حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳

 

خطبه 217

سیاسی

شکوه از قریش

خدایا برای پیروزی بر قریش و یارانشان از تو کمک می خواهم، که پیوند خویشاوندی مرا بریدند، و کار مرا دگرگون کردند، و همگی برای مبارزه با من در حقّی که از همه ی آنان سزاوارترم، متّحد گردیند و گفتند:

« حق را اگر توانی بگیر، و یا اگر تو را از حق محروم دارند، یا با غم و اندوه صبر کن، و یا با حسرت بمیر!»

به اطرافم نگریستم دیدم که نه یاوری دارم، و نه کسی از من دفاع و حمایت می کند، جز خانواده ام که مایل نبودم جانشان به خطر افتد. پس خار در چشم فرو رفته، دیده بر هم نهادم، و با گلوی استخوان در آن گیر کرده، جام تلخ را جرعه جرعه نوشیدم، و در فرو خوردن خشم در امری که تلخ تر از گیاه حَنظَل، و دردناک تر از فرو رفتن تیزی شمشیر در دل بود شکیبایی کردم! ( این گفتار در ضمن خطبه های گذشته آمد لکن به خاطذ اختلاف روایت آن را دوباره آوردیم)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت