حدیث هایی در مورد تقیّه

5- حضرت امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: تقیّه احدی به تقیّه ی اصحاب کهف نرسد، راستی که در جشن عید(بت پرستها) شرکت می کردند و زنار به کمر می بستند و خدا دو مزد به آنها داد.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص645

6- حمّاد بن واقد لحّام گوید: در راهی روبروی حضرت امام صادق (علیه السّلام) شدم و از آن حضرت رو گرداندم و درگذشتم و پس از آن خدمتش رسیدم و گفتم: قربانت، به راستی به شما بر می خورم و رو می گردانم که مبادا بر شما ناگوار نباشد، به من فرمودند: خدا تو را رحمت کند ولی دیروز مردی در فلان موضع به من برخورد، گفت: بر تو درود ای ابا عبدالله، نه کار خوبی و نه کار شایسته ای.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص645

7- مسعدة بن صدقه گوید، به حضرت امام صادق (علیه السّلام) گفته شد: مردم روایت کنند که حضرت امام علی(علیه السّلام) بر منبر کوفه فرموده اند: أیا مردم، به راستی شما به زودی دعوت شوید که مرا دشنام دهید، و مرا دشنام دهید، سپس دعوت شوید که از من بیزاری جویید، از من بیزاری مجویید، در پاسخ فرمودند: مردم چه اندازه به علی(علیه السّلام) دروغ می بندند، سپس فرمودند: همانا علی(علیه السّلام) فرموده اند: راستی شما به دشنام بر من دعوت شوید،مرا دشنام دهید،سپس بیزاری از من دعوت شوید، و به راستی که من بر کیش محمّدم، نفرمودند: از من بیزاری مجویید، سائل گفت: بفرمایید اگر کشته شدن را بر بیزاری جستن برگزید؟ فرمودند: که به خدا این وظیفه را ندارد، و وظیفه ی او همان است که عمار بن یاسر بدان عمل کرد که اهل مکه او را به زور وادار کردند( کفر گوید) ولی دلش به ایمان، مطمئن بود، و خدا عزوجل درباره ی او فرو فرستاد: ((هر کس پس از ایمانش، به خدا کافر شود{جزایش دوزخ است} جز کسی که تحت فشار {واقع} شده ولی دلش به ایمان محکم است؛ آری کسی که سینه ی خود را به کفر بگشاید، خشمی از خدا بر آنهاست و ایشان را عذابی بزرگ خواهد بود.))(نحل-106) در این وقت، پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به او فرمودند: اگر برگشتند به کار خود، تو هم برگرد بدانچه کردی، خدا عزوجل عذر تو را پذیرفت و نازل کرد و به تو فرمان داد که برگردی اگر برگشتند.

توضیح بیشتر در مورد حدیث: از مجلسی(ره) – عامه و خاصه روایت کرده اند که قریش، عمار و پدرش و مادرش را به نام یاسر و سمیه را واداشتند که از دین برگردند،پدر و مادرش نپذیرفتند و آنها را کشتند و عمار زبانی آنچه را خواستند انجام داد، به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گفته شد: عمار کافر شده، فرمودند: نه هرگز عمار از سر تا قدم پر از ایمان است و ایمان با گوشت و خونش آمیخته، عمار گریان نزد رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ، رسول خدا اشک از دو چشمش پاک کرد و فرمودند: چرا  چرا اگر دوباره هم تو را گرفتار کردند برای آنها بگو هرچه گفتی.

در نهج البلاغه امیر المومنین (علیه السّلام) به یاران خود فرمودند: پس از من مردی بر شما چیره شود گلو گشاد و شکم گنده، هرچه یابد بخورد و دنبال باقی گردد او را بکشید و هرگز نخواهید کشت هلا او شما را وادار به دشنام بر من و بیزاری از من، اما به من دشنام بدهید که مایه ی پاکی من و نجات شماها است و اما از من بیزاری نجویید که من به آفرینش خداپرستی پاک، و آلوده نشده، زائیدم و پائیدم و به ایمان و هجرت پیشی گرفتم. و اخبار دیگر هم در خودداری از برائت از علی وارد شده و اخباری هم آن را تجویز کرده و برای جمع میان این اخبار چند وجه نقل شده است، پایان نقل از مجلسی.

من می گویم ، اختلاف اخبار از نظر اختلاف درجات ایمان است نسبت به خواص و بزرگان اصحاب که به مقام مصلح رسیده بودند وظیفه ی تحمل شکنجه و قتل بوده و استقامت در اظهار حق ولی نسبت به درجات پایین تر تا برسد به عموم شیعیان که در زمان امام (علیه السّلام) بودند وظیفه ی تقیه بوده است و در مقام حفظ جان برائت هم تجویز شده، و امام صادق (علیه السّلام) که در این حدیث تکذیب می کند که علی (علیه السّلام) فرموده باشد: (از من بیزاری مجویید) در مقام خود درست است زیرا در مقام بیان تکلیف عمومی چنین حکمی صادر نمی شود و موضوع جانبازی در راه عقیده و ایمان که از باب جهاد استماته است امری است اختیاری و داوطلبی و اخباری که آن را تجویز کرده است برای ارشاد به این وظیفه عالی انسانی است و این گونه امور فوق مقام تشریفات عمومی و وظائف کلی است و ما در کتاب رموزالشهاده شرح مبسوطی در این مومضوع نوشتیم که با ترجمه ی کامل نفس المهموم چاپ شده به آنها رجوع شود.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص647

8- حضرت امام صادق(علیه السّلام) فرمودند، که پدرم می فرمودند: کدام چیز چشمم را از تقیّه روشن تر می کند، به راستی تقیّه سپر مومن است.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص649

9- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: همانا تقیّه برای این مقرر شده که خون و جان با آن نگهداری شود و اگر تقیّه به خون ریزی کشد، دیگر تقیّه نیست. ( و در ریختن خون دیگران تقیّه روا نیست.)

توضیح بیشتر در مورد حدیث: مثل معروف برای اینکه تقیه سبب ریختن خون شود این است که ظالمی شخصی را مأمور کند برای کشتن مسلمانی برخلاف حق و در معرض این باشد که اگر حکم او را اجرا نکند خود او را بکشد در این صورت نمی تواند به عنوان تقیّه برای حفظ جان خود اقدام به کشتن مسلمان بی گناهی کند. مجلسی (ره) گوید: مشهور این است که اگر او را وادار کند بر انجام جراحتی که موجب قتل نباشد در صورتی که اگر انجام ندهد گمان دارد که او را خواهد کشت جائز است آن جراحت را برای حفظ جان خود مرتکب شود، و بعضی این خبر را چنین معنی کرده اند که: تقیّه برای حفظ جان است و اگر کسی می داند که او را به هر حال می کشند دیگر تقیّه ندارد.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص649

10- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: تقیّه در هر چیزی است که آدمی زاده بدان ناچار می گردد و محققاً خدا آن را برایش حلال کرده است.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص651

11- حضرت امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: تقیّه سپر خدا است میان او و میان خلق او (یعنی مانع عذاب خدا و نزول بلا است- از مجلسی(ره))

منبع: اصول کافی جلد 4، ص651

12- عبدالله بن عطاء گوید: به حضرت امام باقر(علیه السّلام) گفتم: دو مرد اهل کوفه را گرفتند و به آنها گفته شد از امیرالمومنین(علیه السّلام) بیزاری جویید، یکی بیزاری جست و او را آزاد کردند و یکی امتناع کرد و او را کشتند؟ فرمودند: آنکه بیزاری جسته(از روی تقیّه) مردی است که در دیانت خود مسأله می دانسته ( و به تکلیف تقیّه عمل کرده) و اما آنکه بیزاری نجسته، مردی است که به بهشت شتافته(یعنی از مصلحان بزرگ و جانبازان راه حق بوده است.)

توضیح بیشتر در مورد حدیث: مجلسی(ره) گفته این حدیث دلالت دارد که ترک تقیّه از روی جهالت و نادانی مایه ی اجر و ثواب است و این منافاتی با جواز ترک ندارد چنانچه گذشت، پایان نقل از مجلسی.

من می گویم، موضوع ترک تقیّه در اینجا ربطی به نادانی ندارد و کسی که برای خاطر دین، جان خود را از دست داده است روا نیست که گفته شود یک حکم معمولی را نمی دانسته بلکه از روی اخلاص داوطلب جانبازی در راه حق شده و به بهشت شتافته.

منبع: اصول کافی جلد 4، ص651

13- عبدالله بن ابی یعفور گوید: شنیدم حضرت امام صادق(علیه السّلام) می فرمودند: تقیّه سپر مومن است، تقیّه نگهدار مومن است، ایمان ندارد کسی که تقیّه ندارد، به راستی بنده ای است که حدیثی از ما به دست او می رسد و میان خود و خدا عزوجل بدان دین داری می کند پس وسیله ی عزت او است در دنیا و نور است در دیگر سرای، و بنده ای است که حدیثی از ما به دستش می افتد و آن را فاش و آشکار می سازد و در دنیا خوار می شود و خدا عزوجل آن نور را از او بازپس می گیرد(یعنی برای ترک تقیّه عبادتش باطل و بی اثر است و در آخرت از آن بهره ای ندارد- از مجلسی (ره))

منبع: اصول کافی جلد 4، ص653

 

www.ez12.persianblog.ir

با تشکر از انتخاب شما

/ 1 نظر / 73 بازدید
ناشناس

باسلام لطفا مقداری درباره آدرس دهی مطالبتون دقت کنید! تقیه اصلا در جلد چهارم نیست که! جلد سومه.