حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳

 

 

نامه 44

سیاسی،مدیریتی

(نامه به زیاد بن أبیه در سال 39 هجری آن هنگام که امام با خبر شد، معاویه نامه ای به او نوشته، و به بهانه اینکه زیاد برادر معاویه است می خواهد او را فریب دهد.)(1)

افشای توطئه معاویه نسبت به زیاد

اطلاع یافتم که معاویه برای تو نامه ای نوشته تا عقل تو را بلغزاند، و اراده ی تو را سست کند. از او بترس که شیطان است و از پیش رو، و پشت سر، و از راست و چپ به سوی انسان می آید تا در حال فراموشی، او را تسلیم خود سازد، و شعور و درکش را برباید. آری ابوسفیان در زمان عمر بن خطّاب ادّعایی بدون اندیشه و با وسوسه ی شیطان کرد که نه نَسَبی را درست می کند، و نه کسی با آن سزاوار ارث می شود. ادّعا کننده چونان شتری بیگانه است که در جمع شتران یک گله وارد شده تا از آبشخور آب آنان بنوشد که دیگر شتران او را از خود ندانسته، و از جمع خود دور کنند. یا چونان ظرفی که بر پالان مرکبی آویزان و پیوسته از این سو بدان سو لرزان باشد. (وقتی زیاد نامه را خواند گفت به پروردگار کعبه سوگند که امام(علیه السّلام) به آنچه در دل من می گذشت گواهی داد تا آن که معاویه او را به همکاری دعوت کرد. ((واغل)) حیوانی است که برای نوشیدن آب هجوم می آورد اما از شمار گله نیست و همواره دیگر شتران او را به عقب می رانند، و ((نوط مذبذب)) ظرفی است، که به مرکب می آویزند، که همیشه به این سو و آن سو می جهد، و در حال حرکت لرزان است.)

(1):زیاد فرزند سمیّه کنیز حارث بن کلده و پدرش یک غلام رومی بنام عبید بود، و چند نفر از جمله ابوسفیان ادّعا می کردند فرزند آنهاست که معاویه براساس همین ادّعای شرم آور، زیاد را برادر خود خواند و او را فریب داد، و چون عدّه ای خود را پدر او می خواندند او را زیاد بن ابیه (زیاد پسر پدرش) می خواندند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت