حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳

 

 

نامه 9

سیاسی، تاریخی

(نامه به معاویه در سال 36 هجری که شخصی به نام ابومسلم آن را برد.)

1- افشای دشمنی های قریش و استقامت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

خویشاوندان ما از قریش می خواستند پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلّم) را بکشند،(1) و ریشه ی ما را در آورند و در این راه اندیشه ها از سرگذراندند، و هرچه خواستند نسبت به ما انجام دادند، و زندگی خوش را از ما سلب کردند، و با ترس و وحشت به هم آمیختند، و ما را به پیمودن کوه های صعب العبور مجبور کردند،(2) و برای ما آتش جنگ افروختند، اما خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم، و شر آنان را از حریم دین باز داریم، مومن ما در این راه خواستار پاداش بود، و کافر ما از خویشاوندان خود دفاع کرد، دیگر افراد قریش که ایمان می آوردند و از تبار ما نبودند، هرگاه آتش جنگ زبانه می کشید، و دشمنان هجوم می آوردند یا به وسیله هم پیمانهایشان و یا با نیروی قوم و قبیله شان حمایت می شدند در امان بودند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) اهل بیت خود را پیش می فرستاد تا به وسیله آنها، اصحابش را از سوزش شمشیرها و نیزه ها حفظ فرماید، چنانکه عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در اُحُد، و جعفر در موته،(3) شهید شدند.(4) کسانی هم بودند که اگر می خواستم نامشان را می آوردم، آنان دوست داشتند چون شهیدان اسلام، شهید گردند، امّا مقدّر چنین بود که زنده بمانند، و مرگشان به تأخیر افتاد. شگفتا از روزگار! که مرا همسنگ کسی قرار داده که چون من پیش قدم نبوده، و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است، کسی را سراغ ندارم چنین ادّعایی کند، مگر ادّعا کننده ای که نه من او را می شناسم و نه فکر می کنم خدا، او را بشناسد! در هر حال خدا را سپاسگزارم.

2- افشای ادّعای دروغین معاویه در خونخواهی عثمان

اینکه از من خواستی تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم، پیرامون آن فکر کردم و دیدم که توان سپردن آنها را به تو یا غیر تو ندارم.(5) سوگند به جان خودم! اگر دست از گمراهی و تفرقه بر نداری، به زودی آنها را خواهی یافت که تو را می طلبند، بی آن که تو را فرصت دهند تا در خشکی و دریا و کوه و صحرا، زحمت پیدا کردنشان را بر خود هموار کنی. و اگر در جستجوی آنان بر آیی بدان که شادمان نخواهی شد، و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد کرد، و درود بر اهل آن.

(1): در لیلة المبیت، چهل نفر از قبائل گوناگون، قصد جان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) را داشتند که امام علی(علیه السّلام) به جای آن حضرت خوابید و پیامبر هجرت کرد. که آیه 207 بقره: « وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشتَری نَفسه ابتغاء مرضاة الله» « و از مردم کسانی هستند که جان خود را برای کسب خشنودی خدا با او معامله می کنند» درباره ی امام علی (علیه السّلام) نازل شد.

(2): پیامبر و مسلمانان را با زن و فرزندانشان در درّه ای سوزان و بی آب و علف به نام شعب ابیطالب، سه سال زندانی و محاصره کردند. تا آنکه جبرئیل خبر داد که پیمان نامه ی قریش را موریانه خورده و اثری جز کلمه ی ((بسمک اللّهم» از آن وجود ندارد، و زجر و شکنجه ی مسلمانان و فریاد کودکان و ناله ی گرسنگان، اهل مکّه را به شدّت نارحت کرد، و محاصره شکسته شد، امّا بسیاری از یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه در این محاصره وفات کردند.

(3): موته، سرزمینی در جنوب شرقی بحرالمیّت کشور اردن امروز است که در سال هشتم هجری بین مسلمانان و روم جنگی در گرفت و حضرت جعفر به شهادت رسید.

(4): عبیدة بن حارث پسرعموی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) در جنگ بدر، و حمزه، عموی پیامبر در اُحُد، و جعفر پسرعموی پیامبر در جنگ موته به شهادت رسیدند.

(5): روزی امام(علیه السّلام) بر بالای منبر فرمود، کشندگان عثمان از جای برخیزند. بیش از ده هزار نفر از مهاجر و انصار به پا خاستند!.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت