حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳

 

 

حکمت 1

روش برخورد با فتنه ها

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: در فتنه ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد، و نه پستانی تا او را بدوشند.

حکمت 2

شناخت ضدّ ارزش ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: آن که جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پَست کرده، و آن که راز سختی های خود را آشکار سازد خود را خوار کرده، و آن که زبان را بر خود حاکم کند خود را بی ارزش کرده است.

حکمت3

شناخت ضدّ ارزش ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: بُخل ننگ و ترس نقصان است. و تهیدستی مرد زیرک را در برهان کُند می سازد و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است.

حکمت 4

ارزش های اخلاقی و ضدّ ارزش ها

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: ناتوانی، آفت و شکیبایی، شجاعت و زُهد ثروت و پرهیزکاری سپر نگه دارنده است: و چه همنشین خوبی است راضی بودن و خرسندی.

حکمت 5

شناخت ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: دانش، میراثی گرانبها، و آداب، زیورهای همیشه تازه، و اندیشه، آیینه ای شفّاف است.

حکمت 6

ارزش رازداری و خوش رویی

(اخلاقی، سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: سینه ی خردمند صندوق راز اوست، و خوش رویی وسیله ی دوست یابی، و شکیبایی، گورستان پوشاننده ی عیب هاست. و یا فرمود: پرسش کردن وسیله ی پوشاندن عیب هاست، و انسان از خود راضی، دشمنان او فراوانند.

حکمت 7

ایثار اقتصادی و آخرت گرایی

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: صدقه دادن دارویی ثمر بخش است، و کردار بندگان در دنیا، فردا در پیش روی انان جلوه گر است.

حکمت 8

شگفتی های تن آدمی

(علمی، فیزیولوژی انسانی)

درود خدا بر او، فرمود: از ویژگی های انسان در شگفتی مانید، که: با پاره ای «پی» می نگرد، و با «گوشت» سخن می گوید، و با «استخوان» می شنود، و از «شکافی» نَفس می کشد!!(1)

(1): اشاره به: اومانیسم Humanism (انسان شناسی در تمام ابعاد) که از نظر بیولوژی، فیزیولوژی و روانی انسان را مورد ارزیابی قرار می دهند.

حکمت 9

شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنیا

(اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: چون دنیا به کسی روی آورد، نیکی های دیگران را به او عاریت دهد، و چون از او روی برگرداند خوبی های او را نیز برباید.

حکمت 10

روش زندگی با مردم

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: با مردم آنگونه معاشرت کنید، که اگر مُردید بر شما اشک ریزند، و اگر زنده ماندید، با اشتیاق سوی شما آیند.

 


حکمت 11

روش برخورد با دشمن

(سیاسی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن او را شکرانه ی پیروزی قرار ده.

حکمت 12

آیین دوست یابی

(اخلاقی، اجتماعی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: ناتوان ترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان است، و از او ناتوان تر آن که دوستان خود را از دست بدهد.

حکمت 13

روش استفاده ی از نعمت ها

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: چون نشانه های نعمت پروردگار اشکار شد، با ناسپاسی نعمت ها را از خود دور نسازید.

حکمت 14

روش برخورد با خویشاوندان

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی را که نزدیکانش واگذارند، بیگانه او را پذیرا می گردد.

حکمت 15

روش برخورد با فریب خورده گان

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هر فریب خورده ای را نمی شود سرزنش کرد.(1)

(1): به هنگام حرکت امام(علیه السّلام) جهت سرکوب شورشیان بصره، سعد وقّاص و محمّد بن مسلمه، و اسامة بن زید و عبدالله بن عمر آماده حرکت نشدند. امام از آنها پرسید چرا آماده ی جهاد نمی شوید؟ گفتند از اینکه مسلمانی را بکشیم ناراحتیم! امام فرمود: بر بیعت من وفا دارید؟ گفتند آری، امام فرمود به خانه های تان بروید. آن گاه حکمت 15 را زمزمه کرد.

حکمت 16

شناخت جایگاه جبر و اختیار

(اعتقادی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: کارها چنان در سیطره ی تقدیر است که چاره اندیشی به مرگ می انجامد.(1)

(1): نقد مکتب وُلونتاریسم Voluntarism (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هر گونه جبری را نفی می کند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل می کند.

حکمت 17

ضرورت رنگ کردن موها

(بهداشتی، تجمل و زیبایی)

درود خدا بر او، فرمود: از امام پرسیدند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: موها را رنگ کنید، و خود را شبیه یهود نسازید یعنی چه؟ فرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) این سخن را در روزگاری فرمود که پیروان اسلام اندک بودند، اما امروز که اسلام گسترش یافته، و نظام اسلامی استوار شده، هر کس آنچه را دوست دارد انجام دهد.

حکمت 18

ره آورد شوم فرار از جنگ

(سیاسی، اخلاقی نظامی)

درود خدا بر او، فرمود: درباره ی آنان که از جنگ کناره گرفتند حق را خوار کرده، باطل را نیز یاری نکردند.(1)

(1): حارث ابن حوط هم مخالف جنگ جمل بود و به امام گفت من هم مانند سعد وقّاص و عبدالله عمر شرکت نمی کنم.

حکمت 19

ره آورد شوم هواپرستی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: آن کس که در پی آروزی خویش تازد، مرگ او را از پای در آورد.

حکمت 20

روش برخورد با جوانمردان

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: از لغزش جوانمردان در گذرید، زیرا جوانمردی نمی لغزد جز آن که دست خدا او را بلند مرتبه می سازد.

حکمت 21

ارزش ها و ضد ارزش ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ترس با نا امیدی، و شرم با محوریت همراه است، و فرصت ها چون ابرها می گذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت شمارید.

حکمت 22

روش گرفتن حق

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: ما را حقی است اگر به ما داده شود، وگرنه بر پشت شتران سوار شویم و برای گرفتن آن برانیم هر چند شب رَوی به طول انجامد.(1)

(1): این کلمات را امام (علیه السّلام) در روز شورا مطرح فرمود، که مردم داشتند با عثمان بیعت می کردند.

حکمت 23

ضرورت عمل گرایی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که کردارش او را به جایی نرساند، افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رسانید.

حکمت 24

روش یاری کردن مردم

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: از کفّاره ی گناهان بزرگ، به فریاد مردم رسیدن، و آرام کردن مصیبت دیدگان است.

حکمت 25

ترس از خدا در فزونی نعمت ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ای فرزند آدم! زمانی که خدا را می بینی که انواع نعمت ها را به تو می رساند تو در حالی که معصیت کاری، بترس.

حکمت 26

رفتار شناسی(و نقش روحیّات در تن آدمی)

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی چیزی را در دل پنهان نکرد جز آن که در لغزش های زبان و رنگ رخسارش، آشکار خواهد گشت.(1)

(1): اشاره به علم: پسی کوفیسیکس Psychophysics (رابطه ی تن با روان) و پسیکوسوماتیکس Psychosomatics که از دو واژه ی Psycho یعنی روان و روح و Soma به معنی بدن گرفته شده است، یعنی اشتراک روح و بدن و اشاره به علم: بی هیوریسم Behaviorusm (رفتار شناسی)

حکمت 27

روش درمان دردها

(بهداشتی، درمانی)

درود خدا بر او، فرمود: با درد خود بساز، چندان که با تو سازگار است.

حکمت 28

برترین پارسایی

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: برترین زهد، پنهان داشتن زهد است!

حکمت 29

ضرورت یاد مرگ

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود:هنگامی که تو زندگی را پشت سر می گذاری مرگ به تو روی می آورد، پس دیدار با مرگ چه زود خواهد بود.

حکمت 30

پرهیز از غفلت زدگی

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: هشدار! هشدار! به خدا سوگند، چنان پرده پوشی کرده که پنداری تو را بخشیده است!

حکمت 31

(اخلاقی سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: 0 از ایمان پرسیدند، جواب داد)

1- شناخت پایه های ایمان:

ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد. صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد. شوق، هراس، زهد و انتظار. آن کس که اشتیاق بهشت دارد، شهوت هایش کاستی گیرد، و آن کس که از آتش جهنّم می ترسد، از حرام دوری می گزیند، و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت ها را ساده پندارد، و آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند. یقین نیز بر چهار پایه استوار است: بینش زیرکانه، دریافت حکیمانه ی واقعیّت ها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان. پس آن کس که هوشمندانه به واقعیت ها نگریست، حکمت را آشکارا بیند، و آن که حکمت را آشکارا دید، عبرت آموزی را شناسد، و آن که عبرت آموزی شناخت گویا چنان است که با گذشتگان می زیسته است. و عدل نیز بر چهار پایه برقرار است: فکری ژرف اندیش، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داوری کردن و استوار بودن در شکیبایی. پس کسی که درست اندیشید به ژرفای دانش رسید و آن کس  که به حقیقت دانش رسید، از چشمه ی زلال شریعت نوشید، و کسی که شکیبا شد در کارش زیاده روی نکرده با نیکنامی در میان مردم زندگی خواهد کرد. و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است: امر به معروف، نهی از منکر، راستگویی در هر حال، و دشمنی با فاسقان. پس هر کس به معروف امر کرد، پشتوانه نیرومند مومنان است، و آن کس که از زشتی ها نهی کرد، بینی منافقان را به خاک مالید، و آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حق را که بر گردن او بوده ادا کرده است، و کسی که با فاسقان دشمنی کند و برای خدا خشم گیرد، خدا هم برای او خشم آورد، و روز قیامت او را خشنود سازد.

2- شناخت اقسام کفر و تردید

و کفر بر چهار ستون پایدار پایدار است: کنجکاوی دروغین،(1) ستیزه جویی و جَدَل، انحراف از حق، و دشمنی کردن. پس آن کس که دنبال توهّم و کنجکاوی دروغین رفت به حق نرسید.(2) و آن کس به ستیزه جویی و نزاع پرداخت از دیدن حق نابینا شد، و آن کس که از راه حق منحرف گردید، نیکویی را زشت، و زشتی را نیکویی پنداشت و سرمست گمراهی ها گشت، و آن کس که دشمنی ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت، و نجات او از مشکلات دشوار است. و شک چهار بخش دارد: جدال در گفتار، ترسیدن، دو دل بودن، و تسلیم حوادث روزگار شدن. پس آن کس که جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریکی شبهات بیرون نخواهد آمد، و آن کس که از هر چیزی ترسید همواره در حال عقب نشینی است، و آن کس که در تردید و دو دلی باشد زیر پای شیطان کوبیده خواهد شد، و آن کس که تسلیم حوادث گردد و به تباهی دنیا و آخرت گردن نهد، و هر دو جهان را از کف خواهد داد. (سخن امام طولانی است چون در این فصل، حکمت های کوتاه را جمع آوری می کنم از آوردن دنباله سخن خودداری کردم)

(1): عَمق و عُمق، در بیابان بی آب و علف، پیشروی کردن و سرگردان شدن و به هلاکت رسیدن است. کسی که با توهّم پیش رود نیز دچار همین سرنوشت خواهد بود.

(2): نقد تفکّر: ایده آلیسم Iidealism (خیال پرستی، ذهن گرایی) در برابر رئالیسم Realism (واقع گرایی)

حکت 32

ارزش والایی انجام دهنده ی کار خیر

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: نیکوکار، از کار نیک بهتر و بدکار از کار بد بدتر است.

حکمت33

اعتدال در بخشش و حسابرسی

(اخلاقی اجتماعی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: بخشنده باش اما زیاده روی نکن، در زندگی حسابگر باش اما سخت گیر مباش.

حکمت 34

راه بی نیازی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: بهترین بی نیازی، ترک آرزوهاست.

حکمت 35

ضرورت موقعیّت شناسی

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی در انجام کاری که مردم خوش ندارند، شتاب کند، درباره ی او چیزی خواهند گفت که از آن اطّلاعی ندارند.

حکمت 36

آرزوهای طولانی و بزهکاری

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که آرزوهایش طولانی است کردارش نیز ناپسند است.

حکمت 37

ضرورت ترک آداب جاهلی

(اخلاقی، سیاسی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در سر راه صفّین دهقانان شهر انبار(1) تا امام را دیدند پیاده شده، و پیشاپیش آن حضرت می دویدند. فرمود چرا چنین می کنید؟ گفتند عادتی است که پادشاهان خود را احترام می کردیم، فرمود) به خدا سوگند که امیران شما از این کار سودی نبردند، و شما در دنیا با آن خود را به زحمت می افکنید، و در آخرت دچار رنج و زحمت می گردید، و چه زیانبار است رنجی که عذاب در پی آن باشد، و چه سودمند است آسایشی که با آن، امان از آتش جهنّم باشد.

(1): شهر انبار یکی از شهرهای شام، در شصت کیلومتری بغداد قرار داشت که در سال دوازدهم هجری به دست مسلمانان افتاد.

حکمت 38

ارزش ها و آداب معاشرت با مردم

(اخلاقی، اجتماعی، تربیتی)

به فرزندش امام حسن(علیه السّلام) فرمود:

پسرم! چهار چیز از من یادگیر ( در خوبی ها)، و چهار چیز به خاصر بسپار (هشدارها) ، که تا به آنها عمل می کنی زیان نبینی:

الف- خوبی ها

1- همانا ارزشمندترین بی نیازی عقل است.

2- و بزرگ ترین فقر بی خردی است.

3- و ترسناک ترین تنهایی خودپسندی است.

4- و گرامی ترین ارزش خانوادگی، اخلاق نیکوست.

ب- هشدارها

1- پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می کند.

2- از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.

3- و از دوستی با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایی تو را می فروشد.

4- و از دوستی با دروغگو بپرهیز، که او به سراب ماند: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را دور می نمایاند.

حکت 39

جایگاه واجبات و مستحبّات

(عبادی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: عمل مستحب(1) انسان را به خدا نزدیک نمی گرداند، اگر به واجب زیان رساند.

(1):نافله: یعنی مستحب، و فریضه یعنی واجب.

حکمت 40

راه شناخت عاقل و احمق

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.(1)

( این سخنان ارزشمند و شگفتی آور است، که عاقل زبانش را بدون مشورت و فکر و سنجش رها نمی سازد، اما احمق هرچه بر زبانش آید می گوید بدون فکر و دقت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان می گیرد.)

(1): به قول سعدی: اول اندیشه وانگهی گفتار

(حکمت 40 به گونه ای دیگر نیز نقل شده)

حکمت 41

راه شناخت عاقل و احمق

(اخلاقی)

قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.

حکمت 42

بیماری و پاک شدن گناهان

(اخلاقی، معنوی)

و به یکی از یارانش که بیمار بود فرمود: خدا آنچه را که از آن شکایت داری « بیماری» موجب کاستن گناهانت قرار داد، در بیماری پاداشی نیست اما گناهان را از بین می برد، و آنها را چونان برگ پاییزی می ریزد، و همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با دست ها و قدم هاست، و خدای سبحان به خاطر نیّت راست، و درون پاک، هرکس از بندگانش را که بخواهد وارد بهشت خواهد کرد.

می گویم: ( راست گفت امام علی(علیه السّلام) « درود خدا بر او باد» که بیماری پاداشی ندارد، بیماری از چیزهایی است که استحقاق عَوَض دارد، و عَوَض در برابر رفتار خداوند بزرگ است نسبت به بنده ی خود، در ناملایمات زندگی و بیماری ها و همانند آنها، اما اجر و پاداش در برابر کاری است که بنده انجام می دهد. پس بین این دو تفاوت است که امام(علیه السّلام) آن را با علم نافذ و رأی رسای خود، بیان فرمود.)

حکمت 43

الگوهای انسانی ( فضائل اخلاقی یکی از یاران)

(تاریخی، تربیتی)

در یاد یکی از یاران، « خبّاب بن أرت» فرمود: خدا خبّاب بن أرت(1) را رحمت کند، با رغبت مشلمان شد. و از روی فرمانبرداری هجرت کرد، و با قناعت زندگی گذراند، و از خدا راضی بود، و مجاهد زندگی کرد.

حکمت 44

ارزش آخرت گرایی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد، برای حسابرسی قیامت کار کند، با قناعت زندگی کند، و از خدا راضی باشد.

حکمت 45

راه شناخت مومن و منافق

(اخلاقی، انسان شناسی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر با شمشیرم بر بینی مومن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد، و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد، و این بدان جهت است که قضای الهی جاری شد، و بر زبان پیامبر اُمّی(صلی الله علیه و آله و سلّم) گذشت که فرمود: « ای علی! مومن تو را دشمن نگیرد، و منافق تو را دوست نخواهد داشت.»

حکمت 46

ارش پشیمانی و زشتی غرورزدگی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار نیکی است که تو را به خود پسندی وا دارد.

حکمت 47

شناخت ارزش ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ارزش مرد به اندازه ی همّت اوست، و راستگویی او به میزان جوانمردی اش، و شجاعت او به قدر ننگی است که احساس می کند، و پاکدامنی او به اندازه ی غیرت اوست.

حکمت 48

رازداری و پیروزی

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: پیروزی در دوراندیشی، و دوراندیشی در به کارگیری صحیح اندیشه، و اندیشه صحیح به رازداری است.

حکمت 49

شناخت بزرگوار و پَست فطرت

(اخلاقی، احتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: از یورش بزرگوار به هنگام گرسنگی، و از تهاجم انسان پَست به هنگام سیری، بپرهیز.

حکمت 50

را جذب دلها

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: دل های مردم گریزان است، به کسی روی آورند که خوشرویی کند.

حکمت 51

قدرت و عیب پوشی

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: عیب تو تا آن گاه که روزگار با تو هماهنگ باشد، پنهان است.

حکمت 52

روش برخورد با شکست خوردگان

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: سزاوارترین مردم به عفو کردن، تواناترینشان به هنگام کیفر دادن است.

حکمت 53

شناخت جایگاه سخاوت و ایثارگری

(اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: سخاوت آن است که تو آغاز کنی، زیرا آنچه با درخواست داده می شود یا از روی شرم و یا از بیم شنیدن سخن ناپسند است.

حکمت 54

ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هیچ ثروتی چون عقل، و هیچ فقری چون نادانی نیست. هیچ ارثی چون ادب(1) و هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست.

(1): اشاره به علم: پداگوژی Pedagogy (علم تربیت)

حکمت 55

اقسام بردباری

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: شکیبایی دو گونه است: شکیبایی بر آنچه خوش نمی داری و شکیبایی در آنچه دوست می داری.

حکمت 56

تهی دستی و تنهایی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: ثروتمندی در غربت، چون در وطن بودن، و تهیدستی در وطن، غربت است.

حکمت 57

ارزش قناعت و خودکفایی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: قناعت، ثروتی است پایان ناپذیر. ( این سخن از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نیز نقل شده است)

حکمت 58

توانگری و شهوت ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ثروت، ریشه ی شهوت هاست.

حکمت 59

ارزش تذکّر دادن اشتباهات

( اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که مژده داد.

حکمت 60

ضرورت کنترل زبان

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: زبان تربیت نشده، درنده ای است که اگر رهایش کنی می گزد!

حکمت 61

شیرینی آزار زنان

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: نیش زن شیرین است.

حکمت 62

روش پاسخ دادن به ستایش ها و نیکی ها

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: چون تو را ستودند، بهتر از آنان ستایش کن، و چون به تو احسان کردند، بیشتر از آن ببخش. به هر حال پاداشِ بیشتر از آنِ آغاز کننده است.

حکمت 63

ارزش شفاعت

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: شفاعت کننده چونان بال و پر درخواست کننده است.

حکمت 64

غفلت دنیا پرستان

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: اهل دنیا سوارانی در خواب مانده اند که آنان را می رانند.

حکمت 65

ترک دوستان و تنهایی

(اخلاقی، اجتماعی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن دوستان غربت است.

حکمت 66

روش خواستن

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نااهل است.

حکمت 67

ارزش ایثار اقتصادی

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن، از آن کمتر است.

حکمت 68

ره آورد عفّت و شکرگزاری

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: عفّت ورزیدن زینت فقر، و شکرگزاری زینت بی نیازی است.

حکمت 69

حفظ روح امیدواری

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر به آنچه که می خواستی نرسیدی، از آنچه هستی نگران مباش.

حکمت 70

روانشناسی جاهل

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او، فرمود: نادان را یا تندرو یا کندرو می بینی.

حکمت 71

نشانه کمال عقل

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: چون عقل کامل گردد، سخن اندک شود.

حکمت 72

رابطه ی دنیا و انسان

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او، فرمود: دنیا بدن ها را فرسوده، و آرزوها را تازه می کند، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز می سازد، کسی که به آن دست یافت خسته می شود، و آن که به دنیا نرسید رنج می برد.

حکمت 73

ضرورت خودسازی رهبران و مدیران

(اخلاقی، تربیتی، مدیریتی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آن که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد.

حکمت 74

ضرورت یاد مرگ

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: انسان با نفَسی که می کشد، قدمی به سوی مرگ می رود.

حکمت 75

توجه به فناپذیری دنیا

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: هر چیز که شمردنی است پایان می پذیرد، و هر چه را که انتظار می کشیدی، خواهد رسید.

حکمت 76

روش تحلیل رویداد ها(روش تجربی)

(اخلاقی، علمی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: حوادث اگر همانند یکدیگر بودند، آخرین را با آغازین مقایسه و ارزیابی می کنند.(1)

(1): سالی که نکوست     از بهارش پیداست.

حکمت 77

دنیاشناسی (امام و ترک دنیای حرام)

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: (ضرار بن ضمره ی (1) ضبایی از یاران امام به شام رفت بر معاویه وارد شد. معاویه از او خواست از حالات امام بگوید، گفت علی (علیه السّلام) را در حالی دیدم که شب، پرده های خود را افکنده بود، و او در محراب ایستاده، محاسن را به دست گرفته، چون مار گزیده به خود می پیچید، و محزون می گریست و می گفت) ای دنیا!! ای دنیای حرام! از من دور شو، آیا برای من خودنمایی می کنی؟ یا شیفته ی من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟ هرگز مباد! غیر مرا بفریب، که مرا در تو هیچ نیازی نیست، تو را سه طلاقه کرده ام، تا بازگشتی نباشد، دوران زندگانی تو کوتاه، ارزش تو اندک، و آرزوی تو پَست است. آه از توشه ی اندک، و درازی راه، و دوری منزل، و عظمت روز قیامت!

(2): به نقل قاموس الرجال ج5، ص149 – و در مروج الذّهب ضرار بن حمزه و در شرح ابن ابی الحدید ضرار بن ضمره ی الضّابی، ثبت شد.

حکمت 78

شناخت جایگاه جبر و اختیار

(اعتقادی)

و در جواب مردی شامی فرمود: ( مرد شامی پرسید آیا رفتن ما به شام، به قضا و قدر الهی است؟ امام با کلمات طولانی پاسخ او را داد که برخی از آن را برگزیدیم.)

وای بر تو! شاید قضا لازم، و قَدَر حَتمی را گمان کرده ای؟ اگر چنین بود، پاداش و کیفر، بشارت و تهدید الهی، بیهوده بود! خداوند سبحان! بندگان خود را فرمان داد در حالی که اختیار دارند، و نهی فرمود تا بترسند، احکام آسانی را واجب کرد، و چیز دشواری را تکلیف نفرمود، و پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانی بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمی شود، و پیامبران را به شوخی نفرستاد، و فرو فرستادن کُتُب آسمانی برای بندگان بیهوده نبود،(1) و آسمان و زمین و آنچه را در میانشان است بی هدف نیافرید.

این پندار کسانی است که کافر شدند و وای از آتشی که بر کافران است.

(1): نقد مکتب وُلونتاریسم Voluntarism (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هرگونه جبری را نفی می کند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل می کند.

حکمت 79

ارزش حکمت و بی لیاقتی منافق

(علمی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: حکمت را هر کجا که باشد، فراگیر، گاهی حکمت در سینه منافق است و بی تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه ی مومن آرام گیرد.

حکمت 80

مومن و ارزش حکمت

(علمی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: حکمت گمشده ی مومن است، حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.

حکمت 81

میزان ارزش انسان ها(ارزش تخصّص و تجربه)

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: ارزش هرکس به مقدار دانایی و تخصّص اوست.

( این از کلماتی است که قیمتی برای آن تصور نمی شود، و هیچ حکمتی هم سنگ آن نبوده و هیچ سخنی، والایی آن را ندارد)(1)

(1): جاحظ: یکی از دانشمندان اهل سنّت می گوید، اگر نداشتیم جز همین رهنمود، امت اسلامی را شافی و کافی و بی نیاز کننده بود. « البیان و التبیین، ج1،ص83»

حکمت 82

ارزش های والای انسانی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر برای آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید سزاوار است: کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از یکی سوال کردند و نمی داند، شرم نکند و بگوید نمی دانم، و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند، و بر شما باد به شکیبایی، که شکیبایی، ایمان را چون سر است بر بدن و ایمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر، ارزشی ندارد.

حکمت 83

روش برخورد با چاپلوسان

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: (به شخصی که در ستایش امام افراط کرد، و آنچه در دل داشت نگفت)

من کمتر از آنم که بر زبان آوردی، و برتر از آنم که در دل داری.

حکمت 84

مردم پس از جنگ ها

(سیاسی، نظامی)

درود خدا بر او، فرمود: باقیماندگان شمشیر و جنگ، شماره شان با دوام تر، و فرزندانشان بیشتر است.

حکمت 85

پرهیز از ادّعاهای علمی

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که از گفتن « نمی دانم» روی گردان است، به هلاکت و نابودی می رسد.

حکمت 86

برتری تجربه پیران از قدرتمندی جوانان

(اخلاقی، تجربی)

درود خدا بر او، فرمود: اندیشه پیر در نزد من از تلاش جوان خوشایندتر است.

(و نقل شده که تجربه ی پیران از آمادگی رزمی جوانان برتر است)

حکمت 87

ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا)

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از کسی که می تواند استغفار کند و ناامید است.

حکمت 88

دو عامل ایمنی مسلمین

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: ( امام باقر (علیه السّلام) از حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) نقل فرمود)

دو چیز در زمین مایه ی امان از عذاب خدا بود: یکی از آن دو برداشته شد، پس دیگری را دریابید و بدان چنگ زنید، اما امانی که برداشته شد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) بود، و امان باقیمانده، استغفار کردن است، که خدای بزرگ به رسول خدا فرمود:

« خدا آنان را عذاب نمی کند در حالی که تو در میان آنانی، و عذابشان نمی کند تا آن هنگام که استغفار می کنند.»

(این روش استخراج نیکوترین لطایف معنی، و ظرافت سخن از آیات قرآن است.)

حکمت 89

راه اصلاح دنیا و آخرت

(اخلاقی، تربیتی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که میان خود و خدا اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد، و کسی که امور آخرت را اصلاح کند، خدا امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد، و کسی که از درون جان واعظی دارد، خدا را بر او حافظی است.

حکمت 90

شناخت عالم آگاه

(علمی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: فقیه کامل کسی است که مردم را از آمرزش خدا مأیوس، و از مهربانی او نومید نکند، و از عذاب ناگهانی خدا ایمن نسازد.

حکمت 91

راه درمان روان(روانگاوری، روانشناسی بالینی)

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید.(1)

(1): اشاره به علم: پسی کیاتریPsychiatry (شناخت امراض روانی)

حکمت 92

والاترین دانش

(علمی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: بی ارزش ترین دانش، دانشی است که بر سر زبان است، و برترین علم، علمی است که در اعضا و جوارح آشکار است.

حکمت 93

فلسفه ی آزمایشها

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: فردی از شما نگوید: خدایا از فتنه به تو پناه می برم، زیرا کسی نیست که در فتنه ای نباشد، لکن ان که می خواهد به خدا پناه بَرد، از آزمایش های گمراه کننده پناه ببرد؛ همانا خدای سبحان می فرماید:

«بدانید که اموال و فرزندان شما فتنه شمایند»

معنی این آیه آن است که خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید، تا آن کس که از روزی خود ناخشنود، و آن که خرسند است، شناخته شوند، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است،؛ تا کرداری که استحقاق پاداش یا کیفر دارد آشکار نماید، چه آن که بعضی مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمی پسندند، و بعضی دیگر فراوانی اموال را دوست دارند و از کاهش سرمایه نگرانند.

حکمت 94

شناخت نیکی ها و خوبیها

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از امام پرسیدند «خیر» چیست؟ فرمود)

خوبی آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود، بلکه خیر آن است که دانش تو فراوان، و بردباری تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در میان مردم سرفراز باشی، پس اگر کار نیکی انجام دهی شکر خدا به جا آوری، و اگر بد کردی از خدا آمرزش خواهی.

در دنیا جز برای دو کس خیر نیست:

یکی گناهکاری که با توبه جبران کند، و دیگر نیکوکاری که درکارهای نیکو شتاب ورزد.

حکمت 95

تقوی و ارزش أعمال

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: هیچ کاری با تقوا اندک نیست، و چگونه اندک است آنچه که پذیرفته شود؟

حکمت 96

ارزش علم و بندگی

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او، فرمود: نزدیک ترین مردم به پیامبران، داناترین آنان است، به آنچه که آورده اند.

سپس این آیه را تلاوت فرمود: « همانا نزدیک ترین مردم به ابراهیم آنانند که پیرو او گردیدند، و مومنانی که به این پیامبر خاتم پیوستند» (سپس فرمود)

دوست محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) کسی است که خدا را اطاعت کند هرچند پیوند خویشاوندی او دور باشد، و دشمن محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) کسی است که خدا را نافرمانی کند، هرچند خویشاوند نزدیک او باشد.

حکمت 97

ارزش یقین

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: (صدای مردی از حروراء(1) را شنید که نماز شب می خواند و قرآن تلاوت می کرد)

خوابیدن همراه با یقین، برتر از نمازگزاردن با شک و تردید است.

(1): حروراء دهکده ای نزدیک کوفه که گروه منحرف خوارج آنجا را برای پیکار با امام (علیه السّلام) انتخاب کرده بودند و آن شخص «غروة ابن ادنه» که در جنگ نهروان کشته شد.

حکمت 98

ضرورت عمل کردن به روایات

(علمی، اجتماعی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: چون روایتی را شنیدید، آن را بفهمید عمل کنید، نه بشنوید و نقل کنید، زیرا راویان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندکند.

حکمت 99

تفسیر اِنّا لله و انّا الیه راجعون

(علمی، تفسیری، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: (شنید که شخصی گفت انّا لله و انّا الیه راجعون،)

این سخن ما که می گوییم « ما همه از آنِ خداییم» اقراری است به بندگی، و اینکه می گوییم « بازگشت ما به سوی اوست» اعترافی است به نابودی خویش.

حکمت 100

روش مناجات کردن

(معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: (آنگاه که گروهی او را ستایش کردند فرمود:)

بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می شناسی، و من خود را بیشتر از آنان می شناسم؛ خدایا مرا از آنچه اینان می پندارند، نیکوتر قرار ده، و آنچه را که نمی دانند بیامرز.

حکمت 101

روش برطرف کردن نیازهای مردم

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: برآوردن نیازهای مردم پایدار نیست مگر به سه چیز، کوچک شمردن آن تا خود بزرگ نماید، پنهان داشتن ان تا خود آشکار شود، و شتاب در برآوردن آن، تا گوارا باشد.

حکمت 102

آینده و مسخ ارزش ها

(سیاسی، علمی، تاریخی)

درود خدا بر او، فرمود: روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را، و خوششان نیاید جز از بدکار هرزه، و ناتوان نگردد جز عادل.

در آن روزگار کمک به نیازمندان خسارت، و پیوند با خویشاوندان منت گذاری، و عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم است، در آن زمان حکومت با مشورت زنان، و فرماندهی خردسالان، و تدبیر خواجگان اداره می گردد.

حکمت 103

روش برخورد با دنیا

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ( پیراهن وصله داری بر اندام امام بود شخصی پرسید چرا پیراهن وصله دار می پوشی؟)

دل با آن فروتن، و نفس رام می شود، و مومنان از آن سرمشق می گیرند.

دنیای «حرام» و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جدای از یکدیگرند، پس کسی که دنیا پرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت کینه ورزد و با آن دشمنی خواهد کرد.

و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوی آن دو، هرگاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور می گردد، و آن دو همواره به یکدیگر زیان رسانند.

حکمت 104

1- وصف زاهدان (اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از نوف بکّالی(1) نقل شد، که در یکی از شب ها امام علی (علیه السّلام) را دیدم برای عبادت از بستر برخاست، نگاهی به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابی! یابیدار؟ گفتم بیدارم. فرمود: )

ای نوف! خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند، و دل به آخرت بستند؛ آنان مردمی هستند که زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر،(2) و قرآن را پوشش زیرین،(3) و دعا را لباس رویین خود قرار دادند، و با روش عیسای مسیح با دنیا برخورد کردند.

(1): نَوف پشر فضّاله، اهل هَمدان از یاران امیرالمومنین(علیه السّلام) بود و بکّاله قبیله ای از یمن بود.

(2): آب را عطر قرار دادن، تعبیری است که در سخنان حضرت عیسی(علیه السّلام) نیز آمده است. که فرمود: عِطر خوشبوی من آب، و نانخورشم گرسنگی است.« التصّوف الاسلامی نوشته ی زکی مبارک»

(3): شعار: جامه زیرین، و دثار: جامه ی رو

2- ارزش سحرخیزی(اخلاقی، تربیتی)

ای نوف! همانا داوود پیامبر (که درود خدا بر او باد) در چنین ساعتی از شب بر می خاست، و می گفت:« این ساعتی است که دعای هر بنده ای به اجابت می رسد، جز باجگیران، شبگردان و نیروهای انتظامی حکومت ستمگر، یا نوازنده ی طنبور و طبل».

حکمت 105

احترام گذاشتن به مرزها و حدود احکام الهی

(عبادی)

درود خدا بر او، فرمود: همانا خدا واجباتی را بر شما لازم شمرده، آنها را تباه نکنید، و حدودی برای شما معین فرموده، اما از آنها تجاوز نکنید، و از چیزهایی نهی فرمود، حرمت آنها را نگاه دارید، و نسبت به چیزهایی سکوت فرمود نه از روی فراموشی، پس خود را درباره ی آنها به رنج و زحمت دچار نسازید.

حکمت 106

ره آورد شوم دین گریزی

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم برای اصلاح دنیا چیزی از دین را ترک نمی گویند، جز آن که خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت.

حکمت 107

علل سقوط عالمان بی عمل

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او، فرمود: چه بسا دانشمندی که جهلش او را از پای درآورد و دانش او همراهش باشد اما سودی به حال او نداشته باشد.

حکمت 108

شگفتی های روح آدمی

درود خدا بر او، فرمود: به رگ های درونی انسان پاره ی گوشتی آویخته که شگرف ترین اعضای درونی اوست، و آن قلب است، که چیزهایی از حکمت، و چیزهایی متفاوت با آن، در او وجود دارد.

پس اگر در دل امیدی پدید آید، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نومیدی بر آن چیره شود، تأسّف خوردن آن را از پای درآورد، اگر خشمناک شود کینه توزی آن فزونی یابد و آرام نگیرد، اگر به خشنودی دست یابد، خویشتن داری را از یاد برد، و اگر ترس آن را فرا گیرد پرهیز کردن آن را مشغول سازد.

و اگر به گشایشی برسد، دچار غفلت زدگی شود، و اگر مالی به دست آورد، بی نیازی آن را به سرکشی کشاند، و اگر مصیبت ناگواری به آن رسد، بی صبری رسوایش کند، و اگر به تهیدستی مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگی بی تابش کند، ناتوانی آن را از پای درآورد، و اگر زیادی سیر شود، سیری آن را زیان رساند، پس هر گونه کُندروی برای آن زیانبار، و هرگونه تُندروی برای آن فساد آفرین است.

حکمت 109

ارزش والای اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم)

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: ما تکیه گاه میانه ایم، عقب ماندگان به ما می رسند، و پیش تاختگان به ما باز می گردند.

حکمت 110

شرایط تحقّق اوامر الهی

(سیاسی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: فرمان خدا را بر پا ندارد، جز آن کس که در اجرای حق مدارا نکند، سازشکار نباشد، و پیرو آرزوها نگردد.

حکمت 111

عشق تحمّل ناشدنی امام علی (علیه السّلام)

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( پس از بازگشت از جنگ صفّین، یکی از یاران دوست داشتنی امام، سهل بن حُنیف از دنیا رفت.)

اگر کوهی مرا دوست بدارد، درهم فرو می ریزد. ( یعنی مصیبت ها به سرعت به سراغ او آید، که این سرنوشت در انتظار پرهیزکاران و برگزیدگان خداست، همانند آن در حکمت 112 آمده است)

حکمت 112

مشکلات شیعه بودن!!

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: هرکس ما اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) را دوست بدارد، پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد. (یعنی آماده ی اوناع محرومیّت ها باشد)

حکمت 113

ارزش های والای اخلاقی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: سرمایه ای از عقل سودمندتر نیست، و تنهایی ترسناک تر از خودبینی، و عقلی چون دوراندیشی، و بزرگواری چون تقوی، و همنشینی چون اخلاق خوش، و میراثی چون ادب، و رهبری چون توفیق الهی، و تجارتی چون عمل صالح، و سودی چون پاداش الهی، و پارسایی چون پرهیز از شُبهات، و زُهدی چون بی اعتنایی به دنیای حرام، و دانشی چون اندیشیدن، و عبادتی چون انجام واجبات، و ایمانی چون حیا و صبر، و خویشاوندی چون فروتنی، و شرافتی چون دانش، و عزّتی چون بردباری، و پشتیبانی مطمئن تر از مشورت کردن نیست.

حکمت 114

جایگاه خوشبینی و بدبینی در جامعه

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هرگاه نیکوکاری بر روزگار و مردم آن غالب اید، اگر کسی به دیگری گمان بد برد، در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده ستمکار است، و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود، و کسی به دیگری خوش گمان باشد(1)، خود را فریب داد.

(1): ضرورت تعدیل خوش بینی (آپتی میسم Optimism ) و بدبینی ( پسی میسم Pessimism )

حکمت 115

توجه به پایان پذیری دنیا

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی از امام پرسید حال شما چگونه است؟ فرمود:)

چگونه خواهد بود حال کسی که در بقای خود ناپایدار، و در سلامتی بیمار است، و در آنجا که آسایش دارد مرگ او فرا می رسد!

حکمت 116

انسان و انواع آزمایش ها

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده، به دام افتد، و با پرده پوشی بر گناه، فریب خورد، و با ستایش شدن، آزمایش گردد؛ و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن، نیازمود.

حکمت 117

پرهیز از افراط و تفریط در دوستی با امام (علیه السّلام)

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: دو تن به خاطر من به هلاکت رسیدند: دوست افراط کننده، و دشمن دشنام دهنده.

حکمت 118

استفاده از فرصت ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن فرصت، اندوهبار است.

حکمت 119

ضرورت شناخت دنیا

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: دنیای حرام چون مار سمّی است، پوست آن نرم ولی سمّ کشنده در درون دارد، نادان فریب خورده به آن می گراید، و هوشمند عاقل از آن دوری گزیند.

حکمت 120

روانشناسی قبائل قریش

(علمی، اجتماعی، تاریخی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از قریش پرسیدند.) اما بنی مخزوم، گُل خوشبوی قریشند، که شنیدن سخن مردانشان، و ازدواج با زنانشان را دوست داریم؛ اما بنی عبد شمس(1) دوراندیش تر، و در حمایت مال و فرزند توانمندترند که به همین جهت بد اندیش تر و بخیل تر می باشند، و امّا ما (بنی هاشم) آنچه در دست داریم بخشنده تر، و برای جانبازی در راه دین سخاوتمندتریم. آنها شمارشان بیشتر اما فریبکارتر و زشت روی ترند، و ما گویاتر و خیرخواه تر و خوش روی تریم.(2)

(1): بنی عبدشمس، همان امویان هستند، که عبدشمس پسرعموی هاشم بن عبدالمطلّب بود.

(2): اشاره به علم: اتنولوژی Ethnology (قوم شناسی، مردم شناسی) که به شناخت قبائل گوناگون با روانشناسی حاکم بر آنان می پردازد.

حکمت 121

ارزیابی عمل ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: چقدر فاصله ی بین دو عمل دور است: عملی که لذّتش می رود و کیفرآ می ماند، و عملی که رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است!

حکمت 122

عبرت از مرگ یاران

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در پی جنازه ای می رفت و شنید که مردی می خندد.)

گویی مرگ بر غیر ما نوشته شده، و حق جز بر ما واجب گردید، و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز می گردند، در حالی که بدن هایشان را به گورها می سپاریم، و میراثشان را می خوریم. گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم! آیا چنین است، که اندرز هر پند دهنده ای از زن و مرد را فراموش می کنیم و خود را نشانه ی تیرهای بلا و آفات قرار دادیم؟

حکمت 123

الگوهای کامل انسانیّت

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال آن کس که خود را کوچک می شمارد، و کسب و کار او پاکیزه است، و جانش پاک، و اخلاقش نیکوست، که مازاد بر مصرف زندگی را در راه خدا بخشش می کند، و زبان را از زیاده گویی باز می دارد و آزار او به مردم نمی رسد، و سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) او را کفایت کرده، بدعتی در دین خدا نمی گذارد.(برخی حکمت 123 و 122 را از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نقل کرده اند)

حکمت 124

روانشناسی زن و مرد

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: غیرت زن، کفرآور، و غیرت مرد نشانه ی ایمان اوست.

حکمت 125

امام و شناساندن اسلام

(معنوی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: اسلام را چنان می شناسانم که پیش از من کسی آنگونه معرّفی نکرده باشد.

اسلام همان تسلیم در برابر خدا و تسلیم همان یقین داشتن، و یقین اعتقاد راستین، و باور راستین همان اقرار درست، و اقرار درست انجام مسئولیت ها، و انجام مسئولیت ها همان عمل کردن به احکام دین است.

حکمت 126

شگفتی ضدّ ارزش ها

(اخلاقی، اجتماعی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از بخیل: به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد، و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می کند. در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند، اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود. و در شگفتم از متکبّری که دیروز نطفه ای بی ارزش، و فردا مرداری گندیده خواهد بود؛ و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است، و در شگفتم از آن کس که پیدایش دوباره را انکار می کند در حالی که پیدایش آغازین را می نگرد، و در شگفتم از آن کس که خانه نابودشدنی، را آباد می کند اما جایگاه همیشگی را از باد برده است.

حکمت 127

نکوهش از سستی در عمل

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: آن کس که در عمل کوتاهی کند، دچار اندوه گردد، و آن را که از مال و جانش بهره ای در راه خدا نباشد خدا را به او نیازی نیست.

حکمت 128

تاثیر عوامل زیست محیطی در سلامت

(عملی، بهداشتی)

درود خدا بر او، فرمود: در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید، زیرا با بدن ها همان می کند که با برگ درختان خواهد کرد: آغازش می سوزاند، و پایانش می رویاند.(1)

(1): اشاره به علم: کریولوژی Cryology (سرما شناسی) که مولوی در مثنوی معنوی دفتر اول ص42 نسخه ی رمضانی این حدیث را به شعر آورده است.

گفت پیغمبر زسرمای بهار  ***  تن مپوشانید یاران! زینهار

زآنکه با جان شما آن می کند   ***  کان بهاران با درختان می کند

لیک بگریزید از برد خزان   ***  کان کند کوکرد با باغ و رزان

 

حکمت 129

شناخت عظمت پروردگار

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: بزرگی پروردگار در جانت، پدیده ها را در چشمت کوچک می نمایاند.

حکمت 130

توجّه به فناپذیری دنیا

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: (امام(علیه السّلام) وقتی از جنگ صفّین برگشت و به قبرستان پشت دروازه کوفه رسید رو به مردگان کرد.)

ای ساکنان خانه های وحشت زا، ومحلّه های خالی و گورهای تاریک، ای خفتگان در خاک، ای غریبان، ای تنها شدگان، ای وحشت زدگان، شما پیش از ما رفتید و ما در پی شما روانیم، و به شما خواهیم رسید. امّا خانه هایتان! دیگران در آن سکونت گزیدند؛ وامّا زنانتان با دیگران ازدواج کردند؛ وامّا اموال شما! در میان دیگران تقسیم شد! این خبری است که ما داریم، حال شما چه خبر دارید؟ (سپس به اصحاب خود رو کرد وفرمود) بدانید که اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را خبر می دادند که:بهترین توشه، تقوا است.

حکمت 131

 (اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود:(شنید مردی دنیا را نکوهش می کند.)

1- توبیخ نکوهش کننده دنیا: ای نکوهش کننده دنیا که خود به غرور دنیا مغروری وبا باطل های آن فریب خوردی! خود فریفته دنیایی و آن را نکوهش می کنی؟آیا تو در دنیا جرمی مرتکب نشده ای؟ یا دنیا به تو جُرم کرده است؟ کی دنیا تو را سرگردان کرد؟ و در چه زمانی تو را فریب داد؟ آیا به گورهای پدرانت که پوسیده اند؟(تو را فریب داد) یا آرامگاه مادرانت که در زیر خاک آرمیده اند؟ آیا با دو دست خویش بیماران را درمان کرده ای؟ و آنان را پرستاری کرده در بسترشان خوابانده ای؟ درخواست شفای آنان را کرده، و از طبیبان داروی آنها را تقاضا کرده ای؟ در آن صبحگاهان که داروی تو به حال انان سودی نداشت، و گریه تو فایده ای نکرد، و ترس تو آنان را سودی نرساند، و آنچه می خواستی به دست نیاوردی، و با نیروی خود نتوانستی مرگ را از آنان  دور کنی. دنیا برای تو حال آنان را مثال زد، و با گورهایشان، گور خودت را به رُخ کشید.

2- خوبیها وزیباییهای دنیا: همانا دنیا سرای راستی برای راست گویان، وخانه تندرستی برای دنیا شناسان، و خانه بی نیازی برای توشه گیران، و خانه پند، برای پندآموزان است. دنیا سجده گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهی، فرودگاه وحی خدا، و جایگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود برند. چه کسی دنیا را نکوهش می کند؟ وجدا شدنش را اعلام داشته، و فریاد زد که ماندگار نیست، و از نابودی خود و اهلش خبر داده است؟ و حال آنکه دنیا با بلای خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانی خود آنان را به شادمانی رساند.در آغاز شب به سلامت گذشت، امّا در صبحگاهان با مصیبتی جانکاه بازگشت، تا مشتاق کند، و تهدید نماید، و بترساند، و هشدار دهد. پس مردمی در بامداد با پشیمانی، دنیا را نکوهش کنند، ومردمی دیگر در روز قیامت آن را می ستایند، دنیا حقائق را به یادشان آورد، یادآور آن شدند، از رویداد ها برایشان حکایت کرد،او را تصدیق کردند، و اندرزشان داد، پند پذیرفتند.

حکمت 132

ضرورت یاد مرگ

 (اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: خدا را فرشته ای است که هر روز بانگ می زند، بزایید برای مردن، و فراهم آورید برای نابود شدن، و بسازید برای ویران گشتن.

حکمت 133

اقسام مردم ودنیا

 (اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: دنیا گذرگاه عبور است، نه جای مانده؛ و مردم در آن دو دسته اند: یکی آن که خود را فروخت و به تباهی کشاند، و دیگری آن که خود را خرید و آزاد کرد.

حکمت 134

حقوق دوستان

 (اخلاقی،اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: دوست، دوست نیست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتاری، آن هنگام که حضور ندارد، و پس از مرگ.

حکمت 135

چهار ارزش برتر

 (اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود:کسی را که چهار چیز دادند، از چهار چیز محروم نباشد، با دعا از اجابت کردن، با توبه از پذیرفته شدن، با استغفار از آمرزش گناه، با شکرگزاری از فزونی نعمت ها.

می گویم: (و این حقیقت مورد تصدیق کتاب الهی است که درمورد دعا گفته است «مرا بخوانید تا خواسته های شما را بپذیرم». (قرآن کریم سوره مومن، آیه 60) در مورد استغفار گفته است:«هر آن که به بدی دست یابد یا بر خود ستم روا دارد واز آن پس به درگاه خدا استغفار کند، خدای را آمرزش گر و مهربان یابد».(قرآن کریم، سوره نساء، آیه 110) در مورد سپاس فرموده است:« بی شک اگر سپاس گزارید، بر نعمت می افزایم». قرآن کریم، سوره ابراهیم، آیه 7) و در مورد توبه فرموده است:«تنها توبه را خداوند از کسانی می پذیرد که از سر نادانی به کار زشتی دست می یابند و تا دیر نشده است باز می گردند، تنها چنین کسانند که خداوند در موردشان تجدید نظر می کند، که خدا دانا وحکیم است».(قرآن کریم، سوره نساء، آیه 17)

حکمت 136

فلسفه احکام الهی

 (اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: نماز موجب نزدیکی هر پارسایی به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چیزی زکاتی دارد، وزکات تن، روزه، و جهاد زن، نیکو شوهرداری است.

 

حکمت 137

صدقه راه نزول روزی

 (اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: روزی را با صدقه دادن فرود آورید.

حکمت 138

نقش یا دانش الهی در نفاق

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: آن که پاداش الهی را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است.

حکمت 139

تناسب امداد الهی با نیازها

(اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: کمک الهی به اندازه نیاز فرود می آید.

حکمت 140

قناعت و بی نیازی

(اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: آن که میانه روی کند تهیدست نخواهد شد.

حکمت 141

راه آسایش

(اجتماعی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: اندک بودن تعداد زن و فرزند یکی از دو آسایش است.

حکمت 142

دوستی ها وخردمندی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: دوستی کردن نیمی از خردمندی است.

حکمت 143

غمها و پیروزی زودرس

(اخلاقی، بهداشت روانی)

درود خدا بر او فرمود:اندوه خوردن، نیمی از پیری است.

حکمت 144

تناسب بردباری با مصیبت ها

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: صبر به اندازه مصیبت فرود آید، و آن که در مصیبت بی تاب بر رانش زند، اجرش نابود می گردد.

حکمت 145

عبادتهای بی حاصل

(اخلاقی،معنوی، عبادی)

درود خدا بر او فرمود: بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد، و بسا شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان، و افطارشان!

حکمت 146

ارزش دعا ،صدقه و زکات دادن

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: ایمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاهدارید، و امواج بلا را با دعا از خود برانید.

حکمت 147

 (اعمالی، اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: (کمیل بن زیاد می گوید: امام دست مرا گرفت و به سوی قبرستان کوفه برد، آنگاه آه پردردی کشید و فرمود) ای کمیل بن زیاد! این قلب ها بسان ظرفهایی هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آنهاست، پس آنچه را می گویم نگاهدار:

1- اقسام مردم (مردم شناسی)(1)

مردم سه دسته اند، دانشمند الهی، و آموزنده ای بر راه رستگاری، و پشّه های دست خوش باد و طوفان وهمیشه سرگردان، که به دنبال هر سر و صدایی می روند، وبا وزش هربادی حرکت می کنند؛ نه از روشنایی دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استواری پناه گرفتند.

2- ارزش های والای دانش

ای کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال تو را باید نگهبان باشی؛ مال با بخشش کاستی پذیرد امّا علم با بخشش فزونی گیرد؛ و مقام و شخصیّتی که با مال به دست آمده با نابودی مال، نابود می گردد.

ای کمیل بن زیاد! شناخت علم راستین(علم الهی) آیینی است که با آن پاداش داده می شود، و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت می کند، و پس از مرگ، نام نیکو به یادگار گذارد. دانش فرمانروا، ومال فرمانبر است.

3- ارزش دانشمندان

ای کمیل! ثروت اندوزان بی تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده اند، امّا دانشمندان، تا دنیا برقرار است زنده اند، بدن هایشان گرچه در زمین پنهان امّا یاد آنان در دل ها همیشه زنده است.

4- اقسام دانش پژوهان

بدانکه در اینجا (اشاره به سینه مبارک کرد) دانش فراوانی انباشته است، ای کاش کسانی را می یافتم که می توانستند آن را بیاموزند؟آری تیزهوشانی می یابم امّا مورد اعتماد نمی باشند، دین را وسیله دنیا قرار داده، و با نعمت های خدا بر بندگان، و با برهان های الهی بر دوستان خدا فخر می فروشند. یا گروهی که تسلیم حاملان حق می باشند امّا ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت  ندارند، که با اوّلین شبهه ای، شک وتردید در دلشان ریشه می زند؛ پس به آنها، و نه اینها، سزاوار آموختن دانش های فراوان من نمی باشند.

یا فرد دیگری که سخت در پی لذّت بوده، و اختیار خود را به شهوت داده است، یا آن که در ثروت اندوزی حرص می ورزد، هیچ کدام از آنان نمی توانند از دین پاسداری کنند، و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند، و چنین است که دانش با مرگ دارندگان دانش می میرد.

5- ویژگی رهبران الهی

آری!خداوند! زمین هیچ گاه از حجّت الهی خالی نیست، که برای خدا با برهان روشن قیام کند، یا آشکار و شناخته شده، یا بیمناک و پنهان، تا حجّت خدا باطل نشود، و نشانه هایش از میان نرود. تعدادشان چقدر؟ ودر کجا هستند؟ به خدا سوگند! که تعدادشان اندک ولی نزد خدا بزرگ مقدارند، که خدا به وسیله آنان حجّت ها ونشانه های خود را نگاه می دارد، تا به کسانی که همانندشان هستند بسپارد، و در دل های آنان بکارد، آنان که دانش، نور حقیقت بینی را بر قلبشان تابیده، و روح یقین را دریافته اند، که آنچه را خوشگذران ها دشوار می شمارند، آسان گرفتند، و با آنچه که ناآگاهان از اآن هراس داشتند انس گرفتند. در دنیا با بدن هایی زندگی می کنند، که ارواحشان به جهان بالا پیوند خورده است، آنان جانشینان خدا در زمین، و دعوت کنندگان مردن به دین خدایند.آه، آه، چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم!کمیل! هرگاه خواستی باز گرد.

1-اشاره به علم:اتنولوژیethnology(قوم شناسی، مردم شناسی) که به شناخت قبائل گوناگون با ورانشناسی حاکم بر انان می پردازد.

حکمت148

نقش سخن در شناخت انسان(رفتارشناسی)

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: انسان زیر زبان خود پنهان است.(1)

(1): مولوی: آدمی مخفی است در زیر زبان***این زبان پرده است بر درگاه جان

سعدی: تا مرد سخن نگفته باشد***علم و هنرش نهفته باشد.((گلستان))

حکمت149

ضرورت خودشناسی

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست.

حکمت150

ضد ارزش ها وهشدارها

(اخلاقی،اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: (مردی از امام درخواست اندرز کرد.)

از کسانی مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهای دراز به تاخیر می اندازد، در دنیا چونان زاهدان سخن می گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است، اگر(1) نعمت ها به او برسد سیر نمی شود، و در محرومیّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسید شکر گزار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است.

دیگران را پرهیز می دهد اما خود پروا ندارد؛ به فرمانبرداری امر می کند اما خود فرمان نمی برد، نیکوکاان را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد، گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکی از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمی دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشاری دارد، اگر بیمار شود پشیمان می شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانی هاست؛ در سلامت مغرور و در گرفتاری ناامید است؛ اگر مصیبتی به او رسد به زاری خدا را می خواند. اگر به گشایش دست یافته مغرورانه از خدا روی برمی گرداند، نفس به نیروی گُمانِ ناروا، بر او چیرگی دارد، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمی گردد.

برای دیگران که گناهی کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است. اگر بی نیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مایوس و سُست و شود.چون کار کند در آن کوتاهی ورزد، و چون چیزی خواهد زیاده روی نماید، چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را برگزیده  توبه را به تاخیر اندازد، و چون رنجی به او رسد از راه ملت اسلام دوری گزیند؛ عبرت آموزی را طرح می کند امّا خود عبرت نمی گیرد؛ در پند دادن مبالغه می کند امّا خود پند پذیر نمی باشد.

سخن بسیار می گوید، امّا کردار خوب  او اندک است! برای دنیا زودگذر تلاش و رقابت دارد امِّا برای آخرت جاویدان آسان می گذرد؛ سود را زیان، و زیان را سود می پندارد؛ از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست می دهد؛ گناه دیگری را بزرگ می شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک می پندارد؛ طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ می داند؛ مردم را سرزنش می کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه برخورد می کند؛خوشگذرانی با سرمایه داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زیان دیگران حکم می کند امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد، دیگران را هدایت امّا خود را گمراه می کند، دیگران از او اطاعت می کنند، و او مخالفت می ورزد، حق خود را به تمام می گیرد امّا حق دیگران را به کمال نمی دهد، از غیر خدا می ترسد امّا از پروردگار خود نمی ترسد!

می گویم: (اگر در نهج البلاغه جز این حکمت وجود نداشت، همین یک حکمت برای اندرز دادن کافی بود این سخن، حکمتی رسا، و عامل بینایی انسان اگاه، و عبرت آموز صاحب اندیشه است.)

حکمت 151

ضرورت آینده نگری

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: هر کس را پایانی است؛ تلخ یا شیرین.

حکمت 152

توجه به فناپذیری

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: آنچه روی می آورد، باز می گردد، و چیزی که بازگردد گویی هرگز نبوده است!

حکمت 153

صبر و پیروزی

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: انسان شکیبا، پیروزی را از دست نمی دهد، هر چند زمان آن طولانی شود.

حکمت 154

اهمیّت نیّت ها

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: آن کس که از کار مردمی خشنود باشد، چونان کسی است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلی روی آورد، دو گناه بر عهده او باشد: گناه کردار باطل، و گناه خشنودی به کار باطل.

حکمت 155

ضرورت پایبندی به عهد و پیمان

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: عهد و پیمان ها را پاس دارید به خصوص با وفاداران.(1)

(1): پس از پیروزی در جنگ جَمَل، وقتی اسیران جنگ با امام بیعت می کردند خطاب به مروان بن حکم فرمود.

حکمت 156

ضرورت خداشناسی و اطاعت

(اخلاقی، عبادی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: خدای را اطاعت کنید که در نشناختن پروردگار عذری ندارید.

حکمت 157

درود خدا بر او فرمود: اگر چشم بینا داشته باشید، حقیقت را نشانتان داده اند، اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کردند، اگر گوش شنوا دارید، حق را به گوشتان خواندند.

حکمت 158

روش برخورد با دوستان بد

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: برادرت را با احسانی که در حق او می کنی سرزنش کن، و شر او را با بخشش بازگردان.

حکمت 159

پرهیز از مواضع اتّهام

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داد، نباید جز خود را نکوهش کند.!

حکمت 160

قدرت و زورگویی

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: هرکس قدرت به دست آورد، زورگویی دارد.

حکمت 161

ارزش مشورت و پرهیز از خودمحوری

(اخلاقی، سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: هر کس خود رأی شد به هلاکت رسید، و هر کس با دیگران مشورت کرد، در عقل های آنان شریک شد.

حکمت 162

ضرورت رازداری

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختیار آن در دست اوست.

حکمت 163

فقر و نابودی

(اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: فقر مرگ بزرگ است!

حکمت 164

روش برخورد با متجاوزان

(اخلاقی، سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: رعایت حق کسی که او حقش را محترم نمی شمارد نوعی بردگی است.

حکمت 165

پرهیز از نافرمانی خدا

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: هیچ اطاعتی از مخلوق، در نافرمانی پروردگار روا نیست!.

حکمت 166

پرهیز از تجاوز به حقوق دیگران

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: مرد را سرزنش نکنند که چرا حقّش را با تأخیر می گیرد، بلکه سرزنش در آنجاست که آنچه حقّش نیست بگیرد.

حکمت 167

خودپسندی و محرومیّت

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: خودپسندی مانع فزونی است.

حکمت 168

توجه به فناپذیری دنیا

درود خدا بر او فرمود: آخرت نزدیک، و زمان ماندن در دنیا اندک است.

حکمت 169

آینده نگری

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: صبحگاهان برای آن که دو چشم بینا دارد روشن است.

حکمت 170

ضرورت ترک گناه

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: ترک گناه آسان تر از درخواست توبه است.

حکمت 171

ره آورد شوم حرام خواری

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: بسا لقمه ای گلوگیر که از لقمه های فراوانی محروم می کند.

حکمت 172

نادانی و دشمنی ها

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: مردم دشمن چیزهایی هستند که نمی دانند.

حکمت 173

ارزش مشورت ها

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: آن کس که از افکار و آرا گوناگون استقبال کند، صحیح را از خطا خوب شناسد.

حکمت 174

ارزش خشم در راه خدا

(اخلاق سیاسی، عقیدتی)

درود خدا بر او فرمود: آن کس که دندان خشم در راه خدا بر هم می فشارد، بر کشتن باطل گرایان، توامند گردد.

حکمت 175

راه درمان ترس

(اخلاقی، علمی، تربیتی)

درود خدا بر او فرمود: هنگامی که از چیزی می ترسی، خود را در آن بیفکن، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی، از خود آن سخت تر است.

حکمت 176

ابراز ریاست( بردباری فراوان)

(اخلاقی، مدیریّتی)

درود خدا بر او فرمود: بردباری و تحمّل سختی ها، ابزار ریاست است.

حکمت 177

روش برخورد با بدان

(اخلاقی، مدیریّتی)

درود خدا بر او فرمود: بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار آزار ده!

حکمت 178

روش نابود کردن بدی ها

(اخلاقیف سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: بدی را از سینه ی دیگران، با کندن آن از سینه ی خود، ریشه کن نما!

حکمت 179

لجاجت و سستی اراده

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: لجاجت تدبیر را سُست می کند.

حکمت 180

طمع ورزی و بردگی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: طمع ورزی، بردگیِ همیشگی است.

حکمت 181

ارزش دوراندیشی و پرهیز از کوتاهی

( اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: حاصل کوتاهی، پشیمانی، و حاصل دوراندیشی، سلامت است.

حکمت 182

شناخت جایگاه سخن و سکوت

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: آنجا که باید سخنِ درست گفت، در خاموشی خیری نیست، چنانکه در سخن ناآگاهانه نیز خیری نخواهد بود.

حکمت183

باطل گرایی و اختلاف

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: دو دعوت به اختلاف نرسد جز این که یکی باطل باشد!

حکمت 184

ویژگی های اعتقادی امام (علیه السّلام)

(اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: از روزی که حق برای من نمایان شد، هرگز دچار تردید نشدم!

حکمت 185

ویژگی های اعتقادی امام علی (علیه السّلام)

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: هرگز دروغ نگفتم و به من دروغ نگفتند، و هرگز گمراه نشدم، و کسی به وسیله من گمراه نشده است.

حکمت 186

آینده ی سخت ستمکاران

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: آغاز کننده ی ستم، در قیامت انگشت به دندان می گزد.

حکمت 187

ضرورت یاد قیامت

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: کوچ کردن نزدیک است!

حکمت 188

ضرورت حق گرایی

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: هر کس که با حق در آویزد نابود می گردد.

حکمت 189

ارزش صبر و خطر بی تابی

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: کسی را که شکیبایی نجات ندهد، بی تابی او را هلاک گرداند.

حکمت 190

معیار امامت؟

(اعتقادی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: شگفتا! آیا معیار خلافت، صحابی پیامبر بودن است؟ اما صحابی بودن و خویشاوندی ملاک نیست؟. (از امام شعری در همین مسئله نقل شد که ابابکر فرمود) اگر ادّعا می کنی با شورای مسلمین به خلافت رسیدی، چه شورایی بود که رأی دهندگان حضور نداشتند؟ و اگر خویشاوندی را حجّت می آوری، دیگران از تو به پیامبر نزدیک تر و سزاوارترند.(1)

(1): ابابکر قبل از به دست گرفتن حکومت، خویشاوندی خود با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) را مطرح می کرد، و پس از حاکم شدن، به بیعت مردم اشاره می کرد که امام به هر دو ادّعای او پاسخ داد.

حکمت 191

مشکلات دنیا

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: همانا انسان در دنیا تخته نشان تیرهای مرگ، و ثروتی است دستخوش تاراج مصیبت ها: با هر جرعه ی نوشیدنی، گلو رفتنی، و در هر لقمه ای، گلوگیر شدنی است، و بنده نعمتی به دست نَیاوَرَد جز آن که نعمتی از دست بدهد، و روزی به عمرش افزوده نمی گردد جز با کَم شدن روزی دیگر! پس ما یاران مرگیم، و جان های ما هدف نابودی ها، پس چگونه به ماندن جاودانه امیدوار باشیم؟. در حالی که گذشتِ شب و روز بنایی را بالا نبرده جز آن که آن را ویران کرده، و به اطراف پراکند!

حکمت 192

پرهیز از زراندوزی

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: ای فرزند آدم، آنچه را که بیش از نیاز خود فراهم کنی، برای دیگران اندوخته ای.

حکمت 193

درود خدا بر او فرمود: دل ها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دل ها را آنگاه به کار وا دارید که خواهشی دارند و روی آوردنی، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری کور می گردد.

حکمت 194

ضرورت پرهیز از خشم و انتقام

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: چون خشم گیرم، کی آن را فرو نشانم؟ در آن زمان که قدرت انتقام ندارم، که به من بگویند. « اگر صبر کنی بهتر است» یا آنگاه که قدرت انتقام دارم؟ که به من بگویند: « اگر عفو کنی خوب است».

حکمت 195

پرهیز از بخل ورزی

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: ( در سر راه از کنار مزبله ای عبور می کرد.)

این همان است که بخیلان به آن بخل می ورزند! ( و در روایت دیگری نقل شد که) این چیزی است که دیروز بر سر آن رقابت میکردید!

حکمت 196

عبرت آموزی از اتلاف اموال

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: مالی که نابودی آن تو را پند می دهد، از دست نرفته است.

حکمت 197

روش درمان روح ( روانشناسی بالینی)

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: این دل ها همانند تن ها خسته می شوند، برای نشاط آن به سخنان تازه حکیمانه روی بیاورید.

حکمت 198

ضرورت حکومت

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: ( وقتی شنید که خوارج می گویند، حکومت فقط از آن خداست.)

حکمت 199

نکوهش اُوباش(انسان های شرور)

درود خدا بر او فرمود: ( در تعریف جمع اُوباش، فرمود) آنان چون گرد هم آیند پیروز شوند، و چون پراکنده شوند شناخته نگردند(1). ( وگفته شد که امام فرمود) آنان چون گردهم آیند زیان رسانند، و چون پراکنده شوند سود دهند. (از امام پرسیدند: چون اوباش گردهم آیند زیان رسانند را دانستیم، اما چه سودی در پراکندگی آنان است، فرمود) صاحبان کسب و کار، و پیشه وران به کارهای خود باز می گردند، و مردم از تلاش آنان سود برند، بنّا به ساختن ساختمان، و بافنده به کارگاه بافندگی، و نانوا به نانوایی روی می آورد.

(1): نفی: اونتوریسم Aventurism (ماجراجویی) کسانیکه بدون رعایت مسائل اخلاقی و سیاسی حاکم بر جامعه دست به اعمالی می زنند که نارواست.

حکمت 200

نکوهش انسان های شرور

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: (جنایتکاری را حضور امام آوردند، که جمعی اُوباش همراه او بودند.)

مبارک مباد، چهره هایی که جز به هنگام زشتی ها دیده نمی شوند.

حکمت 201

امداد های الهی و حفظ انسان

(اعتقادی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: با هر انسانی دو فرشته است که او را حفظ می کنند، و چون تقدیر الهی فرا رسد، تنهایش می گذارند، که همانا زمان عمر انسان، سپری نگهدارنده است.

حکمت 202

واقع نگری در مسائل سیاسی

(سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: ( طلحه و زبیر خدمت امام آمدند و گفتند با تو بیعت کردیم که ما در حکومت شریک تو باشیم، فرمود) نه هرگز! بلکه شما در نیرو بخشیدن، و یاری خواستن شرکت دارید، و دو یاورید به هنگام ناتوانی و در ماندگی در سختی ها.

حکمت 203

یاد مرگ و پرهیزکاری

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: ای مردم! از خدایی بترسید که اگر سخنی گویید می شنود، و اگر پنهان دارید می داند؛ و برای مرگی آماده باشید، که اگر از آن فرار کنید شما را می یابد، و اگر بر جای خود بمانید شما را می گیرد، و اگر فراموشش کنید شما را از یاد نبرد.

حکمت 204

بی توجّهی به سپاسگذاری مردم

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: ناسپاسی مردم تو را از کار نیکو باز ندارد، زیرا هستند کسانی، بی آن که از تو سودی برند تو را می ستایند، چه بسا ستایش اندک انان برای تو، سودمند تر از ناسپاسی ناسپاسان باشد. ( و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.)

حکمت 205

گنجایش نامحدود ظرف علم

(علمی)

درود خدا بر او فرمود: هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پُر می شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی، وسعتش بیشتر می شود.

حکمت 206

ره آورد حلم و بردباری

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: نخستین پاداش بردبار از بردباری اش آن که مردم در برابر نادان، پشتیبان او خواهند بود.

حکمت 207

ارزش همانند شدن با خوبان

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: اگر بردبار نیستی، خود را به بردباری بنمای، زیرا اندک است کسی که خود را همانند مردمی کند و از جمله ی آنان به حساب نیاید.

حکمت 208

مراحل خودسازی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او فرمود: کسی که از خود حساب کشد، سود می برد، و آن که از خود غفلت کند زیان می بیند، و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد، و کسی که عبرت آموزد آگاهی یابد، و آن که آگاهی یابد می فهمد، و آن که بفهمد دانش آموخته است!

حکمت 209

خبر از ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام)

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: دنیا پس از سرکشی، به ما روی می کند، چونان شتر ماده ی بدخو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس این آیه را خواند)

« و اراده کردیم که بر مستضعفین زمین، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانیم»

حکمت 210

الگوهای پرهیزکاری

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او فرمود: از خدا بترسید، ترسیدن انسان وارسته ای که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده، و در بهره بردن از فرصت ها کوشیده، و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده، و در دنیای زود گذر، و پایان زندگی و عاقبت کار، به درستی اندیشیده است!

حکمت 211

ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: بخشندگی، نگاهدارنده ی آبروست، و شکیبایی دهان بند بی خردان، و عفو زکات پیروزی، و دوری کردن، کیفر خیانتکار، و مشورت چشم هدایت است.

و آن کس که با رأی خود احساس بی نیازی کند به کام خطرها افتد، شکیبایی با مصیبت های شب و روز پیکار کند، و بی تابی، زمان را در نابودی انسان یاری دهد، و برترین بی نیازی ترک آرزوهاست، و چه  بسا عقل که اسیر فرمانروایی هوس است؛ حفظ و به کارگیری تجربه رمز پیروزی است، و دوستی نوعی خویشاوندی به دست آمده است، و به آن کس که به ستوه آمده و توان تحمّل ندارد اهتماد نکن.

حکمت 212

خودپسندی آفت عقل

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: خودپسندی یکی از حسودان عقل است.

حکمت 213

تحمّل مشکلات و خشنودی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او فرمود: چشم از سختیِ خوار و خاشاک و رنج ها فرو بند تا همواره خشنود باشی.

حکمت 214

نرمخویی و کامیابی

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: کسی که درخت شخصیّت او نرم و بی عیب باشد، شاخ و برگش فراوان است.

حکمت 215

اختلاف آفت اندیشه

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: اختلاف نابودکننده ی اندیشه است.

حکمت 216

قدرت و تجاوزکاری

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: کسی که به نوایی رسید تجاوزکار شد.

حکمت 217

دگرگونی روزگار و شناخت انسان ها

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: در دگرگونی روزگار، گوهر شخصیّت مردان شناخته می شود.(1)

(1): رودکی: اندر بلای سخت پدید آید***فضل و بزرگمردی و سالاری

حکمت 218

حسادت آفت دوستی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: حسادت بر دوست، از آفات دوستی است.

حکمت 219

آرزوها آفت اندیشه

( اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: قربانگاه اندیشه ها، زیر برق آرزوهاست.

حکمت 220

عدالت در قضاوت

(اخلاقی، قضایی)

درود خدا بر او فرمود: داوری با گمان بر افراد مورد اطمینان، دور از عدالت است.

حکمت 221

آینده ی دردناک ستمکاران

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: بدترین توشه برای قیامت، ستم بر بندگان است.

حکمت 222

بی توجّهی به بدی بدکاران

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: خود را به بی خبری نمایاندن از بهترین کارهای بزرگواران است.

حکمت 223

حیا و عیب پوشی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: آن کس که لباس حیا بپوشد، کسی عیب او را نبیند.

حکمت 224

برخی از ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: با سکوت بسیار، وقار انسان بیشتر شود، و با انصاف بودن، دوستان را فراوان کند، و با بخشش، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنی، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزینه ها بزرگی و سروری ثابت گردد، و روش عادلانه، مخالفان را درهم شکند، و با شکیبایی در برابر بی خرد، یاران انسان زیاد گردند.

حکمت 225

حسادت و بیماری

(اخلاقی، بهداشتی)

درود خدا بر او فرمود: شگفتا که حسودان از سلامتی خود غافل مانده اند!!.

حکمت 226

طمع ورزی و خواری

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: طمعکار همواره زبون و خوار است.

حکمت 227

ارکان ایمان

(اعتقادی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: ( از ایمان پرسیدند).

ایمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضا و جوارح استوار است.

حکمت 228

ارزش ها و ضد ارزش ها

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: کسی که از دنیا اندوهناک می باشد، از قضاء الهی خشمناک است؛ و آن کس که از مصیبت وارد شده شکوه کند از خدا شکایت کرده؛ و کسی که نزد توانگری رفته و به خاطر سرمایه اش برابر او فروتنی کند، دو سوم دین خود را از دست داده است؛ و آن کس که قرآن بخواند و وارد جهنّم شود حتما از کسانی است که آیات الهی را بازیچه قرار داده است، و آن کس که قلب او با دنیاپرستی پیوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهی رهانشدنی، حرصی جدا نشدنی، و آرزویی نایافتنی.

حکمت 229

ارزش قناعت و خوش خلقی

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: آدمی را با قناعت برای دولتمندی، و خوش خلقی برای فراوانی نعمت ها کافی است.

( از امام سوال شد تفسیر آیه، فَلَنُحیَیّه حیاة طیّبة چیست؟ فرمود) آن زندگی با قناعت است.(1)

(1): سعدی گوید: قناعت توانگر کند مرد را *** خبر کن حریص جهانگرد را

حکمت 230

راه به دست آوردن روزی

( اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: با آن کس که روزی به او روی آورده شراکت کنید، که او توانگری را سزاواتر، و روی آمدن روزگار خوش را شایسته تر است.

حکمت 231

تعریف عدل و احسان

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: ( در تفسیر آیه 90 سوره نحل « خدا به عدل و احسان فرمان می دهد» فرمود)

عدل، همان انصاف، و احسان، همان بخشش است.

حکمت 232

ره آورد انفاق

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: آن کس که با دست کوتاه ببخشد، از دستی بلند پاداش گیرد.

می گویم: ( معنی سخن این است که آنچه  انسان از اموال خود در راه خیر و نیکی انفاق می کند، هر چند کم باشد، خداوند پاداش او را بسیار می دهد، و منظور از « دو دست» در اینجا دو نعمت است، که امام (علیه السّلام) بین نعمت پروردگار، و نعمت از ناحیه انسان، را با کوتاهی و بلندی فرق گذاشته است که نعمت و بخشش از ناحیه بنده را کوتاه، و از ناحیه خداوند را بلند قرار داده است، بدان جهت که نعمت خدا همیشگی و چند برابر نعمت مخلوق است، چرا که نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمت ها است، بنابراین تمام نعمت ها به نعمت های خدا باز می گردد، و از آن سرچشمه می گیرد).

حکمت 233

پرهیز از آغاز گری در مبارزه

(اخلاق اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: (به فرزندش امام مجتبی (علیه السّلام) فرمود) کسی را به پیکار دعوت نکن، اما اگر تو را به نبرد خواندند، بپذیر، زیرا آغازگر پیکار تجاوزکار، و تجاوزکار شکست خورده است.

حکمت 234

تفاوت اخلاقی مردان و زنان

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان، زشت ترین اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل: هرگاه زنی متکبّر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ می کند، و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند فاصله می گیرد.(1)

(1): نقد نسبی بودن اخلاق در زندگی (رلاتیویسم Relativism) « نسبیّت» گرچه در اینجا امام (علیه السّلام) به نسبی بودن برخی از ارزش های اخلاقی بین زن و مرد اشاره فرمود، و این ارتباطی به نسبی بودن اخلاق ندارد.

حکمت 235

نشانه ی خردمندی

(اخلاقی)

درود خدا بر او فرمود: ( به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چیزی را در جای خود می نهد. ( گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود) با معرّفی خردمند، جاهل را نیز شناساندم. ( یعنی جاهل کسی که هر چیزی را در جای خود نمی گذارد، بنابراین با ترک معرفی مجدّد، جاهل را شناساند)

حکمت 236

زشتی دنیای حرام

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: به خدا سوگند! این دنیای شما که به انواع حرام آلوده است، در دیده ی من از استخوان خوکی که در دست بیماری جذامی باشد، پست تر است!

حکمت 237

اقسام عبادت

(عبادی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: گروهی خدا را به امید بخشش پرستش کردند، که این پرستش بازرگانان است، و گروهی او را از روی ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است، و گروهی خدا را از روی سپاسگزاری پرستیدند و این پرستش آزادگان است.

حکمت 238

مشکلات تشکیل خانواده

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: زن و زندگی، همه اش زحمت و دردسر است و زحمت  بارتر اینکه چاره ای جز بودن با او نیست.(1)

(1): ضرب المثل است که چنان که در فارسی می گویند: « زن و فرزند دردسر است و بی دردسر هم نمی شود زندگی کرد»، یعنی ازدواج مسئولیت آور است، اگر می خواهی آزاد باشی، تشکیل خانواده نده.

حکمت 239

زشتی سُستی و سخن چینی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: هر کس تن به سستی دهد، حقوق را پایمال کند، و هر کس سخن چین را پیروی کند دوستی را به نابودی کشاند.

حکمت 240

غصب و ویرانی

(اقتصادی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: سنگ غصبی در بنای خانه، مایه ی ویران شدن آن است.

(این سخن از رسول خدا نقل شده است، و اینکه سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) و علی (علیه السّلام) شبیه یکدیگرند جای شگفتی نیست برای اینکه هر دو از یک جا سرچشمه گرفته و در دو ظرف ریخته شده است.)

حکمت 241

آینده دردناک ستمکاران

(سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: روزی که ستمدیده از ستمکار انتقام کشد، سخت تر از روزی است که ستمکار بر او ستم روا می داشت.

حکمت 242

ارزش ترس از خداوند

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: از خدا بترس هر چند اندک؛ و میان خود و خدا پرده ای قرار ده هر چند نازک!

حکمت 243

روش صحیح پاسخگویی

(علمی)

درود خدا بر او فرمود: هرگاه پاسخ ها همانند و زیاد شد، پاسخ درست پنهان گردد.

حکمت 244

مسولیت نعمت های الهی

(اعتقادی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: خدا را در هر نعمتی حقی است، هر کس آن را بپردازد، فزونی یابد، و آن کس که نپردازد و کوتاهی کند، در خطر نابودی قرار گیرد.

حکمت 245

کاستی قدرت و کنترل شهوت

(اخلاقی، علمی)

درود خدا بر او فرمود: هنگامی که توانایی فزونی یابد، شهوت کاستی گیرد.

حکمت 246

هشدار از پشت کردن نعمت ها

(معنوی)

درود خدا بر او فرمود: از فرار نعمت ها بپرهیزید، زیرا هر گریخته ای باز نمی گردد.

حکمت 247

ره آورد سخاوت

(اقتصادی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: بخشش بیش از خویشاوندی محبّت آورد.

حکمت 248

تقویت خوشبینی ها

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: چون کسی به تو گمان نیک برد، خوشبینی او را تصدیق کن.

حکمت 249

بهترین عمل

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او فرمود: بهترین کارها آن است که با ناخشنودی در انجام آن بکوشی.

حکمت 250

خداشناسی در حوادث روزگار

(اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: خدا را از سست شدن اراده های قوی، گشوده شدن گره های دشوار، و درهم شکسته شدن تصمیم ها، شناختم.(1)

(1): حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: مردی از امام سوال کرد که ای امیرمومنان با چه چیز خدا را شناختی؟ آن حضرت جواب داد:

حکمت 251

تلخی های و شیرینی های دنیا و آخرت

درود خدا بر او فرمود: تلخکامی دنیا، شیرینی آخرت، و شیرینی دنیای حرام، تلخی آخرت است.

حکمت 252

فلسفه ی احکام الهی

(اخلاقی، اجتماعی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: خدا « ایمان» را برای پاکسازی دل از شرک، و «نماز» را برای پاک بودن از کبر و خودپسندی، و «زکات» را عامل فزونی روزی، و «روزه» را برای آزمودن اخلاص بندگان، و «حج» را برای نزدیکی و همبستگی مسلمانان، و «جهاد» را برای عزّت اسلام، و «امر به معروف» را برای اصلاح توده های ناآگاه، و « نهی از منکر» را برای بازداشتن بیخردان از زشتی ها، «صله رحم» را برای فراوانی خویشاوندان، و «قصاص» را برای پاسداری از خون ها، و اجرای «حدود» را برای بزرگداشت محرّمات الهی، و ترک « میگساری» را برای سلامت عقل، و دوری از «دزدی» را برای تحقّق عفّت، و ترک « زنا» را برای سلامت نسل آدمی، و ترک «لواط» را برای فزونی فرزندان، و « گواهی دادن» را برای به دست آوردن حقوق انکار شده، و ترک « دروغ» را برای حرمت نگهداشتن راستی، و «سلام» کردن را برای امنیّت از ترس ها، و « امامت» را برای سازمان یافتن امور امّت، و «فرمانبرداری از امام» را برای بزرگداشت مقام رهبری، واجب کرد.

حکمت 253

روش سوگند دادن ستمکار

(سیاسی، اعتقادی)

درود خدا بر او فرمود: آنگاه که خواستید ستمکاری را سوگند دهید از او بخواهید که بگوید « از جنبش و نیروی الهی بیزار است» زیرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بیزاری، در کیفر او ستاب شود، اما اگر در سوگند خود بگوید « به خدایی که جز او خدایی نیست» در کیفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به یگانگی یاد کرد.

حکمت 254

تلاش در انفاقهای اقتصادی

(اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: ای فرزند آدم! خودت وصیّ مال خویش باش، امروز به گونه ای عمل کن که دوست داری پس از مرگت عمل کنند.

حکمت 255

تندخویی و جنون

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: تندخویی بی مورد نوعی دیوانگی است، زیرا که تندخو پشیمان می شود، و اگر پشیمان نشد پس دیوانگی او پایدار است.

حکمت 256

حسادت و بیماری

(اخلاقی، بهداشتی)

درود خدا بر او فرمود: سلامت تن در دوری از حسادت است.

حکمت 257

راه شاد کردن دیگران (اخلاق خانواده)

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او فرمود: ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری، و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند. سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود، هر کس دلی را شاد کند، خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازند.

حکمت 258

صدقه و توانگری

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او فرمود: هرگاه تهیدست شدید با صدقه دادن، با خدا تجارت کنید.

حکمت 259

شناخت جایگاه وفاداری

(اخلاقی اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او فرمود: وفاداری با خیانتکاران نزد خدا نوعی خیانت، و خیانت به خیانتکاران نزد خدا وفاداری است.

حکمت 260

پرهیز از مهلت دادن های خدا

(اعتقادی، معنوی)

درود خدا بر او فرمود: بسا احسان پیاپی خدا، گناهکار را گرفتار کند و پرده پوشی خدا او را مغرور سازد، و با ستایش مردم فریب خورد، و خدا هیچ کس را همانند مُهلت دادن، مورد ازمایش قرار نداد.

می گویم: ( این سخن امام(علیه السّلام) در کلمات گذشته آمده بود، اما چون در اینجا عبارات زیبا و مفیدی اضافه بر گذشته وجود داشت آن را نقل کرد.)

بخش حکمت های شگفتی آور از سخنان امیرالمومنین(علیه السّلام)

(در این فصل برخی از سخنان برگزیده شگفتی آور امام را می آوریم که احتیاج به تفسیر و تحلیل دارد.)

1- روایتی از امام

اشاره به ظهور امام زمان(علیه السّلام)

چون آنگونه شود، پیشوای دین(1) قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او چونان ابر پاییزی گرد آیند.

(1): یعسوب: یعنی رهبر و ملکه زنبور عسل، در اینجا یعنی رهبر امت اسلامی (یعسوب یعنی بزرگ مسلمانان، و «قزع» یعنی ابرهای پاییزی)

2- روایتی دیگر از امام

سخنوری

این سخنران، زبَردست ماهری است(2).

(2): منظور، صعصعة بن صوحان است که از یاران خاص امام (علیه السّلام) بود و سخنران با مهارتی بود، مغیرة بن شعبه به دستور معاویه او را تبعید کرد و در سال 60 هجری در تبعیدگاه خود درگذشت.

(«شحشح» یعنی مهارت دارد، به کسی که خوب حرف می زند یا خوب راه می رود گویند، ولی در موارد دیگر «شحشح» یعنی فردی بخیل)

3- روایتی دیگر از امام

پرهیز از دشمنی کردن

دشمنی، رنج ها و سختی هایی هلاک کننده دارد.

(«قُحم» یعنی مهلکه ها، زیرا دشمنی آنان را به هلاکت می رساند، و به معنی سختی ها نیز آمده که می گویند «قُمحة الاعراب»، یعنی روزگار سختی و گرسنگی عرب ها به گونه ای که اموالشان تمام می شود، و معنی «تقحّم» همین است که می گویند خشکسالی روستاییان را به سرزمین های سبز و آباد کشانده است.)

4- روایتی دیگر از امام

سرپرستی زنان

چون زنان بالغ شوند، خویشاوندان پدری برای سرپرستی آنان سزاوارترند.

منظور از «نصّ» آخرین درجه هر چیز است؛ مانند «نصّ» در سیر، که به معنی آخرین مرحله ی توانایی مرکب است، هنگامی که می گوییم، « نَصَصتُ الرَّجُلَ عَنِ الاَمر» آنقدر سوال از کسی بشود که آنچه می داند بیان کند، بنابراین « نصّ الحِقاق» به معنی رسیدن به مرحله ی بلوغ است که پایان دوره کودکی است، این جمله از فصیح ترین کنایات و شگفت آورترین آنها است، منظور امام این است ، هنگامی که زنان به این مرحله برسند « عصبه»: مردان خویشاوند پدری که محرم آنان هستند، مانند برادر، و عمو، به حمایت آنها سزاوارتر از مادرند، و همچنین در انتخاب همسر برای آنها، و منظور از حِقاق مخالفت و درگیری مادر، با عصبه؛ در مورد این زن است، به طوری که هر کدام به دیگری می گوید: من از تو اَحقّ هستم، گفته می شود: «حاقَقتُهُ حِقاقاً» به معنی رشد عقلی است، یعنی به مرحله ای برسد که حقوق و احکام درباره ی او اجرا شود، اما آن کس که نصّ الحقائق نقل کرده منظورش از حقایق، جمع « حقیقت» است. این بود معنایی که «ابو عبید قاسم بن سلام»(1) برای این جمله کرده است، اما نظر من این است که منظور از « نصّ الحقاق» این است که زن به مرحله ای برسد که جائز باشد تزویج کند، و اختیاردار حقوق خود شود، این در حقیقت تشبیه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع حِقّه و «حِق» است به معنی شتری که سه سالش تمام و آماده بهره برداری است. «حقائق» نیز جمع حِقّه است، بنابراین هر دو تعبیر به یک معنی باز می گردد. هر چند معنی دوم به روش عرب شبیه تر است.

(1): ابوعبید بن هروی از دانشمندان فقه و حدیث و ادب بود که در سال 222 هجری در گذشت.

5- روایتی دیگر از امام

تاثیر ایمان در روح

ایمان نقطه ای نورانی در قلب پدید آورد که هر چند ایمان رشد کند آن نیز فزونی یابد.

(لمظة نقطه سیاه یا سفید است، می گویند فرس المظ، یعنی اسبیی که در لب او نقطه سپیدی باشد)

6- روایتی دیگر از امام

ضرورت پرداخت زکات

هرگاه انسان طلبی دارد که نمی داند وصول می شود یا نه، پس از دریافت آن واجب است زکات آن را برای سالی که گذشته بپردازد.

می گویم: (بنابراین «دین ظنّون» آن است که طلبکار نمی داند آیا می تواند از بدهکار وصول کند یا نه؟ گویا طلبکار در حال ظنّ و گمان است، گاهی امید دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهی نه، این از فصیح ترین سخنان است، همچنین هر کاری که طالب آن هستی و نمی دانی در چه موضعی نسبت به آن خواهی بود، آن را «ظنون» گویند. و گفته اعشی شاعر عرب از همین باب است، آنجا که می گوید: « چاهی که معلوم نیست آب دارد یا نه، و از محلی که باران گیر باشد دور است. نمی شود آن را همچنین فُرات، که پر از آب است، و کشتی و شناگر ماهر را از پا در می آورد، قرار داد.» «جُدّ» چاه قدیمی بیابانی را گویند، و ظنّون آن است که معلوم نیست آب دارد یا نه).

7- روایتی دیگر از امام

(وقتی لشکری را در راه جنگ مشایعت می کرد فرمود)

اخلاقی نظامی

تا می توانید از زنان دوری کنید.

می گویم: ( معنی این سخن آن که از یاد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ، اِعراض کنید، و از نزدیکی با آنان امتناع ورزید، چه اینکه این کار بازوان حمیّت را سست، و در تصمیم شما خلل ایجاد می نماید، و از حرکت سریع، و کوشش در جنگ باز می دارد، هرکس که از چیزی امتناع ورزد گفته می شود « عَذب عَنه» و «عازِب» و «عذُوب» به معنی کسی است که از خوردن و آشامیدن امتناع می ورزد.)

8- روایتی دیگر از امام

امید به پیروزی

مسلمان چونان تیرانداز ماهری است که انتظار دارد، در همان نخستین تیراندازی پیروز گردد.

می گویم: ( یاسرون، کسانی هستند که با تیرها بر سر شتری مسابقه می دهند، و فالج، یعنی چیره دست پیروز، می گویند. قَد فَلج علیهم و فَلَجهم. یعنی بر آنان پیروز شدند. و آنان را مغلوب کردند و راجز(1) می گوید: چیره دستی را دیدم که پیروز شد.)

(1): راجز، فضل بن قُدامه عجلی و لقب او، ابوالنّجم است، او از شاعران عصر اُموی است که در سال 130 هجری درگذشت.

9- روایتی دیگر از امام

جهاد اکبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)

هرگاه آتش جنگ شعله می کشید، ما به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) پناه می بردیم، که در آن لحظه کسی از ما همانند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) به دشمن نزدیک تر نبود.

(وقتی ترس از دشمن بزرگ می نمود، و جنگ به گونه ای می شد که گویا جنگجویان را می خواهد در کام خود فرو برد؛ مسلمانان به پیامبر پناهنده می شدند، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد، و خداوند به وسیله او نصرت و پیروزی را بر آنان نازل فرماید، و در سایه آن حضرت ایمن گردند، اما جمله « اذا احمَرّ البأس» کنایه از شدت کارزار است. در این باره سخنان متعدّدی گفته شده که بهترین آنها اینکه امام داغی جنگ را به شعله های سوزان آتش تشبیه کرده است، و ازچیزهایی که این نظر را تقویت می کند، سخن پیامبر در جنگ حُنین است، هنگامی که – نبرد سخت شد و شمشیر زدن مردم را در جنگ «هوزان» مشاهده کرد فرمود: « الآن حَمِیَ الوَطیس» اکنون تَنور جنگ داغ شد، « وَطیس» تنور آتش است، بنابراین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) داغی و گرمی جنگ را به افروختگی و شدّت شعله وری آتش تشبیه فرموده است.)

حکمت 261

مظلومیّت امام علی(علیه السّلام)

(سیاسی، تاریخی)

درود خدا بر او، فرمود: ( آن هنگام که تهاجم یاران معاویه به شهر انبار، و غارت کردن آن را شنید، تنها و پیاده به طرف پادگان نظامی کوفه « نُخیله»(1) حرکت کرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند ای امیر مومنان ما آنان را کفایت می کنیم، فرمود)

شما از انجام کار خود درمانده اید! چگونه کار دیگری را برایم کفایت می کنید! اگر رعایای پیش از من از ستم حاکمان می نالیدند، امروز من از رعیّت خود می نالم، گویی من پیرو، و آنان حکمرانند، یا من محکوم و آنان فرمانروایانند.

وقتی سخن امام در یک سخنرانی طولانی که برخی از آن را در ضمن خطبه های گذشته آوردیم، به اینجا رسید.

(دو نفر از یایارن جلو آمدند و یکی گفت: من جز خود و برادرم را در اختیار ندارم، ای امیرمومنان فرمان ده تا هرچه خواهی انجام دهم، امام فرمود) شما کجا و آنچه من می خواهم کجا؟!

(1): نُخیله، جایی نزدیکی کوفه در سر راه شام، که لشگرگاه بود، سربازان و داوطلبان جنگ در آنجا گرد می آمدند و سازماندهی می شدند.

حکمت 262

مشکل حق ناشناسی

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: (حارث بن حوت(1) نزد امام آمد و گفت: آیا چنین پنداری که من اصحاب جَمَل را گمراه می دانم؟ چنین نیست، امام فرمود) ای حارث! تو زیر پای خود را دیدی، اما به پیرامونت نگاه کردی، پس سرگردان شدی، تو حق را نشناختی تا بدانی  که اهل حق چه کسانی می باشند؟ و باطل را نیز نشناختی تا باطل گرایان را بدانی.

(حارث گفت: من و سَعد بن مالک،(2) و عبدالله بن عمر، از جنگ کنار می روم امام فرمود)

همانا سعد و عبدالله بن عمر، نه حق را یاری کردند، و نه باطل را خوار ساختند.

(1): ابن ابی الحدید در شرح خود و جاحظ در البیان ج3،ص121، حارث بن حَوط ضبط کرده اند

(2): هدف وقّاص است که به انزوا گرایید.

حکمت 263

مشکل هم نشینی با قدرتمندان

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: همنشین پادشاه، شیرسواری را ماند که دیگران حسرت منلت او را دارند، ولی خود می داند که در جای خطرناکی قرار گرفته است.

حکمت 264

نیکی به بازماندگان دیگران

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: به بازماندگان دیگران نیکی کنید، تا حرمت بازماندگان شما را نگاهدارند.

حکمت 265

گفتار حکیمان و درمان

(علمی، درمانی)

درود خدا بر او، فرمود: گفتار حکیمان اگر درست باشد درمان(1)، و اگر نادرست، درد جان است.

(1): اشاره به علم: سوماتوژی Somatology (خاصیت شناسی)

حکمت 266

روش صحیح پاسخ دادن

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی از امام پرسید که ایمان را تعریف کن)

فردا نزد من بیاتا در جمع مردم پاسخ گویم، که اگر تو گفتارم را فراموش کنی دیگری آن را در خاطرش سپارد، زیرا گفتار چونان شکار رمنده است، یکی آن را به دست آورد، و دیگری آن را از دست می دهد. (پاسخ امام در حکمت 31 امد که آن را نقل کردیم که ایمان را بر چهار شعبه تقسیم کرد)

حکمت 267

پرهیز از حرص ورزی در کسب روزی

(اعتقادی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: ای فرزند آدم! اندوه را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روزِ نرسیده، از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند.

حکمت 268

اعتدال در دوستی ها و دشمنی ها

(اخلاق اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: در دوستی با دوست مدارا کن، شاید دشمن تو گردد، و در دشمنی با دشمن نیز مدارا کن، زیرا شاید روزی دوست تو گردد.

حکمت 269

روش برخورد با دنیا

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم در دنیا دو دسته اند، یکی آن کس که در دنیا برای دنیا کار کرد، و دنیا او را از آخرتش بازداشت، بر بازماندگان خویش از تهیدستی هراسان، و از تهیدستی خویش در امان است، پس زندگانی خود را در راه سود دیگران از دست می دهد.

و دیگری آن که در دنیا برای آخرت کار می کند، و نعمت های دنیا نیز بدون تلاش  به او روی می آورد، پس بهره ی هر دو جهان را چشیده، و مالک هر دو جهان می گردد، و با آبرومندی در پیشگاه خدا صبح می کند، و حاجتی را از خدا درخواست نمی کند جز آن که روا می گردد.

حکمت 270

ضرورت حفظ اموال کعبه

(تاریخی، فقهی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در زمان حکومت عمر، نسبت به فراوانی زیور و زینت های کعبه صحبت شد، گروهی گفتند آنها را برای لشکر اسلام مصرف کن، کعبه زر و زینت نمی خواهد، وقتی امیرالمومنین (علیه السّلام) پرسیدند، فرمود)

همانا قرآن بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم)  هنگامی نازل گردید که اموال چهار قسم بود، اموال مسلمانان، که آن را بر اساس سهم هر یک از وارثان، تقسیم کرد، و غنیمت چنگی که آن را به نیازمندانش رساند، و خمس، که خدا جایگاه مصرف آن را تعیین فرمود، و صدقات، که خداوند راه های بخشش آن را مشخص فرمود.

و زیور آلات و زینت کعبه از اموالی بودند که خدا آن را به حال خود گذاشت، نه از روی فراموشی آن را ترک کرد، و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نیز آن را به حال خود واگذار چنانکه خدا و پیامبرش آن را به حال خود واگذاشتند.

(عمر گفت: اگر تو نبودی رسوا می شدیم، و متعرّض زیورآلات کعبه نشد)

حکمت 271

روش صحیح قضاوت

(قضایی)

درود خدا بر او، فرمود: ( دو نفر دزد را خدمت امام آوردند که از بیت المال دزدی کرده بودند، یکی برده ی مردم، و دیگری برده ای جزو بیت المال بود، امام فرمود)

برده ای که از بیت المال است حدّی بر او نیست، زیرا مال خدا مقداری از مال خدا را خورده است، اما دیگری باید حدّ دزدی با شدّت بر او اجرا گردد ( سپس دست او را برید).

حکمت 272

ضرورت استقامت در برداشتن کجی ها

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر از این فتنه ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگونی های بسیار پدید می آورم.

حکمت 273

ضرورت توکل به خداوند

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: به یقین بدانید! خداوند برای بنده ی خود هر چند با سیاست  و سخت کوش و در طرح و نقشه  نیرومند باشد، بیش از آنچه که در علم الهی(1) وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و میان بنده، هر چند ناتوان و کم سیاست باشد، و آنچه در قرآن برای او رقم زده حایلی نخواهد گذاشت، هر کس این حقیقت را بشناسد و به کار گیرد، از همه ی مردم آسوده تر است و سود بیشتری خواهد برد. و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتار تر و زیانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده ای که گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتاری که در گرفتاری ساخته شده و آزمایش گردد، پس ای کسی که از این گفتار بهرمند می شوی، بر شکر گزاری بیفزای، و از شتاب بی جا دست بردار، و به روزی رسیده قناعت کن.

(1): ذکر حکیم را به قرآن، علم الهی، لوح محفوظ تفسیر کرده اند.

حکمت 274

ضرورت عمل گرایی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: علم خود را نادانی، و یقین خود را شک و تردید مپندارید، پس هرگاه دانستید عمل کنید، و چون به یقین رسیدید اقدام کنید.

حکمت 275

ضد ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: طمع به هلاکت می کشاند و نجات نمی دهد، و به آنچه ضمانت کند، وفادار نیست، و بسا نوشنده آبی که پیش از سیراب شدن گلوگیرش شد؛ و ارزش آنچه که بر سر آن رقابت می کنند، هرچه بیشتر باشد، مصیبت از دست دادنش اندوهبارتر خواهد بود، و آرزوها چشم بصیرت را کور می کند، و آنچه روزی هر کسی است بی جستجو خواهد رسید.

حکمت 276

پرهیز از دورویی ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: خدایا به تو پناه می برم که ظاهر من در برابر دیده ها نیکو، و درونم در آنچه که از تو پنهان می دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتاری که تو از آن آگاهی، و توجه مردم را به خود جلب نمایم، و چهره ظاهرم را زیبا نشان داده با اعمال نادرستی که درونم را زشت کرده به سوی تو آیم، تا به بندگانت نزدیک، و از خشنودی تو دور گردم.

حکمت 277

سوگند امام(علیه السّلام)

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: نه، سوگند به خدایی که با قدرت او شب تاریک را به سر بردیم که روز سپیدی در پی داشت، چنین و چنان نبود!

حکمت 278

ارزش تداوم عمل

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: کار اندکی که ادامه یابد، از کار بسیاری که از ستوه آیی امیدوار کننده تر است.

حکمت 279

شناخت جایگاه واجبات و مستحبّات

(عبادی)

درود خدا بر او، فرمود: هرگاه مستحبات به واجبات زیان رساند آن را ترک کنید.

حکمت 280

یاد قیامت و آمادگی

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که به یاد سفر طولانی آخرت باشد خود را آماده می سازد.

حکمت 281

برتری عقل از مشاهده ی چشم

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: اندیشیدن همانند دیدن نیست، زیرا گاهی چشم ها دروغ می نمایاند، اما آن کس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمی کند.

حکمت 282

غرور، آفت پندپذیری

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: میان شما و پندپذیری، پرده ای از غرور و خودخواهی وجود دارد.

حکمت 283

علل شقوطظ جامعه

درود خدا بر او، فرمود: جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و کوتاهی ورزند!

حکمت 284

دانش نابود کننده ی عُذرها

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: دانش، راه عذر تراشی را بر بهانه جویان بسته است.

حکمت 285

ضرورت استفاده از فرصت ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهی می ورزند!

حکمت 286

سرانجام خوشی ها

(سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم چیزی را نگفتند خوش باد، جز آن که روزگار، روز بدی را برای او تدارک دید.

حکمت 287

مشکل درک قضا و قدر

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: (از قدر پرسیدند، پاسخ داد:)

راهی است تاریک، آن را مپیمایید، و دریایی است ژرف؛ وارد آن نشوید، و رازی است خدایی، خود را به زحمت نیندازید.

حکمت 288

جَهل و خواری

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: هرگاه خدا بخواهد بنده ای را خوار کند، دانش را از او دور سازد.

حکمت 289

الگوی کامل انسانیّت

(اخلاقی، اجتماعی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: در گذشته برادری دینی داشتم(1) که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود، و از شکم بارگی دور بود، پس آنچه را نمی یافت آرزو نمی کرد، و آنچه را می یافت زیاده روی نداشت. در بیشتر عمرش ساکت بود، اما گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخنوران برتری نداشت، و تشنگی پرسش کنندگان را فرو می نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف می نمود، اما در برخورد جدی چونان شیر بیشه می خروشید، یا چون مار بیابانی به حرکت در می آمد. تا پیش قاضی نمی رفت دلیلی مطرح  نمی کرد، و کسی را که عذری داشت سرزنش نمی کرد ، تا آن که عذر او را می شنید، از درد شکوه نمی کرد، مگر پس از تندرستی و بهبودی، آنچه عمل می کرد می گفت، و بدانچه عمل نمی کرد چیزی نمی گفت، اگر در سخن گفتن بر او پیشی می گرفتند در سکوت مغلوب  نمی گردید. و بر شنیدن بیشتر از سخن گفتن حریص بود. اگر بر سر دو راهی دو کار قرار می گرفت، می اندیشید که کدام یک با خواسته نفس نزدیک تر است با آن مخالفت می کرد، پس بر شما باد روی آوردن به اینگونه از ارزش های اخلاقی، و با یکدیگر در کسب آنها رقابت کنید و اگر نتوانستند، بدانید که به دست آوردن برخی از آن ارزش های اخلاقی بهتر از رها کردن همه است.

حکمت 290

مسولیّت نعمت ها

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر خدا بر گناهان وعده ی عذاب هم نمی داد، لازم بود به خاطر سپاسگزاری از نعمت هایش نافرمانی نشود.

حکمت 291

روش تسلیت گفتن

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: (جهت تسلیت گفتن به اشعث بن قیس در مرگ فرزندش)

ای اشعث! اگر برای پسرت اندوهناکی، به خاطر پیوند خویشاوندی سزاواری، اما اگر شکیبا باشی هر مصیبتی را نزد خدا پاداشی است. ای اشعث! اگر شکیبا باشی تقدیر الهی بر تو جاری می شود و تو پاداش داده خواهی شد و اگر بی تابی کنی نیز تقدیر الهی بر تو جاری می شود و تو گناهکاری. ای اشعث! پسرت تو را شاد می ساخت و برای تو گرفتاری و آزمایش بود، و مرگ او تو را اندوهگین کرد درحالی که برای تو پاداش و رحمت است.

حکمت 292

عزای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و بی تابی ها

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( به هنگام دفن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم))

همانا شکیبایی نیکوست جز در غم از دست دادنت، و بی تابی ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصیبت تو بزرگ، و مصیبت های پیش از تو و پس از تو ناچیزند.

حکمت 293

دوستی با احمق هرگز!!

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: همنشین بی خرد مباش، که کار زشت خود را زیبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشی.

حکمت 294

فاصله میان شرق و غرب

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از فاصله میان شرق و مغرب پرسیدند، فرمود:) به اندازه یک روز رفتن خورشید.

حکمت 295

شناخت دوستان و دشمنان

(اخلاق اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: دوستان سه گروهند، و دشمنان تو نیز سه دسته اند؛ اما دوستانت: دوست تو و دوستِ دوست تو است، و اما دشمنانت، پس دشمن تو، و دشمن دوست تو، و دوست دشمن تو است.

حکمت 296

پرهیز از دشمنی ها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی را دید که چنان بر ضد دشمنش می کوشید که به خود زیان می رسانید، فرمود) تو مانند کسی هستی که نیزه در بدن خود فرو برد تا دیگری را که در کنار اوست بکشد!

حکمت 297

ضرورت عبرت گرفتن

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذیران چه اندک!

حکمت 298

اعتدال در دشمنی ها

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که در دشمنی زیاده روی کند گناهکار، و آن کس که در دشمنی کوتاهی کند ستمکار است، و هرکس که بی دلیل دشمنی کند نمی تواند با تقوا باشد!

حکمت 299

نماز در نگرانی ها

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: آنچه که بین من و خدا نارواست اگر انجام دهم و مهلت دو رکعت نماز داشته باشم که از خدا عافیت طلبم، مرا اندوهگین نخواهد ساخت.

حکمت 300

شگفتی روزی بندگان

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از امام پرسیدند چگونه خدا با فراوانی انسان ها به حسابشان رسیدگی می کند؟ پاسخ داد: )

آن چنانکه با فراوانی آنان روزیشان می دهد! ( و باز پرسیدند چگونه به حساب انسان ها رسیدگی می کند که او را نمی بینند فرمود) همان گونه که آنان را روزی می دهد و او را نمی بینند!

حکمت 301

احتیاط در فرستادن پیک ها و نامه ها

(اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: فرستاده تو بیانگر میزان عقل تو، و نامه تو گویاترین سخنگوی تو است!

حکمت 302

نیاز انسان به دعا

(معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: آن کس که به شدت گرفتار دردی است نیازش به دعا بیشتر از تندرستی است که از بلا در امان است نمی باشد.

حکمت 303

ارزش دنیا دوستی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم فرزندان دنیا هستند و هیچ کس را بر دوستی مادرش نمی توان سرزنش کرد.

حکمت 304

ضرورت پاسخ دادن به درخواستها

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: نیازمندی که به تو روی آورده فرستاده ی خداست، کسی که از یاری او دریغ کند، از خدا دریغ کرده، و آن کس که به او بخشش کند، به خدا بخشیده است.

حکمت 305

غیرتمندی و ترک زنا

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: غیرتمند هرگز زنا نمی کند.

حکمت 306

نگهدارندگی أجل

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: اجل نگهبان خوبی است.

می گویم: (معنای سخن امام (علیه السّلام) این است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردباری می کند اما در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نیست.)

(1): در یکی از روزهای جنگ صفّین، امام سوار بر اسب در میان میدان رجز می خواند و شمشیر را به گردن آویخته بود، یکی از یاران گفت: یا امیرالمومنین! خود را حفظ کن. نکند شما را غافلگیر کنند. در پاسخ او جمله ی بالا را فرمود: « توحید صدوق ص 264»

حکمت 307

مشکل مال غارت شده

(اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: آدم داغدار می خوابد، اما مال غارت شده، نمی خوابد.

می گویم: (معنای سخن امام (علیه السّلام) این است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردباری می کند اما در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نیست.)

حکمت 308

ره آورد دوستی پدران

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: دوستی میان پدران، سبب خویشاوندی فرزندان است، و خویشاوندی به دوستی نیازمندتر است از دوستی به خویشاوندی.

حکمت 309

ارزش گمان مومن

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: از گمان مومنان بپرهیزید که خدا حق را بر زبان آنان قرار داده است.

حکمت 310

ضرورت اطمینان به وعده های الهی

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ایمان بنده ای درست نباشد جز آن که اعتماد او به آنچه در دست خداست بیشتر از آن باشد که در دست اوست.

حکمت 311

نفرین امام(علیه السّلام)

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( چون به شهر بصره رسید خواست انس بن مالک را به سوی طلحه و زبیر بفرستد تا آنچه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) درباره ی آنان شنیده یادشان آورد، انس، سر باز زد و گفت من آن سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) را فراموش کردم، فرمود)(1)

اگر دروغ می گویی خداوند تو را به بیماری بَرَص(سفیدی روشن) دچار کند که عمّامه آن را نپوشاند. ( پس از نفرین امام(علیه السّلام)، انس به بیماری بَرَص در سر و صورت دچار شد، که همواره نقاب می زد.)

(1): انس بن مالک در روز غدیر حضور داشت که رسول خدا فرمود « من کنت مولاه فهذا علی مَولاه، اللّهم والِ من والاه و عاد من عاداه» اما هواپرستی بر او غلبه کرد و گفت از یادم رفته است.

حکمت 312

روانشناسی عبادات

(علمی، عبادی)

درود خدا بر او، فرمود: دل ها را روی آوردن و نشاط، و پشت کردن و فراری است؛ پس آنگاه که نشاط دارند آن را بر انجام مستحبّات وا دارید، و آنگاه که پشت کرده بی نشاط است، به انجام واجبات قناعت کنید.

حکمت 313

جامعیّت قرآن

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: در قرآن اخبار گذشتگان، و آیندگان، و احکام مورد نیاز زندگی تان وجود دارد.

حکمت 314

روش برخورد با متجاوز

(سیاسی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: سنگ را از همان جایی که دشمن پرت کرده، بازگردانید، که شر را جز شر پاسخی نیست.

حکمت 315

روش نویشندگی

(علمی، هنری)

درود خدا بر او، فرمود: (به نویسنده ی خود عبیدالله بن ابی رافع دستور داد)

در دوات، لیقه بینداز، نوک قلم را بلندگیر، میان سطرها فاصله بگذار، و حروف را نزدیک به یکدیگر بنویس، که این شیوه برای زیبایی خط بهتر است.

حکمت 316

پیشوایی مومنان و تبهکاران

(اعتقادی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: من پیشوای مومنان، و مال، پیشوای تبهکاران است.

می گویم: ( معنای سخن امام این است که مومنان از من پیروی می کنند و بدکاران پیرو مال می باشند آنگونه که زنبوران عسل از رئیس خود اطاعت دارند.)

حکمت 317

اختلاف مسلمین و انحراف یهودیان

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی یهودی به امام گفت: هنوز پیامبرتان را دفن نکرده، درباره اش اختلاف کردید، امام فرمود: )

ما درباره ی آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم، نه در خود او؛ اما شما یهودیان، هنوز پای شما پس از نجات از دریای نیل خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید: « برای ما خدایی بساز، چنانکه بت پرستان خدایی دارند!» و پیامبر شما گفت: « شما مردمی نادانید.»

حکمت 318

قاطعیت در مبارزات

(سیاسی، نظامی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از امام پرسیدند، با کدام نیرو بر حریفان خود پیروز شدی؟ فرمود)

کسی را ندیدم جز آن که مرا در شکست خود یاری می داد!.

حکمت 319

ره آورد شوم تهیدستی

(اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( به پسرش محمد حنفیّه سفارش کرد) ای فرزند! من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر، که همانا فقر، دین انسان را ناقص، و عقل را سرگردان، و عامل دشمنی(1) است.

(1): داعیة للمقت: برانگیزاننده ی خشم است، خشم خدا، یا خشم بندگان خدا

حکمت 320

روش صحیح پرسیدن

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی مسئله پیچیده ای سوال کرد، فرمود) برای فهمیدن بپرس، نه برای آزار دادن؛ که نادانِ آموزش گیرنده همانند داناست، و همانا دانای بی انصاف چون نادان بهانه جو است!

حکمت 321

قاطعیّت رهبری در مشورت

(سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: (عبدالله بن عباس در مسئله ای نظر داد که امام آن را قبول نداشت و فرمود)

بر تو است که ردی خود را به من بگویی، و من باید پیرامون آن بیندیشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی!(1)

(1): ابن عباس به امام پیشنهاد داد تا معاویه را بر کار خود باقی نگهدارد و پس از آرام شدن اوضاع مملکت، او را عزل کند، امام در پاسخ او این سخن را فرمود.(تاریخ طبری،ج6،ص3089)

حکمت 322

ضرورت تقویت روحیّه مردم پس از جنگ

(سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: ( وقتی امام از جنگ صفّین بازمی گشت به محله شبامیان(1) رسید، آواز گریه زنان بر کشتگان جنگ را شنید، ناگاه حرب بن شُر حبیل شبامی بزرگ قبیله شبامیان خدمت امام رسید به او فرمود)

آیا آن گونه که می شنوم، زنان شما بر شما چیره شده اند؟ چرا آنان را از گریه و زاری باز نمی دارید؟ ( حرب پیاده و امام سوار بر اسب می رفتند، به او فرمود) بازگرد، که پیاده رفتن رییس قبیله ای چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار و زبونی مومن است.

(1): شبامیان: قبیله ای از مردم هَمدان بودند.

حکمت 323

علل انحراف خوارج

(سیاسی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در جنگ نهروان هنگامی که از کنار کشتگان خوارج می گذشت فرمود) بدا به حال شما! آن که شما را فریب داد به شما زیان رساند.( پرسیدند چه کسی آنان را فریفت، ای امیرالمومنین (علیه السّلام) ؟ فرمود) شیطان گمراه کننده، و نفسی که به بدی فرمان می دهد، آنان را با آرزوها مغرور ساخت، و راه گناه را بر ایشان آماده کرد، و به آنان وعده ی پیروزی داد، و سرانجام به آتش جهنّم گرفتارشان کرد.

حکمت 324

خداترس در خلوتگاه ها

(اعتقادی، اخلاقیف تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: از نافرمانی خدا در خلوت ها بپرهیزید، زیرا همان که گواه است، داوری کند.

حکمت 325

اندوه عزای محمد بن ابی بکر

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (آنگاه که خبر کشته شدن محمد بن ابی بکر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر شهادت او، به اندازه ی شادی شامیان است، جز آن که از آنان یک دشمن ، و از ما یک دوست کم شد.

حکمت 326

مهلت پذیرش توبه

(معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: عُمری که خدا از فرزند آدم پوزش را می پذیرد شصت سال است.

حکمت 327

پیروزیها دروغین

(سیاسی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: پیروز نشد آن کس که گناه بر او چیرگی یافت، و آن کس که با بدی پیروز شد شکست خورده است.

حکمت 328

وظیفه ی سرمایه داران

(اقتصادی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران، و خداوند از آنان درباره ی گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.

حکمت 329

بی نیازی از عذرخواهی

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: بی نیازی از عذرخواهی، گرامی تر از عذر راستین است.

حکمت 330

مسولیت نعمت ها

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: کمترین حق خدا بر عهده ی شما اینکه از نعمت های الهی در گناهان یاری نگیرید.

حکمت 331

ارزش اطاعت و بندگی

(عبادی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: خدای سبحان طاعت را غنیمت زیرکان قرار داد آنگاه که مردم ناتوان، کوتاهی کنند.

حکمت 332

مسولیت رهبری

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: حاکم اسلامی، پاسبان خدا در زمین اوست.

حکمت 333

روانشناسی مومن

(علمی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در توصیف مومن فرمود) شادی مومن در چهره ی او، و اندوه وی در دلش پنهان است، سینه اش از هر چیزی فراخ تر، و نفس او از هر چیزی خوارتر است. برتری جویی را زشت، و ریاکاری را دشمن می شمارد، اندوه او طولانی، و همّت او بلند است، سکوتش فراوان، و وقت او با کار گرفته است، شکرگزار و شکیبا و ژرف اندیش است. از کسی درخواست ندارد و نرم خو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دینداری از بنده خوارتر است.

حکمت 334

یاد مرگ و آرزوها

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر بنده ی خدا أجل و پایان کارش را می دید، با آرزو و فریب آن دشمنی می ورزید.

حکمت 335

آفات اموال

(اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: برای هر کسی در مال او دو شریک است: وارث، و حوادث.

حکمت 336

مسولیت وعده دادن

(اخلاقیف اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که چیزی از او خواسته اند تا وعده نداده آزاد است.

حکمت 337

ضرورت عمل گرایی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: دعوت کننده ی بی عمل، چون تیرانداز بدون کمان است.

حکمت 338

اقسام علم

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: علم دو گونه است: علم فطری و علم اکتسابی؛ علم اکتسابی اگر هماهنگ با علم فطری(1) نباشد سودمند نخواهد بود.

حکمت 339

قدرت و حاکمیّت اندیشه

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: استواری رأی با کسی است که قدرت و دارایی دارد، با روی آوردن قدرت، روی آورد، و با پشت کردن آن روی برتابد.

حکمت 340

ارزش پاکدامنی و شکرگزاری

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: پاکدامنی زیور تهیدستی، و شکرگزاری زیور بی نیازی (ثروتمندی) است.

حکمت 341

روز دردناک ظالم

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: روز انتقام گرفتن از ظالم سخت تر از ستمکاری بر مظلوم است.

حکمت 342

راه بی نیازی

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: برترین بی نیازی و دارایی، نومیدی است از آنچه در دست مردم است.

حکمت 343

شناخت مردم و ضدّ ارزش ها

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: گفتارها نگهداری می شود، و نهان آشکار، و هر کسی در گرو اعمال خویش است، و مردم گرفتار کمبودها و آفت هایند جز آن را که خدا نگهدارد؛ درخواست کنندگانشان مردم آزار، و پاسخگویان به زحمت و رنج دچارند، و آن کس که در اندیشه از همه برتر است با اندک خشنودی یا خشمی از رأی خود باز می گردد. و آن کس که از همه استوارتر است از نیم نگاهی ناراحت شود یا کلمه ای او رادگرگون سازد.

حکمت 344

ضرورت توجه به فناپذیری دنیا

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: ای مردم از خدا بترسید، چه بسا آرزومندی که به آرزوی خود نرسید، و سازنده ی ساختمانی که در آن مسکن نکرد، و گرد آورنده ای که زود آنچه را گرد آورده رها خواهد کرد، شاید که از راه باطل گرد آورده، و یا حق دیگران را بازداشته، و با حرام به هم آمیخته، که گناهش بر گردن اوست، و با سنگینی بار گناه در می گذرد، و با پشیمکانی و حسرت به نزد خدا می رود که:

« در دنیا آخرت زیان کرده و این است زیانکاری آشکار»

حکمت 345

یکی از راهها پاک ماندن

(اخلاقیف اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: دست نیافتن به گناه نوعی عصمت است.

حکمت 346

مشکلات درخواست کردن

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: آبروی تو چون یخی جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب می کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو می ریزی؟

حکمت 347

جایگاه ستایش

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی، و کمتر از آن، درماندگی یا حسادت است.

حکمت 348

سخت ترین گناه

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: سخت ترین گناه، آن که گناهکار آن را کوچک بشمارد.

حکمت 349

الگوی انسان کامل

(اخلاقیف معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: آن کس که در عیب خود بنگرد از عیب جویی دیگران بازمانَد، و کسی که به روزی خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد، و کسی که شمشیر ستم بر کشد با آن کشته شود، و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد، و هر کس خود را در گردابهای بلا افکند غرق گردد، و هر کس به جاهای بدنام قدم گذاشت متّهم گردید. و کسی که زیاد سخن می گوید زیاد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم و حیا او اندک است، و آن که شرم او اندک، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود، و کسی که پرهیزکاری او اندک است دلش مرده، و آن که دلش مرده باشد در آتش جهنّم سقوط خواهد کرد. و آن کس که زشتی های مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد سپس همان زشتی ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعی است. قناعت، مالی است که پایان نیابد، و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزی خشنود است، و هرکس بداند که گفتار او نیز از اعمال او به حساب می آید جز به ضرورت سخن نگوید.

حکمت 350

روانشناسی مردان ستمکار

(سیاسی، اجتماعی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم ستمکار را سه نشان است: با سرکشی به مافوق خود ستم روا دارد، و به زیردستان خود با زور و چیرگی ستم می کند، و ستمکاران را یاری می دهد.

حکمت 351

امیدواری در سختی ها

(معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: چون سختی ها به نهایت رسد، گشایش پدید آید، و آن هنگام که حلقه های بلا تنگ گردد آسایش فرا رسد.

حکمت 352

اعتدال در پرداخت به امور خانواده

(اخلاق اجتماعی، خانوادگی)

درود خدا بر او، فرمود: (به برخی از یاران خود فرمود) بیشترین اوقات زندگی را به زن و فرزندت اختصاص مده، زیرا اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند خدا آنها را تباه نخواهد کرد، و اگر دشمنان خدایند، چرا غم دشمنان خدا را می خوری؟!

حکمت 353

بزرگ ترین عیب

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: بزرگ ترین عیب آن که چیزی را در خود داری، بر دیگران عیب بشماری!

حکمت 354

روش تبریک گفتن در تولد فرزند

درود خدا بر او، فرمود: (در حضور امام، شخصی با این عبارت، تولد نوزادی را تبریک گفت « قدم دلاوری یکّه سوار مبارک باد»(1)) چنین مگو! بلکه بگو: خدای بخشنده را شکرگزار، و نوزادِ بخشیده بر تو مبارک، امید که بزرگ شود و از نیکوکاری اش بهرمند گردی!

حکمت 355

پرهیز از تجمّل گرایی

(اقتصادی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (وقتی یکی از کارگزاران امام خانه با شکوهی ساخت به او فرمود) سکّه های طلا و نقره سر بر آورده خود را آشکار ساختند، همانا ساختمان مجلّل بی نیازی و ثروتمندی تو را می رساند.

حکمت 356

قدرت خداوند در روزی رسانی

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از امام پرسیدند اگر دَرِ خانه مردی را به رویش بندند، روزی او از کجا خواهد آمد؟ فرمود) از آن جایی که مرگ او می آید.

حکمت 357

روش تسلیت گفتن

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: ( مردمی را در مرگ یکی از خویشاوندان چنین تسلیت گفت)

مردن از شما آغاز نشده ، و شما نیز پایان نخواهد یافت. این دوست شما به سفر می رفت، اکنون پندارید که به یکی از سفرها رفته؛ اگر او باز نگردد شما به سوی او خواهید رفت.

حکمت 358

مسئولیت نعمت ها

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: ای مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه کیفر، ترسان بنگرد، زیرا کسی که رفاه و گشایش را زمینه ی گرفتار شدن خویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ایمن می پندارد و آن کس که تنگدستی را آزمایش الهی نداند پاداشی را که امیدی به آن بود از دست خواهد داد.

حکمت 359

راه خودسازی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: ای اسیران آرزوها، بس کنید! زیرا صاحبان مقامات دنیا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افکند، ای مردم کار تربیت خود را خود بر عهده گیرید، و نفس را از عادت هایی که به آن حرص دارد باز گردانید.

حکمت 360

ضرورت پرهیز از بدگمانی

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد، گمان بد ببری، چرا که برای آن برداشت نیکویی می توان داشت.

حکمت 361

روش خواستن از خدا

(عیادی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم) درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زیرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را بر آورد و دیگری را باز دارد.

حکمت 362

ضرورت پرهیز از جدال و درگیری

(اجتماعی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: هرکس که از آبروی خود بیمناک است از جدال بپرهیزد.

حکمت 363

نشانه ی بی خردی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: شتاب پیش از توانایی بر کار، و سستی پس از به دست آوردن فرصت از بیخردی است.

حکمت 364

جایگاه پرسیدن

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: از آنچه پدید نیامده نپرس، که آنچه پدید امده برای سرگرمی تو کافی است.

حکمت 365

ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: اندیشه، آیینه ای شفّاف و عبرت از حوادث، بیم دهنده ای خیراندیش است، و تو را در ادب کردن نفس همان بس که از آنچه انجام دادنش را برای دیگران نمی پسندی بپرهیزی.

حکمت 366

هماهنگی علم و عمل

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: علم و عمل پیوندی نزدیک دارند، و کسی که دانست باید به آن عمل کند، چرا که علم، عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد می ماند و گرنه کوچ می کند.

حکمت 367

روش برخورد با دنیا

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: ای مردم، کالای دنیای حرام چون برگ های خشکیده ی وَبا خیز است، پس از چراگاه آن دوری کنید، که دل کندن از آن لذت بخش تر از اطمینان داشتن به آن است، و به قدر ضرورت از دنیا برداشتن بهتر از جمع آوری سرمایه ی فراوان است.

آن کس که از دنیا زیاد برداشت به فقر محکوم است، و آن کس که خود را از آن بی نیاز انگاشت در آسایش است، و آن کس که زیور دنیا دیدگانش را خیره سازد دچار کوردلی گردد، و آن کس که به دنیای حرام عشق ورزید، درونش پر از اندوه شد، و غم و اندوه ها در خانه دلش رقصان گشت، که از سویی سرگرمش سازند، و از سویی دیگر رهایش نمایند، تا آنجا که گلویش را گرفته در گوشه ای بمیرد، رگ های حیات او قطع شده، و نابود ساختن او بر خدا آسان، و به گور انداختن او به دست دوستان است.

اما مومن با چشم عبرت به دنیا می نگرد، و از دنیا به اندازه ی ضرورت بر می دارد، و سخن دنیا را از روی دشمنی می شنود، چرا که تا گویند سرمایه دار شد، گویند تهیدست گردید، و تا در زندگی شاد می شوند، با فرا رسیدن مرگ غمگین می گردند، و این اندوه چیزی نیست که روز پریشانی و نومیدی هنوز نیامده است.

حکمت 368

فلسفه کیفر و پاداش

(عبادی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: همانا خداوند پاداش را بر اطاعت، و کیفر را بر نافرمانی قرار داد، تا بندگان را از عذابش برهاند، و به سوی بهشت کشاند.

حکمت 369

خبر از مسخ ارزش ها

(اجتماعی، تاریخی سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی، و از اسلام جز نامی، باقی نخواهد ماند. مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است.

مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می باشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هرگونه خطاکاری اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه بازگردانند، و هرکس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند، که خدای بزرگ فرماید:

« به خودم سوگند، بر آنان فتنه ای بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند!»

و چنین کرده است و ما از خدا می خواهیم که از لغزشِ غفلت ها درگذرد.

حکمت 370

هدفداری انسان و ضرورت تقوا

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: (نقل کردند که امام (علیه السّلام) کمتر منبری می نشست که پیش از سخن این عبارت را نگوید: )

ای مردم! از خدا بترسید، هیچ کس بیهوده آفریده نشد تا به بازی پردازد، و او را به حال خود وانگذاشته اند تا خود را سرگرم کارهای بی ارزش نماید، و دنیایی که در دیده ها زیباست، جایگزین آخرتی نشود که آن را زشت می انگارند، و مغروری که در دنیا به بالاترین مقام رسیده، چون کسی نیست که در آخرت به کمترین نصیبی رسیده است.

حکمت 371

ارزش های والای اخلاقی

(اخلاقی، معنوی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هیچ شرافتی برتر از اسلام، و هیچ عزّتی گرامی تر از تقوا، و هیچ سنگری نیکوتر از پارسایی، و هیچ شفاعت کننده ای کارسازتر از توبه، و هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت، و هیچ مالی در فقرزدایی، از بین برنده تر از رضایت دادن به روزی نیست.

و کسی که به اندازه کفایت زندگی از دنیا بردارد به آسایش دست یابد، و آسوده خاطر گردد، در حالی که دنیاپرستی کلید دشواری، و مرکب رنج و گرفتاری است، و حرص ورزی و خود بزرگ بینی و حسادت، عامل بی پروایی در گناهان است، و بدی، جامع تمام عیب ها است.

حکمت 372

عوامل استحکام دین و دنیا

(علمی، اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( به جابر بن عبدالله انصاری فرمود)

ای جابر! استواری دین و دنیا به چهار چیز است: عالمی که به علم خود عمل کند، و جاهلی که از آموختن سر باز نزند، و بخشنده ای که در بخشش بُخل نورزد، و فقیری که آخرت خود را به دنیا نفروشد.

پس هرگاه عالم علم خود را تباه کند، نادان به آموختن روی نیاورد، هرگاه بی نیاز در بخشش بُخل ورزد، تهیدست آخرت خویش را به دنیا فروشد.

ای جابر! کسی که نعمت های فراوان خدا به او روی کرد، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد، خداوند نعمت ها را بر او جاودانه سازد، و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمت ها را نپردازد، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند.

حکمت 373

مراحل امر به معروف و نهی از منکر

(اخلاقی، اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (ابن جریر طبری در تاریخ خود از عبدالرحمان بن ابی لیلی فقیه نقل کرد، که برای مبارزه با حجّاج به کمک ابن اشعث برخاست،(1) برای تشویق مردم گفت من از علی (علیه السّلام) «که خداوند درجاتش را در میان صالحان بالا برد، و ثواب شهیدان و صدّیقان به او عطا فرماید» در حالی که با شامیان روبرو شدیم شنیدیم که فرمود)

ای مومنان! هرکس تجاوزی را بنگرد، و شاهد دعوت به منکری باشد، و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگی سالم داشته است، و هرکس با زبان آن را انکار کند پاداش داده خواهد شد، و از اولی برتر است، و آن کس که با شمشیر به انکار برخیزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پَست گردد، او راه رستگاری را یافته و نور یقین در دلش تابیده.

(1): عبدالرّحمن، پدرش از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) است، و از پیامبر حدیث نقل کرده، و در رکاب امام علی (علیه السّلام) در جنگ جَمَل حضور داشت، عبدالرحمن بر ضد عبدالملک مروان با همدستی ابن أشعث قیام کرد و در واقعه ی « دیر جماجم» در سال 83 هجری کشته شد.

حکمت 374

مراحل امر به معروف و نهی از منکر

(اخلاقی، اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (و همانند حکمت گذشته، سخن دیگری از امام نقل شد)

گروهی، منکر را با دست و زبان و قلب انکار می کنند، آنان تمامی خصلت های نیکو را در خود گرد آورده اند. گروهی دیگر، منکر را با زبان و قلب انکار کرده، اما دست به کاری نمی بَرند، پس چنین کسی دو خصلت از خصلت های نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است. و بعضی مُنکر را تنها با قلب انکار کرده، و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند، پس دو خصلت را که شریف تر است تباه ساخته و یک خصلت را به دست آورده اند. و بعضی دیگر مُنکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته اند که چنین کسی از آنان، مرده ای میان زندگان است.(1)

و تمام کارهای نیکو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطره ای(2) بر دریای موّاج و پهناور است، و همانا امر به معروف و نهی از منکر، نه اجلی را نزدیک می کنند، و نه از مقدار روزی می کاهند، و از همه ی اینها برتر، سخن حق در پیش روی حاکمی ستمکار است.

(1): شخصی در میان سخنرانی امام برخاست و پرسید: میّت الاحیاء (زندگانی مرده) چه کسانی هستند امام سخنرانی را قطع کرد و پاسخ او را داد.

(2):نَفثَةٍ یعنی آب دهانی که آن را بیرون اندازد.

حکمت 375

مراحل شکست در مبارزه

(سیاسی، نظامی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از ابی جُحیفه(1) نقل شد، گفت از امیرمومنان شنیدم که فرمود (علیه السّلام))

اولین مرحله از جهاد که در آن باز می مانید، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آن گاه جهاد با قلب هایتان می باشد؛ پس کسی که با قلب، معروفی را ستایش نکند، و مُنکری را اِنکار نکند، قلبش واژگون گشته، بالای آن پایین، و پایین قلب او بالاتر قرار خواهد گرفت.

(1): نام او وَهَب بن عبدالله سوائی است که زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) در حالی که کودک بود درک کرد، امیرالمومنین (علیه السّلام) او را بر بیت المال کوفه گمارد و او را وهب الخیر می نامید که در سال 72 هجری در گذشت. «قاموس الرّجال،ج9،ص264»

حکمت 376

سرانجام حق و باطل

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: حق سنگین اما گواراست، و باطل، سبک اما کشنده.

حکمت 377

ضرورت ترسیدن از عذاب الهی

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: بر بهترین افراد این امت از عذاب الهی ایمن مباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود. « از کیفر خدا ایمن نیستند جز زیانکاران»

و بر بدترین افراد این امت از رحمت خدا نومید مباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود.

«همانا از رحمت خدا نومید نباشند جز کافران»

حکمت 378

آثار شوم بُخل ورزی

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: بخل ورزیدن کانون تمام عیب ها، و مهاری است که انسان را به سوی هر بدی می کشاند.

حکمت 379

اقسام روزی و پرهیز از حرص زدن

(اقتصادی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ای فرزند آدم! روزی دو گونه است، روزیی که تو آن را جویی، و روزیی که تو را می جوید، که اگر به سراغش نروی به سوی توآید.

پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه، که بر طرف کردن اندوه هر روز از عمر تو را کافی است. اگر سال آینده در شمار عمر تو باشد همانا خدای بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد، و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آنچه کار است؟ که هرگز جوینده ای در گرفتن سهم روزی تو بر تو پیشی نگیرد، و چیره شونده ای بر تو چیره نگردد، و آنچه برای تو مقدر گشته بی کم و کاست به تو خواهد رسید.

می گویم: (این سخن امام (علیه السّلام) در حکمت 267 آمد، اما چون در اینجا همان مفاهیم آشکارتر و روشن تر بیان گردید آن را بر اساس روشی که در آغاز کتاب تذکّر دادیم آوردیم.)

حکمت 380

ضرورت یاد مرگ

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: چه بسیار کسانی که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسیدند، و چه بسیار کسانی که در آغاز شب بر او حسد می بردند و در پایان شب عزاداران به سوگشان نشستند.

حکمت 381

ضرورت رازداری و کنترل زبان

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: سخن در بند توست، تا آن را نگفته باشی، و چون گفتی، تو در بند آنی، پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره ی خود را نگه می داری، زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نعمتی را جلب کرد.

حکمت 382

ارزش سکوت

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: آنچه نمی دانی مگو، بلکه همه ی آنچه را که می دانی نیز مگو، زیرا خداوند بزرگ بر اعضا بدنت چیزهایی را واجب کرده که از آنها در روز قیامت بر تو حجت آورد.

حکمت 383

تلاش در اطاعت و بندگی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خویش نیابد، آن گاه از زیانکارانی، هرگاه نیرومند شدی توانت را در طاعت پروردگار به کار گیر، و هرگاه ناتوان گشتی، ناتوانی را در نافرمانی خدا قرار ده.

حکمت 384

راه چگونه زیستن!

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: به دنیا آرامش یافتن در حالی که ناپایداری آن مشاهد می گردد، از نادانی است، و کوتاهی در اعمال نیکو با وجود یقین به پاداش آن، زیانکاری است، و قبل از آزمودن اشخاص، اطمینان پیدا کردن از عجز و ناتوانی است.

حکمت 385

دنیاشناسی

(علمی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: از خواری دنیا نزد خدا همان بس که جز در دنیا، نافرمانی خدا نکنند، و جز با رها کردن دنیا به پاداش الهی نتوان رسید.

حکمت 386

ضرورت استقامت

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: جوینده ی چیزی یا به آن یا به برخی از آن، خواهد رسید.

حکمت 387

شناخت خوبی ها و بدی ها

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: خیری که در پی آن آتش باشد، خیر نخواهد بود، و شرّی که در پی آن بهشت است شرّ نخواهد بود، و هر نعمتی بی بهشت ناچیز است، و هر بلایی بی جهنّم، عافیت است.

حکمت 388

فقرزدایی و سلامت

(اقتصادی، بهداشتی)

درود خدا بر او، فرمود: آگاه باشید که فقر نوعی بلاست. و سخت تر از تنگدستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن، بیماری قلب است، آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تن، تقوای دل است.

حکمت 389

ضرورت عمل گرایی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: آن کس که کردارش او را به جایی نرساند، بزرگی خاندانش، او را به پیش نخواهد راند.

در نقل دیگر آمد که: آن کس که ارزش خویش از دست بدهد، بزرگی خاندانش او را سودی نخواهد رساند.

حکمت 390

برنامه ریزی صحیح در زندگی

(اخلاقی، اجتماعی، اخلاق خانواده)

درود خدا بر او، فرمود: مومن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینه زندگی، و زمانی برای واداشتن نفس به لذّت هایی که حلال و مایه ی زیبایی است. خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تامین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت های حلال.

 

حکمت 391

ضرورت ترک حرام و غفل زدگی

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: از حرام دنیا چشم پوش، تا خدا زشتی های آن را به تو نمایاند، و غافل مباش که لحظه ای از تو غفلت نشود.

حکمت 392

راه شناخت انسان ها(سخن گفتن)

(علمی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود:سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.

حکمت 393

روش برخورد با دنیا

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: از دنیا آن مقدار که به تو می رسد بردار، و از آنچه پشت کند، روی گردان، و اگر نتوانی، در جستجوی دنیا نیکو تلاش کن. ( و از خداوند اندازه ی آن در نگذر).

حکمت 394

ارزش سخن

(علمی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: بسا سخن که از حمله مسلّحانه کارگرتر است.

حکمت 395

ارزش قناعت

(اقتصادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: هر مقدار قناعت کنی کافی است.

حکمت 396

راه خوب زیستن

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: مرگ بهتر از تن به ذلت دادن و به اندک ساختن بهتر از دست نیاز به سوی مردم داشتن است. اگر به انسان نشسته در جای خویش چیزی ندهند. با حرکت و تلاش نیز نخواهند داد، روزگار دو روز است، روزی به سود تو، و روزی به زیان تو است، پس آنگاه که به سود تو است به خوشگذرانی و سرکشی روی نیاور، و آنگاه که به زیان تو است شکیبا باش.

حکمت 397

عطر خوب

(تجمّل و زیبایی، بهداشتی)

درود خدا بر او، فرمود: چه خوب است عطر مشک، تحمّل آن سبک و آسان، و بوی آن خوش و عطر آگین است.

حکمت 398

ترک غرور و یاد مرگ

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: فخر فروشی را کنار بگذار، تکبّر و خود بزرگ بینی را رها کن، به یاد مرگ باش.

حکمت 399

حقوق متقابل پدر و فرزند

(اخلاقی، حقوقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقی است: حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خدا، از پدر اطاعت کند، و حق فرزند بر پدر آن که نام نیکو بر فرزند نهد، خوب تربیتش کند، و او را قرآن بیاموزد.(1)

(1): نقد تفکّر: پاترنالیسم Paternalism (پدرسالاری) بلکه در روابط پدر و فرزند حقوق متقابل مطرح است.

حکمت 400

شناخت واقعیّت ها و خرافات

(علمی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: چشم زخم حقیقت دارد، استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد، سحر و جادو وجود دارد(1)، و فال نیک راست است؛ و رویداد بد را بدشگون دانشتن، درست نیست، بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبودی آور، و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است.

(1): اشاره به علم: ماجیک لوژی Magic _ logy (سِحرشناسی)

حکمت 401

ضرورت هماهنگی با مردم

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هماهنگی در اخلاق و رسوم مردم، ایمن ماندن از دشمنی و کینه های آنان است.

حکمت 402

ضرورت موقعیت شناسی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی در حضور امام سخنی بزرگتر از شأن خود گفت، فرمود) پَر در نیاورده پرواز کردی، و در خردسالی آواز بزرگان سر دادی! (شکیر، نخستین پرهایی است که بر بال پرنده می روید و نرم و لطیف است و سَقب، شتر خردسال است زیرا شتر بانگ در نیاورد تا بالغ شود.)

حکمت 403

پرهیز از کارهای گوناگون

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که به کارهای گوناگون پردازد، خوار شده، پیروز نمی گردد!

حکمت 404

تفسیر لاحول ولا قوة اِلاّ بالله

(علمی، تفسیری)

درود خدا بر او، فرمود: ( از امام معنی لاحول ولا قوة اِلاّ بالله، را پرسیدند. پاسخ داد: ) ما برابر خدا مالک چیزی نیستیم، و مالک چیزی نمی شویم جز آنچه او به ما بخشیده است، پس چون خدا چیزی به ما ببخشد که خود سزاوارتر است، وظائفی نیز بر عهده ی ما گذاشته، و چون آن را از ما گرفت تکلیف خود را از ما برداشته است.

حکمت 405

جاهلان متظاهر به دین

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (چون عمار پسر یاسر با مغیرة بن شعبه(1) بحث می کرد و پاسخ او را می داد، امام به او فرمود)

ای عمّار! مغیره را رها کن، زیرا او از دین به مقداری که او را به دنیا نزدیک کند، برگرفته، و به عمد حقائق را بر خود پوشیده داشت، تا شبهات را بهانه ی لغزش های خود قرار دهد.

حکمت 406

اخلاق تهیدستان و توانگران

(اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: چه نیکو است فروتنی توانگران برابر مستمندان، برای به دست آوردن پاداش الهی، و نیکوتر از آن خویشتنداری مستمندان برابر توانگران برای توکل به خداوند است.

حکمت 407

ارزش عقل

(علمی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: خدا عقل را به انسانی نداد جز آن که روزی او را با کمک عقل نجات بخشید.

حکمت 408

سرانجام حق ستیزی

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: هرکس با حق در افتاد نابود شد.

حکمت 409

هماهنگی قلب و چشم

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: قلب، کتابِ چشم است.(آنچه چشم بنگرد در قلب نشیند)

حکمت 410

ارزش پرهیزگاری

(اخلاقی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: تقوا در رأس همه ارزش های اخلاقی است.

حکمت 411

احترام به استاد

(اخلاق اجتماعی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: با آن کس که تو را سخن آموخت به درشتی سخن مگو، و با کسی که راه نیکو سخن گفتن، به تو آموخت لاف بلاغت مزن.

حکمت 412

راه خودسازی

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: در تربیت خویش تو را بس که از آنچه بر دیگران نمی پسندی دوری کنی.

حکمت 413

راه تحمّل مصیبت ها

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: در مصیبت ها یا چون آزادگان باید شکیبا بود، و یا چون ابلهان خود را به فراموشی زد.

حکمت 414

راه تحمّل مصیبت ها

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: (در روایت دیگری آمد که اشعث بن قیس را در مرگ فرزندش اینگونه تسلیت داد: )

یا چون مردان بزرگوار شکیبا، و یا چون چهار پایان بی تفاوت باش.

حکمت 415

دنیاشناسی

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در وصف دنیای حرام) (دنیا) فریب می دهد، زیان می رساند و تند می گذرد. از این رو خدا دنیا را پاداش دوستان خود نپسندید، و آن را جایگاه کیفر دشمنان خود قرارنداد، و همانا مردم دنیا چون کاروانی باشند که هنوز بارانداز نکرده کاروانسالار بانگ کوچ سر می دهد تا بار ببندند و برانند!

حکمت 416

روش برخورد با دنیا

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( به فرزندش امام مجتبی(علیه السّلام)  خطاب کرد: ) چیزی از دنیای حرام برای پس از مرگت باقی مگذار، زیرا آنچه از تو می ماند نصیب یکی از دو تن خواهد شد، یا شخصی است که آن را در طاعت خدا به کار گیرد، پس سعادتمند می شود به چیزی که تو را به هلاکت افکنده است. و یا شخصی که آن را در نافرمانی خدا به کار گیرد، پس هلاک می شود به آنچه که تو جمع آوری کردی، پس تو در گناه او را یاری کرده ای، که هیچ یک از این دو نفر سزاوار آن نیستند تا بر خود مقدّم داری. ( این حکمت به گونه دیگری نیز نقل شده) پس از ستایش پروردگار! آنچه از دنیا هم اکنون در دست تو است، پیش از تو در دست دیگران بود، و پس از تو نیز به دست دیگران خواهد رسید، و همانا تو برای دو نفر مال خواهی اندوخت، یا شخصی که اموال جمع شده تو را در طاعت خدا به کار گیرد، پس به آنچه که تو را به هلاکت افکند سعادتمند می شود، یا کسی است که آن را در گناه به کار اندازد، پس با اموال جمع شده ی تو هلاک خواهد شد، که هیچ یک از این دو نفر سزاوار نیستند تا بر خود مقدّمشان بداری، و بار آنان را بر دوش کشی، پس برای گذشتگان رحمت الهی، و برای بازماندگان روزی خدا را امیدوار باش.

حکمت 417

شرایط توبه و استغفار

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: (شخصی در حضور امام (علیه السّلام) بدون توجه لازم گفت: استغفرالله. امام فرمود: ) مادرت بر تو بگرید، می دانی معنای استغفار چیست؟ استغفار درجه ی والامقامان است، و دارای شش معنا است، اول: پشیمانی،  دوم: تصمیم به عدم بازگشت،  سوم: پرداختن حقوق مردم چنانکه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده ی تو نباشد،  چهارم: تمام واجب های ضایع ساخته را به جا آوری،  پنجم: گوشتی که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنی، چنانکه پوست به استخوان چسبیده گوشت تازه بروید،  ششم: رنج طاعت را به تن بچشانی چنانکه شیرینی گناه را به او چشانده بودی، پس آنگاه بگویی، استغفرالله!.

حکمت 418

ره آورد حلم

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: حلم و بردباری، خویشاوندی است.

حکمت 419

مشکلات انسان

(علمی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: بیچاره فرزند آدم! اجلش پنهان، بیماری هایش پوشیده، اعمالش همه نوشته شده، پشّه ای او را ازار می دهد، جرعه ای گلوگیرش شده او را از پای در آورد، و عرق کردنی او را بدبو سازد!.

حکمت 420

راه درمان شهوت، و عفو اهانت کننده

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (اصحاب امام پیرامونش نشسته بودند که زنی زیبا از آنجا گذشت، حاضران دیده به آن زن دوختند. امام فرمود: ) همانا دیدگان این مردان به منظره شهوت آمیز دوخته شده و به هیجان آمده اند، هرگاه کسی از شما با نگاه به زنی به شگفت آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنی  چون زن وی باشد. (مردی از خوارج گفت: خدا این کافر را بکشد چقدر فقه می داند! مردم برای کشتن او برخاستند، امام فرمود)

آرام باشید دشنام را با دشنام باید پاسخ داد یا بخشیدن از گناه.

حکمت 421

ره آورد عقل

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: عقل تو را کفایت کند که راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد.

حکمت 422

ارزش نیکوکاری

(اخلاقی، تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: کار نیک به جا آورید، و آن را هر مقدار که باشد کوچک نشمارید، زیرا کوچکِ آن بزرگ، و اندکِ آن فراوان است، و کسی از شما نگوید که : دیگری در انجام کار نیک از من سزاوارتر است!

گرچه سوگند به خدا که چنین است:

خوب و بد را طرفدارانی است که هرگاه هر کدام از آن دو را واگذدارید، انجامشان خواهند داد.

حکمت 423

ره آورد خودسازی

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند، و کسی که برای دین خود کار کند، خدا دنیای او را کفایت فرماید، و کسی که میان خود و خدا را نیکو گرداند، خدا میان او و مردم اصلاح خواهد کرد.

حکمت 424

ارزش عقل و بردباری

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: بردباری پرده ای است پوشاننده، و عقل شمشیری است برّان. پس کمبودهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان، و هوای نفس خود را با شمشیر عقل بکُش.

حکمت 425

مسئولیت توانگران

(اعتقادی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: خدا را بندگانی است که برای سود رساندن به دیگران، نعمت های خاصّی به آنان بخشیده، تا آنگاه که دست بخشنده دارند نعمت ها را دستشان باقی می گذارد، و هرگاه از بخشش دریغ کنند، نعمت ها را از دستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد.

حکمت 426

دوچیز ناپایدار

(اقتصادی، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: سزاوار نیست که بنده ی خدا به دو خصلت اعتماد کند: تندرستی، و توانگری؛ زیرا در تندرستی ناگاه او را بیمار بینی، و در توانگری ناگاه او را تهیدست!.

حکمت 427

جایگاه شکوه کردن

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که از نیاز خود نزد مومنی شکایت کند، گویی به پیشگاه خدا شکایت برده است، و کسی که از نیازمندی خود نزد کافری شکوه کند، گویی از خدا شکوه کرده است!

حکمت 428

شناخت روز عید

(اجتماعی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: ( در یکی از روزهای عید) این عیدِ کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته، و نماز او را ستوده است، و هر روز که خدا را نافرمانی نکنند، آن روز عید است!

حکمت 429

اندوه سرمایه داران

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: بزرگ ترین حسرت ها در روز قیامت، حسرت خوردن مردی است که مالی را به گناه گرد آورد، و آن را شخصی به ارث برد که در اطاعت خدای سبحان بخشش کرد، و با آن وارد بهشت شد، و گرد آورنده ی اولی وارد جهنّم گردید.

حکمت 430

اندوه زراندوزی

(اعتقادی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: همانا زیانکارترین مردم در معاملات، نومیدترین مردم در تلاش، مردی است که تن در گردآوری مال خسته دارد، اما تقدیرها با خواست او هماهنگ نباشد، پس با حسرت از دنیا رود، و با بار گناه به آخرت روی آورد.

حکمت 431

اقسام روزی

(اقتصادی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: روزی بر دو قسم است:

آن که تو را می خواهد، و آن که تو او را می جویی. کسی که دنیا را خواهد، مرگ نیز او را می طلبد تا از دنیا بیرونش کند، و کسی که آخرت خواهد، دنیا او را می طلبد تا روزی او را به تمام پردازد.

حکمت 432

ویژگی های دوستان خدا

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: دوستان خدا آنانند که به درون دنیا نگریستند آنگاه که مردم به ظاهر آن چشم دوختند، و سرگرم آینده ی دنیا شدند آنگاه که مردم به امور زودگذر دنیا پرداختند.

پس هواهای نفسانی که آنان را از پای در می آورد، کشتند، و آنچه که آنان را به زودی ترک می کرد، ترک گفتند، و بهره مندی دنیاپرستان را از دنیا، خوار شمردند، و دست یابی آنان را به دنیا زودگذر دانستند. با آنچه مردم آشتی کردند، دشمنی ورزیدند، و با آنچه دنیاپرستان دشمن شدند آشتی کردند، قرآن به وسیله انان شناخته می شود، و آنان به کتاب خدا آگاهند؛ قرآن به وسیله ی آنان پابرجاست و آنان به کتاب خدا استوارند، به بالاتر از آنچه امیدوارند چشم نمی دوزند، و غیر از آنچه که از آن می ترسند هراس ندارند.

حکمت 433

ضرورت توجه به فناپذیری لذّت ها

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: پایان لذت ها، و بر جای ماندن تلخی ها را به یاد آورید.

حکمت 434

آزمودن انسان ها

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم را بیازمای، تا دشمن گردی.

می گویم: ( بعضی این حکمت را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نقل کردند، و نقل ثَعلب(1)  از ابن اعرابی را تایید می کند که این کلام از علی (علیه السّلام) است، اَعرابی از مأمون نقل کرد. اگر علی (علیه السّلام) نگفته بود «بیازمای تا دشمن گردی» من می گفتم که « دشمن دار تا بیازمای»

(1): ثعلب: از بزرگان و دانشمندان لغت و ادبیات عرب و نام او احمد بن یحیی بوده و در سال 291 هجری درگذشت. و ابن اعرابی نام او محمد بن زیاد، از بزرگان ادب و از دیار سند است که در سال 231 هجری درگذشت.

حکمت 435

ارزش های والای اخلاقی

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: خدا دَرِ شکرگزاری را بر بنده ای نمی گشاید که دَرِ فزونی نعمت ها را بر او ببندد، و دَرِ دعا را بر روی او باز نمی کند که دَرِ اجابت کردن را نگشاید، و دَرِ توبه کردن را باز نگذاشته که دَرِ آمرزش را بسته نگهدارد.

حکمت 436

راه شناخت بزرگواران

(اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: شایسته ترین مردم به بزرگواری آن که بزرگواران را با او بسنجند.

حکمت 437

شناخت عدل و بخشش

(اجتماعی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسیدند عدل یا بخشش، کدام یک برتر است، فرمود: )

عدالت، هر چیزی را در جای خود می نهد، در حالی که بخشش آن را از جای خود خارج می سازد، عدالت تدبیر همومی مردم است، در حالی که بخشش گروه خاصی را شامل است، پس عدالت شریف تر و برتر است.

حکمت 438

جهل و دشمنی

(علمی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم دشمن آنند که نمی دانند.

حکمت 439

تعریف زهد و پارسایی

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: زُهد بین دو کلمه از قرآن است، که خدای سبحان فرمود: « تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید» کسی که بر گذشته افسوس نخورد، و به آینده شادمان نباشد، همه ی جوانب زهد را رعایت کرده است.

حکمت 440

نقش خواب دیدن ها در زندگی

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: خواب دیدن ها چه بسا تصمیم های روز را نقش بر آب کرده است(1).

(1): سعدی نیکو سرود: خواب نوشین بامداد رحیل   باز دارد پیاده را زِسبیل

حکمت 441

تجربه کاری و شناخت مدیران

(سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: فرمانروایی، میدان مسابقه مردان است.

حکمت 442

راه انتخاب شهرها برای زندگی

(اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هیچ شهری برای تو از شهر دیگر بهتر نیست، بهترین شهرها آن است که پذیرای تو باشد.

حکمت 443

ویژگیهای مالک اشتر

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: (وقتی خبر شهادت مالک اشتر که رحمت خدا بر او باد، به امام رسید فرمود) مالک! چه مالکی؟ به خدا اگر کوه بود، کوهی که در سرافرازی یگانه بود، و اگر سنگ بود، سنگی سخت و محکم بود، که هیچ رونده ای به اوج قله او نمی رسید، و هیچ پرنده ای بر فراز آن پرواز نمی کرد! (فِند. کوهی است از دیگر کوه ها ممتاز و جدا افتاده باشد.)

حکمت 444

ارزش تداوم کار

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: چیز اندک که با اشتیاق تداوم یابد، بهتر از فراوانی است که رنج آور باشد.

حکمت 445

انسان شناسی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: اگر کسی در خصلتی شگفت دیدید، همانند آن را نیز انتظار کشید.

حکمت 446

ضرورت پرداخت دیون مردم

(اقتصادی، حقوقی)

درود خدا بر او، فرمود: (امام به پدر فرزدق، غالب بن صعصعه فرمود)(1)

شتران فراوانت چه شده اند؟ (پاسخ داد، ای امیرمومنان، پرداخت حقوق آنها را پراکنده ساخت امام فرمود) این بهترین راه مصرف آن بود.

(1): غالب صعصعه پیرمرد با شخصیتی بود روزی با فرزندش، همام (فرزدق) خدمت امام رسید که این سوال و جواب مطرح شد، امام پرسید این کودک تو است؟ گفت آری، به او ادبیّات عرب و روش شعر سرودن آموختم چنانکه دارد شاعر لایقی می شود. امام فرمود، اگر به او قرآن می آموختی بهتر بود، فرزدق می گوید این رهنمود امام همواره در گوش من بود تا آنکه کل قرآن را حفظ کردم.

حکمت 447

ضرورت فقه در تجارت

(اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که بدون آموزش فقه اسلامی تجارت کند، به رباخواری آلوده شود!

حکمت 448

راه برخورد با مصیبت ها

(اعتقادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که مصیبیت های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصیبت های بزرگ مبتلا خواهد کرد.

حکمت 449

راه مبارزه با هواپرسی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: کسی که خود را گرامی دارد، هوا و هوس را خوار شمارد.

حکمت 450

پرهیز از شوخی کردن

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: هیچ کس شوخی بیجا نکند جز آن که مقداری از عقل خویش را از دست بدهد.

حکمت 451

روش برخورد با مردم

(اجتماعی تربیتی)

درود خدا بر او، فرمود: دوری تو از آن کس که خواهان تو است نشانه کمبود بهره ی تو در دوستی است،  و گرایش تو به آن کس که تو را نخواهد، سبب خواری تو است.

حکمت 452

معیار شناخت فقر و غنا

(اعتقادی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: فقر و بی نیازی ما پس از عرضه شدن بر خدا آشکار خواهد شد.

حکمت 453

علل انحراف زبیر

(تاریخی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: زبیر همواره با ما بود تا آن که فرزند نامبارکش عبدالله، پا به جوانی گذاشت!

حکمت 454

راه غرور زدایی

(اعتقادی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: فرزند آدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که در آغاز نطفه ای گندیده، و در پایان مرداری بدبو است، نه می تواند روزی خویشتن را فراهم کند، و نه مرگ را از خود دور نماید!

حکمت 455

راه شناخت بزرگ ترین شاعر

(هنری، علمی)

درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسید(1) بزرگ ترین شاعر عرب کیست؟ فرمود: )

شاعران در یک اردوی روشنی نتاخته اند تا پایان کار معلوم شود، و اگر ناچار باید داوری کرد، پس پادشاه گمراهان، بزرگ ترین شاعر است.(2)

(1): ابوالاسود دؤلی از امام پرسید.

(2): منظور امرؤالقیس، بزرگترین شاعر دوره جاهلی و صاحب یکی از معلّقات سبعه است، اشعارهای بسیار زیبایی که آن را هر سال در بازار معروف عکاظ، مطرح می کردند، او کافر بود، برخی « ضلّیل» را به سرگردانی ترجمه کردند، زیرا امرؤالقیس برای گرفتن انتقام خون پدرش به همه جا می رفت تا یاورانی فراهم آورد، به ناچار به قیصر روم پناهنده و در سال 540 میلادی در گذشت.

حکمت 456

بهای جان آدمی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: آیا آزاد مردی نیست که این لقمه جویده ی حرام دنیا را به اهلش واگذارد؟ همانا بهایی برای جان شما جز بهشت نیست، پس به کمتر از آن نفروشید!

حکمت 457

تشنگان مال و علم

(اخلاقی، اقتصادی)

درود خدا بر او، فرمود: دو گرسنه هرگز سیر نشوند: جوینده ی علم و جوینده ی مال.

حکمت 458

نشانه های ایمان

(اخلاقی اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: نشانه ی ایمان آن است که راست بگویی، آنگاه که تو را زیان رساند، و دروغ نگویی که تو را سود رساند و آن که بیش از مقدار عمل سخن نگویی، و چون از دیگران سخن گویی از خدا بترسی!.

حکمت 459

شناخت جایگاه جبر و اختیار

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: تقدیر الهی چنان بر محاسبات ما چیره شود که تدبیر، سبب آفت زدگی باشد.(1)  می گویم: «مفهوم این حکمت در حکمت 16 با عبارت دیگری نقل شد»)

(1): نقد مکتب وُلونتاریسم Voluntarism (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هر گونه جبری را نفی می کند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل می کند.

حکمت 460

ارزش صبر و تحمّل

(اخلاقی ، لجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: بردباری و درنگ هم آهنگند و نتبجه ی آن بلند همتی است.

حکمت 461

غیبت نشانه ی ناتوانی

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: غیبت کردنتلاش ناتوان است.

حکمت 462

پرهیز از غرور زدگی در ستایش

(اخلاقی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خوردند.

حکمت 463

دنیا برای آخرت است

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد، نه برای رسیدن به خود.

حکمت 464

سرانجام دردناک بنی امیه

(تاریخی، اجتماعیف سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: بنی امیّه را مهلتی است که در آن می تازند، پس آنگاه که میانشان اختلاف افتد کَفتارها بر آنان دهان گشایند و بر آنان پیروز شوند.

می گویم: ( «مِروَد» بر وزن «مِنبَر» از مادّه «ارواد» به معنای مُهلت است و فصیح ترین و زیباترین کلام است، گویی امام (علیه السّلام) مهلت کوتاه بنی امیّه در حکومت را به میدان مسابقه تشبیه کرده که مسابقه دهندگان به ترتیب در یک مسیر مشخّص به سوی یک هدف به پیش می روند و آنگاه که به هدف رسیدند نظم انها درهم شکسته می شود.)

حکمت 465

ارزش های والاتر انصار

(تاریخی، اجتماعی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: (در ستایش انصار فرمود) به خدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادری که فرزندش را بپروراند، با توانگری، با دست های بخشنده، و زبان های بُرنده و گویا.

حکمت 466

دقت در مشاهدات

(علمی)

درود خدا بر او، فرمود: چشم، بندِ ظرفِ حوادث است.

می گویم: ( این کلام امام (علیه السّلام) از استعاره های شگفت است، که نشستنگاه را به مشک، و چشم را به سربند آن تشبیه کرد، و آنگاه که بند گشوده شود آنچه در مشک است بیرون ریزد. مشهور است که این سخن از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) است، ولی عدّه ای آن را از امیرالمومنین (علیه السّلام) نقل کرده اند، این حکمت را «مبرّد» در کتاب « مقتضب» در باب لفظ به حروف آورده، و ما آن را در کتاب خود که « مجازات آثار نبوی» نام دارد آورده ایم.

حکمت 467

وصف یکی از رهبران الهی

(سیاسی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: بر آنان فرمانروایی حاکم شد، که کارها را به پاداشت، و استقامت ورزید، تا دین استوار شد.

حکمت 468

مسئولیت سرمایه داری

(اقتصادی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: مردم را روزگاری دشوار در پیش است که توانگر اموال خود را سخت نگهدارد، در صورتی که به بخل ورزی فرمان داده نشد. خدای سبحان فرمود: « بخشش میان خود را فراموش نکنید» بدان در آن روزگار، بلندمقام، و نیکان خوار گردند، و با درماندگان به ناچاری خرید و فروش می کنند در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) از معامله با درماندگان نهی فرموده.

حکمت 469

پرهیز از افراط و تفریط نسبت به مام (علیه السّلام)

(اخلاقی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: دو کس نسبت به من هلاک می گردند، دوستی که زیاده روی کند، و دروغ پردازی که به راستی سخن نگوید. ( این کلام مانند سخن دیگری است که فرمود) دو تن نسبت به من هلاک گردند، دوستی که از حد گذراند، و دشمنی که بیهوده سخن گوید.

حکمت 470

تعریف توحید و عدل

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: ( از امام نسبت به توحید و عدل پرسیدند فرمود)

توحید آن است که خدا را در وَهم نیاری، و عدل آن است که او را مُتّهم نسازی(1).

(1): صاحب کتاب طراز گوید: این دو کلمه تمام علوم توحید را با همه ی گستردگی در بردارد، اگر درباره ی خداشناسی نبود جز همین دو کلمه، کافی بود.

حکمت 471

شناخت جایگاه سخن و سکوت

(علمی، اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: در آنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد، و آنجا که باید خاموش ماند سخن گفتن خیری نخواهد داشت.

حکمت 472

دعا باران

(نیایش، معنوی)

درود خدا بر او، فرمود: (در دعا به هنگام طلب باران فرمود)

خدایا ما را با ابرهای رام سیراب کن، نه ابرهای سرکش!

(این کلمات از فصیح ترین و شگفتی آورترین کلمات ادیبانه است که ابرهای سرکش همراه با رعد و برق را به شتران چموش تشبیه کرد که بار از پشت می افکنند و سواری نمی دهند، و ابرهای رام به شتران رام تشبیه کرد که به راحتی شیر داده، و سواری می دهند.)

حکمت 473

ارزش رنگ کردن و آرایش

(تجمّل و زیبایی)

درود خدا بر او، فرمود: ( به امام گفتند چه می شد موی خود را رنگ می کردی؟ فرمود)

رنگ کردن مو، آرایش است، اما ما، در عزای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) به سر می بریم.

حکمت 474

ارزش عفّت و پاکدامنی

(اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگ تر از پاداش عفیفِ پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد، همانا پاکدامن، فرشته ای از فرشته هاست.

حکمت 475

ارزش قناعت

(اقتصادی، اخلاقی)

درود خدا بر او، فرمود: قناعت مالی است که پایان نمی پذیرد.

«برخی این حکمت را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) نقل کرده اند»

حکمت 476

راه کشورداری

(سیاسی، نظامی)

درود خدا بر او، فرمود: (چون زیاد بن ابیه را به جای عبدالله بن عباس، به فارس و شهرهای پیرامون آن حکومت داد، او را دستور العمل طولانی از گرفتن مالیات نا به هنگام نهی فرمود)

عدالت را بگستران، و از ستمکاری پرهیز کن، که ستم رعیّت را به آوارگی کشاند، و بیدادگری به مبارزه و شمشیر می انجامد.

حکمت 477

بزرگ ترین گناه

(اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: سخت ترین گناهان، گناهی است که گناهکار آن را سبک شمارد.

حکمت 478

مسئولیت آگاهان

(علمی، اعتقادی)

درود خدا بر او، فرمود: خدا از مردم نادان عهد نگرفت که بیاموزند، تا آن که از دانایان عهد گرفت که آموزش دهند.

حکمت 479

بدترین دوست

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: بدترین دوست آن که برای او به رنج و زحمت افتی.

می گویم: (تکلّف و تکلیف با مشکلات و به زحمت افتادن است، پس دوستی که انسان را دچار مشکلات می کند مایه ی شر است پس او از بدترین دوستان به شمار می آید.)

حکمت 480

آفت دوستی

(اخلاق اجتماعی)

درود خدا بر او، فرمود: وقتی مومن برادرش را به خشم آورد، به یقین از او جدا شده است.

می گویم: ( حشمه و احشمه، یعنی او را به خشم آورد، برخی گفته اند، یعنی او را شرمنده ساخت و احتشم به معنای فراهم آوردن چنین حالتی است که زمینه ی جدایی را پدید می آورد.)

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت