل عثمان یافت نمی شد.(1) برای اینکه مردم را دچار شک و تردید کند، دست به اینگونه ادّعاهای دروغین زد. سوگند به خدا، لازم بود طلحه، نسبت به عثمان یکی از سه راه حل را انجام می داد که نداد: اگر پسر عفّان ستمکار بود چنانکه طلحه می اندیشید، سزاوار بود با قاتلان عثمان همکاری می کرد، و از یاران عثمان دوری می گزید؛ یا اگر عثمان مظلوم بود می بایست از کشته شدن او جلوگیری می کرد و نسبت به کارهای عثمان عذرهای موجّه و عموم پسندی را طرح می کرد ( تا خشم مردم فرو نشیند) و اگر نسبت به امور عثمان شک و تردید داشت خوب بود که از مردم خشمگین کناره می گرفت و به انزوا پناه برده و مردم را با عثمان وا می گذاشت. امّا او هیچکدام از سه راه حل را انجام نداد، و به کاری دست زد که دلیل روشنی برای انجام آن نداشت، و عذرهایی آورد که مردم پسند نیست.

(1): طلحه تا سه روز نگذاشت جنازه ی عثمان را دفن کنند، افرادی مأمور کرد تا با سنگ باران کردن خانواده ی عثمان مانع دفن او شوند، که سرانجام با دخالت امام او را دفن کردند. و در کشتن او از همه ی مهاجمان حریص تر بود، همه این حقیقت را می دانستند که مروان بن حَکَم در جنگ جَمَل او را با تیری هدف قرار داد و کشت و بارها می گفت من انتقام عثمان را گرفتم. (( تاریخ طبری))

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت