حدیث
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سرباز آقا - پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٢

 

 

خطبه 27

سیاسی، اجتماعی، اعتقادی

( وقتی خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر اَنبار در سال38 هجری، و سُستی مردم به امام ابلاغ شد فرمود )(1)

1- ارزش جهاد در راه خدا

پس از ستایش پروردگار؛ جهان در راه خدا، دَری از درهای بهشت است، که خدا آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است.

جهاد، لباس تقوا، و زره محکم، وسپر مطمئن خداوند است، کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک کند، خدا لباس ذّلت وخواری بر او می پوشاند، و دچاربلا ومصیبت می شود وکوچک و ذلیل می گردد، دل او در پرده ی گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند، به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.

2- دعوت به مبارزه و نکوهش از نافرمانی کوفیان

آگاه باشید! من شب و روز، نهان وآشکار، شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم و گفتم پیش از آن که آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید، به خدا سوگند،هر ملّتی که درون خانه ی خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد. امّا شما سُستی به خرج دادید، و خواری و ذلّت پذیرفتید، تا آنجا که دشمن پی در پی به شما حمله کرد و سرزمین های شما را تصرّف نمود. و اینک، فرمانده ی معاویه، (مرد غامدی)(2) با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرمانبردار من، ((هشام بن حسّام بکری)) را کشته وسربازان شما را از مواضع مرزی بیرون رانده است .

به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانه ی زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده، وخلخال ودستبند و گردن بند و گوشواره های آنها را به غارت برده، در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشته اند.

لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون اینکه حتّی یک نفر آنان، زخمی بردارد، و یا قطره ی خونی از او ریخته شود، اگر برای این حادثه ی تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است!.

 شگفتا! شگفتا! به خداسوگند، این واقعیّت قلب انسان را می میراند و دچار غم و اندوه می کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند، وشما در حق خود متفرّقید.

زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید! به شما حمله می کنند، شما حمله نمی کنید؟ با شما می جنگند، شما نمی جنگید؟ این گونه معصیت خدا می شود و شما رضایت می دهید؟

وقتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید هوا گرم است،مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می دهم، می گویید هوا خیلی سرد است بگذار سرما برود. همه این بهانه ها برای فرار از سرما وگرما بود؟ وقتی شما ازگرما و سرما فرار می کنید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید!.

3- مظلومیّت امام علی (ع) وعلل شکست کوفیان

ای مرد نمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد! چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم وهرگز نمی شناختم!

شناسایی شما - سوگند به خدا - که جز پشیمانی حاصلی نداشت، و اندوهی غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینه ام از خشم شما مالامال است!

کاسه های غم واندوه را، جُرعه جُرعه به من نوشاندید، و با نافرمانی و ذلّت پذیری، رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت:

((بی تردید پسر ابیطالب مردی دلیر است ولی دانش نظامی ندارد))

خدا پدرشان(3) را مزد دهد، آیا یکی از آنها تجربه های جنگی سخت و دشوار مرا دارد؟ یا در پیکار توانست از من پیشی بگیرد؟ هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته ام.امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیی نخواهد داشت.

(1): انبار شهری مرزی بین عراق وشام در 72 کیلومتری بغداد، در کرانه شرقی فرات، مقابل شهر (هیت)بود

(2): سفیان بن عوف غامدی، از سرداران معاویه واهل یمن بود، غامد نام غبیله ای در یَمَن است.

(3): جمله دعائیّه است، که گاه در نکوهش وکنایه زدن بکار میرود.

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

 

کدهای اضافی کاربر :


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت