حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 202

سیاسی

(درد دل با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) به هنگام دفن فاطمه (علیه السّلام))

شکوه ها از ستمکاری امّت

سلام بر تو ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم)، سلامی از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و ستابان به شما رسیده است!

ای پیامبر خدا، صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه (علیه السّلام) کم شده، و توان خویشتنداری ندارم امّا برای من که سختی جدایی تو را دیده، و سنگینی مصیبت تو را کشیدم، شکیبایی ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد « پس همه ما از خداییم و به خدا باز می گردیم.»

پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده داری است، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند.

به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند، از فاطمه (علیه السّلام) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوی شما، سلام وداع کننده ای که از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی کند.

اگر از خدمت تو بازمی گردم از روی خستگی نیست، و اگر در کنار قبرت می نشینم از بدگمانی بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی باشد.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت