حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۳

 

 

نامه 54

سیاسی

(نامه به طلحه و زبیر که ابوجعفر اسکافی(1) آن را در کتاب مقامات در بخش فضائل امیرالمومنین(علیه السّلام) آورد که در سال 36 هجری نوشته و توسط عمران بن حصین فرستاد.)

پاسخ به ادعاهای سران جَمَل

پس از یاد خدا و درود! شما می دانید – گرچه پنهان می دارید- که من برای حکومت در پی مردم نرفته، تا آنان به سوی من آمدند، و من قول بیعت نداده تا آنکه آنان با من بیعت کردند، و شما دو نفر از کسانی بودید که مرا خواستند و بیعت کردند.

همانا بیعت عموم مردم با من نه از روی ترس قدرتی مسلّط بود، و نه برای به دست آوردن متاع دنیا. اگر شما دو نفر از روی میل و انتخاب بیعت کردید تا دیر نشده ( از راهی که در پیش گرفته اید) باز گردید، و در پیشگاه خدا توبه کنید. و اگر در دل با اکراه بیعت کردید خود دانید؛ زیرا این شما بودید که مرا در حکومت بر خویش راه دادید، اطاعت از من را ظاهر، و نافرمانی را پنهان داشتید. به جانم سوگند! شما از سایر مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقیده و پنهان کاری نیستید. اگر در آغار بیعت کنار می رفتید (و بیعت نمی کردید) آسان تر بود که بیعت کنید و سپس به بهانه سرباز زنید. شما پنداشته اید که من کشنده ی عثمان می باشم؛ بیایید تا مردم مدینه کسی بین من و شما داوری کنند، آنان که نه از من طرفداری کرده و نه به یاری شما برخاسته، سپس هر کدام به اندازه ی جرمی که در آن حادثه داشته، مسئولیت آن را پذیرا باشد.

ای دو پیرمرد، از آنچه در اندیشه دارید باز گردید، هم اکنون بزرگ ترین مسئله شما، عار است، پیش از آن که عار و آتش خشم پروردگار، دامنگیرتان گردد. با درود

(1): اسکافی از دانشمندان و متکلمان معتزلی بود که در سال 240 هجری در بغداد در گذشت.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت