حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٧ شهریور ۱۳٩۳

 

 

نامه 17

سیاسی، اعتقادی

(نامه ای در جواب نامه معاویه در صحرای صّین ماه صفر سال 37 هجری)

افشای چهره ی بنی امیّه و فضائل اهل بیت(علیه السّلام)

معاویه! اینکه خواستی شام را به تو واگذارم، همانا من چیزی را که دیروز از تو بازداشتم، امروز به تو نخواهم بخشید،(1) و اما در مورد سخن تو که « جنگ، عرب را جز اندکی، به کام خویش فرو برده است» آگاه باش، آن کس که بر حق بود، جایگاهش بهشت، و آن که بر راه باطل بود در آتش است. اما اینکه ادعای تساوی در جنگ و نفرات جهادگر را کرده ای، بدان، که رشد تو در شک به درجه کمال من یقین نرسیده است، و اهل شام بر دنیا حریص تر از اهل عراق به آخرت نیستند.

2- فضائل عترت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

واینکه ادّعا کردی ما همه فرزندان «عبدمناف» هستیم، آری چنین است، اما جدّ شما « امیّه» چونان جدّ ما « هاشم»، و «حرب» همانند «عبدالمطلّب»، و «ابوسفیان» مانند «ابوطالب» نخواهند بود، هرگز ارزش مهاجران چون اسیران آزاد شده نیست،(2) و حلال زاده همانند حرام زاده نمی باشد، و آن که بر حق است با آن که بر باطل است را نمی توان مقایسه کرد، و مومن چون مفسد نخواهد بود، و چه زشتند آنان که پدران گذشته خود رادر ورود به اتش پیروی کنند.

از که همه بگذریم، فضیلت نبوّت در اختیار ماست که با آن عزیزان را ذلیل، و خوارشدگان را بزرگ کردیم، و آنگاه که خداوند امّت عرب را فوج فوج به دین اسلام در آورد، و این امّت برابر دین اسلام یا از روی اختیار یا اجبار تسلیم شد، شما خاندان ابوسفیان، یا برای دنیا و یا از روی ترس در دین اسلام وارد شدید، و این هنگامی بود که نخستین اسلام آورندگان بر همه پیشی گرفتند، و مهاجران نخستین ارزش خود را باز یافتند، پس ای معاویه شیطان را از خویش بهرمند، و او را بر جان خویش راه مده. با درود.

(1): در ادامه نبرد صفّین که شامیان خسته و متزلزل شدند و آثار شکست در آنها آشکار شد، معاویه با عمروعاص مشورت کرد و گفت حال که همه چیز دارد از دست ما می رود، پس نامه ای به علی بنویسیم و از او بخواهیم که حکومت شام را به ما واگذارد و خود امام جامعه ی اسلامی باشد. عمروعاص گفت علی نمی پذیرد امّا نوشتن نامه و طرخ این تقاضا مانعی ندارد. پس از رسیدن این تقاضانامه به دست امام(علیه السّلام)، نامه 17 را پاسخ معاویه نوشت: (کتاب وقعه ی صفّین ص 468)

(2): در سال هشتم که مکه فتح گردید، زپرسول خدا همه ی آنانکه با او جنگیدند را آزلد کرد و فرمود بروید همه ی شما را آزاد کردم از آن پس خاندان ابوسفیان را « أبناء الطّلقا» نامیدند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت