حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - جمعه ٢٧ دی ۱۳٩٢

 

 

خطبه35

سیاسی،اخلاقی، تاریخی

(پس از اطّلاع از ماجرای حکمیّت و نیرنگ عمروعاص که ابوموسی را فریب داد، و طبق شروطی که برای حکمیّت قبول کردند عملی نشد امام این خطبه را در سال 38 هجری ایراد کرد) .

1- ضرورت ستایش پروردگار

خدا را سپاس! هرچند که روزگار دشواری های فراوان و حوادثی بزرگ پدید آورد. شهادت می دهم جز خدای یگانه و بی مانند خدایی نباشد و جز او معبودی نیست، و گواهی می دهم محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) بنده و فرستاده اوست.

2- علل شکست کوفیان

پس از حمد و ستایش خدا؛ بدانید که نافرمانی از دستور نصیحت کننده ی مِهربان ِ دانا و باتجربه، مایه حسرت و سرگردانی و سرانجامش پشیمانی است. من رأی و فرمان خود را نسبت به حکمیّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختیار شما گذاردم.(ای کاش که از قصیر پسر سعد اطاعت می شد.)(1) ولی شما همانند مخالفانی ستمکار، و پیمان شکنانی نافرمان، از پذیرش آن سرباز زدید، تا انجا که نصیحت کننده در پند دادن به تردید افتاد، و از پند دادن خود داری کرد، داستان من و شما چنان است که برادر هَوازَنی سروده است:(( در سرزمین مُنعَرِج، دستور لازم را دادم امّا نپذیرفتند، که فردا سزای سرکشی خود را چشیدند.))(2)

(1):ضرب المثل است، شخصی بنام((قصیر پسر سعد)) از مشاوران مخصوص((جذیمه)) بود و او را از ازدواج با ملکه الجزیره((زباء)) منع کرد، امِا به او حرف گوش نداد وبه دست ان زن کشته شد، که قصیر از آن پس می گفت ای کاش حرف مرا می شنید.((تاریخ طبری))

(2): شعر بالا از((درید بن صمّه)) است که برادری بنام عبدالله داشت، با طائفه بنی جَسم و بنی نصر در قبیله مُنعرِ ج اللّوی (( گذرگاه پرپیچ و خم شِنی)) جنگ کردند و غنائم به دست آوردند. دُرید، به برادر می گفت زود از این سرزمین برویم زیرا قبیله غطفان در پی ماست، امّا برادرش نپذیرفت در آنجا ماند تا آنکه سواران غطفانی هجوم آورند و برادر دُرید کشته شد و او در حالی که مجروح بود با تاسّف شعر بالا را می خواند. از آن پس هرجا که فرصت ها را از دست می دادند این شعر را مطرح می کردند.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت