حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳

 

 

نامه 10

اخلاقیف سیاسی

(نامه دیگری به معاویه در سرزمین صفّین در سال 36 هجری پیش از آغاز نبرد)

1- افشای چهره ی معاویه

چه خواهی کرد، آنگاه که جامه های رنگین تو کنار رود، جامه هایی که به زیبایی های دنیا زینت شده است؟ دنیا تو را با خوشی های خود فریب داده، تو را به سوی خود خواند، و تو به دعوت آن پاسخ دادی؛ فرمانت داد و اطاعت کردی. همانا به زودی تو را وارد میدان خطرناکی می کند که هیچ سپر نگهدارنده ای نجاتت نمی دهد.

ای معاویه از این کار دست بکش، و آماده ی حساب باش، و آماده ی حوادثی باش که به سراغ تو می آید. به گمراهان فرومایه، گوش مسپار! اگر چنین نکنی به تو اعلام می دارم که در غفلت زدگی قرار گرفته ای، همانا تو نازپرورده ای هستی که شیطان بر تو حکومت می کند، و با تو به آرزوهایش می رسد، و چون روح و خون در سراسر وجودت جریان دارد.

معاویه! از چه زمانی شما زمامداران امّت و فرماندهان ملّت بودید؟ نه سابقه ی درخشانی در دین، و نه شرافت والایی در خانواده دارید. پناه به خدا می برم از گرفتار شدن به دشمنی های ریشه دار! تو را می ترسانم از اینکه به دنبال آرزوها تلاش کنی، و آشکار و نهانت یکسان نباشد.

2- پاسخ به تهدید نظامی

معاویه! مرا به جنگ خوانده ای، اگر راست می گویی مردم را بگذار و به جنگ من بیا، و دو لشکر را از کشتار بازدار، تا بدانی پرده ی تاریک بر دل کدام یک از ما کشیده، و دیده ی چه کس پوشیده است؟

من ابوالحسن، کشنده جدّ و دایی و برادر تو در روز نبرد بدر،(1) می باشم که سر آنان را شکافتم، امروز همان شمشیر با من است، و با همان قلب با دشمنانم ملاقات می کنم، نه بدعتی در دین گذاشته، و نه پیامبر جدیدی برگزیده ام، من بر همان راه راست الهی قرار دارم که شما با اختیار رهایش کرده، و با اکراه پذیرفته بودید!

3- پاسخ به خونخواهی روغین معاویه

خیال کردی به خودنخواهی عثمان آمده ای؟ در حالی که می دانی خون او به دست چه کسانی ریخته شده است.

اگر راست می گویی از آنهات مطالبه کن! همانا من تو را در جنگ می نگرم که چونان شتران زیر بار سنگین مانده، فریاد ناله سر می دهی، و می بینم که لشکریانت با بی صبری از ضربات پیاپی شمشیرها، و بلاهای سخت، و بر خاک افتادن مداوم تن ها، مرا به کتاب خدا می خوانند در حالی که لشکریان تو، کافر و بیعت کنندگان پیمان شکنند!

(1): جدّ معاویه، عُتبَةِ بن ربیعه، و دایی او، ولید بن عُتبه، و برادر او، حنظله بن ابی سفیان، در آغاز نبرد در بدر به میدان آمدند، علی(علیه السّلام) در برابر دایی معاویه، ((ولید)) قرار گرفت و کار او را ساخت سپس به کمک (( عبیده)) رفت که با عُتبه جدّ معاویه سخت درگیر بود او را نیز از پای درآورد و در ادامه ی نبرد معاویه را کشت.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت