حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - دوشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩۳

 

 

نامه 36

سیاسی، اعتقادی

(نامه به برادرش عقیل نسبت به کوچ دادن لشکر به سوی دشمن که در سال 39 هجری نوشته شد)(1)

1- آمادگی رزمی امام(علیه السّلام)

لشکری انبوه از مسلمانان را به سوی بُسربن ارطاة (که به یَمَن یورش برد) فرستادم. هنگامی که این خبر به او رسید، دامن برچید و فرار کرد، و پشیمان بازگشت، اما در سر راه به او رسیدند و این به هنگام غروب آفتاب بود، لحظه ای نَبَرد کردند، گویا ساعتی بیش نبود، که بی رمق با دشواری جان خویش از میدان نَبَرد بیرون بُرد.

برادر! قریش را بگذار تا در گمراهی بتازند، و در جدایی سرگردان باشند، و با سرکشی و دشمنی زندگی کنند. همانا آنان در جنگ با من متّحد شدند آنگونه که پیش از من در نبرد با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) هماهنگ بودند، خدا قریش را به کیفر زشتی هایشان عذاب کند، آنها پیوند خویشاوندان مرا بریدند، و حکومت فرزند مادرم (پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)) را از من ربودند.(2)

2- اعلام مواضع قاطعانه در جنگ

اما آنچه را که از تداوم جنگ پرسیدی، و رأی مرا خواستی بدانی، همانا رأی من پیکار با پیمان شکنان است تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم. نه فراوانی مردم مرا توانمند می کند، و نه پراکندگی آنان مرا هراسناک می سازد، هرگز گمان نکنی که فرزند پدرت، اگر مردم او را رها کنند، خود را زار و فروتن خواهد داشت، و یا در برابر ستم سست می شود، و یا مهار اختیار خود را به دست هر کسی می سپارد، و یا از دستور هر کسی اطاعت می کند، بلکه تصمیم من آنگونه است که آن شاعر قبیله ی بنی سلیم سروده:

« اگر از من بپرسی چگونه ای؟ بدان که من در برابر مشکلات روزگار شکیبا هستم؛ بر من دشوار است که مرا با چهره ای اندوهناک بنگرند، تا دشمن سرزنش کند و دوست ناراحت شود.»(3)

(1): عقیل برادر امام در مکّه بود و نسبت به هجوم لشکریان معاویه و ضحّاک بن قیس نامه ای به امام نوشت تا واقعیّت ها را بداند.

(2): چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) در خانه ی ابوطالب بزرگ شد و دست پرورده ی مادر امیرالمومنین(علیه السّلام) فاطمه بنت أسد است پس از مادرم مادر من است.

(3): شعر از عبّاس بن مرداس سلمی است.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت