حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٢

 

 

خطبه 32

تاریخی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی

(در سال 37 هجری در مسجد کوفه در شناخت مردم و روزگاران پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) ایراد کرد)

1- سیر ارتجاعی امّت اسلامی

ای مردم، در روزگاری کینه توز، و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم، که نیکوکار، بدکار به شمارمی آید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید. نه از آن چه می دانیم بهره می گیریم و نه از آن چه نمی دانیم، می پرستیم، و نه از حادثه مهمّی تا بر ما فرو نیاید، می ترسیم!

2- اقسام مردم (روانشناسی اجتماعی مسلمین، پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم))

در این روزگاران مردم چهار گروه اند:

- گروهی اگر دست به فساد نمی زنند، برای این است که، روحشان ناتوان، و شمشیرشان کُند، و امکانات مالی، در اختیار ندارند.

- گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده؛ و شرّ و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکرهای پیاده و سوار خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند.

دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس و فرمانده گروهی شوند، یا به منبری فرا رفته، خطبه بخوانند.

چه بد تجارتی، که دنیا را بهای جان خود بدانی، و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایی.

- گروهی دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را می طلبند، و با اعمال دنیا در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه میدهند.

گام ها را ریاکارانه و کوتاه بر می دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مومنان واقعی می آرایند، و پوشش الهی را وسیله نفاق و دورویی و دنیا طلبی خود قرار می دهند.

- و برخی دیگر، با پستی و ذلّت  و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، ولباس زاهدان را پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانی از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.

 3- وصف پاکان در جامعه مسخ شده

در این میان گروه اندکی مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را برهمه چیز فروبسته، و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جاری ساخته است؛ برخی از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگی می کنند؛ و برخی دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند؛ بعضی مخلصانه همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند، و بعضی دیگر گریان و دردناکند که تقیّه و خویشتن داری، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانی وجودشان را فراگرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند، دهن هایشان بسته، و قلبهایشان مجروح است؛ آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند.

 4- روش برخورد با دنیا

ای مردم باید دنیای حرام در چشمانتان از پَرِ کاه خشکیده(1) و تُفاله های قیچی شده ی دام داران، بی ارزش تر باشد، از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آن که آیندگان از شما پند گیرند، این دنیای فاسد ِ نکوهش شده را رها کنید، زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.

می گویم: بعضی از نادانان این خطبه را به معاویه نسبت داده اند، ولی بدون تردید این خطبه از سخنان امیر مومنان(علیه السّلام) است((طلا کجا وخاک کجا؟ آب گوارا و شیرین کجا و آب نمک کجا؟!)) دلیل بر این مطلب سخن((عمرو بن بحر، جاحظ)) است که ماهر در ادب و نقّاد بصیر سخن می باشد، او این خطبه را در کتاب((البیان و التبیین )) آورده و گفته است: آن را به معاویه نسبت داده اند. سپس اضافه کرده که این خطبه به سخن امام (علیه السّلام) و به روش او در تقسیم مردم شبیه تر است. و اوست که به  بین حال مردم، از غلبه،ذلّت، تقیّه، و ترس واردتر است، سپس می گوید)): تاکنون چه موقع دیده ایم که معاویه در یکی از سخنانش مسیر زهد پیش گیرد و راه و رسم بندگان خدا را انتخاب کند؟!))

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت